Wristcutters: A Love Story (Pizzeria Kamikaze)

Wristcutters: A Love Story (Pizzeria Kamikaze)

Wristcutters: A Love Story

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Wristcutters A Love Story LIMITED DVDRip XviD-SAPHiRE
ความคิดเห็นโดย assembler
بهترین و کامل ترین ترجمه ی ممکن از نظر خودم

แท็ก

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
เผยแพร่เมื่อ: 2010-07-10
ดาวน์โหลด: 49
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

:کاري از dream is destiny

.فکر کنم برام گريه کرد

... نميخوام خودم رو عزيز جلوه بدم

.ولي کاملا مطمئن ام که گريه کرد

... بعضي وقتا تصور ميکنم که اون در مورد من با

.کسي که بهش نزديکه صحبت ميکنه

ديگه نميتونم ببينمش ، ميدوني؟

چطوري منو گذاشتن تو قبر؟

احتمالا حسابي چين و چروک شده بودم

.مثل يه شکلات ذوب شده يا يه چيزي شبيه اون

.هيچ وقت شانسي نداشتيم

اونوقت اين يارو حتما حسابي باش حال ميکنه

.حال کردني که باعث ميشه اون احساسش بهتر بشه

... بعد از اينکه خودم کشتم

.تو يه پيتزا فروشي کار پيدا کردم

.کار زياد جالبي نبود ولي از هيچي بهتر بود

... صاحبش هم آدم بدي نبود

... حتي يه جا هم براي زندگي بهم داد

.با يه هم اتاقي اتريشي به نام اريک

.بازم که همون کار رو تکرار کردي ، زيا

چه کاري؟

.خنگ بازي در نيار ، قول داده بودي

ببين ، اگه ميخواي اينجا زندگي کني

.موقع شاشيدن بايد بشيني

.اوه ، اين کارو ميگي ، متاسفم ، بازم يادم رفت

چطور تو اين جهان همچين چيزي رو يادت ميره؟

.بشين ، بشين ،بشين

چه عذابي از اين بدتر؟

.همه چيز مثل جهان قبليه ،تازه بدتر هم هست

.دوباره به خودکشي فکر ميکنم

.ولي امتحان نکردم

يعني نميخوام اوضاع رو از ايني که هست .بدتر کنم

.دلم براي ديزري تنگ شده بود

احساس ميکنم اين خودکشي باعث شده

دلم بيشتر براش تنگ بشه و .بيشتر دوستش داشته باشم

ولي کيه که بفهمه اوضاع منو؟

شايد يه نوشيدني ميخواي؟

.سلام

ببين من و دوستم راشل داريم يه بازي ميکنيم،

که تو اين بازي حدس ميزنيم مردم چه جوري .خودشون رو خلاص کردن

.رو تو شرط بستيم

چطوري خودتو خلاص کردي؟

!سه هيچ به نفع من

.سوال گستاخانه ايه

.صد در صد

.اين بازي اينجوريه ديگه

فهميدم. خودت چي؟

من؟

. نه نه نه نه .اون يارو رو نگاه کن

.همش داره آروغ ميزنه .صد در صد خودشو غرق کرده

... نه ، به نظر من که . به صورتش نگاه کن

.احتمالا گاز گرفتگي بوده

.برو ازش بپرس

.نه من از خير اين يکي گذشتم

.خيلي عصباني به نظر ميرسه - ... نه نه نه -

چرا رو من امتحان نميکنين؟

تو اينو ميشناسي؟

.يه آبجو مهمون من دخترا ، اگه بتونين حدس بزنين

.تانيا ببين کي اينجاست

.زود برميگرديم

.ميايم زود

.بزار يه چيزي بهت بگم

وقتي يه دختر بهت ميگه "زود بر ميگردم"

