East of Wall

East of Wall

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

East of Wall 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian East of Wall زیرنویس فارسی فیلم

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-02-20
ดาวน์โหลด: 25
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

193 บรรทัดแรก

تاباتا: یالا، برین

بزن به پهلوی این حیوونِ وامونده

برو بریم

اوه. پورشا رو بگیر! پورشا رو بگیر

لعنتی، چقدر فرزه

آی

زن: اوه! لعنتی! برو، برو، برو، برو

تاباتا: آخی، یه بوسش کن

بهش گفته بودم لعنتی. گمشو برو بیرون

هی، لعنت! هی

اه، کلی! پیاده شو، کلی

خوبی؟

یه لحظه سریع‌تر برو

جسی

جسی، سرت رو از تو اون گوشی بکش بیرون

این شد یه اسب‌سواریِ واقعی

جسی: اوه، لعنت. اوه، لعنت

تاباتا: افسارش رو شل کن. برو جلو

حواست باشه تماشاچی‌ها رو با کارهات سر ذوق بیاری

خودت بلدی چیکار کنی

داری اینجا نمایش میدی

پورشا: اوه. وای

جسی: پسر، قرار نبود این‌جوری بشه

پورشا: خفه شو جسی. من از تو بهتر سواری می‌کنم

آره، حتماً همین‌طوره. حتماً

پورشا، دستات رو بیار پایین. پایینه دیگه

آره پورشا، دستات رو بیار پایین

مرد تلویزیونی: یالا! دووم بیار

گیرت آوردم، عوضی

این دیگه خیلی ضایع و ساختگیه

واقعی نیست

ای بابا مامان، چرا این رو گذاشتی؟

آروم باش. قبلاً هم دیده

تاباتا: گفتم دیگه واسه استتسون فیلم ترسناک نذارین

اون فقط سه سالشه

چیزی یادش نمی‌مونه

تاباتا: این آبنبات چیه؟

گفتم دیگه بهش قند و شکر ندین

واسه بدن کوچیکش خیلی ضرر داره لعنتی

آخه مامان، تو رو خدا

تریسی: اوه، لعنت. کلی: بیا بریم رفیق

تابلوعه که دستشویی داشت و نمی‌رفت

واسه همین با یه چیزی خرش کردم

اوه، پیچوند. بیخیال

می‌دونی امروز چه روزیه، نه؟

آره، می‌دونم چه روزیه

بیا پیرمرد، این واسه آخرین سواری

این رو کنار پل پیدا کردم

همونی که مجورم می‌کردی از روش بپرم

مطمئنم روباهه، ولی تو بهتر از من می‌فهمی

رایدر: کاش هفته پیش من رو تو مسابقه رودیو می‌دیدی

تو دور آخر، اسب من رو انداخت زمین

خیلی خنده‌دار بود. می‌دونم اگه بودی دوتایی بهش می‌خندیدیم

به هر حال، تولدت مبارک

پورشا: جان

اون بهم سوارکاری یاد داد

منظورم اینه که، واقعاً یاد گرفتم چطور برونم

وقتی صدای تیر اومد، اسب‌ها رم کردن

بهشون گفتم این‌قدر تقلا نکنن

ولی اون به حرفم گوش نمیده

پورشا: می‌خوای زین کردن رو امتحان کنی؟

هی، برو پیش دوست‌پسرت

برو پیش دوست‌پسرت

جسی: هی، سوار این یکی باشه مشکلی نداره؟

حواست باشه که نمدِ زین به اندازه کافی بالا باشه

جسی: هست

همه دارن سرم داد می‌زنن. یه وجب با جدوگاه فاصله داره

دختر: یالا اسکایلر، داری چیکار می‌کنی؟

اون کی بود برین؟ اوه، نمی‌دونم

فقط یه بابایی بود که همسایه‌مون می‌شناختش

گفت داره میاد این سمتی

مامانت کجاست؟

چند روزیه خونه نیومده

فکر کردم شاید بتونم

دوباره پیش شما بمونم؟

آره. امروز می‌تونی با رایدر تمرینِ شیرین‌کاری کنی، باشه؟

برو کمکش کن اسب‌ها رو آماده کنه

برین

چند روزه غیبش زده؟

اوم، چهار روز

خیلی خب. برو کمکشون

جولز: بفرما. بقیه روزت خوش بگذره

تاباتا: صبح بخیر جولز. جولز: سلام تب

این روزا حسابی داری اسب راهیِ بازار می‌کنی‌ها

تاباتا: همیشه همین‌قدر دوندگی داره

من همیشه گفتم، «داکوتای جنوبی آدم رو سر به زیر می‌کنه»

