200 บรรทัดแรก
علائم حیاتی خوبه. انگار زندهست
شانس غرامت گرفتنمون پرید
امروز چطوریم؟ افتضاح
حداقل از دیروز بهتره. من کجام؟
حالت خوبه. ایستگاه گیتوی هستی. دو روزه اینجایی
اولش خیلی گیج بودی ولی الان حالت خوبه
به نظر میاد یه ملاقاتکننده داری
جونسی. بیا اینجا
بیا اینجا
حالت چطوره، گربه خنگ؟ کجا بودی؟
فکر کنم شما دو تا همدیگهرو ملاقات کردید. من کارتر برک هستم
من برای شرکت کار میکنم. ولی نذار این گولت بزنه. من آدم خوبیام
خوشحالم که کمی بهتر شدی. ضعف و سردرگمی به زودی از بین میره
اینا فقط عوارض طبیعی یه هایپراسلیپ غیرعادی و طولانیمدته
چی میگی؟ چقدر اون بیرون بودم؟
هیچکس هنوز در این مورد باهات صحبت نکرده؟
ولی، منظورم اینه که من اینجا رو نمیشناسم
نه، میدونم
فقط اینه که ممکنه یه شوک باشه. طولانیتره
چقدر؟ لطفا
سال ۵۷
چی؟ ۵۷ سال اون بیرون بودی
درست از بین سیستمهای مرکزی شناور بودی
و واقعاً فقط شانس محض بود که یه تیم بازیابی اعماق پیدات کرد
واقعاً یک در هزاره. خیلی خوششانسی که زندهای، رفیق
ممکن بود تا ابد اون بیرون شناور بمونی
حالت خوبه؟
حالت خوبه؟
خدای من
پرستار
یکی بیاد اینجا الان
الان
نگهش دارید. لطفا
نگهش دارید
منو بکشید
دوباره خوابهای بد دیدی؟ چیزی میخوای که کمکت کنه بخوابی؟
به اندازه کافی خوابیدم
بیا اینجا
چیزی نیست
تموم شد
من اینو نمیفهمم
ما سه و نیم ساعته اینجاییم
چند جور دیگه میخواید همین داستانو براتون تعریف کنم؟
لطفا از دیدگاه ما هم نگاه کنید
لطفا
شما اعتراف میکنید که یک سفینه باربری کلاس اِم رو نابود کردید
یک تجهیزات نسبتاً گرونقیمت
میلیون دلار تعدیل شده. البته بدون احتساب محموله ۴۲
ضبطکننده پرواز کپسول نجات، بخشی از گفتههای شما رو تایید میکنه
مبنی بر اینکه، به دلایلی نامعلوم، نوسترومو روی الوی-۴۲۶ فرود اومده
سیارهای که در اون زمان بررسی نشده بود
اینکه مسیرش رو از سر گرفت و متعاقباً، توسط شما برای خودتخریبی تنظیم شد
به دلایلی نامعلوم. نه به دلایل نامعلوم. من بهتون گفتم
ما با دستورات شرکت اونجا فرود اومدیم تا این چیزو پیدا کنیم، که خدمه منو نابود کرد
و سفینه گرونقیمت شما
تیم تحلیل که کپسول نجات رو با دقت بررسی کرد
هیچ مدرکی از این موجود پیدا نکرد
خوبه. چون من اون رو از ایرلاک لعنتی به بیرون پرت کردم
همونطور که گفتم
هیچ گونهای مثل این ارگانیسم متخاصم روی الوی-۴۲۶ وجود داره؟
یه سنگه. هیچ حیات بومی نداره
آیا در غیاب من آیکیوها به شدت کاهش پیدا کرد؟
گفتم که بومی نبود. یه سفینه فضایی متروکه بود، یه سفینه بیگانه
مال اونجا نبود. متوجهی؟ ما سیگنالش رو ردیابی کردیم
و چیزی پیدا کردیم که هرگز در بیش از ۳۰۰ دنیای بررسی شده ثبت نشده بود
"موجودی که داخل بدن یک میزبان انسانی زنده تکامل پیدا میکنه." اینا حرفای خودته
"و اسید غلیظ به جای خون داره." درسته
میفهمم دارید به کجا میرسید. ولی دارم بهتون میگم که اون موجودات وجود دارن
متشکرم. کافیه. لطفا
