Stir of Echoes

Stir of Echoes

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Stir of Echoes 1999 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian Stir of Echoes 1999 زیرنویس فارسی فیلم

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2026-03-28
ดาวน์โหลด: 23
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

باشه

جکسون اومد اینجا که بازی کنیم

ابرقهرمان‌بازی

من "رنجر سیاه" بودم

جیک؟ حالت خوبه؟ من خوبم

می‌تونم یه سوال بپرسم؟

باشه. دیگه وقتِ خوابه

یه سوالِ مهمیه

بیا بریم، مردِ بزرگ

می‌تونم لباسِ حشره‌ایم رو بپوشم؟

پیژامه حشره‌ای‌ها اون پایین، تو طبقه اولن

لباسِ ماشین‌آتشنشانی‌ها هم خوبن، نه؟ حشره

ماشین‌آتشنشانی

حشره

ماشین‌آتشنشانی

حشره

باشه. حشره. الان برمی‌گردم

مُردن درد داره؟

حیوون

چی؟

می‌تونم بگم؟

می‌خوای بمیری؟

اون اسپرم‌های آبجو‌زده‌ت هنوز کار می‌کنن

دوباره خواهرم رو حامله کردی

فکر کردم خودت می‌خواستی

چی؟

بچه ممکنه قبل از اینکه اون بفهمه به دنیا بیاد

تو که حامله نیستی

"تبریک می‌گم" مناسب‌تره

و قبل از من به اون گفتی؟ / -اون یه جادوگره. یه نگاه بهم انداخت و حدس زد

یه چیزی بگو؟

ضدحال

یه چیز دیگه؟

خب، شش هفته... بچه آوریل یا مِی به دنیا میاد

ژوئن، عالیه. انیشتین هم خردادی بود

اون دختر اسکاتلندی‌هه هم همین‌طور

می‌ری به جیک کمک کنی پیژامه‌ش رو بپوشه؟

اما اگه دیر بشه

اگه بخوای این بحث رو شروع کنی از اون پنجره لعنتی پرتت می‌کنم بیرون

برو بالا و تو پوشیدن پیژامه بهش کمک کن

منم دوستت دارم

هی، این عالیه

فکر کنم وقتشه یه بچه دیگه بیاریم. خودم می‌خواستم پیشنهادش بدم

واقعاً؟

باید مرخصی بگیری

از پسِ هزینه‌ش برنمیایم

من اضافه‌کاری می‌ایستم. نمی‌خوام اون همه ساعت کار کنی. وقتی میای خونه انگار تو خلسه‌ای

از پسش برمیام

تدی یکی دیگه رو پیدا می‌کنه

اوه، تام. متاسفم

یادم رفته بود. بی‌خود نیست که شاکی هستی

شاکی نیستم

نیستم. من یه مردِ بالغم

در هر صورت نباید وقتم رو با یه گروه موسیقی مزخرف هدر می‌دادم

باید برم لباسم رو عوض کنم. یه چیزِ باحال بپوشم

عاشقتم

من آدمِ خوشحالی‌ام

قول می‌دم تا ابد مامورِ سیم‌کشی نمی‌مونم

منظورت چیه؟

تمام روز دارم سیم می‌برم. یه میمون هم از پسش برمیاد

می‌ری تو بخشِ اداری

تا آخر سال

نه، منظورم اینه که... خیلی حرف‌ها درباره اینکه می‌خوام به کجا برسم زدم

می‌خواستم بدونی که بلوف نمی‌زدم. جدی می‌گفتم

من باهات ازدواج نکردم چون فکر می‌کردم قراره مشهور بشی

از تیپت با شلوار جین خوشم می‌اومد

هیچ‌وقت نمی‌خواستم مشهور بشم. فقط انتظار نداشتم که این‌قدر

چی؟

معمولی باشم

هیس

امیدوارم دختر باشه. دیگه از این همه پسر تو این خونه خسته شدم

به جز مالِ تو

احتمال اینکه یه مردِ مجرد تحصیل‌کرده اینجا باشه چقدره؟

اگه از اون قرص‌های توان‌بخشی خورده باشه چی؟

دندونِ اسبِ پیشکشی رو نمی‌شمرن

هی، تامی

باورت نمی‌شه چه روزی داشتم

بیا اینو بگیر. یالا

هی، هری

داری حواست به خونه زندگیِ من هست؟

داریم کفِ زمین رو سوراخ می‌کنیم

شیلا، بابی و ونسا رو که می‌شناسی

کدو تنبل‌شون. دارو رو وارد بدنت کن

تام، از محله خوشت میاد؟

من تو "بریج‌پورت" بزرگ شدم. اینجا که کشور غریبه نیست

دقیقاً همین‌طوره. اینجا بهترین محله‌ست

تو کلِ شیکاگو. چون ما هوای همدیگه رو داریم

داری کاندیدای شهرداری می‌شی؟

کسی اون موادفروش‌های لعنتی رو این‌طرف‌ها ندیده؟

لنی اینجا چیکار می‌کنه؟

بابی. بهش گفتی؟

ونسا مجبورم کرد

می‌تونستم درک کنم اگه سر و صدا رو می‌شنید و خودش می‌اومد تو

اما اینکه واقعاً این احمق رو دعوت کنی

وقتی با گلوی بریده از خواب بیدار شدی، سراغِ من نیا

برام جذابیتی نداره

اون‌قدر مست نیستم که

ازش می‌ترسم

نشنیدی که بعضی‌ها رو زیرِ هیپنوتیزم عملِ جراحی می‌کنن؟

ولی من باورش نمی‌کنم

اونایی که می‌گن هیپنوتیزم شدن فقط دارن نقش بازی می‌کنن

پس چطور ممکنه تیغِ جراحی رو تو گلوشون فرو کنن... بدون اینکه خون بیاد یا حتی یه صدا از خودشون دربیارن؟

