200 บรรทัดแรก
نونا؟
نونا؟
نونا؟
اوچ هی تو
چطور تونستی ولش کنی؟اینطوری داره بارون میاد و راه پر از سراشیبیه
اگه توی پرتگاه بیوفته چی؟
اوه ،جوی درباره چی غر میزنی؟بچه دو یا سه ساله که نیست
ولی نباید میذاشتی تنها بره
ممنونم بابا
رنگین کمان- قشنگه؟-
قشنگه
دیدی؟بخاطر همین میخوام ببینمش.اون رنگین کمان تو
رنگین کمانم؟رنگین کمان تو کجاس بابا؟
تویی
تو رنگین کمان منی
نارا میخوام این یادت باشه
تو زندگیم خیلی سختی کشیدم ولی مهم نیست چقدر سخته هرگز تسلیم نمیشم چون تو رو تو زندگیم دارم
تو هدیه منی
امید منی،عزیزم
تو خیلی زیباتری
تو رنگین کمان منی
میخوایی بپری به رنگین کمان دست بزنی؟بیا بریم به رنگین کمان دست بزنیم
بابا میارمت تا مراقب رنگین کمانمون باشی
با رنگین کمان منتظری
و بهم نگاه میکنی نه بابا؟
ببندی؟
بله باید زودتر از برنامه ببندیم.بخاطر امنیتتون ،میتونین لطفا از اون راه برین؟
اه،صب کنین!نمیتونین ببندین.دوستمون هنوز اونجاس
وقتی گفتی بخاطر امنیتمون،چی امن نیست؟
ساکت باش اگه نمیخوایی بمیری
خیلی سعی نکن تقلا کنی
نمیخوام بهت دست بزنم ولی تو در منطقه ممنوعهسرگردونی
بهت اجازه نمیدن بیایی اینجا ولی تو اینجا سرگردونی
خوش شانسی که بهت شلیک نشده بمیری
تو
نمیدونم!ولی نمیخوایی بمونم پس میرم
نمیتونی بری
تو زده به سرت؟
چرا منو گاز گرفتی؟
صدای کسی و شنیدی؟
ها؟قاچاقچیه چوب؟
اه!اونا مسلحن اگه نونا رو ببینن چی؟چکار کنیم؟
جو،تقصیر تو ،بخاطر اینکه دل نونارو نشکونی آوردیش جنگل!اوی!الان حالش چطوره؟
چی بدتر از اینه که داری غر میزنی
هی گوش کن
شوخی نیست
اگه میخوایی برگردی و پدر ومادرت و ببینی پس دیگه چنین دیوونه بازی در نیار
اونارو به یه سمت دیگه میبرم
و تو اینجا بمون .وایستا
هی اونجاس
بابا،لطفا ازم محافظت کن
دیوونه ای بچه لوس
هی بیا اینجا!برو،فرار کن
زودباش
برو !گفتم برو!برو
عقب و نگاه نکن!برو
وایستا!اسلحتو بنداز،اسلحتو بنداز
گلوله بعدی به موهات نمیخوره توی سرت
اسلحتو بنداز
سگ از پشت چاقو زن!خیلی ممنونم عمو رام
اگه نمیخوایی اینو بخوری پس بگو محلی که چوبارو قاچاق میکنین کجاس
میتونین به دوستم کمک کنین؟
من گزارش مینویسم و ازتون بخاطر کارای خوبتون تعریف میکنم ولی الان میتونین به دوستم کمک کنین؟لطفا؟
تو!اون نوناس
نونا؟
چت شده؟- چی شده؟چی دیدی؟-
اونا افرادی به همدیگه شلیک میکردن
تیراندازی؟خدای من- خوبی؟بذار ببینم-
خوش شانس بودم بابام بهم کمک کرد
بابات؟
چرا نمیتونم باهاشون تماس بگیرم؟
هی میدونستم
لطفا بزن کنار!بکش کنار!گفتم بکش کنار
بکش کنار
مانع و براشون آماده کن
مراقب باش
لعنتی
هی مراقب باش
اوه!پس تویی نای سینگ
