200 บรรทัดแรก
ترجمه از ميثم اميدورام لذت ببريد
آدريانوپل
نه سال قبل از محاصره
شاهزاده کجاست؟
تو اتاقش, ملکه مارا
محمد
خيلي متاسفم
نيازي نيست
مادرت هميشه جزئي از تو خواهد بود
به سختي ميشناختمش
من حتي نمي تونم صورتش رو به ياد بيارم
براي من هيچ فايدهاي نداره که تو گذشته زندگي کنم
بذار يه چيزي نشونت بدم
بيا
باستاني ها معتقد بودن ماه خونين نشانه خوبي از تغيير هست
اين ماه خونين رو يادت باشه محمد
يه روزي برميگرده وقتي بهش خيلي نياز داري
وقتي همه چيز از بين ميره
در اواخر آپريل رومي هايه شروع نافرجام داشتن
براي ناواگان عثماني که در شاخ طلايي لنگر انداخته بود کمين ميکنن
اونا با ديواري از آتش روبرو ميشن
تبديل مهاجمان به حمله
فرماندار، آيا به پيشگويي ها اعتقاد داريد؟
من به کلام خدا اعتقاد دارم
سالها پيش جد من، عثمان، يک حواب ديده بود
درخت بزرگي از زمين بلند شد
از ريشش چهار تا رشتهکوه به وجود اومده بود
بعدش چهارتا رودخونه
و در اطراف اون رودخانه ها شهرهايي زيبا و درخشنده پديد اومدن
برگهاي درخت بزرگ به شمشير تبديل شدن
ناگهان باد تندي اومد و همه ...شمشيرها به يه شهر اشاره کردن
قسطنطنيه
شمشيرهاي ما حالا به قسطنطنيه رفتن
امپراطور بزودي خواهد ديد که اونا تا چه حد از هم جدا شدهاند
هر امپراتوري يه آغازي داره
که با خون ريختن غارت و ثروت و کشورگشايي شکل ميگيره
در سال 1453 امپراطور روم کنستانتين يازدهم..
و امپراتور عثماني سلطان محمد دوم.
براي فتح قسطنطنيه اعلام جنگ کردند
23 لشکر تلاش کردند تا اين شهر نامور رو فتح کنند
و موفق نشدند
بعد از کشت و کشتار بسيار حاکمي به قدرت ميرسد که..
سير تاريخ را تا 300 سال آينده تغيير ميدهد
براي اينکه يک امپراتوري به قدرت برسد
بقيه بايد شکست بخورند
شاخ طلايي روز 24 محاصره
اهالي جنواا در گالاتا به ترک ها هشدار دادن که اين حمله در حال وقع هست
و تو چهرهاي اهالي بيزانس خشم بود چون نه تنها به طور کامل از بين ميرن
بلکه هزينه زندگي 200 مرد که اونا قادر به از دست دادنش نيستن
و اين لحظه اي هست که هر دو طرف متوجه ميشن
سهمي پرسيده نميشه و سهمي داده نميشه
تسليم شدن ديگه يه گزينه نيست
شما در اين مرحله هستيد
يا ميميري يا پيروز ميشي گزينه ديگه اي وجود نداره
سخنان مدافعان شکست خورد و سرنوشت وحشتناک
آنها باعث ايجاد لرزه در سراسر قسطنطنيه شد
اه
حروم زاداه هاي دروغگو لومليني ، به ما خيانت کرد
تاوان اين کارشو ميده
من بهتون گفتم که نميتونيم به اين مزدوران کاتوليک اعتماد کنيم
تو جرات داري از اعتماد حرف بزني؟
چرا در ميون نميذاري
با ما ماجراي ديشب در بيرون ديوارها رو؟
مواظب باش جنوا
سرورم
اين تويي که بايد قدمت رو ببني
تو افعي
بس کنيد
شما مثل بچه ها بحث ميکنيد در حاليکه امپراطوري ما براي زندگيش ميجنگه
اگه اين مزخرفات رو ادامه بديد
ما هم ممکنه تسليم ترک ها بشيم
سلطان تقريباً در هر جهت از ما پيشي گرفته و ما در حال وقت تلف کردنيم
همينطور هم هست
هر روي که اونا اونجا اردو ميزنن آجري هست که به پشت سلطان پرتاب ميشه
کمک برامون مياد
هر روز شايعاتي درباره ناوگان منتشر ميشه
که توسط جاسوس هاي خود ماست
بر اساس حقيقته
ونيز قول داده که کمک بفرسته پس کو؟
اونا ميان و از ديوارا محافظت ميکنن
مثل هميشه
مواظب هشدار باشيد
يه گروه جستجو براي ناوگان بفرست
اينطور که ميگن کنستانتين خيلي از تاريخ ميدونه
اون ممکنه بر بقاياي يک امپراتوري حکومت کنه
اما او تنها کسي هست که مي تونه ادعا کنه امپراتور روم هست
منو تنها بذاريد
با يک سلسله مراتبي سياسي که همه راه رو به آوگوستوس باز ميگردونه
اون وظيفش رو خيلي خوب ميدونست
و از اين لحاظ خيلي به مکتب کهن شباهت داشت
قسطنطنيه مدت زيادي بود که توسط پيشگوييها احاطه شده بود
يکي اين بود که اين شهر توسط يک امپراطور موسوم به کنستانتين تأسيس ميشه
که اسم مادرش هلنا بود
و تحت يک امپراطور با هيمن نام
و همين مادر از بين ميرفت
و متاسفانه کنستانيتن يازدهم اين چنين بود
من کنستانتيني نخواهم بود که شهر خدا را از دست داده است
سرنوشت امپراطوري ?،??? ساله و حاکم آن در هفتههاي آينده نوشته خواهد شد