هی، دخترات امروز مسابقه دارن؟

آره. جولز: عالیه

حتماً از اداره میام بیرون که از دستشون ندم

خوبه. ممنون جولز. خواهش می‌کنم

هی، تب

همه‌مون دعا کردیم این هفته قیمت‌های بالاتری بهت پیشنهاد بدن

حالا دیگه برو. برو یه پول درست و حسابی به جیب بزن

همین کار رو می‌کنم. ممنون جولز

سوارکار: هِی، هِی

حراج‌گذار: ۷،۷۵۰. ۷۷ و نیم نبود؟

حالا ۸،۰۰۰

۸۵ حالا پنج. پیشنهاد

۸۵ هشتاد و پنج، ۸۵،

هشتاد و دو و نیم. ۸،۲۵۰

۸،۷۵۰. هفت و نیم. پیشنهاد ۸،۷۵۰

حالا ۹،۰۰۰. پیشنهاد نه هزار تا

این‌طرف چیکار می‌خواین بکنین؟

وقتشه ۹ پیشنهاد بدین

۹ چیکار می‌خواین بکنین؟ نه هزار تا. پیشنهاد ۹. پیشنهاد

پیشنهاد ۹. پیشنهاد ۹. حالا دو و نیم

کالای شماره ۱۲، متعلق به تاباتا زیمیگا

۱۲ کالای شماره

نه

چرا؟

بهتر شد؟

حراج‌گذار: خیلی خب دخترا

شروع می‌کنیم. قیمت پایه ۱،۰۰۰ دلار

هزار تا نبود؟ یک هزار دلار

یالا رفقا. یالا دیگه. شروع کنین

حراج‌گذار: ۱،۰۰۰ دلار

هزار تا بدین. یه اسب اخته ۱۲ ساله

با بچه‌ها جوره. واسه کار تو مزرعه حرف نداره

یالا آقایان

این دخترا هر هفته میان اینجا

و هر چی دارن رو براتون رو می‌کنن

یک هزار. حالا پیشنهاد ۱،۰۰۰

یالا دیگه. جیب‌هاتون رو خالی کنین

هزار تا بدین

واسه همچین اسبی این پول‌ها چیزی نیست

چیه، دارم با دیوار حرف می‌زنم؟ یالا دیگه

هزار. کسی ۱،۰۰۰ پیشنهاد نمیده؟

اوه، ۱،۲۵۰ تا پیشنهاد شد دخترا. ضرر مطلق نیست

کسی بالاتر از ۱،۲۵۰ نمیده؟

هی تبی، فکر کنم یه مورد خوب پیدا کردم

تاباتا: گامر، کی می‌خوای پول این رو بهم بدی؟ ها؟

سلام، خوشگل‌خانوم

آروم باش. آروم

از ردِ روی صورتش معلومه

که یکی افسار رو خیلی وقت رو سرش نگه داشته

آره، از لمس سرش می‌ترسه

پس حواست باشه وقتی داری باهاش تمرین می‌کنی

بیشتر با نشستنت کنترلش کنی نه با دست‌هات، باشه؟

گامر: باشه، همین کار رو می‌کنم

و تبی، نباید امروز می‌فروختی

ارزش اسب‌های تو خیلی بیشتر از این حرف‌هاست

خیلی بیشتر از چیزی که گیرت اومد

آره، هفته پیش هم نباید می‌فروختم

ولی کلی دهن باز دارم که باید سیر کنم، پس

خیلی خب

هی، اگه واسه رام کردن این کره اسب کمک خواستی، بهم بگو

دخترا رو می‌فرستم بیان پیشت، باشه؟

گامر: عالیه، باشه. باشه

اون کیه؟ تاباتا زیمیگا

چند مایل اون طرفِ وال یه مزرعه داره

شوهرش جان، پارسال مُرد

حالا یه مشت بچه اونجا پیشش زندگی می‌کنن

بهشون یاد میده چطور اسب‌هایِ کشتارگاهی رو رام کنن

بهت بگم، اون تو دو دقیقه می‌فهمه اسب چه مرگشه

زنم فکر می‌کنه اون جادوگره

جسی: ولی چرا همه عجله دارن؟

پورشا: خیلی وقت پیش

کل این منطقه زیر آب بود

واسه همینه که این‌قدر صافه

به جز زمین‌های بدبوم

وقتی کل آب خشک شد

این ردها و زخم‌ها رو روی زمین باقی گذاشت

جان می‌گفت: «کفِ اقیانوس...»

«حتماً باید یه همچین شکلی باشه»

بعضی وقتا اونقدر دلم براش تنگ میشه

که انگار این کوه‌ها می‌خوان آوار بشن

و ما رو زیر خاکسترهای ۷۵ میلیون ساله دفن کنن

اون حتی حاضر نیست اسم لعنتیش رو به زبون بیاره

یادمه فردای اون روزی که این اتفاق افتاد

همه‌مون رو فرستاد دنبال سنگ بگردیم

سنگ‌های عقیق

هیچ سنگ عقیقی پیدا نکردیم

اون همه چیز رو در مورد اسب‌ها می‌دونه

اینکه به چی فکر می‌کنن یا چی می‌خوان

هیچ‌کس نمی‌تونست به خوبیِ اون سواری کنه

دیگه حتی امتحان هم نمی‌کنه سوار اسب بشه

از وقتی اون اتفاق افتاد دیگه سوار نشد

رایدر: پخش زنده از مسابقات رودیو اولریکس

من رایدر ویت هستم

امشب یکی از فرزترین دخترهای مسابقه بشکه رو داریم

لیانا. اون به هیچ‌کس رحم نمی‌کنه

و البته، قهرمانمون هم اینجاست. پورشا زیمیگا

اون داره همه رو حریف می‌طلبه

و مدال‌ها رو درو می‌کنه

تاباتا: برین. رایدر: اوه، لعنت

و نفر بعدی برین هست که می‌خواد حس و حال جنگجو بودن رو نشون بده

بزن بریم

دلت برام تنگ شده بود؟

کلی: خفه شو

تریدن: جوری رفتار نکن انگار خوشت نمیاد

تاباتا: یه روزی تلافی می‌کنه سرت

اوه لعنتی! صبرم لبریز شده

هی مرد کوچک، می‌خوای امروز با من سواری کنی رفیق؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left