200 บรรทัดแรก
در سال 1992 ، ارتش صربستان به کشور همسايهاش "بوسني" حمله . کرد و به نام اصلاح نژادي، به کشتار وسيع غيرنظاميان دست زد
بيش از 200000 نفر در اين نسلکشي کشته شدند. عددي که بيش از . تعداد کشتهشدگان در هر يک از جنگهاي بعد از جنگ جهاني دوم در اروپاست
در سال 1995، نيروهاي ارتش آمريکا و ناتو سرانجام . مداخله کردند و عميات "نيروي آگاهانه" را شروع کردند
. زودباشيد. بريد. بريد. بريد
. برو. تکون بخوريد
. بخوابيد زمين. بخوابيد زمين
!آتش بس! شليک نکنيد
. بريد
بلگراد ، صربستان
زمان حال
. زود اومدي
. تو هم همينطور
پرونده رو آوردي ؟
پول رو آوردي ؟
. به سلامتي
... براي 18 سال
. منتظر بودم
حالا چي ؟
. شکار
. دارم ميرم شکار
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » TvWorld. info
. آخ
روزي ديگر و دور جديدي از ... خشونتها در روز شنبه
. در سوريه آغاز شده است
براي مدتي طولاني، جنگ در شهر . شمالي "اطمه" به شدت ادامه دارد
و سبب خرابيهاي گسترده شده ... و تعداد کشتهشدگان
از 35000 نفر فزوني گرفته که . بسياري از آنان غيرنظاميان هستند
... اضافه شدن سربازان بيشتر، نگرانيها را
... براي جنگي خونينتر در نزد مقامات شورشي
. و بقيه مردم دنيا، دامنه زده است
مذاکرات واشنگتون، شايعه مسلح ... کردن نيروهاي شورشي در سوريه
. را قوت بخشيده
... بايد هم گزينهها را در نظر بگيريم
. که شامل مسلح کردن مخالفين دولت هم ميشه
کارشناسان ميگويند که ... مسلح کردن گروه هاي مبارز
... در ميان نيروهاي مخالف دولت، مطمئنا
. کشور را به جنگ داخلي طولاني مدتي خواهد کشاند
... در ضمن سبب به حاشيه رانده شدن بيشتر
. مخالفيني ميشود که هوادار عدم توسل به خشونت هستند
. و از نيل به تدبيري سياسي جلوگيري خواهد شد
. لطفا بعد از شنيدن صداي بوق پيغام بگذاريد
. "ـ سلام بابا. منم "کريس ـ گرفتياش ؟
. ـ نه، رفت روي پيغامگير ـ چرا به موبايلش زنگ نميزني ؟
. ـ براي اينکه موبايل نداره !ـ ميتوني بهش ايميل بدي
. کامپيوتر هم نداره
... پس فقط پيغام ميذارم و
هي رفيق. چه خبرا ؟
. خوبه. همه چيز عاليه
. تو چي ؟ يه مدتي هست که ازت هيچ خبري نيست
. ميدوني که... سرم شلوغه
. مثل هميشه
. گوش کن
... نميدونم که دعوتنامه رو ديدي يا نه
. ولي فردا مراسم غسل تعميد "متيو" است
. آره. آره
ـ زود براش شروع کردين ؟ ـ چي شده! ؟
. هيچي. باشه. خيلي خوبه
. روز خوبي ميشه
. اميدوار بوديم که تو هم يه سر بياي پايين
. حقيقتش رو بخواي. فردا برام يه کم ناجوره
بيخيال بابا. سرت به چي گرم شده ؟
. ميدوني که. همون خرت و پرتهاي هميشگي
... ببين. اگه مشکلت با کليساست
. ميتوني فقط بياي به مهموني بعد از مراسم
. حتي لازم نيست که کراوات بزني
!همين حرفت، معامله رو جوش ميده
اونم مياد ؟
. آره بابا. اونم مياد اونجا
. مامان 20 ساله که با طرف ازدواج کرده
. ـ هر چي هم که خواستي دربارهاش گفتي ... ـ آره. خب
... ببين پسرم، همونطور که گفتم
. يه مقدار اين بالا، مشغلههام زياد شده
... باشه. خب
. ـ ديگه مزاحمت نميشم . ـ مزاحمم نيستي
. نه، مزاحمم نيستي
. خب، شايد يه موقعي بيايم بالا که غافلگيرت کنيم
!خب... بهتره که قبلش تلفن کني
!صحيح
... باشه. خب
. ديگه مزاحم نشم
. خداحافظ بابا
. "خدافظ "کريس
. خدافظ
... اه
!اي خواهر و مادر
. گه بزنن
. اه
! لعنت خدا
. گه بزنن
. گه بگيرن
موتورش ايراد پيدا کرده ؟
ـ زياد از خونه دور شدي، نه ؟ . ـ قصد و نيت همين بوده
. مرخصي استعلاجي دارم
. خب. موفق باشي و خوب بشي
ـ ميشه يه نگاه بندازم ؟ . ـ خودم هواش رو دارم. ممنون
. زحمتي نيست
. بايد تا شهر بکسلاش کنم
ولي 50 ، 60 کيلومتر راهه ، نه ؟
خواهش ميکنم بهم اجازه بده. هفت . سال تو لندن، راننده تاکسي بودم
و چارهاي نداشتم جز اينکه تو تعمير . اوتومبيلهاي انگليسي، خبره بشم
. جدي ميگم. اصلا کمک لازم ندارم. ممنون
. باشه. باشه
. هي
. جناب
... من
يه مواقعي، پام يه درد . ناگهاني و شديدي ميگيره
