Game of Thrones: The Last Watch

Game of Thrones: The Last Watch

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Game of Thrones The Last Watch 2019 All Versions BluRay Source
Game of Thrones The Last Watch 2019 1080p BluRay x264-GUACAMOLE
Game of Thrones The Last Watch 2019 720p BluRay x264-GUACAMOLE
Game of Thrones The Last Watch 2019 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Game of Thrones The Last Watch 2019 BDRiP x264-GUACAMOLE
Game of Thrones The Last Watch 2019 BRRip XviD MP3-XVID
Game of Thrones The Last Watch 2019 All Versions BluRay x265
ความคิดเห็นโดย Hamid5251
1399/09/08 | زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری | مترجمین : امیررضا، نهال، سینا نمروری

แท็ก

BluRay
x265
1080
brrip
XviD
เผยแพร่เมื่อ: 2020-11-28
ดาวน์โหลด: 74
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫جان اسنو!

‫خدای من! ‫خیلی خوشگلی

‫یکی دیگه ‫یکبار دیگه اونطرف رو ببین.

‫عاشق استایلت شدیم.

‫سوفی! سوفی!

‫اسکرین سِیور گوشیم اونه!

‫گوندلین لبخند بزن به اینطرف.

: زیـــرنـــویـس هماهنگ شــده با نسخه هـــای بـــلـوری .....:::::Hamid5251:::::.....

‫دفتر تولید.

‫-دفتر، آنا هستم ‫-چند لحظه صبر کنید

‫خب، ما برای سالن رنگ ‫حراست شبانه روزی داریم.

‫صبح بخیر ‫جمعه، با جنگل خدایان کار داریم.

‫باید بدونیم که دقیقا ‫چه کسی مسئول....

‫مایلم از کار کردنت ‫فیلم بگیرم.

‫خدایا، کار کردنم.

‫حتما.

‫کار من همینه.

‫یک جفت عینک رو ‫با یک جفت دیگه عوض کنم.

‫-خدایا ‫-سلام.

‫استیو جواب نداد در مورد

‫دایروولف‌ها ‫چون خیلی سریع میتونن برن.

‫گفت 48 کیلومتر در ساعت.

‫درسته درسته.

‫خب، این بزرگترین فصل ما هستش

‫خیلی تصمیمات هست ‫که باید گرفته بشه.

‫یک چیز ساده مثل ‫این که یک

‫گرگ با آدم میدوه ‫برای ما یعنی

‫یک پرده سبز 45 متری

‫با وسیله ردیابی ‫در کالگری.

‫میدونی، جالبه. ‫یک پازل جالب برای حل کردن

‫میدونی، وقتی که درستش میکنی...

‫فکر کنم برای همین ‫از جبر خوشم میومد

‫وقتی که معادله رو متوجه میشدی

‫وقتی جواب رو پیدا میکردی ‫میگفتی ایول.

‫اینم همینجوریه ‫با پازل سر و کله میزنیم

‫و وقتی که آخرین قطعه رو ‫جا میزنیم

‫میگی :"آره، درست شد."

‫خدمت شما.

‫برنامه من اینجوریه.... ‫میبینی، خیلی...

‫تازه این راحتشه.

‫مثلا دپارتمان هنر ‫افقی مینویسن.

‫ولی من تصمیم گرفتم ‫که عمودی باشم.

‫توی اینا پیشرفت هم میکنی کریس؟

‫نه دقیقا، چیه؟

‫بعد از ترک مدرسه ‫فقط همینکارو کردم.

‫کار دیگه بلد نیستم.

‫جوری که گیم‌آف‌ترونز ‫توسعه پیدا کرد

‫چیزهایی که هر اپیزود ‫نیاز داره

‫مثل یک فیلم سینمایی عه.

‫اما ما باید سریعتر و ‫ارزونتر انجامش بدیم.

‫کاری که با هر ‫عملکرد بزرگی میتونی بکنی

‫این هست که بهترین افراد رو ‫بخدمت بگیری و آزاد بزاریشون.

‫این اولین روز پرو لباسه.

‫و فقط 25 نفر رو ‫امروز پرو میکنیم گمونم.

‫همیشه همین افراد ‫هر سال هستن.

‫خیلی خوبه. ‫مثل یک خانواده کوچولو.

‫همیشه، هر سال ‫پیداشون میشه.

‫گرم نگه میدارتت.

‫و خیلی درگیره سریال هستش.

‫اگه بتونی ملاقاتش بکنی ‫خیلی جالب میشه.