کین، اون عضو خدمه
کین، همونی که رفت تو اون سفینه، گفت هزاران تخم اونجا دید
متشکرم، کافیه. لعنتی، کافی نیست
اگه یکی از اون چیزا بیاد اینجا
میتونید با همه این مزخرفات خداحافظی کنید
میتونست بهتر باشه. ببینید، فکر میکنم
ون لیوِن؟
چرا خودتون الوی-۴۲۶ رو بررسی نمیکنید؟
لازم نیست. بیش از ۲۰ ساله که آدمایی اونجا هستن
و هیچوقت از ارگانیسمهای متخاصم حرفی نزدن
چه کسانی؟ سیارهسازها
مهندسین سیارهای. اونا پردازندههای جوی بزرگی رو نصب میکنند تا هوا رو قابل تنفس کنن
دههها طول میکشه. بهش میگیم کلونی "ساخت سریع"
چند تا مستعمرهنشین اونجا هستن؟
۶۰، شاید ۷۰ خانواده. اشکالی داره؟
خانوادهها
خدای من
سلام ریپلی. این ستوان گورمن از سپاه تفنگداران مستعمراتیه
باید صحبت کنیم
ارتباطمون رو با کلونی روی الوی-۴۲۶ از دست دادیم
باورم نمیشه
منو انداختید تو دهن گرگها، حالا میخواید برگردم اونجا؟
ولش کن. مشکل من نیست
اجازه میدی حرفم تموم شه؟ محاله
با نیروها نمیری. من امنیتت رو تضمین میکنم
این تفنگداران دریایی مستعمراتی مردای خیلی سرسختی هستن
اونا سلاحهای فوقپیشرفتهای دارن. هیچ چیزی نیست که نتونن از پسش بربیان
ستوان، درست میگم؟ ما برای مقابله با این موقعیتها آموزش دیدیم
پس به من احتیاجی ندارید
نمیدونیم اون بیرون چه خبره
شاید فقط یه فرستنده از کار افتاده باشه، باشه؟ ولی اگه نباشه
میخوام که فقط به عنوان مشاور اونجا باشی، همین
وقت این چیزا رو ندارم. باید برم سر کار
شنیدم تو اسکله باربری کار میکنی
درسته
لیفتراک میرونی؟ خب که چی؟
هیچی. خوبه که سر خودتو گرم کردی
و میدونم تنها کاریه که تونستی پیدا کنی. هیچ ایرادی هم نداره
اگه بگم میتونم دوباره به عنوان افسر پرواز برت گردونم چی؟
شرکت قبول کرده که قراردادت رو بپذیره
اگه من برم؟
اگه تو بری. بیا دیگه. این یه شانس دوبارهست، رفیق
به نظرم برای تو بهترین کار اینه که با این قضیه روبرو بشی، دوباره برگردی رو فرم
ول کن بابا. این ماه تست روانیم رو دادم
میدونم. خوندمش. هر شب با عرق خیس از خواب بیدار میشی
گفتم نه، و منظورم جدیه
حالا لطفاً برو. من برنمیگردم و اگه هم برگردم به دردتون نمیخورم
باشه
یه لطفی در حقم میکنی؟ فقط بهش فکر کن
ممنون بابت قهوه
الو؟
حالت خوبه؟ فقط یه چیز رو بهم بگو
میرید اونجا تا نابودشون کنید، درسته؟
نه برای مطالعه، نه برای برگردوندن، بلکه برای محو کردنشون
نقشه همینه. بهت قول میدم
باشه، من هستم
و تو، کلهپوک کوچولو
تو همینجا میمونی
اونا برای این کار بهمون پول کافی نمیدن، مرد
به اندازهای نه که هر روز قیافه تو رو تحمل کنیم، دریک
چی؟
شوخیه؟
کاش بود
هی، هیکس. قیافهت دقیقاً مثل حس الان منه
خب، دلبرام، منتظر چی هستید؟ صبحونه تو تخت؟
یه روز باشکوه دیگه تو نیروی دریایی. یه روز تو نیروی دریایی مثل یه روز تو مزرعهست
هر وعده غذایی یه مهمونی شاهانهست، هر حقوقی یه ثروته، هر رژه یه جشنه
من عاشق نیروی دریاییم. این کف زمین یخ زده