مونده بودم کی بود.خوبی؟هومم؟
منظوری نداشتیم
یه موتور کوچیک خیلی تند رفتی ،ندیدمش
آقای سینگ موتور نمیتونه ادامه بده
اوه!خوبی؟اگه کمکی ازم برمیاد بگو؟
اول به خودت کمک کن آقای لیانگ
فک نکن که پلیس نمیتونه اون وسیله رو تعقیب کنه
اونا افراد بدی بودن؟میخواستم بتونم بخاطرت کمک کنم اونارو بگیری
ولی لعنتی تله هاشون توی کل مسیر اینطوری هست،خیلی باهوشن
اینطوری اتهام زدن خوشایند نیست
ما همه آشناییم.ما در همون صنعت چوبیم
فک نمیکنم مثل همیم آقای لیانگ
کارم قانونی ولی مال تو نیست
سلام آقای لیانک سوکدا و آقای آتیسورن- سلام بازرس-
شاهین 3،موانع همه خارج شد
باید عذرخواهی کنم داشتیم ماشینمون و تست میکردیم و سورن راننده با دقتی نیست بخاطر همین نقشه اتون و خراب کردیم
باید از همه بخوام بیان ایستگاه پلیس برای دادن توضیحات
هی!بها گفتیم فقط داشتیم رد میشدیم،همین
آروم باش سورن
حاضریم همکاری کنیم ولی بدون هیچ مدرکی ما بیگناهیم نه؟
خروج موانع بی فایده اس
چوبا حمل شدن با قایق به مرز
باید بهمون مشکوک شده باشن
قطع درختاامروز نباید پلیس یا سینگ و افرادش اینجا میبودن برای مانع شدن
سینگ!همیشه دماغش و اعضای بدنش توی کارمون!یکی از این روزا گیرش میندازه
هی!بعد این میخوام مخفی شی.نمیتونیم روی کارمون خطر کنیم
بابا این خیلیه- بله-
الان وقتشه
مدتی که من نیستم هیچ کار مشکوکی نمیکنی که بهمون مخفی شن
غروب میرم بانکوک
بذار ببینم
خیلی خوبه
اگه اینطوری بری خونه هیچ کسی نمیفهمه که تو توی جنگل بودی و با یه موقعیت خطرناک مواجه شدی
نه ،اشتباه نکن و اینو به پدربزرگت بگو وگرنه برای بقیه عمرت دیدن مارو ممنوع میکنه
آره،میدونم،ممنونم که منو رسوندین
درباره قرار فردامون فراموش نکنی
بریم
ممنون
خانم نونا؟- چیه؟-
خانم پسی و خانم شومایپون توی اتاق پذیرایی منتظرن
ممنون
چرا خوه خیلی ساکته؟نوه مورد علاقه پدربزرگ نیست؟
خانم نا با دوستاشون رفتن سفر هنوز برنگشتن
خوب نیست؟
بقیه سخت کار میکنن ولی اون چکارمیکنه؟هرروز پول و هدر میده
خب،دختر کیه؟مادر و دختز خیلی فرق نمیکنن
اینطوری گفتی برنگشته نه؟ها؟
بله خانم رات هنوز برنگشته
منم اینطوری فک کردم!چون اگه اینجا بود کل خونه بوی الکل میداد
چه نوع آدمی هر شب میره بیرون
اصلا به اعتبار و اسم خانوادمون اهمیت نمیده
خب،بچه مورد علاقه آقای پی.چطور میتونه قابل مقایسه باشه با آقای اک و آقای تُو شوهرامون؟
اونا سخت کار میکنن ولی باید بیرون خونه زندگی کنیم.ولی حتی کاری نمیکنه و داره راحت توی این خونه زندگی میکنه
چیه پی؟چرا ملاحظشو میکنی؟اون فقط خدمتکارخونه اس- بسته-
سلام خاله پایسی ،خاله شومایپون- بله-
نا،شنیدم با دوستات رفتی سفر خوش گذشت؟- بله خاله-
چرا بایدبپرسی پی؟
رفته سفر نه کار مثل پسرعموهاش
شماها اینجا منتظر پدربزرگین؟- بله-
برگشتی نا؟
پدر- پدر-
سلام پدر
تازه برگشتم.پدربزرگ خسته ای؟- اوه نه خسته نیستم.عادت دارم-
بیا اینجا بیا اینجا
اه پدر- بشین-
پدر
این چطوره؟بگ. کجا رفتی
ببینش،طوری رفتارمیکنه انگاری ما بادیم
میتونه دوسش داشته باشه و بهش هرچقد میخواد عشق بورزه ولی وقتی مثل مامانش خودشو لوس میکنه بعد احساسی میشه
اون زن کیه؟
علاقه مندی؟
ولی فک نمیکنم باید درگیرشی.اون بالاتر از گلای آسمونی
چطور؟اون چه فرشته ای از چه بهشتیه؟
اون خانم راسامی وانپانیت.تنها دختر جاوسوا وان ،صاحب بانک
بیوه اس و یه دختر داره.شوهرش مرده
من دکتر پریچام میتونم باهاتون آشنا بشم خانم راسامی واناپنیت؟
خیلی دیره برای گفتن نه چون بنظر میاد منو میشناسین
کی تنها دختر آقای جاوسوا وان و نشناسه
ولی اگه
میخوام شخصا بشناسمتون عیبی نداره خانم راسامی؟
مامان باز فردا صبح برمیگرده
آرونی؟آرونی؟نانگ لوکجان؟نانگ لوکجان؟
همتون کدوم جهنمین؟
آرونی؟- بله بله-
اوه!خیلی وقته صدات کردم چرا گوش نمیدی؟از در تا اینجا صدات کردم!همتون و اخراج میکنم
بله بله،داشتیم میزو برای آقای تان کا آماده میکردیم
خانم راسامی چیزی میخوایین؟- البته !اگه چیزی نمیخواستم چرا صداتون میکردم/ها؟-
هی صبحانه رو بیارین برام بالا
امروز میخوام کل روز و بخوابم و نذارین کسی مزاحمم بشه .فهمیدین؟- بله بله-
بیا
نیازی نیست!خودم میتونم راه برم
باید از دیشب خسته شده باشی
بله خسته ام و بهم خوش گذشته
فک کنم باید دیگه نری بیرون
دخترت بزرگ شده و دیپلم گرفته،خجالت بکش
خجالت بکشم؟چرا بابا؟
حق دارم هرکاری بخوام انجام بدم
حرفات و نگه دار و برو به نوه دختری عزیزت یاد بده
مامان،مامان،مامان
دانشگاه پریسنتون منو پذیرفتن
ببین مامان
کی بهت گفته من میخوام ببینمش؟
اونجاس!اونی که میخواد ببینه نه من
برو کنار!از سر راهم برو کنار
بهش گوش نده عزیزم
اون بخاطرالکل اینطوری حرف میزنه !خودش نیست
برو دوش بگیر لباس بپوش بیا دیدنم
برات یه جایزه دارم
باشه بابابزرگ
یه مادر داری ولی مثل اینه که نداریش
جان- بله-
6مت اندازه بگیر- 6متر-
علامت بزنشون- اونو یادت باشه-
پوسیدگی هست ببرش- بله آقا-
میدونی- نا رام؟-
نا رام،منو از خونه فرستادن غذا بیارم بخاطر همین یکمی هم برات آوردم
اوییی!جانگ جام کلی آدم اینجاس ولی تنها برای عمو رام آوردی؟
اون برای نا رام
نا رام اگه بیکاری میخوایی دسر بهم بگو خودم برات کمی درست میکنم
دستورش خونگیه.اگه کمی بخوریش مطمئنم معتادش میشی
درسته- ممنونم-
No comments yet. Be the first to leave one.