The Crystal Cuckoo

The Crystal Cuckoo (El cuco de cristal)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

The Crystal Cuckoo S01E03 Soul
Şunun yorumuyla Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Etiketler

other
netflix_synced
Yayınlandı: 2025-11-24
İndirmeler: 34
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫Soul ‫ با افتخار تقدیم می‌کند

‫"سال 2023"

‫اون...

‫دو سال تنهایی رفت کنار یه دریاچه

‫- و اونجا "والدن" رو نوشت ‫- دوباره نه

‫اگه دوباره درمورد اون آمریکاییه حرف بزنی ‫دیوونه میشم

‫هی نگو "آمریکاییه"

‫یکم احترام بذار باشه؟ ‫اون "هنری دیوید ثورو" بزرگه

‫با من میومدی؟

‫ما که همین الانم اینجاییم

‫منظورم دورتر از اینجاست

‫و دیگه هیچوقت برنگردیم

‫آره قشنگ به نظر میاد

‫فکر خوبیه

‫میدونی چی از اون بهتره؟

‫چی؟

‫"اشعار هنری دیوید ثورو"

‫- نه! ‫- آره

‫آره ‫یه شعر از "هنری دیوید ثورو" بزرگ

‫گوش کن

‫"در چمنزاری دور و تنها"

‫"بگذار برای علف نیزار سوگواری کنم"

‫"یا در جنگل با خش‌خش برگ‌ها..."

‫هی

‫- تو... ‫- اینو هزار بار برام خوندی

‫هزار بار دیگه هم میخونم گوش کن

‫چی میخوای؟

‫دیگه نمیکشم

‫طاقت ندارم

‫میخوام تنها باشم لعنتی

‫میخوای ازم جدا شی؟

‫- از طرز نگاه کردنت متنفرم! ‫- چی؟

‫تو هم مثل بقیه با ترحم بهم نگاه میکنی

‫همین الان برو بیرون!

‫ماریا

‫چیه؟ چه خبره؟

‫"فاخته بلوری"

‫بعدا میبینمتون

‫- کلارا ‫- سلام

‫خب؟ چطوری؟

‫بعد از صبحونه مامانت توپه توپم

‫خوبه خوشحالم

‫از خونه زدم بیرون و اینو دیدم

‫همونطور که میبینی شهر ‫برای جشنواره تزئین شده

‫ببین مردم واقعا عاشقشن

‫همه چی خوبه؟

‫آره... میخواستم یه چیزی نشونت بدم

‫شاید چیز مهمی نباشه ولی...

‫دیشب این ویدیو از داداشتو ‫تو صفحه ماریا دیدم

‫اینا همون حرکاتیه که اون مرده ‫تو جنگل انجام میداد دقیقا همونا

‫نمیدونم. عجیبه

‫نمیدونم چطور میشه کارلوس رو ‫به اون مرد تو جنگل ربط داد

‫آره منم نمیدونم ولی حرکاتش خیلی خاصه

‫و نمیشه گفت تصادفیه

‫من هیچوقت ندیده بودم اینکارو بکنه

‫به رافا میگم ببینم نظر اون چیه

‫باشه

‫خب چطوری میشه تو جشنواره شرکت کرد؟

‫مردم میرن سمت جنگل

‫جشنواره با دیدار ارواح و ناجی‌ها شروع میشه

‫- بهت پیشنهاد میکنم ببینیش ‫- باشه

‫اگه دوست داری شرکت کنی اونجا میبینمت ‫ما به زودی میریم

‫حتماً

‫- اونجا میبینمت ‫- باشه

‫- و از جشنواره لذت ببر ‫- ممنون

‫- فعلا ‫- فعلا

‫"سال 2004"

‫"سال 2023"

‫ولم کن!

‫- بیا بریم خونه ‫- من تا حالا هیچ جشنواره تامبورادایی رو از دست ندادم

‫- یعنی اینو از دست بدم... ‫- پس هر غلطی میخوای بکن

‫معلومه که میکنم...

‫برام مهم نیست

‫- "گربه" دوباره داره مشکل درست میکنه ‫- حتما مسته

‫- سلام ‫- سلام

‫درخواست دوستیتو قبول کردم

‫رسماً با هم دوست شدیم

‫آره

‫هی اونو میشناسی؟

‫معلومه اون رامون کابایرویه

‫کارلوس خیلی دوستش داشت

‫میرفت خونش و ساعت‌ها با هم حرف میزدن

‫رامون کابایرو

‫نویسنده کتاب "تاریخچه مخفی یسکیس"؟

‫آره از کجا میدونی؟

‫کتابشو تو اتاق کارلوس دیدم ‫و پر از حاشیه‌نویسی بود

‫همه این حرفا درمورد ‫توطئه‌ها و ناپدید شدنا رو

‫اون تو سرکارلوس انداخت

‫- چرا میپرسی؟ ‫- همینطوری

‫هی ماریا...

‫یه ویدیو از کارلوس تو صفحه‌ت دیدم...

‫بیا بعدا درموردش حرف بزنیم ‫نگاه کن رسیدیم

‫اینا کین؟

‫ارواح سرگردان

‫برای اونایی که تو جنگل گم شدن

‫- دمتون گرم! ‫- دمتون گرم!

‫دمتون گرم!

