200 บรรทัดแรก
.من در فضا به دنيا اومدم
هيچوقت پرتو نور خورشيد رو ...روي صورتم حس نکردم
در هواي آزاد نفس نکشيدم .و در آب شناور نشدم
.هيچکدوممون همچين تجربهاي نداشتيم ...آرک بمدت سه نسل
تلاش کرده تا اونچه از نسل انسان .مونده رو زنده نگه داره
...اما حالا خونهي ما در حال نابوديه
.و ما آخرين اميد بشر هستيم
صد زنداني براي انجام يک ماموريت .بسيار دشوار به زمين فرستاده شدند
.همهي ما بخاطر شکستن قوانين، اينجا هستيم
روي زمين، قانوني وجود نداره
,فقط بايد زنده بمونيم ...اما مورد آزمايش قرار ميگيريم
،توسط زمين ،بوسيله رازهايي که در خود داره
،و بيشتر از همه .بوسيلهي همديگه آزمايش ميشيم
...آنچه در "100" گذشت
!آروم باش
.از نظر اونا ما مُرديم .و الان تنها هستيم
!تو تنها نيستي
.تو تنها نيستي
!"ريون"
!"فين"
شورا داره رايگيري ميکنه که .سيصد نفر رو بکشه يا زنده نگه داره
.بايد بهشون بگيم
.بيسيم اينجا نيست
،مامان، خواهش ميکنم .بذار برم دکتر بيارم
.نه، نبايد به کسي بگي
.خودت بگو اگه بهشون خبر بدي چي ميشه .بگو
.ت...تو رو اعدام ميکنن
.نميفهمم
بيشتر از يه دونه بچه داشتن مگه چه اشکالي داره؟
.آرک دووم نمياره
.رئيس شورا اجازه نميده
اون مثل امپراتور "آگوستس"ـه، مگه نه؟
.درسته
درست مثل همون امپراتوري که .ما در موردش خونديم
.بچه داره مياد. پتو رو بيار
.پسر شجاع من. يه خواهر داري
.بايد يه اسم براش بذاري
.آگوستوس يه خواهر داشت
.اُکتاويا
.بلامي، نبايد بذاري گريه کنه
.بده به من
.نه، مامان، مامان، نبايد بخوابي
.خيلي خستهام
.خواهرت
.مسئوليتش با توئه
!مامان، مامان، من چيکار کنم؟ مامان
.هيس. خواهش ميکنم. هيس
.ديدي؟ بهت که گفتم. چيزي نيست
.نميذارم هيچ اتفاق بدي برات بيفته، اکتاويا
.بهت قول ميدم
!اکتاويا
بيداري؟
آره. اطلاع از اين خبر ...که قراره صدها نفر
...شايد در آرک در حال مرگ باشن
.خوابيدن رو غيرممکن ميکنه
.موشکهاي "ريون" جواب ميده
.بيسيمش هم مثل موشکش جواب نداد
اکتاويا رو نديدي؟
...نه. اون اکتاوياست
.شايد افتاده دنبال پروانهها
.کلارک، من اردوگاه رو چک کردم
.اون اينجا نيست
.خب، بهت کمک ميکنم پيداش کني
.بريم دوباره بگرديم
.تو به محل فرود سفينه برو
.من بقيهي چادرها رو ميگردم
.ممنون
.از من تشکر نکن .واسه تو اين کار رو نميکنم
.واسه اکتاويا انجامش ميدم
.خواهش ميکنم، لطفاً به من آسيبي نرسون
!خواهش ميکنم...نه...آااااه! نه! نه
!نه خواهش ميکنم! نه! نه
Untranslated Line -
...همگي اينجا جمع بشين
.و يه اسلحه بردارين
.خواهرم بمدت 12 ساعت اون بيرون تنها بوده
.اسلحه بردارين .ما بدونِ اون برنميگرديم
.هي جاسپر، لارم نيست تو اين کار رو بکني
از وقتي آورديمت هنوز .از اردوگاه بيرون نرفتي
.کلارک، بايد اين کار رو بکنم
تا جايي که ميتونيم بايد .با نفرات بيشتري ببريم
.يه مسيرياب لازم داريم
.فين. بيا اينجا
ميخواي يه گوش از دست بدي؟
.باورم نميشه اين همه مدت اينا رو قايم کردي
نميشه تا صبح صبر کنيم؟
.توي حس بودم ....خب
در مورد چي ميخواستي حرف بزني؟
.هيچي. ميتونم صبر کنم
