Sunny

Sunny

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Sunny S01E03 HDR 2160p WEB h265-ETHEL
Sunny S01E03 Mmmm Hinoki 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Sunny S01E03 Mmmm Hinoki 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Sunny S01E03 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Sunny S01E03 WEB x264-TORRENTGALAXY
Sunny S01E03 1080p WEB h264-ETHEL
Sunny S01E03 720p x265-TiPEX
Sunny S01E03 1080p x265-ELiTE
Sunny S01E03 720p/1080p WEB RMTeam
ความคิดเห็นโดย Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-07-17
ดาวน์โหลด: 103
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

176 บรรทัดแรก

‫درخت سرو؟

‫شامه خوبی داری

‫در گذشته یه دوست‌پسری داشتم

‫همیشه عطر سرو استفاده می‌کرد.

‫حتما خیلی اعتماد به نفسش بالا بوده که ‫چنین بوی آرامش‌بخشی رو استفاده می‌کرده

‫ده سالمون بود

‫ولی دلیلی برای اعتماد به نفس بالا داشت

‫ممنونم که قبول کردی دیر وقت منو ببینی

‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم

‫وای، نه

‫بیدار بودم

‫و پدرت حالش چطوره؟

‫همون گاو پیر کله‌شق قدیمی

‫دست از کار کردن نمی‌کشه

‫از بیمارستان کنفرانس ‫تلفنی برگزار می‌کنه

‫بذار ببینم

‫متاسفم که مجبور شدین اینقدر ‫زود بیاین، هیمی

‫تقصیر من بود

‫اتفاق بدی سر کار افتاد

‫منو ببخشید

‫بیاین زودتر تمومش کنیم دیگه، باشه؟

‫به خدا قسم که هیچی نمی‌دونم!

‫ببخشید، عزیزم

‫کجا بودیم؟

‫واقعا یه هنرمندی

‫باید به یه مراسم خاکسپاری برم ‫و بهترین ظاهر رو باید داشته باشم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫هنوز اونجاست؟

‫هنوز که هیچ حرکتی دیده نمیشه

‫هفته‌هاست که از خونه نیومده بیرون

‫که اینطور

‫واقعا غم‌انگیزه

‫فکر می‌کنی من خوشحالم که دوباره ‫عقب بندازمش؟

‫درسته. نیستم

‫اگرچه، بیشتر از عمر تو ‫عضو یه معبد بودم...

‫بنابراین فکر کنم حقمه یه کم ‫بهم ارفاق بشه، مگه نه؟

‫که اینطور

‫خب، البته، به جناب کشیش خیلی تسلیت میگم

‫بله

‫بسیار خب

‫ممنونم

‫سالن اوتسوکا هنوزم در دسترسه

‫خیلی خوب میشه

‫فقط امیدوارم که این بار برای ‫سوگواری به قولت عمل کنی

‫فکرشو بکن، ماسای بیچاره، ‫بین دنیاها گیر کرده...

‫روحی شده که هیچ پایی نداره

‫تازه‌شم، دوست ندارم بگم، ‫ولی بعد از آخر هفته...

‫باید به سمت ناگانو برم

‫و ببخشید، ولی منم سه‌شنبه ‫جراحی آب مروارید دارم

‫پس...

‫اگه مجبور بشم دوباره عقب بندازمش، ‫هیچکدوم شما نمیاین اونجا

‫متاسفم، خانم نوریکو

‫هنوزم نمیاد پای تلفن

‫خب، متاسفم که نمیشه مزاحمش شد

‫میشه دوباره از طرف من بهش پیام بدی؟

‫البته

‫اگه از اتاقش بیاد بیرون

‫اگه بیای بیرون و غذا بخوری...

‫قول میدم که این بار ‫سعی نکنم باهات حرف بزنم

‫فقط می‌خوام ملافه‌هاتو عوض کنم...

‫تا اتاق یه کم هواش عوض بشه

‫باشه؟

‫ماسا؟

‫اینا مال مادرم بودن

‫گفتم بد نیست سوزی ‫اونا رو فردا استفاده کنه

‫به طرف اتاق نشیمن؟

‫دیگه نمی‌تونیم بیشتر از این صبر کنیم

‫لطفا بهش بگو فردا مراسم سوگواری برگزار میشه

‫متاسفانه نمی‌تونم این کار رو بکنم

‫بسیار خب. پس من بهش میگم

‫متاسفم، خانم نوریکو

‫آماده نیست

‫تصمیمش با تو نیست

‫بهش دو هفته وقت دادم

‫باید برای ماسا سوگواری بشه

‫سوزی قطعا سوگواری می‌کنه

‫لازم نیست نگران اونش باشین

‫گریه کردن و مشروب خوردن و ‫حموم نکردن که...