‫خیلی هیجان‌زده میشه.

‫هی، چه خبر؟

‫ممنون برد.

‫آره مرد.

‫-اندرو شمایی؟ ‫-خودمم.

‫من اومدم اینجا تورو ببینم. ‫من جینی‌ام.

‫یک مستند در مورد گیم‌آف‌ترونز ‫دارم میسازم.

‫-اوکی. ‫-برای یکسال.

‫-اوکی. ‫-میخواستم بدونم که

‫میشه توی برنامه ‫پرو لباست باشم.

‫عالیه.

‫-سلام رتی. ‫-اینجارو پر کن بیزحمت.

‫ممنونم.

‫-سلام، چطوری تو؟ ‫-خوشحالم میبینمت.

‫-حالت خوبه؟ ‫-خیلی خوبه میبینمت، خیلی اشتیاق داریم.

‫-سلام ‫-ذوق داری؟

‫-خیلی ذوق‌‍زدم. ‫-خیلی هیجان داری.

‫برای آخرین فصل برگشتم ‫عاشق زندگی‌ام پس.

‫-عالیه ‫-آره؟

‫آره، راحته....

‫-زیادی فیته؟ ‫-میخوای یک جفت دیگه بیارم؟

‫میشه یک سایز بزرگتر امتحان بکنم؟

‫فقط برای اینکه ‫جوراب پشمی‌هام رو بتونم بپوشم.

‫اگه خاطرم باشه، بهترین راه ‫برای پوشیدنش، زانو زدنه، درسته؟

‫آسونترین.

‫-بامزه است. ‫-باید تمرین بکنیم.

‫-یک راه آسون. ‫-واقعا عاشقشم.

‫بهترین چیزی هست ‫که تابحال دیدم.

‫داستان، شخصیت‌ها.

‫از وقتی 13 سالم بود ‫کتاب‌ها رو خوندم.

‫واقعا بی‌نظیره.

‫مایه افتخار بود ‫که باهاش کار کردم.

‫نایت کینگ بهتره معلوم بشه.

‫-حالت چطوره؟ ‫-خودت چطوری؟

‫-چه خبرها؟ ‫-بیا اینجا، چه میکنی؟

‫-اوضاع چطوره؟ ‫-عالی، ببین منو.

‫-زره پوش شدی بازم. ‫-بدجوری.

‫میخوای بدجنسترین ‫قیافه ممکن رو بگیرم؟

‫یخورده زیادی شده.

‫جدی؟ تو بگو.

‫اوکی، حالا بیاریمت بیرون.

‫یه لحظه....

‫خیله خب. ‫حالا میتونی درشون بیاری.

‫هر سال ژاکت‌های باحالمون رو میگیریم.

‫این برای فصل 7. ‫آدریان هم داره یکی.

‫یک دایروولف روی پشتش. ‫"شمال بخاطر میسپاره"

‫روی بازو نوشته استارک

‫و واحدی که باهاشون کار میکردی.

‫اژدها، گرگ ‫و واحد وایت‌واکر.

‫اژدها در بلفاست در نتیجه.

‫هر موقع که ‫فصل رو برای تولید شروع میکنند.

‫ریشوهایی رو ‫توی این ژاکت ها میبینی

‫که توی بلفاست میچرخن.

‫اون چیه؟

‫یادمه فیلمنامه رو میخوندم ‫توی دوبروونیک بودیم یادمه.

‫یادمه که بهش گفتم

‫هیچوقت اجازه فیلمبرداری نمیدن اینجا بهمون.

‫فقط میدونستیم ‫باید چیکار بکنیم..

‫هیچکس اجازه نمیده ‫که شهرش رو نابود بکنن.

‫فارغ از جایی که بودیم ‫نه لزوما دوبروونیک.

‫بعدش وقتی بیرونِ ‫دفتر تولید رو دیدیم.

‫یک زمین بزرگ و عظیم بتنی بود.

‫میدونید چون استودیو تایتانیک ‫نیاز به فضای پشتی داشت.

‫و یدونه خیلی بزرگ و واضح ‫اونجا بود.

‫من و فیل دو نفری ‫نظرات مختلف

‫برای خیابون‌های ‫کینگزلندیگ رو میکشیدیم.

‫جاهای زیادی رفتیم و ‫از چیزهایی زیادی عکس گرفتیم

‫که...

‫سعی داریم ‫چیزی بسازیم که

‫اینارو شگفت‌انگیز بکنه.

‫ولی یک سازه‌ی بزرگ ‫خواهد بود.

