Börü

Börü

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Wolf E06
ความคิดเห็นโดย Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2025-04-14
ดาวน์โหลด: 22
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

گرگ از رویدادهای واقعی الهام گرفته است

بعضی اسامی به دلیل احترام به افراد تغییر کردند

داستان ما به خاطره تمام نیروهای انتظامی تعلق دارد

که آماده اند جان خودشان را مقابل غریبه ها فدا کنند

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

قسمت 6 پایان همه چیز

به همون اندازه که به ملت ترک ...بنیانی محکم و استوار می بخشه

اصول جدید و ضرورت اونا

اصیل ترین آرمان ها و روح های آن و امنیتی که این اصول داره

جمهوری همچنین به منادی یک زندگی جدید مترقی تبدیل شده

اون روزها ؛ زمانی که مادران گرگ رو به دنیا آوردند

مردی طبیعت مردانی با اسم گل آلود را به افسانه تبدیل کرد

ممنون که اومدی

من باید ازت تشکر کنم مادر این خوشمزه است

مشکلی وجود داره ؛ من و بابات نگرانتیم

وقتی داشتیم اخبار می دیدیم ؛ دیدیمش

انگار داعش از سوریه در حال نفوذ به ترکیه است

ما نمیخوایم تو کار احمقانه ای انجام بدی کایا

میشه با بهجت صحبت کنی؟

میتونی راه حلی پیدا کنی شاید مرخصی بگیری؟

...عملیات علیه داعش انجام میشه

و من قراره مرخصی بگیرم؟

دیوونه شدی؟

کایا این اضطراب داره منو میگیره میدونم که جدی نمیگیری

...اما این ترس جدی میگیرمش مامان ؛ واقعا

چرا نباید جدی بگیرم؟

با این حال من چیزهای دیگه ای رو هم جدی میگیرم مثل رویاهام

هنوز تو خواب ایپک رو می بینم

اون بهم خیره شده اما حرف نمیزنه

خونش هنوز روی زمینه انتقام اون گرفته نشده

من بهتون دروغ نمیگم

در چنین فرصتی خداروشکر می کنم و حمله می کنم

...میدونه ممکنه اشتباه باشه شاید

شاید لازم باشه این نفرت رو کنار بزارم اما الان نمیتونم

من بخاطر این نفرت زنده میمونم

کایا

وقتی روزش رسید و همچین عملیاتی انجام شد

من به حرفای فرمانده گوش میدم

تو خطر غیرضروری قرار نمی گیرم

قول میدی؟

قول میدم

باتری تقریبا تمومه دو درصده

وقتی رئیس کمال و تورگورت برگشتند در اینباره صحبت می کنیم

...رئیس ؛ حتی اگه رئیس عرفان اینجا باشه فرقی نمی کنه

برگردوندن اون چند هفته طول میکشه

درسته ممکنه اینقدر زمان نداشته باشیم

این سازمان به تدریج شروع به شناسایی جاسوس ها کرده

اگه در جامعه اطلاعاتی هم نفوذ کرده باشند چی؟ میتونیم به این پروفایل ها اعتماد کنیم؟

