Swamp People

Swamp People

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 17

ข้อมูลรุ่น

Swamp People S17E11 Monster Season 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 17 قسمت 11 Swamp People 2010 زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-03-26
ดาวน์โหลด: 19
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

وقتی سطح آب توی تالاب به‌شدت پایین میاد

پیکِل، پرچم رو بکش پایین، یه کنده گنده اونجاست

وقتی سطح آب هی بالا و پایین می‌شه، اصلاً نمی‌دونی چی به چیه

این چند روز اخیر اوضاع خیلی قاطی‌پاتی بوده

بکشش بالا

یه تیم دنبال انتقامه

آآآه

فقط می‌خوام این تمساح گنده رو بگیرم

خیلی غولیه، واقعاً بزرگه، باید بگیریمش. لعنتی

در حالی که یه تیم دیگه یه فرصت طلایی گیرش میاد

باید این پنج تا مجوز رو توی دو روز آینده پر کنیم

آخر این کار هم یه جایزه شیرین منتظرمونه

اگه از چیزای شیرین خوشتون میاد

پنج تا مجوز رو پر کن تا ۱۵ تا بگیری

بابا، دمت گرم، این یه معامله دو سر بُرده

یه شکارچی جوون سعی داره ثابت کنه

که آمادست رو پای خودش بایسته

قبلاً این کار رو نکردم، پس فقط دارم سعی می‌کنم یادم بیاد

که بابا قبلاً بهم چی یاد داده

اووووه

در حالی که پادشاه مرداب

از یه جای غیرمنتظره کمک می‌خواد

مامان، این یکی خیلی خوبه. بیا بهش شلیک کن

مامان، بیا بزنش

اوه

یه گروه دو نفره با یه افسانه روبرو می‌شن

همون‌جاست، نگاه کن

فقط یه چیز توی ذهنمه

یه تمساح هیولا به اسم "متوشالح"

همینه، همون‌جا، همون‌جا، نگاه کن

نگاه کن، نگاه کن، نگاه کن

بگیرش، بگیرش، بگیرش، بگیرش

با وجود اینکه فقط پنج روز باقی مونده

و سرنوشت کل فصلشون در خطره

خب مامان، ماشه رو بکش

مرداب‌نشین‌ها دارن تمام دار و ندارشون رو قمار می‌کنن

ایول، دمت گرم

آخ! بیارش بالا

داره میاد این سمتی! بجنب

پسر، الانه که طناب رو پاره کنه

نزدیکی‌های ساعت ۴ بعدازظهره، توی جنوب لوئیزیانا

و توی مرداب "گرنوی"