.اين قيافه مال جواب "هيچي" نيست
.اين قيافه مال وقتيه که قصد داري بزني بيرون
.ديگه همچي قصدي ندارم
کمي استراحت کن، باشه؟
.فين، داريم ميريم
.باشه. دارم ميام
.هي، هي. واستا
.موهات قشنگ شده
.بايد در موردش حرف بزنيم
.فين، تو يه دوستدختر داري
.واقعاً حرفي برا گفتن نميمونه
.هي، صبر کن. درسته
.من به ريون اهميت ميدم
.ولي من و تو يه چيزي رو شروع کرديم
چيزي نيست که نتونيم .جلوش رو بگيريم
مطمئني؟
.چون من نيستم
.بچهها، بچهها، بياين اينجا
اون رو ديديد؟
.بالا رو نگاه کنيد
.خيلي قشنگه
.موشکها جواب نداده
.اونا رو نديدن
از باران شهابسنگ اين رو فهميدي؟
،اون باران شهابسنگ نيست .اون يه مراسم تدفينه
.صدها جسد داره از آرک به زمين برميگرده
.از اين طرف، اينجوري ديده ميشه
.اونا پيام ما رو نگرفتن
!اينا همش به خاطر توئه
.من کمکتون کردم که بيسيم رو پيدا کنيد
...آره، بعد از اينکه
!از توي اون محفظه برداشتي و خرابش کردي
.آره، ميدونه
.ميدونه که بايد با اين قضيه کنار بياد
...فقط ميدونم خواهرم اون بيرونه
.و ميخوام پيداش کنم
ميياين يا نه؟
.آره
واسه چي وايستادين؟
!حرکت کنيد
.بايد باهاشون حرف بزنيم
.سيصد نفر براشون کافي نيست
.سطح اکسيژن، همينطور کم ميشه
...اگه بهشون نگيم که
،ميتونيم اينجا زنده بمونيم
.اونا افراد بيشتري رو ميکشن
.مجبورن - ...بچهها -
.دارم ميرن. بايد بريم
.بايد اين کار رو بکنم
و تو بايد بموني و بيسيم رو تعمير کني، باشه؟
.تعمير کنم؟ کاملاً اوراق شده
،اگه يه انبار قطعات اين پايين نداشته باشيم
.نميتونيم با آرک صحبت کنيم
.انبار وسايل هنري
...يه جايي رو ميشناسم که شايد
.بتوني يه فرستنده گير بياري
...خوبه، انگار حالا
.تو بجاش با من مياي
.فين؟ بدونِ تو نميتونيم پيداش کنيم
.مراقب باشين
.هي
.دوسِت دارم
.منم دوست دارم
.از اين طرف
کيه؟
کسي اينجاست؟
زخمش رو خوب کرده؟
!ببينيد! اينجا
چيه؟
همونجا. ميبينيش؟
اون مال اکتاوياست؟
.طناب
چيکار ميکني؟
.واسه حفظ تعادل، يه طناب لازم داريم
.چراققوه
.مال خودشه
.من ميرم پايين
.يه نفر ديگه هم اينجا بوده
.رد پاها اون طرف عميقتره
.داشته حملش ميکرده
.اگه اون رو برداشته، حتماً زنده است
.مثل وقتي که من رو برداشتن
!اه
...من زبون زمينيها رو نميدونم
.ولي مطمئنم اين به معني "نزديک نشويد"ـه
.از اينجا بريم. اين ديوونگيه
.من ميرم
.آره، منم ميرم
.من نيستم
.اگه دوست دارين برگردين .مسئوليت خواهرم با منه
.واسه پيدا کردنش توي جهنم هم ميرم
.فکر کنم همين الان هم توي جهنميم
!برو
.من بازم سواري ميخوام
يه بار ديگه؟
...باشه، ميخواي بري توي جنگل
يا توي بيشه؟
.بل"، ميخوام آرک رو ببينم"
.من رو از در ببر بيرون
.بسه. با هر دوي شما هستم
.وقتشه
.اما...نه
.نميخوام
از کجا ميدوني اونان؟
...آره، مامان، بگو چرا
.هميشه از اومدن گروه بازديد غافلگيرانه خبر داري
.سرت به کار خودت باشه، بلامي بليک
...به خواهرت بگو اگه پيداش کنن
.چه اتفاقي ميافته
.ميدونه چه اتفاقي ميافته
.هزار بار بهش گفتي
No comments yet. Be the first to leave one.