‫پس باید مطمئن باشیم

‫که ارزش پول و زمانی که

‫سرمایه میشه رو داره. ‫همچنین با نرفتن به

‫لوکیشن واقعی و

‫فیلمبرداری توی دکور ‫فداکاری نکرده باشن.

‫مارچ 2013 ‫وقتی برای اولین بار رسیدم

‫خیلی ترسناک بود ‫و در عین حال

‫نمیتونستیم ‫ناامید بشیم.

‫من دیگه خیلی ‫اینطوری نیستم.

‫ولی یادم میاد ‫که توی سال اول

‫این ندا دائم توی ذهنم تکرار میشد

‫استخدام شدی برای غلبه کردن

‫فقط غلبه کن ‫باید غلبه بکنی.

‫ولی الان متوجه شدم ‫که تمام کارهای ما توی

‫فصول 4،5،6،7 تمرین کردن ‫برای فصل 8 بود.

‫یک حصار بزرگ دور تمام اینجا کشیدیم.

‫ولی متاسفانه باد ‫حصار رو خراب کرد.

‫در نتیجه باید یک حصار جدید درست بکنیم.

‫نمیخوای که برای مردم اسپویل بشه، مگه نه؟

‫چون دیده میشه.

‫برای منم اسپویل میشه.

‫-سریال رو نگاه میکنی؟ ‫-عاشقشم.

‫خبر ندارم.

‫من هیچی نمیدونم.

‫واقعا دنبال یک نقش ‫توی سریال هستم.

‫تعریف من رو بکن دیگه ‫دمت گرم

‫یکی از مرده‌ها باشم هم ‫برام بسه.

‫کله کچلشو دارم.

‫بازیگرها کی فیلمنامه رو میگیرن؟

‫3 روز هست که گرفتنش.

‫نمیدونم کی فقط ‫نقش خودش رو خونده

‫و کی کاملا خونده .

‫اما مقداری وقت داشتن تنهایی.

‫برای بعضی‌ها ممکنه ‫اولین بار باشه که میفهمن

‫قراره بمیرن. ‫میدونم کیت نخونده هنوز.

‫آره، اگه نخونده باشن.

‫میدونی، چون بهشون دادیم فیلمنامه رو.

‫با خودشون بوده که بخونن ‫قبل از اومدن به اینجا یا نه.

‫ (چه دافی)

‫حس عجیبیه.

‫بخاطر میاریم که ‫برخلاف انتظارات

‫برای اولین فیلمنامه خوانی ‫گرد میز برای

‫اولین فصل جمع شده بودیم. ‫حالا اینم از آخری.

‫و این واقعا....

‫شبیه اینه که ‫نگاه به اطراف بندازی

‫و خانواده خودت رو ببینی. ‫متوجه هستید؟

‫-به استثنا اینکه ما با هم کنار میاییم. ‫-خوشتیپ هستیم.

‫"خارجی، دیوار وینترفل"

‫"نبرد وینترفل آغاز میشه."

‫باور کنید یا نه ‫شدیدا دراماتیک میخونم.

‫نایت‌کینگ برمیگرده و ‫میبینه که جان داره سراغش میره.

‫قراره یک مبارزه حماسی باشه؟ نه

‫نایت کینگ به آرامی دستهاش رو ‫بلند میکنه.

‫جان میدونه که چه معنی داره.

‫مردگان شروع به برخاستن میکنند.

‫مبارزه جوراه ادامه داره.

‫شمشیر و خنجر خورده ‫و زخمی و خونین شده.

‫ولی بطریقی هنوز مبارزه میکنه.

‫وایت‌ها چاقوهاشون رو ‫فرو میکنن بهش.

‫از هودور که جلوی در بود ‫مجازات بیشتری رو تحمل میکنه.

‫بیشتر از بریک ‫توی سالن بزرگ.

‫و همچنان به نوعی، جوراه برمیخیزه ‫و از ملکه‌اش دفاع میکنه.

‫دنی سعی داره جوراه رو تکون بده ‫ولی اون مرده.

‫"خارجی، جنگل خدایان"

‫نایت کینگ با آرامشی ترسناک و منظم ‫قدم برمیداره.

‫مقابل برن می‌ایسته و ‫شمشیرش رو برای ضربه برمیداره.

‫اما یک چیزی از تاریکی ‫به سمتش میپره، آریا.

‫از روی وایت‌های مرده جهش میکنه.

‫خیز برمیداره به سمت نایت کینگ ‫و خنجرش رو

More Farsi Persian subtitles for Game of Thrones: The Last Watch

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left