‫دمتون گرم!

‫دمتون گرم!

‫خب چه ویدیویی تو صفحه من دیدی؟

‫یه... ویدیوی از کارلوس

‫- صورتحساب لطفاً ‫- یه لحظه

‫بفرمایید

‫حالش چطوره؟ خوب خوابید؟

‫آره، نگاهش کن. خوشحاله

‫چیزی متوجه نشد

‫خوشحالم که اینو میشنوم

‫به پسرت بگو باید حواسشون جمع باشه

‫پلیسا کل روز هیچ کاری نمیکنن

‫- بابا بس کن ‫- نه

‫بس نمیکنم

‫نوه منو بردن

‫و هیچکس اینجا هیچ کاری نمیکنه

‫یادت میاد قبلا دیده باشی ‫داداشم همچین کاری کنه؟

‫- خب... ‫- رافائل!

‫لعنتی! چلو

‫- چه خبر چلو؟ ‫- امسال بازی نمیکنی؟

‫- بهتره این کارو به جوونا بسپریم نه؟ ‫- خیلی خوب بودی

‫کار دیگه‌ای داری؟

‫آره. میدونم کی بچه رو برده

‫کی؟

‫- باباش میگل فرر ‫- بس کن چلو تورو خدا

‫- بابات تو جنگل زنده‌س ‫- بسه چلو خواهش میکنم

‫- گوش نمیدی و دیگه دیر میشه ‫- باشه. از جشنواره لذت ببر چلو

‫ممنون

‫بریم

‫میدونی کی ممکنه این ‫حرکاتو بهش یاد داده باشه؟

‫چرا این موضوع اینقدر برات مهمه؟

‫دلیلی نداره فقط... توجهمو جلب کرد

‫این حرکت بال زدنه ‫یا حداقل خودش اینجوری میگفت

‫- حرکت بال زدن؟ ‫- آره کاری که تو ویدیو میکنه

‫کارلوس تقریبا هر روز ‫میرفت جنگل

‫نمیذاشت من باهاش برم

‫یه بار ازش پرسیدم ‫حوصله‌ت سر نمیره؟ جواب داد

‫"نه چون میرم اونجا تا یاد بگیرم"

‫کارلوس... آدم عجیبی بود

‫اولش هم همین منو جذبش کرد

‫حالا میتونی چشماتو باز کنی

‫تکون نخور

‫دیگه آخراشه

‫"سال 2004"

‫همینطوری. کارت عالیه

‫آفرین قهرمان

‫آزمایشا خیلی خوب پیش رفت

‫اون آرومه ‫الان فقط باید صبر کنیم

‫برای مدت طولانی؟

‫حدود یه هفته. ولی مهمترین چیز حفظ آرامشه

‫- باشه؟ ‫- باشه. ممنون

‫گابریل یه شبه مرخصی گرفت

‫- مدرسه رو ول کرد ‫- و کجا رفت؟

‫نمیدونم

‫ولی حتما یه جایی رفته دیگه درسته؟ ‫باید یه توضیحی داده باشه

‫نه فقط گفت بعد از مرگ زنش افسرده‌س

‫- که تا حدی هم درک میکنم ‫- آره. ممنون خواکین

‫- خواهش میکنم. فعلا ‫- فعلا

‫همین الان با دکتر کارلوس حرف زدم

‫- متخصص. رفت ‫- آره دیدمش. چی گفت؟

‫گفت برای تشخیص هنوز زوده

‫دیشب کجا بودی؟

‫قبلا بهت گفتم مارتا

‫از مرکز باهامون تماس گرفتن

‫تا ساعت 2 نصف شب اونجا نگهت داشتن؟

‫خب شب بخیر سوسک کوچولو

‫شب بخیر

‫چطوری؟

‫یکم درد دارم

‫اینجا درد میکنه؟

‫من مریضم؟

‫هنوز نمیدونیم

‫این چیزیه که دکترا دارن ‫سعی میکنن بفهمن باشه؟

‫ولی تو خوب میشی. این حتمیه

‫ما همه اینجاییم تا مطمئن بشیم

‫مثل هالک قوی میشی

‫- دوستت دارم ‫- منم همینطور

‫دوستت دارم

‫حالا بخوابین. من چراغو خاموش میکنم

‫درو باز میذارم

‫خوان؟

‫چیه؟

‫- من میمیرم؟ ‫- معلومه که نه

‫تو داداش منی. من ازت محافظت میکنم باشه؟

‫باشه

‫و اگه مریضی‌ای هم داشته باشی دخلشو میارم

‫باشه

‫هیچوقت نمیذارم بلایی سرت بیاد

‫قول میدم

‫شب بخیر

‫شب بخیر

‫- اینم؟ ‫- آره اینم

‫- برای سردرد بعد مستی هم خوبه؟ ‫- آره عالیه

‫سلام!

‫- بزنیم به سلامتی ‫- باشه

‫ممنون

‫خب؟ خوان باهاتون چطور بود؟

‫- مودب بود ‫- کی؟ کوچیکه؟ مودب بود

‫آروم بود. هیچ دردسری درست نکرد

‫خب یعنی...

‫صادق باشم

‫چی؟

‫اینکه طرفدار رئال مادریده...

The Crystal Cuckoo subtitles in other languages

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left