شکارچی کهنه‌کار، بروس میچل

و دستیارش، آنا ریبک

دارن یه روز کلافه‌کننده رو تموم می‌کنن

روزی که همش تمساح‌های کوچیک توی آبِ کم‌عمق گرفتن

منظورم اینه که هر تمساحی که رفتیم سراغش

کلاً گیر کرده و پیچ خورده بود

داریم هی کندتر و کندتر پیش می‌ریم

هوا هم هی داره گرم‌تر می‌شه. آره

هر چی تمساحه رفته زیر کنده درخت‌ها

خب، امروز اون‌قدرها هم تعریفی نداشتیم

چیزی گیرمون نمیاد چون اینجا آب خیلی کمه

وقتی عمق آب خیلی کم باشه، اونا نمی‌تونن به طعمه برسن

یعنی همون جایی که... می‌دونی که، طناب‌ها رو آویزون می‌کنی

اینایی هم که می‌گیریم، همه‌شون فینگیلی‌ان

طناب کشیده شد

چی گیرت اومده آنا؟

کشیده شده پایین، می‌بینیش؟

طناب پایینه؟ خوبه

آقای بروس، داره حرکت می‌کنه

اوه، دارم می‌بینم آب داره قل‌قل می‌کنه. داره تکون می‌خوره، می‌بینی؟

نگاش کن. اون یه تمساح گنده است

از طرز چرخیدن آب می‌تونم بفهمم

این‌طور فکر می‌کنی؟

عجله نکن، آروم باش

اصلاً هول نشو

طناب رو دیدم

بگیرش، مواظب باش

می‌بینیش؟

نه، همین چند لحظه پیش داشت تکون می‌خورد

اوه، خیلی سفته، تا جایی که جا داشته کشیده شده

آقای بروس، دیگه نمی‌تونم طناب رو بالا بکشم

اگه شروع کرد به کشیدن تو، ولش کن

طناب رو نگه ندار

دارم می‌گم اصلاً بالا نمیاد

می‌دونم. بدجوری گیر کرده

از کفِ آب تکون نمی‌خوره

می‌دونم، گرفتمش، گرفتمش، گرفتمش

تکون نخور، تکون نخور. الانه که طناب رو پاره کنه

بیا، من دارم میام اونجا. نمی‌خوام بیفتم توی آب

خب، بکشش بالا! نمی‌تونم بگیرمش

هی می‌کوبه به قایق

زود باش، بیارش بالا

یالا

یالا، بجنب. آآآه

شل شد

در رفت. لعنتی

بروس و آنا هنوز توی این فصل موفق نشدن

یه هیولای بالای ۱۲ فوت شکار کنن

و با وجود اینکه پای غرور و پول در میونه

این شانسشون بود که بالاخره یه صید افتخاری بکنن

اوه! عجب تمساح غولی بود

حسش می‌کردم. آره، می‌دونم

شنیدی چطوری می‌کوبید به قایق؟

آره. می‌دونست داره چیکار می‌کنه

درست زیر قایق مونده بود تا بتونه هی فشار بیاره

کاریش نمی‌شه کرد

تنها کاری که باید بکنیم اینه که دوباره تله بذاریم

واقعاً آدم دلش کباب می‌شه وقتی تمساح

از طنابت جدا می‌شه، مخصوصاً اگه بزرگ باشه

واسه همین من و آقای بروس تصمیم گرفتیم که تمومه

باید بگیریمش و قراره

بریم یه سری طنابِ دیگه کار بذاریم

و فردا برگردیم و این لعنتی رو بگیریم

می‌گیریمش. امیدوارم

اوه، حتماً می‌گیریمش، شک ندارم

باورم نمی‌شه در رفت

در همین حین، توی مرداب "گرونیون"

پادشاه مرداب تروی لندری و دستیارش پیکِل ویت

تمام روز به خاطر کم بودن آب، سرعتشون کم شده

و تروی داره کلافه می‌شه

وای، وای

اوه، خدای من

لعنتی، گیر کردم

برو عقب

نه می‌تونم برم عقب، نه می‌تونم برم جلو

گیر افتادم

اوه، واسه همینه که گیر کردم

موتور قایقِ تروی گیر کرده به یه کنده درخت

و صبرش رو بیشتر لبریز می‌کنه

من دوست دارم سریع کار کنم

دوست دارم با سرعت بیام، بگیرمشون، بهشون شلیک کنم

بندازمشون توی قایق و برم سراغ بعدی

مدل من اینطوریه

ولی با این وضعیتِ نوسانِ آب

نمی‌تونیم اوضاع رو کنترل کنیم

آخه چقدر احتمال داشت؟

وقتی آب مثل امسال هی بالا و پایین می‌شه

اصلاً نمی‌دونی چی می‌شه

این چند روز اخیر دیوانه‌کننده بوده

حالا بذار ببینم می‌تونم از اینجا بیام بیرون یا نه

خیلی خب پیکِل، پسر، شانس آوردیم ها

بگو ببینم چی شده

از این طرف. اوه، خب، الان دیدمش

اوه، بله دیگه معلومه. گیر کرده

طناب رو ببر و ببندش به جلوی قایق

اگه نمی‌تونی بکشیش. من دنده عقب می‌گیرم

وقتی بستیش بهم بگو

صبر کن

خیلی خب، برو تروی

برم؟ برو

اوه، بیا تفنگت رو بردار. آآآه، تفنگ رو بردار

آآآه! یالا تروی

اوه، خیلی زورش زیاده

بکشش بالا، بکشش بالا

دارم تلاشم رو می‌کنم

وای! اوه، خدا رحم کنه

اوه، دستم رو داغون کرد

اون شلیک رو دیدی؟

دیدم، دیدم

اون شلیک رو دیدی دختر جون؟ هان؟

درست جلوی چشمم بود. روم پاشیدی

چی شد؟ روم پاشیدی

اوه، خدا به خیر کنه. چی؟

این یه تمساح گنده و پیره

بزرگه؟ آره

خب، انتظار چی داشتی؟

فکر کردی قراره جوجه‌تمساح بگیریم؟

شکارچی‌ها روز طولانی‌شون رو با یه موفقیت تموم می‌کنن

اما تروی می‌خواد که دستیارش سرعتش رو بیشتر کنه

باشه

صبر کن. تکون نخور

و فکر می‌کنه یه ذره رقابت شاید بهش کمک کنه

بهتره همون مامانم رو بیارم

شاید اون بتونه یه کم کار کنه

آآآه

آآآه! خیلی از دستت عصبانیم

آقای تروی همیشه سر به سرم می‌ذاره

البته این فقط راهیه که من رو وادار کنه

که یه کم سرعتم رو ببرم بالا

ولی همیشه باهام شوخی می‌کنه

و هی می‌گه: مامانم بهتر از تو انجام می‌ده

می‌خوام مامانم رو بیارم روی قایق

می‌دونی که، قراره جای تو رو بگیره

سالشه ولی فکر می‌کنم ۸۱

که ممکنه از فلان‌فلان بهتر کار کنه

فکر کنم نقشه اومدنِ مامانت

نتیجه برعکس بده. چرا؟

آخرش حبست می‌کنه و کتکت می‌زنه

بهت می‌گه: "تروی آدام، برو اون ترکه رو بیار!"

اولین بارش نخواهد بود

توی مرداب "بِل"

هوا رو به غروبه

برای جوئی ادگار و دخترش کَلی

این دو نفر امروز ۱۱ تا تمساح گرفتن

و جوئی از وضعیت این فصلشون راضیه

حدود ۵۰ تا مجوز بیشتر از پارسال داریم

کلی کار داریم ولی شکر خدا هوا خوبه

توی پیش‌بینی هواشناسی هم خبری از طوفان نیست

ما حاضریم، من حاضرم که بزنیم به دل کار

این آخریشه؟

آره

کناره آبه

خوب به نظر میاد

اوه، یه ده فوتیه

توتی، نمی‌تونم شلیک کنم

ولی سعی می‌کنیم بکشیمش توی آبِ باز

باشه

صبر کن

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left