. بگير و نگير داره
. هميشه باعث ميشه که بداخلاق بشم
. امتحان کن
!. سر کارمون گذاشتن. خدا لعنتش کنه
!صبر داشته باش. ميخوام اين ماشين رو احيا کنم
نميخوام مجبور بشم که همين . کارو براي تو هم انجام بدم
. بايد با يدککش برش ميگردوندم
. خب. اگه ممکنه يه بار ديگه
. آره
... اه
... خب
. معجزه کردي. ممنون
!پيکر مسيح" تو محفظه فيلترش گير کرده بود"
از ماشينهاي آمريکايي خوشم . نمياد. خيلي بدقلق ـند
. بايد خيلي حواست به مراقبت ازشون جمع باشه
. بايد به شنيدن هر چيز کوچيکي، گوش تيز کني
. پام داره تير ميکشه و دردش داره منو ميکشه
... ـ ديگه بايد برم و . ـ باشه. موعظه منم به پايان رسيد
. اگه زودتر راه نيفتم، داروخانه ميبنده
... از کمکت خيلي سپاسگزارم. آقاي
. "اميل کواچ"
. "بن". "بنجامين فورد"
. سخت نگير
. تو هم همينطور
. سخت نگير
مطمئني که اين بيرون رو براهي؟
. ـ تو کشور من، اين مثل قدم زدن تو پارک ـه ـ کشورت کجاست ؟
. مطمئنم که اسمش به گوشت نخورده
. فقط در همين حد بهت بگم
. حالا بگو
. "ـ يه دهکده کوچيک به نام "لوکومير . ـ آره. تو بوسني ـه
. من از طرف ارتش تو "برادرينا" مستقر بودم
. ـ آره . ـ پس ما مثل برادريم
. اينو ديگه نميدونم والا
. منظورم اينه که همرزم بوديم
. اجازه بده دوباره باهات دست بدم
. آره. دنياي کوچيکيه
. ـ زياد وقتت رو گرفتم . ـ مشکلي نيست
. ـ وقتت داره تموم ميشه . ـ در هر حال تو اين هوا خطرناکه که رانندگي کنم
گمونم که برگردم خونه. فعلا . سعي ميکنم که دوام بيارم
. اگه ميخواي، قدمت روي چشم که به من ملحق بشي
. ـ دوست ندارم مزاحم بشم ـ ميتونم بهت دروغ بگم که به خاطر اينکه . يه مسيحي خوبم، دارم اين کارو ميکنم
تا تو هم با من بياي، ولي حقيقت ... اينه که اگه اتفاقي برات بيفته
. منم بدجوري ميفتم تو هچل
. يه کلمهاي هم براش دارن
"به گمونم بهش ميگن "سرنوشت
. چند دقيقه ديگه
وينچستره ، نه ؟
. سال 1873، اسلحهاي که غرب رو پيروز کرد
. تو هم مثل من شکارچي هستي
. آره. گاهي اوقات
. از اون استفاده نميکنم
. از اين استفاده ميکنم
. يه کم شانس رو متعادلتر ميکنه
. از صميم قلب موافقم
... ميدوني، بايد اعتراف کنم
... نصف دنيا رو سفر نکردم که
. فقط هواي تازه کوهستان رو استنشاق کنم
. ـ اومدم که "يادگاري" جمع کنم|
. ـ گوزن شمالي ـ گوزن شمالي. بهت مجوز شکار !دادن. پدرسوخته خوششانس
چيکار کردي؟ تو اداره محيط زيست پارتي داشتي ؟
. صبر نداري. 18 ماه پيش درخواست مجوز دادم
. براي پنج تا شکار
. شايد مايل باشي که تو هم فردا با من بياي
. نه واقعا ميگم
. طوفان تموم ميشه و هوا صاف ميشه
... و کي ميدونه. شايد خوش شانس بودي و
. تونستي يه سر ديگه به کلکسيونت اضافه کني
ـ از چي استفاده ميکني ؟ . ـ از اين استفاده ميکنم
. بزار نشونت بدم
. يا عيسي مسيح. رفيق
مگه ميخواي بري جنگ سرخپوستي ؟
. نه. بچه که بودم هم از همچين کماني استفاده ميکردم
ميدوني، خيلي راحت و بيدردسر . ميشه زهش رو کشيد
. ـ مثل مال تو خشک نيست . ـ خب. حداقل مال من پاره نميشه
. ـ هر کماني ممکنه پاره بشه و زهش در بره .
. تو کارخونه با پشم شيشه کار کردم
ـ بعد از جنگ رو ميگي ؟ . ـ نه، قبل از جنگ. منم مثل تو کهنه سربازم
... ولي بعضي وقتها سخته که
متوجه بشي که چه موقع بايد ميدون نبرد رو ترک کني. ميدوني که ؟
. داشتي درباره پشم شيشه حرف ميزدي
... در خلال فرآيند ساخت و توليد، حبابهاي کوچک آبجو
. راهشون رو به درون "مالت" پيدا ميکنن
... و هربار که تو زه کمان رو به عقب ميکشي
. پشم شيشه کم کم ضعيف ميشه
يه روزي ميرسه که داري رد ... شکارت رو تو علفها
... و تو صخرهها و گل و لاي و زير برف و بارون ميگيري
. و بالاخره شکار ارزشمندت رو ميبيني
. درست جلوي روت و يهو زه پاره ميشه
!پاره شد
. آدم عجيب و غريبي هستي
. اوهوم
عکاس اين کيه ؟
. ـ من اونا رو گرفتم ـ جداً ؟
No comments yet. Be the first to leave one.