200 บรรทัดแรก
.همهچی آمادهست، قربان
بعد از این چندتا باقی میمونه؟
.فقط یکی دیگه مونده، قربان
.ممنون، مولینز
شماره ضبط 2-5-5
.سلام، شاهارا
.الیاس هستم
.ما ارواح گذشته، حال، آینده همدیگه هستیم
درکش سخته، نه؟
،چیزی که ازش مطمئنم اینه که
.دوباره همدیگه رو میبینیم
.برای تو، توی 14ام جولای، همهچی تغییر میکنه
،این شهر، و کسایی که به طمعش خدمت میکنن
.محو میشن
.دویست هزار نفر با انفجار اولیه میمیرن
.طوفان آتیش بعدی دوبرابرش میکنه
.و ریزش دوباره دوبرابرش میکنه
هرج و مرج بعدش آشکار میکنه که طبقهی حاکم
،چه انگلهای خودمحوری هستن
راه رو برای آیندهای که
.قول میدم ارزش صبرکردن رو داره هموار میکنه
،در 14 جولای
،تو نقش خودت ایفا میکنی، شاهارا
.حیاتیترین بخش
.دیگه نمیشه متوقفش کرد
.دیگه جزو تاریخه
.14جولای. امروز
مطمئنم این صدا به سرمایهداری به اسم سرجولین هارکر تعلق داره
.که سال 1941 مرده
اون موسس بانک هارکر بوده
،و رئیس نوعی فرقهی روز قیامت بوده
.که هردوش درحال حاضر وجود دارن
.سربازرس باربر، رئیسم، پسرنوهی هارکره
،و فکرمیکنم باربر پدر الیاس منیکسه
کسی که باربر دیروز از زندون بیرون اورد و از اون موقع دیگه دیده نشدن
الیاس منیکس بهم گفت که این فرقه
.برنامه دارن که بمبی رو منفجر کنن که شبیهش رو تاحالا ندیدین
.اینا حرفای اون بود
.شما ضدتروریسم هستین
.این منطقهی فعالیت شماست فکرمیکنم یه تهدید هستهایه
،گروهبان
،اگه این واقعاً توی 1941 ضبط شده باشه
.میشه چهار سال قبل از هیروشیما
چطور میتونه چیزی جز یه فریب باشه؟
.پیام رو شنیدین !گفت امروزه. الان
میخوای چیکار کنیم؟ - برینین به خودتون -
تنها چیزی که نگرانم میکنه اینه که باربر این بچهی منیکس ازاد کرده
!هی
.من اینجام
،هیچ ایدهای داری که چقدر زمان
پول، و هماهنگی لازمه تا بشه همچین چیزی رو لغو کرد؟
.داریم دربارهی سالها برنامهریزی صحبت میکنیم
.این دقیقاً حرف منه این توی 1941ضبط شده
تو نمیتونی یه بمب هستهای رو به مدت 80سال توی آلونکت قایم کنی
،یه مرکز آزمایشگاهی با امنیت بالا
.یه تیم رهبری، یه تیم برای ساختن و حفظ کردنش لازم داری
.اونم وسط لندن؟ غیرممکنه
اگه زیرش باشه چی؟
زیر لندن؟
.هی! پلیس
این کلید، میشناسیش؟
کلید گاوصندوقه؟ آره یا نه؟
.اینا مال قدیمیترین گاوصندوقهامونه
از کجا آوردینش؟
چی؟ چیه؟
.خدای من
شما خانم شاهارا حسن از 15اسپنسر درایو، وایتچپل هستی؟
.گاوصندوق از 6ام می، 1941 به اسمتون بوده
.لعنتی - وایسا ببینم -
این دیگه چه کوفتیه؟
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سپهر طهماسبی SepSensi
.قدیمیترین بخش ساختمون اینجاست
.به خاطر چراغها متاسفم
.این گاوصندوق شماست، کاراگاه
.سوراخ کلید اونجاست
.برای شماست
!لعنتی
.جواب نده
.مجبورم
.هنوز کارشون با من تموم نشده
...حسن
لعنتی - خدای من -
سلام، شاهارا
میدونی از چه چیزیت خوش میاد؟
.همیشه وسط طوفان هستی
.هیچوقت جاخالی ندادی، حتی یکبار
.خبر بد اینه که بمب الان فعاله
،دربارهی اینکه کی ماشه رو داره
.فکرمیکنم خودت بدونی
.زودباش
.ترسیده. گیج شده
و تو کسی هستی که کمکش میکنی تصمیم بگیره
به غرب برو منطقهی ای40 تا دوباره زنگ بزنم، تنها باش
!برو، حالا
.کلیدا رو بده
.باهات میام - نه، گفت فقط من -
.امکان نداره
،میدونم قبلاً باهات تند رفتار کردم ولی 100درصد حرفتو باور میکنم
.اما امکان نداره بذارم از جلو چشمم دور شی
اتاق رو خالی کنید! همه بیرون
ببرش طبقهی بالا - بله قربان. برو -
،همهتون مرخصید میزهاتون رو همینطوری رها کنید
!همه بیرون
یه بمب منفجرنشدهی جنگ جهانی دوم هست
.که درطی یک بررسی مهمات کشف شده
.در گاوصندوق بانک هارکر کشف شد...