با درگير شدن در يک بنبست
هر دو طرف حفر ميشوند
و مسائل قديمي حل و فصل ميشود
خائن
مي ، 1453
محاصره وارد ماه دوم خود می شود
اردوگاه عثمانی با احساس ناامیدی محاصره شده است
این درگیری به سطح جدیدی از خشونت میرسد
طی هفتههای بعد, نیروهای محمد حملات متعددی به این شهر انجام دادند
نیروهای دفاعی که به شدت آسیبدیده بودند
اما هنوز مقاومت میکردن
و نیروهای مدافع به رهبری جیوستینیانی
تضمینی وجود ندارد که محاصره موفقیتآمیز باشد
چند نکته هست که عثمانیها تقریباً تسلیم میشن و از بین میرن
منظورم اینه که تدارکات سازماندهی یک ارتش در قرن پانزدهم
مقدار غذا که شما برای پشتیبانی از ارتش بهش نیاز دارین
مقداری ثروت دولت که برای سرمایهگذاری در اسلحه و دستمزد نیاز دارید
چه برسه به از دست دادن زندگی احتمالی
میدونید جمعیت در قرن پانزدهم
بسیار کمتر از جمعیت امروزی ماست
اگه موافق باشید هر مرگ چندین برابر میشه
یک نفر کمتر به خونه میره تا به مزرعه
یه نفر کمتر برای پرداخت مالیات میشه
این یکی کمتر از خانواده هایی هست که قرار وجود داشته باشه
پس یک قمار بزرگ محسوب میشه
در درون دیوارها همزمان
مدافعان در حال خسته شدن هستند دیوارها در حال فرسایشن
آنها در حال از دست دادن غذا هستن
هر روز یک حس رو به رشدی از ناامیدی را به همراه میآورد
تصاویری از مقدسترین آثار قسطنطنیه
در زمان محاصره عثمانی بر دیوارهای شهر نمایش داده میشود
بنابراین این تصاویر عالی از مسیح پانتوکراتور
و مریم باکره برای تشویق نیروها در اطراف دیوارها کشیده شده است
و البته مریم باکره چندین بار این شهر را نجات داده بود
نه از جانب ارتش های مسلمان در گذشته
پس وحشتناکه،بله
اما هر دو طرف به وضوح معتقد بودن
که خدا به طریقی کنارشونه
و بنابراین محاصره وارد مرحله جدیدی می شود
که حملات خونگیرتر می شوند
تکنیک ها شدیدتر
و جنگ ها وحشی تر می شوند
شما در مورد ماهیت فیزیکی جنگ قرونوسطایی فکر میکنید
مطمئناً ، ما چند اسلحه و چند کمان و تیر داریم
که شما را قادر می سازد از راه دور مردم را بکشید
اما تعداد زیادی از نبردها به صورت دستی انجام می شود
باشمشیر،تبر،نیزه
که در آن شما در مورد ماهیت بصری آن فکر میکنید
میدونید که نیروی بدنی زیادی لازم هست
که کسی رو با تبر از بین ببرید یا با قفسه سینه بزنید بهش
اه
شما به چشم کسی نگاه می کنید
و شاهد آسیبهایی هستید که سلاح شما به آنها میدهد
دونستن اینکه تو چند ثانیه بعد ممکنه براتون اتفاق بیفته
باید کاملاً وحشتناک باشه
اه
هفته ششم محاصره
ایتالیایی روی دیوارها
جوسینیانی
باید بررسی بشن پاشا
اون منو میزنه
من بیشتر از این چیزی دوست ندارم که شخصاً باهاش برخورد کنم
من شور و شوقت رو تحسین میکنم
اما به نظرم نیازی نیست
چی تو فکرته؟
قربان
جیوستینیانی
آیا زاگانوس پاشا دیوانه شده؟
چی کار داره میکنه؟
جیوستینیانی
پیامی از سلطان خود آوردم
سلطان
پس تو یه کابوس جنوایی هستی که دیوارها رو بهم میریزه
بدتر از اینم هستم
دزد دریایی؟
تو و گروه یاغیت خیلی از مردها رو برای من هزینه کردی
اما احترام منو بدست آوردی
نظر لطفتونه سلطان
من عقل دارم سرباز مزدور
اگه چاپلوسی هست که میخوای انجام بدی برگرد پیش صندوقدارتون
اونا سرشون با زندانی های عثمانی خیلی شلوغه تا بخوان با من حرف بزنن
این مبارزه تو نیست
تو یه سرباز پولی هستی، بنابراین من حاضرم بهت پول بدم
یکم دیر شده سلطان
یک شایعه وجود داره
که در صورت پیروزی امپراطور
جزیره لمنوس رو به شما میده
هچنین امپراطور قول همون جزیره رو به سه نفر دیگه داده
که با تو میجنگن
شنیدی؟
امپراطور ، این قابل قبول نیست
چطور بدونیم که اون به ما خیانت نمیکنه؟
بذارید به سمت هردوشون تیر بفرستیم و کارمون تمام بشه
به اطراف نگاه کن ، سرباز
شما نمی تونید برنده این نبرد بشین
لازم نیست برنده بشیم
فقط مساله زمانه قبل از اینکه ارتش مسیحی به اینجا برسه
و شما اونا رو شکست نخواهی داد
محمد به هر روشی که می تونست به مردم انگیزه میداد
اون حتی سعی کرده بود که جوستینیانی رو
از قسطنطنیه بیرون بکشه
تا بهش ملحق بشه و بهش پول پیشنهاد کرد
No comments yet. Be the first to leave one.