200 บรรทัดแรก
، درحاليکه مادر به خواب رفته بود . فرشته يِ مرگ فرزندش رو از او گرفت
، درحاليکه مادر در تاريکي به دنبالِ فرزندش ميگشت . . الهه يِ شب از اون پرسيد
آيا ميخواهي فرزندت را پيدا کني " ؟ " . .
دراينصورت ، تکه اي از موهايِ . . زيبايَت را به من بده
بعد ، به تو خواهم گفت که . . . مرگ راهيِ کدام مسير شده
سپس ، بوته اي پُر از خار و تيغ . . جلويِ راه آن مادر پيدا شد
آيا ميخواهي فرزندت را پيدا کني " ؟ " . .
دراينصورت ، با بدنِ گرمَت من را ، محکم در آغوش بگير
آنوقت به تو ميگويم که . مرگ از کدام مسير رفته
درنهايت ، مادر مرگ را ديد که . داشت با فرزندش ميرفت
هرچند ، درياچه اي جلوي رسيدنِ مادر . به فرزندش را گرفته بود
آيا ميخواهي فرزندت را پيدا کني " ؟ " . .
دراينصورت ، چشمانِ خالص و ژرفَت را ، به من بده
آنوقت ميگذارم که . از اين درياچه عبور کني
. . مادر هم بدون ذره اي درنگ
دو چشمَش را از حدقه در آورد و . . . آنها را به درون درياچه انداخت
چي شد ؟ تونست بچه ـشُ پيدا کنه ؟
زنده موند ؟
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
« قسمت اول »
قسمت اول
اون چيه ؟
درساعت شش صبح ، جسد يک بچه . در درياچه اي کوچک پيدا شد
پليس اين قضيه را به پرونده يِ آدم ربايي ـيي که . هفته ي پيش مردم را به وحشت انداخته بود ، ربط داد
گفته شده که قرباني در همان روزِ . گُم شدنَش به قتل رسيده بوده
از همين رو ، بخاطرِ اين پرونده ، پليس متهم به . عدم کاراييِ مناسب در اين مورد شده
اتهام هايي هم به سمت به دليلِ بي ميليِ خود . به حل اين مسئله صورت گرفته
. پس آخرسر مُرد
عزيزم ، مگه نگفته بودي خبرِ داغ اين هفته همين پرونده ـس ؟
. آره
برنامه همين امروزه ، درسته ؟
. عزيزم ، برو بگيرِشون
مگه من کارآگاهَم ؟ . پليسِ که بايد اون آدم رباهارو بگيره
گفته بودي امروز تو تلويزيون برنامه داري ؟ چه ساعتيه ؟
. ساعت 6:30
واقعا ؟ . ميخوره به برنامه يِ من که
مطمئني که ميتوني از مذاکره يِ امروز برنده بيرون بيايي ؟
. هيچ بُرد و باختي وجود نداره
. فقط ميخوام افکار و نظراتمُ بگم
، بهش آسون بگير . نا سلامتي کانديد رياست جمهوريه
هان سِپيول " ؟ "
. يهويي دنبالِ غريبه ها راه نيفتي بري
. مشکلِت اينه که به راحتي به مردم اعتماد ميکني
حتي به کسايي که ميشناسيَم . . اعتماد نکن و
هميشه يادت باشه حواسِت به مَردايِ . . . اطرافِت باشه و مراقب باشي
بابارو هم همينطور ؟
. باباييُ که نه
تو هم ميخواي مسخره بازي دربياري ؟
ميدوني تو چه دنيايِ ترسناکي هستيم ؟
! آخ . مامان . . موهام
با دوستات مهربون باش و . به حرفِ معلمِت گوش بده
اگه مثل اوندفعه که گذاشته بودي . . خرگوشا از لونه ـشون بيان بيرون
دردسر درست کني ، ماماني . . خيلي ناراحت ميشه . . باشه ؟
. . آخه
. دلم به حالِ خرگوشا ميسوخت
بعد از مدرسه ، پرستارِت مياد دنبالت تا . به آکادميِ زبان انگليسي ببرتِت
، اگه بجاش بري جاي ديگه اي . تو بد دردسري ميفتي
. باشه
امروز امتحان تعيين سطح انگليسي داري ، آره ؟
. ايندفعه نبايد بذاري آخر بشيا
. به دخترَم باور دارم
. باشه
. به ماماني يه بوس بده
. خيلي خب ، دوربينا آماده باشن
. مجري . . ديالوگ هاي شروعِ برنامه رو بگو
! شروع
. . گفته شده که
. . بچه ها فرستادگاني هستن که
. . به زمين فرستاده شدن تا . .
