Blood Quantum

Blood Quantum

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Blood Quantum 2020 HDRip XviD AC3-EVO
Blood Quantum 2020 1080p WEBRip 1400MB x264-GalaxyRG
Blood Quantum 2020 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Blood Quantum 2020 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO [TGx]
Blood Quantum 2020 720p WEB-DL H264 AC3-EVO [TGx]
Blood Quantum 2020 720p WEB-DL 625MB nItRo
Blood Quantum 2019 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Blood Quantum 2019 720p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
Blood Quantum 2019 WEB-DL x264-FGT
Blood Quantum 2020 720p WEBRip x264 AAC-ETRG
ความคิดเห็นโดย QDVD
【 تورج پاکاری Stef@n : مترجم】 ➨ WwW.QDVDCover.Co مرجع فروش کاور فیلم و سریال ✦ ✦ Telegram ➨ @QNDvD به روزترين مرجع فروش فيلم و زيرنويس در ايران ✦

แท็ก

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
AC3
1080
TS
YTS
hdrip
HDRip
XviD
HD
เผยแพร่เมื่อ: 2020-09-21
ดาวน์โหลด: 46
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫- چرا اینقدر طولش دادی؟ ‫- فیش میتنز. کجاست؟

‫فیش میتنز

‫- باهاش چیکار کردی؟ ‫- هیچی

‫ممکنه تو سطل آشغال ‫مرگ موش بوده باشه

‫ممکنه بخاطر همین باشه

‫این سگ کوفتی، تریلور ‫بهت راجع‌بهشون گفتم

‫حالا من باید این گند رو جمع کنم

‫هیس

‫متاسفم، دختر

‫لعنتی

‫من حاضرم هر کاری کنم ‫تا یه تیر حروم سگ زن سابقم کنم

‫تو تا حالا زن سابقم رو دیدی؟

‫یکم زود اومدی

‫- زود واسه چی؟ ‫- با دوریس حرف نزدی؟

‫تازه داره میاد

‫ممکنه زنگ زده باشه خونه‌ام، ‫ولی خونه نبودم

‫چی قرار بود بهم بگه؟

‫امروز صبح جوزف رو گرفتن

‫تو شهر گرفتنش و گفتن ‫فقط به تو آزادش میکنن

‫خدایا

‫به نظرت بخاطر ماست؟

‫پدر و مادر افتضاح؟

‫به نظرم اون فکر میکنه ‫باباش یه بدبخته

‫و هیچ کاریش هم نمیکنه

‫ظهر میام اونجا پیشت. ‫دلیلی نمیبینم زود بیارمش بیرون

‫هی

‫هارلی رو ندیدی؟

‫نه. ‫حواسم بهش هست

‫مرکز؟

‫دوریس؟

‫ همین‌جام، رئیس. ‫ کل صبح رو بهت زنگ میزدم

‫ من خونه جاس‌ام

‫ اوه، جدی؟

‫نه از اون لحاظ. ‫توضیح بده

‫شعر و ورها رو بزن گوشه ‫و نکات اصلی رو بهم بگو

‫ فقط دارم سعی میکنم ‫ مسائل رو مرتب کنم

‫ امروز دیوونه کننده بوده، ‫ واقعا دیوونه کننده

‫ یکم پیش بورنر زنگ زد

‫ گفت یه یاروی سفید پوست مَست ‫ میخواسته مرغ‌هاش رو بخوره

‫ و اینکه اگه زود نری اونجا

‫ میزنه مغزش رو میترکونه

‫ حرفای خودش رو گفتم، رئیس

‫بورنر کجاست؟

‫ دیگه کجا میتونه باشه، رئیس؟ ‫ تو جنگله

‫بیارینش و دست و پاش رو ببندین. ‫دیگه چی؟

‫ میدونی که جوزف رو گرفتن؟

‫با جاس حرف زدم. ‫امروز عصر میرم دنبالش

‫ نمیخواستم اینو بگم، رئیس

‫بگو خب

‫ لایسول رو هم باهاش گرفتن

‫معلومه که همینطوره

‫این کانال بازه. ‫چیزی شد در جریانم بذار

‫ یه مسئله دیگه، رئیس. ‫ بابات زنگ زد

‫ به نظر میومد ترسیده

‫بابا؟

‫داخل رو ببین!