این حرومزاده خارجی ممکنه بلوف بزنه؟

من اینطور فکر نمی کنم

اون به کمال گفت این آخرین تابستون شماست

جوری به خودش مطمئن بود انگار روی یک یخ نازک راه میریم

رئیس ؛ کایا تماس میگیره

کایا کجایی پسرم؟ سلام رئیس

من اینجا به پشتیبانی فوری نیاز دارم

الو؟ کایا؟

باتری تموم شد

ما هوشی رو بدست آوردیم؟ سازمان تروریسم سکوت کرده

فکر می کنی اون هنوز چیزی رو مخفی می کنه؟

به نظر عصبی میرسید کجا فرستادیش؟

امراه پلازا ؛ از اونجا به فرودگاه می رفتند رئیس

...باشه ؛ باشه

داداش امنیت پلازا جواب نمیده

رئیس ؛ امنیت جوابگو نیست ما نمیتونیم به اون دسترسی داشته باشیم

مطمئنی مکانش درسته؟

آره مطمئنیم رئیس

به حرکت ادامه بدید دریافت شد

نه داداش جواب نمیدند فکر می کنی کسی حمله کرده؟

من اینطور فکر نمی کنم ؛ کایا خودش امراه کولو رو تا پرواز همراهی کرد

طبق برنامه های اینترنت پلازا در مجاورت یک اقامتگاه قرار داره

که متعلق به همین شرکته یک گذرگاه از پلازا به این ساختمون وجود داره

هدف ساده

عمر ؛ سریع‌تر برو ؛ سریع‌تر

ما نمی تونیم اینجا رو بدون هیچ اطلاعاتی از سازمان اطلاعات ترک کنیم

لعنتی کاش با کایا میرفتم

آسنا

حداقل باید آماده بشیم حس بدی به این موضوع دارم

باشه

یه لحظه وایسا ؛ دارم خواب می بینم؟ الان با من موافق بودی؟

موافقم

برای کمال یک جلیقه بردار شاید به موقع به اونجا برسند

آره دارم خواب میبینم

فیصل ؛ برو اونجا رو ببین

اتاق نگهبانی کجاست؟ نمیدونم

حالا یادت اومد؟

تو چهار رو بگیر و اینجا شروع کن ما میریم اونا رو میاریم اینجا

هنوز هم دیر نشده

اسلحه‌ات رو بنداز

داداش ، زنگ دزدگیر در داخل مرکز داخلی ناکیشتپه پلازا به صدا دراومد

درست در کنار پلازای امراهـه

برو اونجا عمر بیاید زمانی که در اون هستیم رو بررسی کنیم

وقتی تموم شد ریموت رو برگردون

چیکار می کنی؟ دیوونه ای؟

لطفا این کار رو نکنید

...لطفا نه ؛ من بچه دارم بخواب زمین

فیصل ؛ این زنگ هشدار رو خاموش کن

زنگ هشدار

داداش؟

تو اینجا چیکار می کنی؟ مگه تو اون پلازا نبودی؟

ساختمون ما مجاور هم هستند همه ما رو گروگان گرفتند

چند نفر هستند؟

سیزده نفر اومدند همه اونا جلیقه های بمب داشتند

هفت گروگان با یک کیسه پر از مجله وارد شدند

بستنت؟ آره

چیزی داری؟ چاقو؟

ایگه ؛ همینه؟ آره ؛ ایگه

اون حرومزاده ها میخوان تعداد افرادی رو که می کشند به حداکثر برسونند

اونا دنبال قتل عام هستند

باید یک نقشه ای بکشیم چون اگر

یک ماشین رسید

همه عقب نشینی کنید‌؛ حالا

من میرم لابی و من هم در خروجی رو بررسی می کنم

پسر ؛‌وسایلت رو بردار

سریع برمیگردم کسی رو مشکوک نمی کنم

ببین ؛‌مراقب باش و بی‌سیم رو روشن بزار

دریافت شد باران ؛ این به عهده توئه

باشه داداش نگران نباش

باران ؛ چیزی می بینی؟ هنوز چیزی نیست

باران

بارباروس ؛ نیا

باران

من برمیگردم نه ؛ سعی نکن برگردی

برو کایا رو پیدا کن ؛ من به بقیه خبر میدم

داداش من شانس آوردم؟

داره میسوزه باشه

...هیچی نیست ؛ تو حالت خوبه ...یه بار که

