İlk 200 satır.
چی میخوای؟
میخوام بدونم ممکنه که یک زن فرمانروای کتگات بشه؟
منظورت بعد از مرگ رگناره؟
آره
تصور مرگ شاه بیخردانهست
بهرحال میخوام بدونم
..بله، دیدمش
یک روز یک زن بر کتگات فرمانروایی خواهد کرد
اون زن من خواهم بود؟
حقیقت رو میدونی ولی چیزی نمیگین
به حد کفایت گفتم
نه
!نه
خدایان اینجا هستند
حواسشون به همه چیز هست
حال میده، آیوار؟
از سر راه برید کنار
مراقب باشید استخونام رو نشکنید
!برید کنار
میخوای دوباره انجامش بدیم؟
!سریعتر! سریعتر
پسر کوچولوها کجا هستن؟
!بیورن! بیورن! بیورن
!بیا بغلم
بذار ببینم
اوبه. فیسترک. سیگارد. آیوار
!آیوار
خیلی بزرگ شدید
ملکه اسلاک
این دعاها رو برای تو حک کردم
کمکت میکنن بهبود پیدا کنی
قسم میخورم
ممنون
بهم بگو
چرا فورون اینجا رو ترک کرد؟
هیچکس نمیدونه یه شبه غیبش زد
به نظر زمان زیادی گذشته
دخترت رو با خودش نبرد
نگران نباش، ما ازش مراقبت میکنیم
اینم برای تو، آیوار
چی هست؟
پس پاریس همونطور بود که اتلستن میگفت
آره، همونطور که رگنار تصور کرده بود
حتی شاید بهتر
امروز برای مردههامون عزاداریم
اما باید برای چنین دستآوردی افتخار کنیم
این یه قفل از دروازههای پاریسه
خودم کندمش
پاریس همهمون رو ثروتمند کرد
اما ثروتمند شدن تنها یه معنا داره
برآورده شدن آرزوهامون
!هیچی نمیتونه ما رو متوقف کنه
حالا، رگنار واقعا مریضه
حقیقت داره که ممکنه بمیره
اما کی پادشاهتونه؟
!رگنار
به کی وفاداریم؟
!رگنار
از کی باید قدردانی کنیم؟
!رگنار
..رگنار همیشه قدردان کسانی بوده
که بهش اطمینان و باور داشتهاند
به طور مثال، دوست وفادارش
..راهب انگلستانی، اتلستن
کسی که به رگنار کمک کرد تا خیلی چیزا رو بفهمه
..رگنار همیشه میگفت که پاریس رفتنمون رو
مدیون اتلستن هستیم
..از این رو
دستور دستگیری فلوکی رو به جرم قتل اتلستن میدم
!نه، نه، فلوکی اینکارو نکن
،من کاری رو کردم که به نفع همه بود
به صلاح همهمون بود
کاری نکردم که بابتش جواب پس بدم
یادت نمیاد، بیورن؟
،که چطور در مورد اون کشیش حرف زدیم
که خودتم از تاثیر اون روی پدرت میترسیدی؟
چرا اعتراف نمیکنی؟
اعتراف کن
Tuck in to Hedeby?
Tomorrow.
- There is a lot to do. - Of course.
Remember that we intend to return to Paris.
I look forward,
I can not wait, Bj rn Iron Side.
You spoke well. I am proud of you.
Someone had to speak.
I beg you, let me know...
if Ragnar lives or passes away.
لاگرثاست
!برگشتیم
میخوام ببینمش! کجاست؟
!سریع بیاید
دارن میان
- اینار - فرمانده کالف
دوست من
برای توئه
میبینی؟
ارلندر، پسر شاه هوریک
خب، این چیه؟
یه سلاح فرانسویه
بهش میگن کمان زنبورکی
فکر میکنم خیلی کارآمد باشه
احتمالا
اما نه به کارآمدی اینها
!باید خاکش کنی و نگهش داری
!نگهش دار برای زمان مرگت
تا اون موقع نمیتونم صبر کنم
مردم خوب هدبی
ببینید چی از پاریس براتون آوردیم
کار تنها من نیست، بلکه لاگرثا هم کمک کرده
در یک جنگ سخت که اطراف پاریس ..و در کنار دیوارها و دروازه در جریان بود
که داستانها در موردش گفته خواهد شد
من جون لاگرثا رو نجات دادم
و اونم جون من رو نجات داد
..پس پیشنهاد میکنم حتی بدون پیوند ازدواج
..لاگرثا و من فرماندهی رو تقسیم کرده
و در جایگاه برابر با هم فرمانروایی کنیم
به عنوان فرمانده، این تصمیم منه
!بس کنید
!تنهاش بذارید
!بس کنید
!چیزی پرت نکنید
!تنهاش بذارید! ولش کنید
!خواهش میکنم بس کنید
!بس کنید
!تنهاش بذارید
برید گمشید
Humiliate me in this way
the defense of the gods.
زود باشید، بیاریدشون
از این طرف، از این طرف
آقایون امروز یه چیز خیلی خاص براتون دارم
خواهش میکنم، بفرمایید اینو ببینید
این یکی رو نگاه کن ارزش قیمت خاصی رو داره دوست من
خب؟
!عقب وایستا، عقب، عقب
!ملکه داره میاد
!برو عقب! ملکه !ملکه داره میاد، برید عقب
اینها کی هستند؟
اینا اهل پاریس و فروشی هستند، ملکه اسلاگ
به قیمتهای خیلی خوب
پدر
چقدر بزرگ شدی، مرد کوچک؟
بهوش اومدید
چیزی برای نگرانی نیست اوبه
دوباره حالتون خوب شده؟
..زندهام
متاسفانه
متاسفانه؟
میخوای یه روز شاه بشی؟
- البته، پدر - آره؟
- آره؟ - آره
پس یه کم آبجو برام بیار
!میرم به مامان بگم
!مادر! پدر بهوش اومده
خب، برات مهم نیست؟
البته که مهمه
برو و به همه خبر بده که شاه رگنار زندهست
سلام، آنگربودا
برام چی آوردی؟
کمکم میکنی؟
ممنون
خیلی خوشمزهست
رگنار بهوش اومده
آنگربودا، برو به مرِغای اونجا غذا بده
منو میکشه
اشتباه کردم که براش دعا حک کردم
چرا سعی کردم جونش رو نجات بدم؟ چه مرگم شده؟
..هلگا
همسر زیبا و باوفام
مادر بچهام
...هلگا
لطفا کمکم کن فرار کنم
خواهش میکنم
!کمکم کن، هلگا! کمکم کن
..کمکم کن
- اوبه - اون چیه؟
نمیدونم
این به نظر یه جاده میاد
و اینم دریاست
احتمالا
از کجا پیداش کردی؟
..تو یه خونه در پاریس
..صاحبش فکر میکرد که این از
تمام داراییهاش مهمتره
سخت برای نگهداشتنش جنگید
به چه درد تو میخوره، بیورن؟
این سرنوشتمه
نظرت در مورد اینجا چیه، فرمانده کالف؟
آره، خوبه
- انجامش میدم - ممنون
..داستان رو برات میگم
اینار، چه کاری از دستم برمیاد
تصمیمت برای تقسیم فرمانروایی با لاگرثا غیر قابل قبوله
برای کی؟
برای من و خانوادهم
خانوادهی من بود که تو رو فرمانده کرد
به همون راحتی میتونیم خلعت کنیم
چرا نمیتونی لاگرثا رو بپذیری؟
چون بخشی از توافقمون نبود
No comments yet. Be the first to leave one.