.حسن هستم
.امیدوارم خیلی طول نکشه
باید به خاطر اینکه از داج بیرون آوردمت .ازم تشکر کنی
میخوام با الیاس حرف بزنم
.اوه، میزنی، رفیق، میزنی
.برای همینه داریم اینکارو میکنیم فقط صبرکن
.ببین، تو بخش بزرگی از این ماجرا هستی، شاهارا
.همیشه میدونستیم
.تو کسی هستی که کمکش میکنی انتخاب کنه
.این کشور قراره بفهمه که چقدر محبوبه قراره زیبا بشه
باید از تو ممنون باشم
.حالا... میخوام به یه جای کوچولوی دوستداشتنی و خوابآور بری
،اسمش ولزپیره
.درست بالای رودخونهست
.فقط خودت
.اگه کس دیگهای رو ببینم، دکمه رو فشار میدیم
.فقط تو
.تکرار کن
فقط من
بابا، باید جواد رو از لندن خارج کنی. جدی میگم
برید خونهی عمه سفی
قول بده که همین الان راه میفتی - ...اه -
لطفاً. دوستتون دارم
...شاهارا، قطع نکن. وایسا
چقدر میتونیم به این یارو باربر اعتماد کنیم که بمب رو منفجر نکنه؟
نمیتونیم. اما مگه راه دیگهای هم داریم؟
.ببین، این بچه رو میشناسم فکرنمیکنم توانشو داشته باشه
فکرنمیکنی؟
بذار باهاش حرف بزنم
درحال حاضر نقشهی دومی درکار نیست
.ما تنها گزینهایم
.لعنتی
.لعنتی
.زودباش، بیا اینجا
،ببخشید که پیشت نبودم اما الان اینجام
.این انتخاب باتوئه تصمیم توئه
.این انتخاب توئه، الیاس
.این تنها چیزیه که قراره ازت بخوایم
.بیا اینجا
خب، این منفجرکنندهست، باشه؟
.انتخاب با توئه
.تو سوابق رو برامون گذاشتی
،بهم گفتی که مجبور بودی زجر بکشی مجبور بودی دنیا رو با یه وضعیت بد ببینی
تنها چیزی که برات میخوام اینه که خوشحالیت رو پیدا کنی، الیاس
چون به عنوان کاتالیزور، به دردت نیاز داشتیم
جرقهای که قراره شروع کننده این اتفاقات باشه
متوجهای؟
.نه
.و دارم بهت میگم، من کسی نیستم که فکرمیکنی
.میفهمی
.اینجام کمکت کنم تا رویات رو بفهمی
و حسن کلید رو بهت میده
دستا بالا، لطفاً
از اینجا
این از شجاعت توئه که تا اینجا اومدی، شاهارا
الیاس... خوبی؟
.اون خوبه
.این اولین سفر پدر و پسری ماست، و یه سفر دریاییه
چه چیزی ممکنه اشتباه پیش بره؟
.حالا، روبروی الیاس بشین
.و حالا، درنهایت... دست شما دوتاست
.همونطور که مقدر شده
!قربان
اوه، یا مسیح
.الیاس، این بازی اوناست، نه ما
.بدهش به من، و تموم میشه
،هی. اگه اون دکمه رو فشار بدی
.یه عالمه آدم میمیرن
.فکرنمیکن این شرارت رو درونت داشته باشی فقط... نکن
.هیچکس نباید به تو بگه که چیکار کنی، الیاس
.فقط تویی که باید تصمیم بگیری
.هیچ مقداری از درد نمیتونه اینو توجیه کنه
.این تو نیستی
.ببخشید. معذرت میخوام
فشار نده. لطفاً فشار نده - آروم، شاهارا -
.خوب رفتار کن
.خب، نوبت حرف زدن اون تمومه .حالا نوبت توئه
...این
.آخرین فایلیه که سرجولین هارکر ضبط کرده
.و برای توئه، الیاس
.بیا مستقیم از دهن خودش بشنو - دروغ میگه، الیاس-
.جعلیه. دارن مغزتو شستشو میدن
چرا نذاریم خودش قضاوت کنه؟
.خب، تو به فایل صوتی خودت گوش دادی،شاهارا
اون تورو به اینج آورده
.من زندگی تورو تجربه کردم، الیاس
همونطور که توی قایق نشستی ،و ضربان قلبت رو حس میکنی
.همون ضربان قلب رو منم حس کردم
یه روزی، تو هم جایی که من هستم میشینی
و دقیقاً این کلمات رو در 1941
.ضبط میکنی
...از همون ابتدا، تو توسط
پدرت و مادرت طرد شدی
No comments yet. Be the first to leave one.