200 บรรทัดแรก
تقديم به تمام آرياييان پارسي زبان
1453 در سال
..."از سرزمين هاي "کونستانتينيپل
يک ارتش قدرتمند از ترک هاي عثماني ...روماني را درنورديد
.و تهديد عظيمي براي مسيحيت شد
از بقاياي خرابه هاي آنجا، يک ...شاهزاده جوان رومانيايي برخواست
.يک شواليه از انجمن سري اژدها
...يکي از نوادگان خوني هابيل
شاهزاده محکوم به پيروزي بر ترک ها و عقب .راندن آنها از سرزمينش بود
...او قبل از اينکه به ميدان نبرد برود
...عشق واقعي خود را بر تخت نشاند
.تا وقتيکه برگردد
او به چهار تن از بهترين ...شواليه هايش دستور داد
.تا پاي جان از زندگي وي محافظت کنند
.ازش محافظت کنين
برخي گفته ها هست که او با قدرتي .خدايي مي جنگد
برخي ديگر مي گويند با .خوني دراکولايي مي جنگد
...بي باک ترين افراد نام او را
.با ترس بر زبان مي آوردند
.دراکولا
FixMovie و IranFilm تيم هاي ترجمه ...با افتخار تقديم ميکنند
ترجمه از RzaAlex & Mohammad IR و پويا شمس
...دورتر از ميدان هاي جنگ
.جنگ ديگري در سرزمين خودش شروع شده بود
...برخي از نبود فرمانروا سوءاستفاده کردند
.مشاوران دراکولا نقشه سقوط تاج و تخت را کشيدند
...ناکامي در مبارزه مستقيم با شاهزاده
به خائنين جرأت رويارويي مستقيم .با دراکولا را نميداد
آنها يافتند که سرنگون کردن معشوقه جوان وي .هدفي بسيار ساده تر مي باشد
...نبرد به پايان رسيده بود
.اما جنگ تازه شروع شده بود
.عشقم
.با پيروزي برگشتم
اليزابت"؟"
اليزابت"؟"
اليزابت"؟"
اونا باهات چيکار کردن؟
.يه حمله ناگهاني بود اعليحضرت
چرا؟
.ما هممون سعي کرديم که ازشون محافظت کنيم
.حالا شما هم مي تونيد بهش ملحق بشيد
،من براي خدا مي کشتم :قسمي که خوردم
دستي که براي او مي جنگيد اکنون در برابر .خود اوست
.من متهمش ميکنم
.و هر کي که زير پرچم نامش زندگي ميکنه
.من متهمش ميکنم
.و هر کي که زير پچم نامش زندگي ميکنه
با دستان خودم او را در خون مقدس .تعميد دادم
.زندگيت پس از مرگ جاودانه باد
.اکنون اين شروع ماست
.اعليحضرت
.خبر درگيري رو شنيدم
.فکر ميکردم که کار ترک ها بوده
...من براي خدا ميکشتم
:اين قسم من است
دستي که براي او مي جنگيد اکنون .در برابر خود اوست
...برخي افسانه ها مي گويند با جاودانگي
...به عنوان مجازات براي مبارزه طلبيش
...نفرين شد
...تا با روحي پر از درد تا ابد
.زندگي کند
"دراکولا...شاهزاده تاريکي"
يک قرن بعد
،خيلي داريم يواش ميريم .بايد سريع تر از اينجا خارج بشيم
.نگهبانان، جمع بشيد
...آلينا"، اسمي رو بردار و"
.مستقيم برو به نقطه قرار
.ما اونجا ميبينيمت
.ما ميمونيم و ميجنگيم
.شما سبکيد، سريع ترين اسب ها رو هم برداريد
،لئوناردو" رو پيدا کن" .اون ميدونه چيکار کنه
.باهامون بيا
.من اينجا با شواليه هاي ديگه ميمونم
.تا جايي که بتونيم جلوشون رو ميگيريم
!حالا بريد ديگه
.بايد از طرف جنگل بريم .ميتونيم اونجا گمشون کنيم
اگه ميخوايم "لئوناردو" رو پيدا کنيم .بايد تو همين مسير بمونيم
اما اگه اون موجودات مارو پيدا کنن هيچ وقت .بهش نميرسيم
.يالا
.از اين طرف
.پشت به پشت هم بمونيد
.آروم باشيد
.يالا "اسمي"، تندتر
.لئوناردو" بايد تا الآن اينجا مي بود"
همينجاس؟
اون کجاس؟
.يه چيزي درست نيس
.من از اينجا خوشم نمياد
اون چيه؟
!اسمي"؟"
حالت خوبه؟ اسمي"؟"
.باهام حرف بزن
خدات الآن کجاس شواليه؟
.راث"، اين مرد يکي از نگهبانا بود"
.آورنده نور" اينجا نيس"
.پيداش کن
.آورنده نور" نمي تونه زياد دور شده باشه"
.پخش شين
.زنداني ها رو برگردونين به قلعه