این هم یه زخم گوشتی دیگه است

مثل تو در سور نیست هیچی مثل مال من تو سور نیست

ستاد ؛ تیم سه تماس میگیره ما زیر آتش سنگین هستیم ؛ به کمک نیاز داریم

بیا

لعنتی ؛ باران ؛ دوباره حق با توئه

سگ هار

وقتی به اینجا اومدی رویاهای بزرگی داشتی

میل به کشتن غیرنظامیان مسلح

تو فرصتی نداری

و هیچ بخششی هم در کار نیست

یالا ؛ بیاید سگ های هارم من آخرین قلعه هستم

سعی کنید منو تسخیر کنید

میخوام دفن‌تون کنم

زاید ؛ برگرد

ما نزدیک آپارتمان هستیم

اون فیصل رو کشته ؛ برگرد اون کجاست؟

نمیدونم ؛ پیداش کن و بکشش

اونا تو اقامتگاه میتونند صدای منو بشنوند؟ نه فقط تو پلازا شنیده میشه

ما باید راهی برای هشدار به غیرنظامیان پیدا کنیم، ایگه

چند نفر از تیم تو اونجا هستند؟

نمیدونم اما اونا زیر آتش شدید هستند

و ببین دشمن چطور استقرار پیدا کرده

هدف اونا گروگان گرفتن یا قرار دادن بمب نیست

چیه؟

تا جایی که بتونند مردم بی گناه رو بکشند

تو اینو بگیر من بی‌سیم دیگه ای برای خودم پیدا می کنم

...داداش اینو بگیر مرد

تو میتونی انجامش بدی ؛ باشه؟ به خودت اعتماد کن

اینجا تو میتونی همه چیز رو در دوربین های امنیتی ببینی

من بهت نیاز داره ایگه ؛‌به شجاعتت نیاز دارم

باشه قربان

بارباروس ؛ چند نفر داخل هستند؟

نمیدونم رئیس میدونم کایا و عمر داخل هستند

عمر، می شنوی، عمر؟

من تو طبقه سوم هستم سریع کایا رو پیدا کن و با ما تماس بگیر

رئیس اونا حرفه ای هستند آماتور نیستند و باران زخمیه ؛ ما به پشتیبانی نیاز داریم

رئیس من خوبم نگران نباشید

با ستاد تماس بگیر اونا یک آمبولانس می فرستند

آسنا چی داریم؟ چهارتا ام۴

کافیه ؛ بارباروس طاقت بیار ما داریم میایم

انگار این شب قراره شلوغ ترین شب دوران حرفه ای ما باشه

بهجت ؛ من تولگام اینا عناصر دشمن هستند

مطمئنی؟

این سلول از آنتپ به استانبول نفوذ کرد

تایید شد کمال پیش تو برمیگرده

رئیس ؛ کایا روی حالت خلبان خودکاره

اون از وقتی که خواهرش رو از دست داد منتظر این لحظه بوده

نفرت اون ممکنه باعث اشتباه بشه

نمیشه

دو روزه چیزی نخورده نخوابیده

تنها سوخت اون خشمه

برای همینه که هنوز ایستاده

اون همین الان به نفرت نیاز داره

رئیس ؛ اونا از غیرنظامی ها به عنوان سپر انسانی استفاده می کنند

ورودی اصلی رو مسدود می کنند

دریافت شد ؛ ما داریم میرسیم چیکار می کنیم؟

نمیدونم باران

این حرومزاده ها همه چیز رو تا ریزترین جزئیات برنامه ریزی کردند

حرومزاده ها

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

سگ هار

آروم باش ؛ منم عمر

عمر

حالت خوبه؟ آره خوبم

باشه ؛ دستات رو نگاه کن فراموشش کن

ما وقتی نداریم عمر

دو نفر طبقه پایین هستند اونا مال تواند

تو؟ اونا رو از لابی که هستند بیرون می کشم

باشه رمبو دیگه چیکار می کنی؟ شوخی نمی کنم

حداقل پنج در ورودی هست هفت تا

ببین من نقشه ای دارم

More Farsi Persian subtitles for Börü

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left