نشون بدن که خداوند هنوز اميدِش . . . به انسان هارو از دست نداده
گفته شده که اين فرستاده ها درنهايت . به آغوش خداوند برگردانده ميشوند
حال ، ممکن است که خداوند براي باري ديگر . . بخاطرِ ستم و بيرحميِ انسان ها
. دوربين شماره يک . . کات - . از آنها نا اميد شده باشد . . -
، " کودکِ گُمشده از دبستانِ " هاچون
، جسدِ اين کودکِ سال ششُمي
درنهايت در داخلِ يک کوهستانِ جنگلي . . در نزديکي خانه اش پيدا شد
نبايد اجازه بديم که هيچکدوم از . اين مجرم ها فضايي براي نفس کِشيدن داشته باشن
. چقدر ديالوگاي مجري امروز عاليَن
نه . . قضيه ديگه فقط پرونده يِ ، اشخاص گُمشده نيست
. قضيه ديگه يه پرونده يِ قتله
بايد همگي بطور عمومي درمورد مظنون ها . تحقيق کنيم
« تحقيقِ همگاني . . مظنون ها »
، درنتيجه
مجازاتِ قتل ، اين است که . قاتل را با کُشتنِ خودش به مجازت رساند
، اين عملي غيراخلاقي است . نه چيزي بيشتر و نه کمتر
فرض کنيم که تعداد قرباني هايِ مربوط به مجرم هايي که ، درحال حاضر در زندان هستن ، 200 نفره
. . بيشترِ 80 درصدِ اين قرباني ها
، زن و بچه هستن . . بنظرتون اينطوري درحقِشون بي انصافي نميشه ؟
، و درطي اين 15 سال گذشته
بودجه ي ساليانه اي که مختص به نگه داشتنِ . شصت مجرم محکوم به مرگ بوده ، 13,200,000 بوده
يعني 220,000 تا به هر مجرم اختصاص . داده بشه
پس حقِ خانواده هايي که . . ماليات هاشون صرفِ نگه داشته شدنِ
جونِ قاتل هايي که زندگيِ کسايي که . . دوستشون داشتنُ کُشتن ، اين وسط چي ميشه ؟
. فکرکنم دريه مورد دچار سوء تفاهم شديد
براي اين اينجا هستيم که درموردِ ، عملِ انجامِ مجازات مرگ گفتگو کنيم
نه اينکه درمورد زندگي خانواده هايِ . قرباني ها بحث کنيم
، شما درمورد حق و حقوقِ مجرم صحبت ميکني
طبيعيِ که منم درموردِ حق و حقوقِ . خانواده هايِ قرباني ها صحبت کنم
. باشه
حقِ کسايي که محکوم به مرگ ميشن چي ميشه ؟
دردهاي روحي رواني ـيي که نصيبِ خانواده هاشون ميشه چي ميشه ؟
، دراينصورت
شخص سومي که حق و حقوقِش بخاطرِ تحميلِ مجازاتِ مرگ مختل شده رو چکار ميکنيد ؟
مطمئني ؟ . لطفا يه لحظه صبر کن
، اگر شخصي باشه که بهش مشکوک هستيد . ما اون شخصُ ميگيريم
« اداره پليس سئول »
کارگردان " هانگ " ، يه سرنخِ خيلي مهم و . معتبر به دستمون رسيده ؛ صبر کن وصلِت کنم
. کاپيتان " چوي " ، وايسيد
. لطفا صحبت کنيد
. دوربين هايِ ضبط آماده باشن
. لطفا به دقت نگاه کنيد
. فيلم دوربين مداربسته رو نشون بديد
کارگردان " کيم " ، دوربين رويِ حالتِ آماده ـس . . درسته ؟