‫سوگواری نیست

‫به یه دلیلی سنت‌ها وجود دارن

‫سعی‌مو کردم، ولی غذا نمی‌خوره

‫به ندرت می‌خوابه. ‫واقعا دیگه نمی‌دونم چی کار کنم

‫البته

‫می‌خواد صبر کنه...

‫تا به سوگ نوه‌م بشینه تا اینکه ‫از سرنوشتش مطمئن بشیم

‫حسش رو درک می‌کنه

‫مادرشه

‫ولی برای ماسا دیگه نمی‌تونیم ‫بیشتر از این صبر کنیم

‫بیا. اینو خواسته بود

‫شاید یه ذره روحیه‌شو بهتر کنه

‫اگرچه...

‫حواست باشه که حتما ‫از مرواریدها استفاده کنه

‫لطفا

‫سوزی؟

‫سوزی؟ کجایی؟

‫سوزی، اونجایی؟

‫سوزی؟

‫برو گم شو

‫میشه باهات حرف بزنم؟

‫نیا تو

‫تو چه مرگته؟ بهت گفتم نیا تو

‫خراب شدی؟

‫متاسفم، سوزی، حتما اشتباه شنیدم

‫مگه نباید قدرت شنوایی ‫خیلی بالا داشته باشی؟

‫- سعی می‌کنم ازش سو استفاده نکنم. ‫- چی می‌خوای؟

‫- مادر شوهرت اومده بود ‫- خدایا، بذار از این دنیا برم

‫لازم نیست. رفتش

‫هواتو دارم، دختر

‫لطفا دوباره اینو نگو

‫به هر حال از شرش خلاص شدم، ‫ولی لطفا ازم بدت نیاد...

‫می‌خواد فردا سوگواری ماسا رو برگزار کنه

‫و می‌خواد تو مرواریدهای مادرشو بندازی

‫خب، امکانش نیست، پس...

‫درسته. اینو گفتم، ولی به هر حال ‫می‌خواد مراسم رو برگزار کنه

‫خیلی بد شد. تصمیمش با اون نیست، ‫پس وای به حالش شد

‫تازه گفت اینم بهت بدم

‫ ‫

‫این چه کوفتیه، ماسا؟

‫ ‫

‫می‌دونی که هرگز بهت آسیبی ‫نمی‌رسونم، درسته؟

‫از لحاظ منطقی اگه می‌خواستم این ‫کار رو بکنم تا حالا انجامش داده بودم

‫متوجهم که گفتنش هم اشتباه بود

‫اینطور فکر می‌کنی؟

‫میریم بیرون؟

‫ ‫

‫بعد از ظهر بخیر

‫هنوز باز نکردیم، خانم ساکاموتو. ‫یه ساعت دیگه برمی‌گردین؟

‫راستش اومدم میکسی رو ببینم

‫من حلش می‌کنم

‫لوسی، درسته؟

‫راستش سوزی هستم

‫گوش کن، به خاطر اون شب متاسفم

‫از آشنایی شما خوشوقتم

‫فکر می‌کردم از ربات‌های ‫خونگی متنفری

‫دیگه این حس رو کنار گذاشته

‫باشه. میشه یه دقیقه تنهامون بذاری؟

‫نتونستی تصمیم بگیری ‫کدوم یکی رو بپوشی؟

‫آره

‫نگاش کن

‫اوضاع عجیب بوده

‫که یه جورایی برای همین اومدم

‫- امیدوار بودم که ما... ‫- متاسفم. سر کارم. پس...

‫دروغ گفتم

‫دوست‌پسر سابق ندارم.

‫خونواده‌م توی هواپیمایی بودن که ‫قبل از کریسمس سقوط کرد

‫شوهرم مُرده

‫پسرمو پیدا نکردن

‫پس هنوز دارن می‌گردن؟

‫به هر حال، این ربات رو برام گذاشته...

‫و با خودم فکر می‌کردم که شاید...

‫خیلی متاسفم. رییسم کارم داره

‫البته. دیگه مزاحمت نمیشم...

‫اگه آدرست رو بهم بدی...

‫می‌تونم بعدا بیام پیشت

‫واقعا؟

‫دقیقا

‫تصمیم گرفتم که یه سالن بزرگ ‫کنترلش سخته

‫بهتره که توی خونه انجامش بدم

‫خیلی عالیه

‫فردا می‌بینمت

‫به جواب نده زنگ بزن...

‫وایستا

‫بفرما

‫پس دیدیش؟

‫آره

‫توی بسته کدی بود که خریدم

‫به ظاهر تمام زندگیم با سکس با ربات ‫و قتل ساخته شده

‫خب، حداقل زندگی خیلی خوبی داری

‫خب...

‫فقط برای همین صندلی حاضرم به ‫ربات بگم بره یکی رو بکشه

‫ببخشید. دارم خیلی...

‫عوضی میشی؟

More Farsi Persian subtitles for Sunny

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left