چرنده. تو هیچ‌وقت همچین چیزی ندیدی

مزخرفه

یه کلمه دیگه یاد بگیر

باشه، "تنگ‌نظر". من یه پسره رو تو کلاسم دیدم

که وقتی زیرِ هیپنوتیزم بود، یه سوزنِ ۵ سانتی رو تو بازوش فرو کردن

داری از خودت درمیاری

عکسش رو دیدم. جاش مونده بود

نمی‌فهمم چطور کسی که بیشترِ عمرش رو

تو دانشگاه گذرونده، می‌تونه این خرافات رو باور کنه

خرافات نیست. من عملاً یه درمانگرِ هیپنوتیزمِ دارای مدرکم

"عملاً" دارای مدرک؟

این مثلِ این نیست که بگی مدرک ندارم؟ آخ

چون کلِ عمرت رو تو همین شش تا بلوکِ لعنتی گذروندی

دلیل نمی‌شه که دنیای بزرگ‌تری وجود نداشته باشه

درهایی که هنوز بازشون نکردی. چیزهایی که سر سوزنی ازشون سر در نمیاری

باشه، "کِرسکین". ثابتش کن. یکی رو هیپنوتیزم کن

آره. منو بکن

نه

چرا نه؟

یکیش اینکه جبهه گرفتی

به نظرت جبهه گرفتم؟

ممنون که دعوتمون کردی. مهمونیِ عالی‌ای بود

بیخیال لیزا. منو هیپنوتیزم کن

یالا دیگه

تو مستی

من مست نیستم

نباید کسی رو که مشروب خورده هیپنوتیزم کرد

هیپنوتیزم؟ بیخیال. خواهش می‌کنم، یالا

التماست می‌کنم. این وحشی‌ها رو آدم کن

با این طرز برخوردِ لجبازانه‌ت جواب نمی‌ده

مو به مو هر چی بگی رو انجام می‌دم

مگه چی می‌شه؟

چراغ‌ها رو خاموش کنید

فقط آروم باش. دستت رو بذار پایین و راحت استراحت کن

تکیه بده

کاملاً راحت باش. ریلکس کن

بهم اعتماد کن، باشه؟

چشم‌هات رو ببند

حتماً، لیزا

حالا، فقط برای یه لحظه گوش کن

به صداهای اتاقِ اطرافت گوش بده

می‌خوام تصور کنی تو یه سالن سینمایی

یه سالنِ سینما

تو تنها کسی هستی که اونجاست

یه کاخِ سینماییِ قدیمی و باشکوهه

به اطرافت نگاه می‌کنی

یه سالنِ سینمای بزرگ و خالیه

دیوارهای سینما... سیاه رنگ شدن

صندلی‌ها... با پارچه سیاه پوشیده شدن

و تو کلِ اون سینمای ظلمات

فقط یه چیز رو می‌تونی ببینی: پرده سفید

متوجه می‌شی که روی پرده چند تا حرف هست

حروفِ بلند، ضخیم و سیاه. تار هستن

تو صندلیت بهشون نزدیک‌تر می‌شی و سعی می‌کنی بخونیشون

خیلی راحتی. این صندلیِ موردعلاقه‌ته

و داری هی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شی. به حروف خیره شدی

کاملاً آرومی، پاهات شُل شدن. دست‌هات بی‌حس و سنگینن

اون‌قدر نزدیک شدی که بتونی حروف رو بخونی

دارن واضح می‌شن. حروف این کلمه رو می‌سازن... بخواب

بخواب

اون دیگه چه کوفتی بود؟

چی؟

حالت خوبه؟

حتماً داشتی فیلم بازی می‌کردی

این عجیب‌ترین چیزی بود که تا حالا دیدم

تو جزو اون ۸ درصدِ خوش‌شانسی

هنوز روی گونه‌هات اشک هست

اون چه بلایی سرِ من آورد؟

چه ۸ درصدی؟

فقط ۸ درصدِ مردم... به شدت هیپنوتیزم‌شون بالاست. هر کسی ممکنه یه ذره بره تو خلسه

اما نه این‌قدر عمیق، نه اون‌قدر ترسناک که این رفت

دستت چطوره؟

چی؟

من یه سنجاق‌قفلی تو دستت فرو کردم و ازت خواستم

که فقط از یه طرفش خون بیاد، نه از اون طرف

که همین کار رو هم کردی

خیلی باهام همکاری کردی

همچین اتفاقی افتاد؟

خودت گفتی درد نداره

می‌خوام درباره "جویی لوکا" بیشتر بدونم

کی؟

همون بچه‌ای که وقتی ۱۲ سالت بود، لت‌وپارت کرد

داشتی گریه و زاری می‌کردی

خیلی خنده‌دار بود. خیلی هم تاثیرگذار

جویی لوکا؟ اصلاً بهش فکر نکرده بودم

می‌شه بریم خونه؟ یه جوری‌ام

آره، حتماً

چشم‌هات رو ببند

چی شده؟

بس کن

اوه، یا عیسی مسیح

اوه خدای من

چی؟

دارم یه چیزایی می‌بینم

منظورت چیه؟

نه، نه، صبر کن. الان نمی‌تونم

پس داشتی خیلی خوب نقش بازی می‌کردی

صبر کن. بس کن. بس کن. خیلی عجیبه

More Farsi Persian subtitles for Stir of Echoes

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left