200 บรรทัดแรก
" نیمه شب گذشته "
" ترجمه از علیرضا "
اسنوهومیش
بعدی اورت ـه
سلام خوشگله
سلام
حالت چطوره تشییع جنازه چطور بود
هنوز نمیتونم درباره اش صحبت کنم
خب،خوشحالم که برگشتی
دل تنگم شدی
دفتر چطوره
اوه، بدون تو خسته کننده است
چیه، چه خبره نمیخوام چیزی رو از دست بدم
خب بذار ببینیم جری از حالت عادی به بدون کافئین تبدیل شده
اریکا با مردی توی گروه راک بیرون رفت که تمام شب کونش رو گاز گرفته
جالبه
آره ، اون اینطور فکر میکنه اون دوباره دیدتش
و بن جردن با آزادی مشروط آزاد شد
نگو که به اسنوومیش منتقلش کردن
خب، یه خب خوب و یه خبر بد هست
خبر بد چیه
اون رو به اسنوومیش منتقل کردن
خبر خوب چیه
اون پرونده توـه مال من نیست
دوروتی، شوهرت پنج جلسه اخیر ما رو از دست داده
معلومه که نمیخواد تغییر کنه
یا نمیتونه تغییر کنه
فکر کنم وقتش رسیده که به حمایت فکر کنم
خانم ماتیوس، اونجا خونه منه
اونجا نامه ام رو میگیرم
اون شماره تلفنمه
نمیگم اون هیولاست میگم اون بیماره
میدونم سخته اما اگه روی اتهامات پافشاری کنید
دادگاه مجبورش میکنه تا کمک مورد نیاز خودش رو قبول کنه
من باید برم
قبل اینکه اتوبوس رو برای کار از دست بدم
باشه دوروتی
من برای چهارشنبه آینده ساعت سه برای شوهرت قرار میذارم
اگه او نیاد، صبح پنجشنبه میام به خونه ات
یه جور دیگه حلش میکنیم
خانم ماتیوس، متشکرم
وقتی نبودی چند تا جوک جدید برات شنیدم
اونا واقعا توهین آمیز هستن
دیگه چیه؟
باشه، میخوای جوک بچه مرده یا شوخی جنسی رو بشنوی
چی، شوخی سیاه نه
باشه، من یه شوخی نژادپرستانه رو گرفتم اما اونا دیگه خنده دار نیستن
...بگو... آه
جوک جنسی رو بگو
باشه، فرق بین فاحشه و عوضی چیه؟
مسیح.من مطمئن نیستم، استیو فرق بین فاحشه و عوضی چیه؟
فاحشه با هرکسی میخوابه
یه عوضی با هرکسی بجز من میخوابه
خدایا
حالت چطوره، بشین
برای شام با همیم؟ اوه نه، بعدا می بینمت
میتونم کمکتون کنم؟
بله، میگن شما می تونید
این شمایید؟ آهان
چند ساله؟
شاید چهار
چشمهات
خیلی خوشگلن
چه کاری میتونم برات انجام بدم؟
من اینجام تا مددکار اجتماعیم رو ببینم
افسر آزادی مشروط به من گفت فوراً شما رو ببینم
بن جردن
واقعا باید زنگ می زدی و قرار ملاقات می گذاشتی
درسته
حالا که اینجایی، میشه بشینی
رمز و راز رو دوست داری؟
چی؟
کتابی که میخونی
من رمان های تراویس مک گی رو خیلی دوست دارم
خب، شاید باید دیوید گودیس رو امتحان کنی
اون کتابی به نام سارق نوشته
خیلی عالیه
حواسم بهش نیست
دارم پرونده ات رو می خونم
خوبه؟
در واقع همینطوره
ضریب هوشی 146
شما مرد بسیار باهوشی هستی
نمیدونم
تد باندی 150 داشت
آقای جردن من اینجا نیستم که درباره گذشته شما قضاوت کنم
من اینجا هستم تا در آینده به شما کمک کنم
کاری که در زندان انجام دادی بسیار تأثیرگذار بود، اما من قرار نیست بهت دروغ بگم
با سابقه ات کار آسونی نیست
در حال حاضر بهترین چیزی که میتونی انتظار داشته باشی یه چیزی با حداقل دستمزده
مطمئناً چیزی در حد توانایی شما نیست، اما من مطمئن هستم که اگه با هم کار کنیم
خانم ماتیوس اگر سیگار بکشم مشکلی نیست؟
چی؟
به کاهش ناامیدی کمک میکنه
شما این موضوع رو خیلی جدی نمیگیری؟
میتونیم از درمان صرف نظر کنیم؟ من کوچک شدن برای اون می بینم
من به شغل نیاز دارم
خیلی خب
من تو رو به ای دی دی ارجاء میدم قبل رفتن
میشه الان
خیلی خب
برو پیش والت دیتر
خب، این یه شروعه
کارمون تموم شد؟ فکر کنم
بن، وقتی به شهر رسیدی چه کار کردی؟
به دیدن افسر آزادی مشروطم آمدم
بعدش
میرم پیاده روی
سعی میکنم به مامانم زنگ بزنم
یه جفت جوراب میخرم
اوه، و بعد... من پیتزا میخورم
مزه اش چطور بوده؟
بهترین پیتزای مقوایی که تا به حال خوردم
میتونم تصور کنم
نه نمی تونی
نظرت در مورد جوردن چیه؟