، از اين به بعد . لطفا هماهنگ با کارآگاه " هانگ " پيش بريد
برنامه ـمُ نگاه کردي ؟
. گفتگويِ امروز يه شکستِ به تمام معنا بود
. تو که گفته بودي موضوع بردن و باختن نيست
گفته بودي اونجا فقط جاييِ که . افکار و نظراتِتُ با بقيه درميون ميذاري
بيا قبل از رفتن به خونه . يه غذايي بخوريم
خيلي گرسنه ـم ؛ چون داشتم براي برنامه آماده . ميشدم ، حتي وقت نکردم چيزي بخورم
. بريم خونه غذا بخوريم
بايد فوري بريم خونه و . سِپيول"ـو دعوا کنيم"
، نمره يِ امتحانِش خوب نشده . دوباره آخر شده
اينقدر بهش سخت نگير ؛
. سِپيول " فقط هشت سالِشه "
چي گفتي ؟
بايد قدرِ تک تک زندگي هارو دونست ؟
، اگه بچه ي خودتَم قرباني بود
بازم ميتونستي اين حرفارو بزني ؟
. لطفا آروم باشيد . . اول ولِش کنيد و
، اون حرومزاده هايِ بيمار
. بايد کُشته بشن و بعدش تيکه تيکه بشن
، بچه يِ يکي يه دونه ـم مُرده
چرا اون حرومزاده هنوز زنده ـس ؟
. با اينکارا که بچه ـمون زنده نميشه
. بريم
. حتما خيلي دردِت گرفته
. برنامه يِ ديروز حرف نداشت
، موقع برنامه ي تو بود که
. قاتلِ اون بچه ي سال ششميُ گرفتن
براي همينَم وکيل " هان " حسابي . به دستِ نامزد " کيم نامجون " اساسي لِه شد
. نزديک بود ازش برنده بشه ها
ميدوني که بعدش طرح هايِ زيادي به مجلس داده شده ؟
بخاطرِ همين قضيه ، مجازاتِ مرگ تبديل به . يکي از مهم ترين موضوعايِ انتخابات شده
! رفتم تو حسِش
اولين موضوعي که تو برنامه ميگمُ . ميذارم همين مجازاتِ مرگ باشه
انجامِش ميدي ديگه ، آره ؟
امروز وقت داري ؟ ترتيبِشُ دادم با مجرمي که . مجازاتِ مرگ داره ، مصاحبه کنيم
با يه مجرم ؟
. . قاتليِ که سال ها پيش زنارو
. به شکلِ وحشيانه اي ميکُشته . .
. آهان ، اين پرونده ـس
. آره ، از اون پرونده هايِ جدي بوده
. شنيدم اون قاتل چندان حالتِ عادي نداشته
درسته ، حتما خودشُ به حماقت زده بوده که . بتونه مجازاتِشُ بپيچونه
. آدماي زياديَن که اينطور ميکنن
. با درخواستِش براي عفو مشروط موافقت نشده بوده
يعني جرمِشُ انکار ميکنه ؟
، نه ، مدرکِ اعترافِش صِداي خودشه . . اما
. مادرش بيخيال نميشه . .
خب ، کدوم پدر و مادري پيدا ميشه که باور کنه بچه ـش قاتل باشه ؟
، جايِ خنده دارِش اينه که
. . تنها شاهدِ ماجرا
. برادر کوچيکترِ قاتله . .
برادر کوچکترِش ؟
يعني برادرِ خودش ؟
. آره ، پيداش کردم
. باشه
. عجب خونه يِ شيک و پيکيِ
، هِي
. بريم شروع کنيم
« دنبالِ پشتيبان نباشيد »
بله ؟
ميشه يه سوالي بپرسم ