164 บรรทัดแรก
...آنچه گذشت
.باید بهتون تبریک بگم
.پسر شما دیگه صاحب سربلند ریوررانه
من میتونم هرچیزی که بخواین .براتون فراهم کنم
یه دریانورد باشخصیت ایرلندی میشناسم
.که تو ویلمینگتون تجارت میکنه
...دادوستد ویسکی شوهرم
آقای بونت با کسایی که نشناسه .تجارت نمیکنه
آقای بونت قراره شخصا .آقای الکساندر مالکوم رو ملاقات کنن
.باید استفان بونت رو بُکُشی
نمیدونم آیا میتونم زندگی .یه نفر دیگه رو بگیرم یا نه
دارن یه نقشه رو عملی میکنن
.که استفان بونت رو پیدا کنن و بُکُشن
بونت ممکنه این حق رو داشته باشه .که جمی رو از ما بگیره
.اون به من حمله کرد
خب، مردم این دوره معتقدن که
وجود بچه دلیل اینه که .تو مایل به این شراکت بودی
باید شجاع میبودم. باید میجنگیدم
به خاطر اتفاقی که افتاد از خودم متنفرم
.نمیتونستی جلوشو بگیری- .باید بیشتر سعی میکردم-
.خیلی شجاعت میخواد که نجنگی
.اگه مقابله میکردی، تو رو میکشت
*OUTLANDER*
وقتشه که در خواستمون رو
.به دادگاه ارائه کنیم
...مشخصا شغل شما
.امور رو یه مقدار سخت میکنه
.یک نجیبزاده شغل نداره
دقیقا، و به همین دلیل به عنوان وکیلتون
توصیه میکنم که در معاملاتتون .محتاطتر باشین
شما در بین ثروتمندا دوستانی دارین
.و از جرائمتون تبرئه شدین
ولی در حال حاضر .توصیه میکنم که زیر جُلَکی کار کنین
من در حال حاضر ترجیح میدم اونجا .زیر هلوی همیشگیم کار کنم
مردم ممکنه که قاچاق تنباکو یا ویسکی رو
نادیده بگیرن
ولی شایعاتی هست که میگه که شما مال التجارههایی با
.ماهیت مونث جابهجا میکنین
.کار من به کسی ربطی نداره
میخواین سرپرستی پسرتون رو بگیرین یا نه، آقای بونت؟
من دقیقا به خاطر همین معاملات .با یه عده دوست شدم، آقای فوربز
اونا تا یه حدی ثروت و نفوذشون رو به من مدیونن
.شما هم همینطور
پس بهتون پیشنهاد میکنم که رفتارتون شبیه وکیلا باشه
.نه کشیشا
شما میدونین کشیش چیه پس؟
.برین با دادستان رای زنی کنید
کی حاضر میشه امضا کنه، جناب؟
من اسم شاهدایی که توی میخونه بودن
،بهش دادم
و تایید کردم که همهشون حاضرن درباره
.شرایط اون روز گواهی بدن
دیگه تا آخر هفته حتما امضا رو گرفتیم و
.جرامایا کوچولو میاد پیش پدرش
.خدا از دهنت بشنوه آقای فوربز
اگر ممکنه درباره غرامت من .صحبت کنیم
...من که پیشگو نیستم
ولی وقتی پسرم رو پس بگیرم ترتیبی میدم که یه اتفاق ناگوار
.برای جوکاستا اینز و تازه دامادش پیش بیاد
چه حیف که عمر ازدواجشون .اینقدر کوتاه خواهدبود
موندم چی شد که .اون دلقک پیر رو انتخاب کرد
و وقتی با خواهرزادهش نامزد بودم .منو تحقیر کرد
...وقتی ریورران مال من بشه
.شما به پولتون میرسین
همون ۲۰درصد توافقمون
به میمنت این قضیه توی ایوان
.یه پیکی میزنیم
.بیصبرانه منتظرم
در این فاصله
خانم اینز از من خواسته برم پیشش
تصمیم دارم که فردا سوار کشتی سالیآن بشم
و به کراسکریک برم.
به هیچکس در این باره .چیزی نمیگی
.رازداری شغل منه
من حس خیلی بدی .به این قضیه دارم
میخوام بونت برای همیشه ...از زندگی ما بره
و هیچوقت دستش به تو .یا پسرمون نرسه
خلاص شدن از شر بونت .منفعتهای بیشتری داره
بله
گرچه من هنوز به فیلیپ وایلی ...اعتماد ندارم
با اینکه از این معامله کلی پول .نصیبش میشه
.فکر کنم سر قولش بمونه
اگه نَمونه چی؟
خب اگه نَمونه که .من دیگه مُردم
پس اگه وقتشو داشتی
ممنون میشم کاری کنی .که بابتش زجر بکشه
خب، اینم از واسطه عزیزمون
.آقای الکساندر مالکوم
.خوشحالم که بهمون ملحق شدی
همونی که تو ذهنتون بود شده، دایی؟
بهتر از اون شده
علامتای صورتم چی؟
کمکت میکنم یه مقدار خاک سفال .گیر بیاری و بمالی روشون
گرچه مجبور نیستیم مدت زیادی گولشون بزنیم
باید قبل از شروع مذاکره برسیم .بارانداز وایلی
.سحر راه میفتیم
اگه ظرف دو روز بر نگشتیم ویلمینگتون
.برگردین به املاک
.اگه برنگشتین میایم دنبالتون
.میدونستم اینو میگی
.نگران نباش
.بونت فقط یه آدم معمولیه
.نه بیشتر
چقدر کوچیکه، نه؟
خب یه وقتایی تو زندگی چیزای کوچیک
.بیشترین استفاده رو دارن
این به چه کارتون میاد؟
خب، این وسیله کار .برای یه پزشکه
.توش داروی مایع میریزن
.ولی دو طرفش که سوراخه
.هنوز تکمیل نشده
آهنگر قراره برای تهش یه چیزی بسازه
.و یه سوزن واسه سرش درست کنه
.این یه سرنگه
آهان اسمشو شنیدم
.یه لوله که یه پیستون داخلشه
سرنگ نباید برنجی باشه؟
معمولا بله
ولی من شیشهایش رو ترجیح میدم
...استریل کردنش راحتتره
...تمیز کردنش
قبل از اینکه واسه درمان استفاده بشه
خب، من بهار گذشته یه لوله شیشهای .واسه دماسنج درست کردهم
.لوله شیشهایه دیگه
.چند روز دیگه بیاین
.ببینم چیکار میتونم بکنم
ممنون
.خب، این یکی انجام شد
ایشالا که آهنگر فکر نمیکنه
با یه سوزن که وسطش خالیه .میخوایم جادوگری کنیم
.آره بیشوخی
سوزن پزشکی کی اختراع میشه؟
هنوز خیلی مونده
.حتما باید یکی داشته باشم
.پدرت رو که دیدی
مهارت عجیبی داره که هربار پاشو از خونه میذاره بیرون
.خودشو به کشتن بده
خدا میدونه که این مرد مثل گربه .نه تا جون داره، اگه بیشتر نداشته باشه
اگه تنها نیاد چی؟
.مطمئنم تنها نمیاد
.ملواناش رو هم میاره
تو اون سفری که باهاشون بودی چی ازشون فهمیدی؟
وقتی باهاش سفر میکنن اگه چاره دیگهای نباشه
و فقط وقتی گرسنه هستن حتی عقرب ماهی هم میخورن
،ملوانا از ترس و نه علاقه همهی دستوراتش رو اطاعت میکنن
تا وقتی که این حس رو بهشون ندیم که برای اونا تهدید محسوب میشیم
فکر نکنم بابت سرنوشت بونت
.برامون دردسری درست کنن
جز اینکه کارفرمای جدید .نیاز دارن که استخدامشون کنه
.گوش به زنگ باشین
.این تنها شانس ماست
.شاید شانس دیگهای در کار نباشه
.خب، جلبک دریایی میخوایم واسه گرفتن ید
دیگه دنبال چی هستیم؟
...خب، یه سری صدفهای خاص
که پودرشون کنم و از ...کلسیمشون استفاده کنم
و شاید کمی اسفنج برای .کار جراحی
.من صدفا رو جمع میکنم
.چند تا هم واسه جم برمیدارم
شاید یه عروسک براش درست کردم .که کمکش کنه بهتر بخوابه
.وقتی اومد، منم که باید بُکُشمش
!الان داری میگی
...خودت گفتی گفتی فقط یه آدم معمولیه
خودم میدونم چی گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.