.بقيتون دنبالم بياين
ببين، اون چيه؟
.حالت خوب ميشه
ميتوني بشيني؟
.بيا
.بلند شو
.بلند شو. يالا
.بيا بيا بيا
کي اينجاس؟
.به نظر يکي هرزه هاش رو گم کرده
.يکيشون که خيلي عصبانيه - .تو که نميخواي بميري -
.و شواليه هم که نيستين - .شماها فقط دزدين -
ترجيح ميدم که راجع بهمون ...به ديد آدماي خوشتيپ
.و دزداي شاد نگاه کنن
.هوووم، ميبينم که توأم چيز خاصي نداري
.اووه
.اجازه بدين خودمو معرفي کنم
.من "لوسين مرل" بزرگ هستم
واقعاً؟ حالا چيت اينقد بزرگه؟
بعضي ها ميگن که من به طور .فوق العاده اي خوشگلم
.اون آدما يا کورن يا مست
.اوووه
ببين عزيزم، ما اون چيزي که تو اون .جعبه ـس رو ميخوايم
...چرا نميندازينش اينور
تا ما هم بتونيم با شادي و راحتي راه خودمونو بريم؟
.مگه از رو جنازمون رد شين
.مطمئناً يه جسد فوق العاده دوست داشتني ميشي
.راتونو بکشين برين تا کسي صدمه نبينه
.ما کاملاً محاصرت کرديم
اون کار رو واسه چي کردي؟
.بهت هشدار داده بودم - .بچه ها، جعبه رو بردارين -
اون جعبه خيلي مهمتر از اونيه که بتوني .تصورشو بکني
واقعاً؟
.آه، بله. واقعاً ترسيدم
.بفرما - .هووو. ببخشيد -
.گفته بودم که ما دزدهاي شوخي هستيم
ما داريم اينو پيش مردي که اسمش .لئوناردو ون هلسينگ"ـه ميبريم"
.اسمشم نشنيدم تا حالا - ...اگه پول ميخواي -
اون بخاطر اين سخاوتمنديت بهت .پول ميده
اما اگه انتخاب کني که ...چيزي که مال اونه بدزدي
.اون مرد خطرناکيه
.منم هستم
.متأسفم - .پسرا -
.بعداً ميبينمتون فاحشه هاي عزيز
!صبر کنين
باز ديگه چيه؟
.مارو هم با خودتون ببرين .فقط تا روستاي بعدي
.اين همون چيزيه که دارم راجع بهش حرف ميزنم - .رفيق، گوش کن، اين کارو نکن -
.سري قبل هم همين اتفاق افتاد - .زنا هيچي جز دردسر نيستن -
داري چيکار ميکني؟ - .فقط هر چي گفتم انجام بده -
.اما اون خوشگله - ...ميتوني يه زن بخري -
.که کمتر از اون دوتا دردسر داشته باشن
ديوونه شدي؟
.نقشت رو بازي کن
.متأسفم بچه ها
.دوباره از دست داديمش
خب، حالا بايد باهات چيکار کنيم؟
ما ميتونيم بخاطر امن رد کردنمون بهتون .پول بديم
.و "اسمي" هم يه آشپز فوق العاده اس
واقعاً؟ - .بله، واقعاً -
.باشه .اما کاري که من ميگم رو انجام ميدين
فهميدين؟ - .بله -
.تا روستاي بعدي
چه بلايي سرمون اومده؟ کجاييم؟
.من خيلي ميترسم
.خوش اومدين
بايد بعد از سفري که داشتين .خسته شده باشين
.بذار بريم
.نگران نباشين .آسيبي نخواهيد ديد
.من "رن فيلد"ـم
.صدراعظم اين پادشاهي
.بياين. ميبينم که به مراقبت نياز دارين
اون کيه؟ اون کيه؟ چي ميخواد؟
.بياين
.ميبينم که به مراقبت نياز دارين
همه درهاي خوشي و راحتي قلعمون .به روتون بازه
.اينجا تالار بزرگه
.لذت ببرين
...همه خوشي ها و
.ماجراجويي ها منتظر شما هستن
.اين اتاق ناهار خوري اصليه
.شماها مهمان ما هستين
ميخوايم که از لحظاتتون در کنار ما .لذت ببرين
.قشنگه - .همه اينا براي شماس -
هر چيزي که بخواين يا آرزوشو .داشته باشين اينجا هس
.ما ميخوايم حس کنين که تو خونه خودتونيد
همه چيز براي رضايت و شادي شما .فراهم شده
...موسيقي
...خدمتکاران
...راحتي
.همش واسه شماس
اميدوارم ياد گرفته باشين که ...دوستمون داشته باشين
زندگي جديد خودتون با ما رو .در آغوش بکشيد
.الآن تنهاتون ميذارم
.ارباب شما رو دوباره فردا ميبينه
.بشينيد، بخوريد
.لذت ببريد
.اين خونه جديدتونه
.تازه واردين ساکن شدن
.از غريبه ها خوشم نمياد
...اين جمله قاتل هاس
No comments yet. Be the first to leave one.