200 บรรทัดแรก
من هميشه از اينکه اين سنگهاي آسماني در يک گروه حرکت ميکردند ...شگفت زده بودم
ميليونها سالِ که بدون اينکه به هم برسن يا با هم .برخوردي داشته باشن درحرکتن
...اونها صخره هاي مرده ان
.پس دنبال يه مدار عالي ميگردن تا روي اون حرکت کنن
.ما هم دلمون ميخواد که يه جاي عالي پيدا کنيم
.ولي ما که سنگ نيستيم .ما تغيير ميکنيم،و اين مشکلمونه
،بيشترين چيزي که سعي ميکنيم درست کنيم يه بهشته .بيشترين چيزي هم که ازش بدمون مياد زندانه
...و همه ي شما هم همين رويا رو براي آينده دارين
.که هيچوقت اتفاق نميافته
. مترجم عابد . Abed.Alinejad
ايستگاه فضايي 76
سينما با يک کليک ايران فيلم
.يه سفينه ي ناشناس داره بهمون نزديک ميشه
.کُد شناسايي سفينه رو مرور کن
.در حال مرور
...شمارش معکوس، 5،4
3،2،!...
.ستوان مارلو،شما اجازه ي فرود داريد
.به امگا 76 خوش اومديد .مختص شماست B اتاق شماره 3 در درجه ي
.اسکان پيدا کنيد و به بهداري گزارش بديد .ساعت 18 شما رو روي عرشه ملاقات ميکنم
.درب محل فرود باز ميشود
.درب محل فرود بسته ميشود
.به امگا 76 ايستگاه سوخت گيري خوش آمديد
آيا به غذا،جاي خواب و يا سوخت نياز داريد؟
.نه،ممنون
.ميباشد UV احتياط،محل حامل اشعه ي
مامان؟
.طبقه ي اصلي، درب آسانسور بسته ميشود
سلام
،فرمانده ستوان مارلو .لطفاً به کابين بهداري گزارش بديد
.اون بهت آمپول ميزنن
.اون فقط يه کار فيزيکي روزمره است
... اونها بايد مطمئن بشن که من چيزي با خودم
.که اونها چيزي در موردش نميدونن نياورده باشم
.شناسايي اوليه مامو گرافي .ماموگرافي: راديولوژي پستان براي تشخيص سرطان
.نتيجه ي بافت غده اي در پستان نرمال است
سرده
...فرمانده ستوان مارلو
.من يه عارضه ي غير معمول در دهانه ي مهبلتون شناسايي کردم
.من از اون عارضه خبر دارم
.سلام دکتر بات
.خوش اومدي ميستي
...بايد بهت بگم که من فقط احساس ميکنم
.از زماني که درمان رو شروع کرديم خيلي بهترم
.راستش،مثل اينکه حتي روياهام هم بهتر شدن
...ميدوني،مثل اينکه من اصلاً اون احساسات رو نداشتم
.و من واقعاً حس ميکنم الان بهترم
.احساست ميتونه بعضي اوقات يکي رو به الان وارد و يکي رو به بعدش وارد کنه
.تو در الان زندگي ميکني نه در آينده
.من نميخوام در آينده سير کنم .ميخوام در حال زندگي کنم
.صحبت در مورد حال ممکنه يه نفرو به آينده ببره
.من نميخوام در آينده باشم،ميخوام در حال باشم ...ميخوام رو به جلو
،زياد هم خيلي رو به جلو نرو .ممکنه از حال خارج بشي
.خيلي هم رو به جلو نيست - .در حال بمون -
.من ميخوام در حال بمونم .الان هم در حال هستم
...اين اهرم فشار موتور سفينه رو کنترل ميکنه
.که رو درجه ي 50 کار ميکنه
.ظاهراً،ما هيچوقت نميخواستيم اينقدر دور شيم
... اگه،در مورد خطر مجاورت قرار گرفتي
...اين نور سرخ روشن و آژير خطر به صدا در مياد
.که باعث ميشه من به سيستم هدايت بيام
کار کردي؟ F تا به حال با سيستمهاي
.کار کردم قربان F من با تمام سيستمهاي
- F15? بله -
باشه کار کردي؟ F15 تو با سفينه اي که مجهز به
بله
.نميدونم چرا جلوي منو نگرفتي
.متاسفم .نميخواستم کارتون رو قطع کنم
...خوب،F15
.خوب،خانوم کوچولو،متاثر شدم
.من جسيکا هستم - چي؟ -
.اسم من جسيکاس قربان
.من اسمت رو ميدونم ستوان مارلو.ممنون
.کاپيتان گلن تري، هاروي والبانگرتون اينجاس
.من دستورش رو ندادم - ...ولي قربان -
.من هيچوقت دستور ندادم که يه آب جوي الکلي به روي عرشه بيارين
...دقيقاٌ شما فرمان داديد - .تذ ذستورش رو داد -
...ثبتيات من ميگه شما دستورش رو داديد - .اونو براي تد ببر -
،خوب،پس،فکرکنم بتونم ازاينکه بگم چيکار بايد بکني رد شم .و بزارم کارت رو بکني
.به همين خاطر اينجام ، قربان
.کارکنان توجه کنيد
.جشن امشب در اتاق ثبت راس ساعت 18 برگزار ميشه
ما بايد امشب اينکارو بکنيم؟ - آره-
،کارشناس فني تد .بفرمائيد اين هاروي والبانگر شماست
من دستورش رو ندادم - .من ميگيرم -
امروز چيکارا کردي؟
.امروز يه مقدار ناجور بود
...عزيزم،تو نبايد اونارو با الکل
...به هرحال مشغله ي ذهنيم - .مشغله ي ذهنيت آره -
... مشغله ي ذهنيم اينه که ما بتونيم
.معلم خصوصي مدرسه ي سان شاين رو بگيريم - .من ميتونم معلم خصوصي سان شاين رو بگيريم، نگران نباش -
...باشه خوب، شايد منهم ميخواي منهم تو اين کار بتونم کمکت کنم؟
...ما در مورد همه ي اين چيزا صحبت کرديم
.درست قبل ازاينکه بخوابيم .اين کارت واقعاً تنش ايجاد ميکنه
.باشه،درسته
.اين کارت باعث شد در من استرس ايجاد بشه
آره
يه کاپيتان زن؟
،فرمانده ستوان .هيچ کاپيتان زني وجود نداره
،شبيه کاپيتانهاي واقعي تا اونجايي که من ميدونم،باشه؟
درسته
،خوب،فقط اون بهترِ يه کرست بپوشه .من اينو ميگم
.به هر حال،من نميدونم اعتراض درمورد چيه
ميتوني تصور کني اگه که من اين سفينه رو برونم چي ميشه؟
.من حتي نميتونم کاراي در پيت خيلي ساده رو هم انجام بدم
.شايد برم با يه ستاره تصادف کنم
.چيز خوبيه که تو نميتوني يه سفينه رو کنترل کني
.ميدونم،منهم همينو گفتم
.ديگه بسه،من بايد برم
هِي،تا وقتي که بچه دار شين بينتون چطوري بود؟
عالي- جداً؟ -
نه،راستش، شماها...؟
اون هنوز...؟
خوب،ميستي اينطور نيست؟ - .اوه،آره -
آره،پسر،هميشه،همين فکرو ميکردم،ميدوني؟
.آره،ما در طي بارداري سرزنده ميمونديم
.راهشو پيدا ميکرديم که بايد چيکار کنيم
دختر جديده رو ديدي؟ - نه -
.کون خوبي داره
من يه کون دوستم،ميدوني؟
.رونهاي خوب،نوک پستونهاي خوب،کون عالي اوه،دوست دارم که:آه،آه کنم
ميخواي؟ - چي؟ -
هميشه جر ميزني؟ - نه بابا -
.بله لعنتي
.خوش اومدي اخمو!من دونا هستم
.سلام .ما خيلي خوشحاليم که تو اينجايي
.جداً،ممنون ...اون يه...اون
.من برات يه چيز کوچولو آوردم
.براي من؟واو،ممنون
اين يه کاغذ دست سازه؟ تو درستش کردي؟
.من به هنر و صنعت خيلي علاقه دارم .ميتوني ازم ياد بگيري
.من جواهرات خودمو ،خودم درست ميکنم - .خوبيت رو ميرسونه. ممنون -
.اون يه وسيله ي بقاي جالبه که من با هم انداختمش .فقط يه مشت چيزهاي اميدوار کننده اس
اوه،زياد گرانبها نيست.اون يه بسته کوچيک از مواد پاک کننده اس ... که تو شروع کردي
.و همچنين يه نقشه از سفينه
.عاليه،اين عاليه ممنون
.اوه ، نيست - .خيلي ارزشمنده -
.نيست،خوب،ولي در طبقه ي بالام
...گوش کن،من همه چيز رو در مورد اين سفينه ميدونم
.پس اگه هرچي لازم داشتي کافيه با من تماس بگيري
.عاليه،ممنون. همين کارم ميکنم.تشکر
.عاليه.خوب،من بايد برم و به کاراي ديگه ام برسم
.متوجه ام - ...آره،خوب -
.روز خوبي داشته باشي - .ممنون -
.باشه،کارول،گوش کن،من بايد راجع به چيزي باهات صحبت کنم
!همه اتون احمقيد - ...باشه،چي ميشه اگه ما -
.اينجا مايي وجود نداره.فقط شما .تو.کاري که مربوط به خودته رو انجام بده
...من ميکنم و ميکردم،ولي من
.نه.نه.هيچ اماو اگري وجود نداره .من به اماهاي تو علاقه اي ندارم
ببخشيد،شما حمام آب داريد؟
.آره،پايين راهرو سمت راست .صبحانه ي مجاني هم داره
.حس ميکنم بهتر دوباره برم خودمو رو تميز کنم
.هِي،خيلي عاليه که مونث ديگه اي تو سفينه داريم
.از ملاقاتت خوشوقتم - .خيلي عاليه که انرژي يه زن ديگه رو هم داريم -
.واقعاً داره ميزون ميشه - چطوري؟ -
.اين سان شاين منه - ...اون خيلي خوشگله،واقعاً. راستش -
.آره - چند سالشه؟ -
فکر ميکني چندسالشه؟
بايد حدس بزنم؟
فکر کنم 7 سالش باشه؟
...دوست دارم فکر کني که روح بزرگي داره،پس
.اوه،ممکنه.آره ولي سن انسانيش چند ساله؟
.واقعاً دوست ندارم برچسب سن بزنم روش
...آره،من فقط اعتقادي به سن و سال ندارم، پس
.خوب،بچه ها واقعاً شگفت انگيزن
.ما هر روز زندگيمون رو با خوشحالي گذرونديم - .آره،درسته -
چطوري؟اينجا چيکار ميکني؟
...ميدوني،من...اوه،خوب
من فقط ميخواستم بگم اگه حتي بخواي ...يه نفر از بچه ات نگه داري کنه يا اينکه
.واو،من ازت انرژي مادري عالي گرفتم
.خوب،آره،بچه ها عالين - .اوه،خداي من،واقعاً زيباست -
چرا خودت بچه نداري؟ - ...اوه، من، ميدوني،کار و زمان-
.اوه،تو بايد واقعاً يه بچه داشته باشي
.شگفت انگيزه .بهش نگاه کن - آره،آره،اون خيلي خوشکله -
.منهم دوست دارم.منظورم اينه که ، هر موقع آماده شدم - .اوه،ولي صبر نکن، باشه؟صبر نکن -
،هيچوقت زمان درستي نداري .هيچوقت پول کافي تو بانک نداري
...تو بايد انرژي رو حس کني - .مشکل پول نيست -
.و بايد دلت رو به دريا بزني و واقعاً تصميم بگيري
.فکر کنم انرژي واقعاً هست - .مي خوام. مي خوام.مي خوام -
...در حال حاضر،دوره ي زندگيم و من - نه،زمان عوض ميشه، باشه؟ -
.مي توني کارت رو داشته باشي،بچه ات رو داشته باشي .فقط کافيه دلت بخواد
.تو بايد بچه ات رو داشته باشي - ميدوني چيه؟ -
.من نميتونم بچه داشته باشم .پس مجبور نيستم بچه داشته باشم
.تو ميتوني بچه داشته باشي. هر کسي ميتونه تو داري چي ميگي؟
... ميدوني، من در موقعيت واقعاً پزشکي
.زوري که حقيقتاً از لحاظ فيزيکي نميتونم بچه دار شم
ميدوني منظورم چيه؟ ميدوني دارم چي ميگم؟
.اوه،خداي من
.اوه،خدايا،متاسفم
.نه، راستش، نميدوني
.نه،ميدونم. من فقط...من...ولي خيلي برات متاسفم .خيلي وحشتناکه
.نه،وحشتناک نيست.خوبه
خيلي شرمنده ام.به من نگاه کن.من همه چيز دارم ...و اينجا نشستم
.دارم در مورد نعمتهايي که بهم داده شده حرف ميزنم
...ميدوني،من ميتونم يه بچه داشته باشم
... و الان نميتونم تصور کنم که تو نتوني و
ميدوني،ما همه امون يه چيزهايي داريم،و من در يه دوره اي از رندگيم هستم،ميدوني؟
.و اين تنها راهش نيست،ميدوني،ميتونم يه بچه داشته باشم
. ميتونم حضانتش رو قبول کنم
.ميدوني،ميتونم يکي داشته باشم .معامله سختي برام نيست
No comments yet. Be the first to leave one.