میخوای برات دمپاییهاتو بیارم؟ اوه، واقعاً این کار رو میکنی، قربان؟
به چشمام نگاه کن. صف ببندید، رفقا. بزن بریم
از این کار متنفرم. کرو، وایزبوفسکی، پاشید
تو سه هفته تمام استراحت کردی
من دارم از نفس کشیدن حرف میزنم، نه این چیز یخزدهی لعنتی
آره، فرمانده، چی میگی؟
اولین تجمع ۱۵ دقیقه دیگه است، رفقا. بجنبید
سفیدبرفی کیه؟
یه جور مشاور جدیده. ظاهراً یه بار یه بیگانه رو دیده
واو، چه افتخاری! تحت تأثیر قرار گرفتم
واسکز، تا حالا کسی تو رو با مرد اشتباه گرفته؟
نه. تو چطور؟
تو واقعاً خیلی خفنی
فرمانده، عملیات چیه؟ یه مأموریت نجاته. عاشقش میشی
یه مشت دختر باحالِ شهرکنشین هست که باید از دست باکره بودنشون نجاتشون بدیم
شهرکنشینهای کلهخراب
این مزخرفات چیه؟ نون ذرت، فکر کنم
برای سلامتیت خوبه، پسرم. بخورش
دلم میخواد یه بار دیگه از اون آرکتوریانیها یه حالی بگیرم. یادته؟
آره، فراست، ولی اون مال تو نر بود. مهم نیست وقتی آرکتوریانیه
بیشاپ، اون کار با چاقو رو انجام بده. اوه، خواهش میکنم
یالا
باشه! من نمیخوام اون رو ببینم
داری چیکار میکنی؟ دست از مسخرهبازی بردار، دریک. بیشاپ
انجامش بده. من نیستم، رفیق
آره، تو. دست از مسخرهبازی بردار
بهم اعتماد کن
باشه، تمومش کنید. ممنون
از غذاتون لذت ببرید. اون اصلاً خندهدار نبود
ستوان گورمن؟ آقای برک؟ ممنون
به نظر میاد ستوان جدید خودش رو خیلی بهتر از ما سربازای پیاده میدونه که باهامون غذا بخوره
این پسره خیلی بادش کرده
فکر میکردم هیچوقت چیزی رو از قلم نمیندازی
چیزی درباره وجود یه اندروید تو سفینه نگفتی. چرا؟
اصلاً به ذهنم نرسید. ما همیشه یه موجود مصنوعی تو سفینه داریم
من خودم اصطلاح "فرد مصنوعی" رو ترجیح میدم
مشکلی هست؟ متاسفم. نمیدونم چرا نگفتم
در سفر قبلی ریپلی، اون فرد مصنوعی دچار نقص فنی شد
مشکلاتی پیش اومد و چند نفر هم کشته شدن
من متعجبم. مدل قدیمی بود؟ سیستمهای هایپردین ۱۲۰-اِی/۲؟
این توضیح میده. مدلهای اِی/۲ همیشه یه کم مشکلدار بودن
این با مهارکنندههای رفتاری ما نمیتونه اتفاق بیفته
برای من غیرممکنه که به یک انسان آسیب بزنم یا اجازه بدم آسیب ببینه
مطمئنی نمیخوای کمی بخوری؟
فقط از من دور بمون. فهمیدی؟
حدس میزنم اونم از نون ذرت خوشش نمیاد
جوخه، خبردار! افسر حاضر. به وضعیت عادی
سریع باشید. آروم بگیرید
خب، گوش کنید
صبح بخیر، تفنگدارها. متاسفم که قبل از ترک گیتوی فرصت نشد توجیهتون کنیم
قربان؟ چیه، هیکس؟
هادسون، قربان. اون هیکسه
سوال چیه؟ این قراره یه جنگ رو در رو باشه
یا یه شکار سوسک دیگه؟
تنها چیزی که میدونیم اینه که هیچ تماسی با مستعمره برقرار نشده
و ممکنه یه زنومورف درگیر باشه
چی؟ یه زنومورف
این یه شکار سوسک لعنتیه
دقیقاً با چی طرفیم اینجا؟
من بهتون میگم چی میدونم
ما تو الوی-۴۲۶ فرود اومدیم
یه خدمه رو برگردوندن داخل سفینه
با چیزی که به صورتش چسبیده بود... یه جور انگل
No comments yet. Be the first to leave one.