‫داخل رو ببین

‫قزل آلای مرده‌ست

‫فکر کنم دارم دیوونه میشم

‫بابا...

‫دل و روده‌ش رو آوردی بیرون!

‫امروز صبح از رودخونه گرفتمش

‫الان 60 ساله تو این رودخونه‌ها ماهی میگیرم

‫تا حالا همچین چیزی ندیدم

‫تو صندوق عقب بنزین دارم

‫بسوزونش

‫قضیه چیه، بابا؟

‫بنزین و سگه رو بده بهم

‫حسش و داری که از بازنشستگی بیای بیرون؟

‫تو یه بازرس تو اداره پلیس ‫رد کِرویی

‫بامپر تو کمپشه. ‫برو بیارش

‫ببین خونه بورنر چه خبره

‫کسی رو با تیر نزنی

‫این ماهی هنوزم تکون میخوره

‫لعنتی

‫گندش بزنن...

‫پس اگه میخوای مشروب رو ترک کنی، ‫فقط...

‫ریدم به جلسات توان‌بخشی، ‫فقط یکی رو کل شب...

‫با شما دوتا احمق‌ها تو یه سلول حبس کن

‫هی، بمیر بره دیگه، ‫دهاتی

‫اومدی منو بیاری بیرون؟

‫- بیخیال، پسر ‫- هوم

‫میدونستم بابا نمیاد دنبالت، ‫ولی دنبال ما میاد

‫- هوم ‫- پس تو شهر دستگیر شدم

‫اووه، به نظرت میاد دنبالت؟ ‫ممکنه بیخیالت بشه

‫مامانم بهش اجازه نمیده

‫ممنون پسر، ولی... ‫ولی من نیازمند کمک نیستم

‫و اینکه تو پسر خوبه تریلوری،

‫هرکاری بکنی، ‫میوفته گردن من

‫پس شاید فقط دارم ‫میرم رو اعصاب بابام

‫فرقی نمیکنه، جویی

‫واه!

‫اوه، یا پنج تن!

‫هی!

‫ما رو بیار بیرون!

‫خدایا، تریلر

‫گفتی ظهر میای، ‫و یه ساعت پیش ظهر بود

‫اینقدر دیر نکن

‫اومدم خب

‫ممنون

‫آهای؟

‫هی، شم

‫هروقت آماده بودی، مَرد

‫کل روز رو وقت نداریم

‫تریلور

‫سلام، جاس

‫یه سری کاغذبازی براتون داریم ‫که بخونین و امضاء کنین، آه...

‫من و تریلور، به گمونم ‫درست مثل دفعه قبل انجامشون میدیم

‫میدونی پسرت بیشتر از یه فاحشه ‫دستگیر شده؟

‫من میرم تو ماشین

‫به نظر عصبانی میاد

‫خب چیکار کرده؟

‫ خب، روی پل گرفتیمش

‫ از پایه‌ها بالا رفته بود و...

‫ و از روی میله عرضی ‫ رفته بود اونور خیابون

‫ و بعدش رو اولین ماشینی که ‫ رد شد رید

‫ معلوم شد یه زنِ اهل طرف ما بود

‫ احتمالا فکر کرده ‫ یه دیوپکفالوس روش ریده ‫

‫چه حال بهم زن. ‫خیلی‌خب

‫بریم

‫بوی عن میاد اینجا!

‫جریان خون چیه؟

‫این یارو وفتی اومد ‫کتکت خورده بود؟

‫نه، کل شب رو درد شکم داشت، ‫و شروع کرد به...

‫بیخیال

‫جایی نرین، چس‌مغزها

‫عنی چی؟ ‫آه!

‫آه! کمک! ‫کمک!

‫آه، لعنتی! ‫منو گاز گرفت

‫وقتی دارم دعوا میکنم ‫که نباید گاز بگیری، مادر به خطا!