.دورشون رو خط بکش ديگه

هميشه آخرش همين طوري ميشه که با يه .عقب مونده اي گورشونو گم ميکنن

خب چطوري بود؟

چي چطوري بود؟

چطوري انجام دادي؟ .منظورم خودکشيه

اوه ، اينو ميگي؟

.بزار برم ، دوست داشتني

.بزار برم

.شماها مزخرفيد

.وقتمون رو حروم کردين

.گمشيد پايين از رو سن

.لعنت به همتون

.يا عيسي ، بزن برو خونه مرد

!اه

با گيتار خودتو کشتي؟

.آره

.روي سن

.کار وحشيانه اي بود

.ايگي پاپ هم اومده بود که ماشين نش کش رو ببينه

.بيخيال بابا

.راست ميگم

.من با پدر و مادرم و پسر برادرم زندگي ميکنم

.شوخي ميکني

.شوخي اي در کار نيست

.تا حالا نشنيده بودم يه خانواده اينجا با هم باشن

...مادرم

خودش رو کشت چون دلش .براي روسيه خيلي تنگ شده بود

و پدرم هم نميتونست بدون مادرم .به زندگي ادامه بده

البته دليل اصليش اين بود که برادر کوچيکترم .ميخواست گي بشه

و پسر برادرت چي؟

کستيا؟- .کستيا -

.به نظر من که اين کار تو خونش بود

اين ديوانه وارترين چيزيه که تو همه ي .عمرم شنيدم

...وقتي کستيا اومد اينجا

... پدرم مردي که هيچ وقت گريه نميکنه

... اگه حتي يه وزنه ي 10 پوندي هم بندازي رو پاش

.اون بچه رو بغل کردو زد زير گريه

.واو

.ما بايد اون ميکروبها رو به کشتن بديم

... به خاطر سوپ - ... ما تو روسيه يه جمله معروف داريم که ميگه -

.مقدار غذايي که ميخوري نشون دهنده ي سن و سالته

...پدر بزرگم قبل از اينکه کارگري بگيره

.بهشون غذاي مجاني ميداد

.که اونا هم تا ميتونستن ميخوردن

...براي همينم کسايي که به خدمت ميگرفت

.بهترين کار رو براش انجام ميدادن

شما ميخواين از من کار بکشين در ازاي غذا؟

نظرت راجب شستن ظرفها بعد از شام چيه؟

.کستيا ، خجالت بکش

.ظرفشويي اولين شغل "يوجين" تو آمريکا بود

.بي خيال بابا

.من کاراي مسخره ي زيادي انجام دادم

قبل از اينکه خودکشي کنم هم .پيشخدمت بودم

.فکر کردم که تو گروه موسيقي بودي

.بودم ولي بايد نون براي خوردن هم در مي آوردم

.ميدوني دلم ميخواست براي "يوجين " اونجا باشم

.ميبيني زيا ، ما هميشه با هم بوديم

.اول تو روسيه ، بعد تو آمريکا ، حالا هم اينجا

وقتي من و ايوان اومديم اينجا ... بچه هامون نتونستن طاقت بيارن و

.مادر ، تموم شده ديگه

.آره

اهل کجايي زيا؟

.نيو جرسي

پدر و مادرت چي؟

.داستانش طولانيه

...آخرش اينطوري شد که

. من مدتي باهاشون حرف نميزدم

.اونا حتي بين خودشونم مشکل داشتن

. خجالت آوره - .همينطوره -

.عجب

.هر خانواده اي که مثل ما خوش شانس نيست

.درسته

.ولي الان همه ي ما با هميم

ميدوني

اگه به خاطر يوجين نبود .خيلي پيش از اين اومده بودم اينجا

آره؟ چطوري ميومدي؟

.ده سالم بود

.و ما تو فينال مسابقات فوتبال بوديم

.و منم دروازه بان تيم بودم

!يوجين

... نشنيدي که دارم

چطور ممکنه تيمي که برتره ببازه؟

.حق ما نبود که ببازيم

.توپ نبايد گل ميشد

.و تو فينال اونها رو برنده ميکرد

...هدف زندگي چيه

وقتي هيچي عادلانه نيست تو اين زندگي؟

اينو دارم الان ميگم بهت چون تو .باهوش ترين آدمي هستي که ميشناسم

و اگه الان دليلظ قانع کننده اي براي زنده ... موندن بهم ندي

... و بهم نگي که اصلا زندگي يعني چي

.من خودم رو ميکشم

.بيا پايين از رو ميز

.نه ، اول بايد بگي

.بيا پايين ، بعدش من بت ميگم

فقط بهت سيلي زد؟

.آره

من دقيقا نفهميدم که با اون ...سيلي چي ميخواست بهم بگه

.ولي حداقل براي مدتي اثر خودش رو گذاشت

...ميدوني ، وقتي شماها رو ميبينم

.احساس ميکنم دلم براي پدر و مادرم تنگ شده

حتي با وجود اينکه اکثر اوقات باهام .برخورد خوبي نداشتن

ميدوني چيه؟

چرا ما زودتر اين زندگي مشترک رو شروع نکرديم؟

.چون نميدونستيم اينقدر باحاله

.آره

.اوه ، خدا ، عاشق اينهام

کدوما؟

کي؟

.ديزري

به هر حال . اون فقط يه دوست دختريه که ترکت کرده .اونم تو زندگي اي که ديگه تموم شده

...ببين مرد ، امشب که رفتيم بيرون ، بايد قول بدي

نه نه نه ، يوجين ، من نه امشب .نه هيچ شب ديگه اي بيرون نميام

چي؟ .باعث ميشه احساس افسردگي کنم

خب چيکار ميخواي کني؟ خودتو بازم بکشي؟

.نميدونم ، شايد

.هرطور تو بخواي

.دوست دارم

.منم دوست دارم - واقعا؟ -

تو پنير منو تموم کردي؟

زيا ، تو پنير منو خوردي؟

.آروم باش اريک ، برات ميخرم بعدا

.نه ، موضوع اين نيست

.من برنامه ريزي کرده بودم که الان بخورم

خب حالا طرح ديگه اي نداري؟

!زيا ، اکثر اوقات همين کار رو ميکني

!باشه ! باشه

.ميرم ميخرم الان برات

زيا؟

.اميدوار بودم که به زودي همديگه رو ملاقات کنيم

برايان ، اينجا چيکار ميکني؟

.منم مثل بقيه ديگه

.البته يه کاري هم با تو داشتم

آره؟

يعني اين همه راه رو اومدي که اون 200 تايي که از من ميخواي رو بگيري؟

.هه هه ، خنديدم

.نه ، براي اين نيومدم

ميدوني مردم به خودکشي دفعه سوم چي ميگن؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left