منظورت چیه فکر میکنم نازه
خب، خنده داره که باید این رو بگی
چون از وقتی امروز دیدمش همش ادرار میکنم
وقتی اون رو دیدم تعجب کردم و فکر میکنم تو هم همین واکنش رو داری
من فکر می کنم برای یک قاتل زنجیره ای، اون یه مرد لعنتی خوش قیافه است
اون یه قاتل زنجیره ای نیست
درسته اون فقط کسایی که دوستشون داره رو میکشه
ببین من نتونستم باهاش صحبت کنم تو تونستی
چی فکر میکنی؟
هوم، خوبه
من فکر میکنم شاید اون توی گذشت سالها تغییر کرده
من تمام پرونده اش رو خوندم اون سوزاوار آزادی مشروط بوده
اون باهوشه یه جوری جزابه
اون مدرک کارشناسی ارشدش رو توی رشته روانشناسی زمانی که داخل بوده گرفته
فکر نمیکنم اون همون مرد 15 سال قبل باشه
ببین اگه بچه ای از مشروب فروشی دزدی کنه
و به مرد پشت پیشخون شلیک کنه
من میتونم باور کنم که بعداز 15 سال اون بچه ممکنه دیگه کارش رو تکرار کنه
اما هرچی بود باعث شد جردن اون چاقو رو برداره
و همسر و بچه متولد نشده اش رو سلاخی کنه این من رو از جهنم میترسونه
چرا
چون از حسی که بهم میده خوشم نمیاد
یعنی چی
مثلا اینکه باید اعدامش می کردن
آره اون برگشته داخل
اها. هفته قبل اون رو با از خونه بیرون کردن
آقای ساموئلز بله
سلام، لورا ماتیوس مددکار اجتماعی بن جردن
ببین مرد من بعدا بهت زنگ میزنم
لعنتی، بن پیر برای خودش خیلی بد نمیکنه، نه؟
اکثر مددکارای اجتماعی که من دیدم شبیه اون هستن. خب میدونی
اجازه بده ببینم اردن
من چندتا سوال دارم که برای پیدا کردن کار آقای جردن در جامعه باید بپرسم
باشه
آه، خانم یا دوشیزه
خانم خانم ماتیوس
من بهت کمک میکنم اما تو برای اون پسر کار پیدا نمیکنی
چرا این رو میگی؟
خب اگه من یه فروشگاه سخت افزار یا یه پمپ بنزین کوچک جای داشتم
یه بیمار اس. او. بی. توی ملکم نمیخواستم
من کار برای بن پیدا میکنم توی این کار خوب هستم
خب ادامه بده این کار رو بکن موفق باشی. منظورم اینه
خب، در مورد قتل کتی تودور چه میتونی به من بگی
در شب 4 آگوست 1975، بن جردن یه چاقوی آشپزخانه رو برداشت
و 30 ضربه چاقو به یه طرف بدنش زد
سی و شش
اشتباه کردم اون شش ماهه باردار بود
حالا یه چیزی بگو که نمی دونم
شاهدی بود که حدود ساعت 11:30 صدای جیغ دختره رو شنید
اون بهش فکر نکرد و برگشت به تماشای جانی کارسون
بعد از نیمه شب، اون یه چیز دیگه میشنوه
پس اون به سمت پنجره میره و جوردن رو میبینه که از خونه اش بیرون میره
با یه چیزی شبیه چاقوی آشپزخانه در دستش
اون رو روی چمن پرت میکنه سوار ماشین میشه و میره
پلیس کمی قبل از طلوع صبح متوجه شد که اون در حالت مستی در ماشینش از حال رفته
چاقو سلاح قتل بود
اثر انگشتش همه جا بود و
دوربین فیلمبرداری که باهاش از قتل فیلمبرداری کرد بود
کدوم دوربین فیلمبرداری
پلیس ی دوربین فیلمبرداری سوپر 8 رو در صحنه پیدا کرد
جردن از قتل فیلمبرداری کرده
این توی پرونده پلیس در النزبورگه
اونطوری من اون رو درک میکنم ...باعث میشه
کابوس خیابان الم شبیه وب شارلوت بشه
هنوز میخوای براش کار پیدا کنی؟
ببخشید دیر کردم. میتونم بنشینم
حتما، راحت باش
من... آه
خیلی چیزها هست که دوست دارم درموردشون باهات صحبت کنم
خوبه دوست داری از کجا شروع کنیم
شنیدم تو دفتر لی ساموئلز بودی
داشتی چرخ میزی کاش این کار رو نمیکردی
فکر نمیکنم در موقعیتی باشی که به من بگی چه کاری رو انجام بدم
شاید اینطور نباشه اما زندگی منه
اون در مورد فیلم بهت گفت
آره میخوای بدونی چرا؟
البته
منم همینطور
میخوای در موردش حرف بزنی
من اینجا هستم فقط چون باید باشم
اگه بتونی برای من کاری پیدا کنی ممنون میشم و بعدش میرم
اگه بهت بگم من اون رو نکشتم احساس بهتری پیدا میکنی؟
اون کار رو نکردی؟
باورم میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.