‫- یالا ‫- اینو بده. میخوای آدم بخوری؟

‫میخوای آدم بخوری؟

‫میخوای آدم بخوری، لاشی؟

‫هی! هی!

‫- تخم سگ... ‫- هی، اون...

‫- حالا قراره... ‫- بسشه دیگه!

‫- دهاتی لاشی. تخم حروم... ‫- بسه!

‫یه گلوله تازه میکارم تو مُخت، ‫حرومزاده

‫میزنی میکُشیش!

‫سلول شماره 9 رو ببند!

‫- آه! ‫- گندش بزنن!

‫به نظر میاد نوک سینه‌ت رو گاز زده

‫فقط گمشو وگرنه میندازمت ‫دوباره اون داخل، فهمیدی؟

‫- لعنتی ‫- این زیادی ریدمانه! کجا رفتش؟ کجا...

‫آه!

‫هی، هی، ‫منو که اینجا ول نمیکنین، درسته؟

‫و بعدش یه یاروی روانی

‫به شامو حمله کرد ‫و سینه‌ش رو گاز گرفت

‫و من و لایسول و تریلور ‫سعی کردیم جداش کنیم،

‫و بعدش منو هم گاز گرفت

‫یه پشیزی برام اهمیت نداره ‫کی گازت گرفته

‫آماده‌ام خودم گازت بگیرم

‫خب، واسه چی دستگیر شدی؟

‫فقط به یه ماشین آسیب زدم

‫فقط به یه ماشین آسیب زدی؟

‫باید دیگه انتخاب‌های بهتری بکنی

‫میدونم گند زدم، مامان

‫الان میدونی؟

‫خب، شاید بدونی ‫شایدم ندونی

‫ببین، میدونم دلت صافه ‫ولی عقلت درست کار نمیکنه

‫اینطوری نیست که انگار ‫تازه چارلی رو دیدم، مامان

‫اینطوری نیست که انگار ‫بهش اهمیت نمیدم

‫ببین، واقعا دوستش دارم

‫ببین، منظورم چارلی نیست

‫منظورم داداشته

‫و منظورم اینه که چرا همش ‫با اون داری تو دردسر میوفتی

‫اون کس دیگه‌ای رو نداره

‫تریلور به امون خدا ولش کرده

‫کل اهالی منطقه ‫میدونن چی به سر مامانش اومد

‫میفهمم چی میگی و من... ‫درکت میکنم

‫جوزف، اگه بیشتر رو یه برادر بودن ‫واسه لایسول تا یه پدر بودن براش تمرکز کنی

‫و اگه آماده بودی ‫سوالش پیش اومد

‫طوری که الان داری زندگیت ‫رو اولویت بندی جوابته

‫خب، اون واقعا ریدمان بود

‫کل امروز ریدمان بوده

‫اوه، مطمئنم روز بدتری هم داشتی

‫ میشنوی، رئیس؟

‫چه خبری داری؟

‫ شوکر زنگ زد و گفت ‫ دوست دخترش مریضه

‫ و آمبولانس شهر هنوز جواب ‫ تلفن رو نمیده

‫هیچوقت جواب نمیدن

‫چه ساعت بهت زنگ زد؟

‫و از کی داره با شهر تماس میگیره؟

‫ خب، امروز عصر ساعت 12:30 ‫ به اینجا زنگ زد

‫ و گفت از دیشب زنگ میزده ‫ آمبولانس بیاد

‫ ولی ممکنه دروغ گفته باشه

‫والا نمیدونی چند بار...

‫بخاطر شعر و ورهاش ‫رفته اونجا

‫دوست دخترش هنوز حامله‌ست؟

‫ مطمئنم، رئیس

‫نمیتونم همش بیارمت بیرون، آلن

‫کسی بهت نگفت بیاریم بیرون

‫اینو به داداشت بگو

‫هر فکری که راجع‌به من میکنی...

‫لیاقت اون بچه بیشتره

‫بهتر از چی؟

‫از هر دوی ما

‫اهدا کننده اسپرم!

‫این زشت‌ترین اتاق انتظاریه ‫که تا حالا دیدم

More Farsi Persian subtitles for Blood Quantum

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left