200 บรรทัดแรก
...آنچه در تایتانها گذشت
.یکی مادرم رو کشته
من کاراگاه دیک گریسون هستم
میخوای راجع به اتفاقی که افتاد حرف بزنی؟
.باید زندانیم کنی
.یه چیزی در درون من هست
یچیز شیطانی
من توی ماشین بیدار شدم. و این مردها سعی کردن منو بکشن
تو کی هستی، دقیقا؟
تو چه خری هستی؟
...نمی .نمیدونم
اون کیه؟ ازش چی میخوای؟
نمیدونم
ما یجای این برای جمع شدن نیاز داریم
سلام
تو فعالی
.سفر خانوادگی- کی اوله؟-
.من
اینا دیگه چه خری هستن؟
!هنک
نه
باهام حرف بزن
حالت خوب میشه
.اینجایی، عزیزم
!هنک
!نه
...خب
.تو اینجایی، عزیزم
تو چه خری هستی؟
کُری اندرس. افبیآی
افبیآی؟ تو این لباس؟
همونجا وایسا
.کارت شناساییم توی جیبمه میخوای نشون بدمش؟
یا دوست داری؟
.درش بیار. آروم
چه کوفتی؟
!لعنتی
...نه وایسا
.یه گاد دیدم
.بینگو
چی؟ منصفانه نیست- .هست-
.من اول دیدمش .بازم من بردم
بابا
.زودباش .هیچکس یه برنده فقیر رو دوست نداره
این نمایش مسخره چیه؟
.مراقب رفتارت باش، عزیزم
حالا، کی میخواد بره دستشویی قبل از اینکه به بزرگراه برسیم؟
همم؟
کسی تشنه هست؟
میشه یه نوشابه بگیرم؟
.شکر انرژیشو زیاد میکنه
.عجله کن رچل .کل روز رو وقت نداریم
رچل؟
رچل؟
دارم میام
.زود باش، رچل .مردم منتظر تو هستن
.آه، الان میام
رچل؟
حالا کی میخواد بهت کمک کنه، عوضی؟
.اوه، خدا
تو کی هستی؟
میدونی من کی هستم؟
دختر، من کی هستم؟
.نمیدونم
.زودباش
حس میکنم با من بهتر کار میکنی تا اونا
اوه، عزیزم
مترجمین : آرمان و امیر AMIRX79X & Armanpe
تایتان ها
خب؟
حالت چطوره؟
.گرفتم. گرفتم. سوال احمقانهای بود. میدونم
.خبرای خیلی خوبی دارم
یکی داوطلب شده که والدین فاستر بشن
بروس وین شبی که پدر و مادرت توی .سیرک مردن اونجا بودن
.اون دید چه اتفاقی افتاده
میخوام بهت کمک کنم
فرض میکنم میدونی آقای وین کیه، درسته؟
و، دیک، یچیز دیگه هست که باید دربارش .حرف بزنیم
.پلیس داشت درباره حادثه بحث میکرد
اونا معتقدن
.که ممکنه یه تصادف نبوده باشه
چی؟
یکی پدر و مادرم رو کشته؟
حدس میزنن مطمئن نیستن
متاسفم
ارباب وین، واقعا فکر میکنید این ایده خوبیه؟
.پسرها خیلی وقته این رابطه رو تموم کردن
نیازی ندارم بهتون یادآوری کنم که فعالیتهای فوق برنامه شما
منجر به نگهداری از یه بچه نشده
.میفهمم، آلفرد
...هنک، متاسفم. اگر من- اونا کی بودن؟-
اونا چه کوفتی از رچل میخوان؟
.نمیدونم
تو بهش اهمیت میدی
پیداشون میکنم
گریسون
.خیلی هیجانانگیز بنظر نمیاد
.متاسفم .وقت بدی مزاحمم شدی
فکر میکردم الان در حال خوردن پینا کولادا توی .ساحل هستی
.آره، یچیزی شبیه اون چه خبر؟
پزشکی قانونی برگشته روی پرونده .قتل روثها
یسری پرینتها هستن، ولی به .رچل روث متعلق نیستن
پلیس ترورس سیتی، امروز برات درباره .اون تماس گرفت
درباره رچل؟
اونا یه مزاحم سر صحنه جرم روثها داشتن
.یه زن آمریکایی-آفریقایی .قدش هم حدودا ۶ فوت
.با موهای قرمز
ظاهرا به چندین افسر حمله کرده
.بولو با یه کسی شبیه اون برگشت
.توی یه پمپ گاز یکم جلوتر از راهت توی خیابون ۴۹۵
دوربینهای امنیتی موقعی که داشت .با یه دختر میرفت گرفتنش
.که با چهره رچل روث تطابق داشت
.و اون یه جسد رو کنار گذاشت
.توی راهم
.و گریسون، یچیز دیگه
.درباره روربک، اون مرده
.کشته شده
اون برای من نیست
ما هیچوقت ملاقات نکردیم؟ کردیم؟
.لعنتی
میدونی که این یه سوال عجیبه، درسته؟
.فقط بشین و ساکت باش باید فکر کنم
!اونکارو نکن
الان چیکار کردی؟
.میتونم چیزی که بقیه مردم حس میکنن، حس کنم
.ولی نمیتونم هیچی از تو حس کنم
تو کی هستی؟
از من چی میخوای؟
.نمیدونم
فقط میدونم اون بیرون مردمی هستن که سعی .دارن بهت آسیب بزنن ولی من نه
باشه؟
اونا کی هستن؟ اون مردم، از من چی میخوان؟
.نمیدونم
میتونم حداقل اسمت رو بدونم؟
.میتونی کُری صدام کنی
.اگر حتی واقعی باشه
اسم خودت رو نمیدونی؟
من چیزی از چند روز پیش یادم نمیاد
بجز اینکه دنبال تو بودم
چرا؟- .نمیدونم-
امیدوار بودم اگر تو رو ببینم، ممکنه چیزی ...انجام بشه، من
بنظر نمیاد بدونی من کیم؟
.مامان
ابنو از کجا آوردی؟- .از خونت-
خیابون پاول چیه؟
.بزودی به اندازه کافی میفهمیم
چجوری اون پشت اون کار رو کردی؟
چیکار کنی؟
اون مرد... تو اونو سوزوندیش؟
.نمیدونم .یچیزی درون منه
.یه قدرت- .واقعا اینو نمیفهمم-
.منم همینطور، این تاریکیه- .یه چراغ-
.تا یه ثانیه دیگه میام پیشت
چیکار میکنی؟
.مطمئن شو امنه
پارانوید زیاد؟
میتونم، آه، برای شما دو تا چیزی بیارم؟
.مرغها و وافلها
.مرغها و وافلها دارن میان .بهترینشون توی این کشور
خانم، میتونم برای شما هم چیزی بیارم؟
.نه، ممنونم
.۳ تا آبجو- .تا بعد از ۱۲ چیزی سرو نمیکنیم-
.لعنت بهت، دریل
.ترویس، بزار بره
.ترویس، بزار برم- .نه-
.بهت گفتم که تموم شده
.نه، نشده- .آره-
.باید به تماسهام جواب بدی
.تو کاری رو میکنی که من میگم- .برو-
.منو ببخش، ترویس
.داشت ازمون دستور میگرفت و ما یکم توی عجلهایم
.برو برامون نوشیدنی بیار
.باید بری یجای دیگه برای خوردن پیدا کنی
.توی ماشین منتظر باش، رچل
درسته. تو هم باهاش میری، جیگر
.قبل از اینکه کسی آسیب ببینه
برو
...ولی چی میشه اگه- .حالا-
چطوره اگه گورتو از اینجا گم کنی؟
.مرغ و وافلها .توی خونه، ظاهرا
خب، یچیزی دربارت میدونم
.خیلی بدبختی
اولین قانون درباره فرار کردن رو میدونی؟
.اصلا راجع به فرار کردن نبود
،راجع به قدرته
دقیقا در زمانی که در زندگیت احساس .بی قدرتی میکنی
میدونم که نمیتونی اون چیزی رو که داری .بهش تبدیل میشی رو کنترل کنی
.اما تو میتونی
اگر فقط بزاری مردم دیگه کمکت کنن
آقای وین احساساتت رو درک میکنه
.اون میخواد بهت سرپناه بدیم
.این یه هدیهاس، دیک
.یه فرصت دیگه بهش بده
.لطفا
.اونم والدینش رو از دست داده
سلام، میتونم کمکت کنم؟
تو برگشتی
.پادشاه من، نمیتونه اینجوری باشه
این خودشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.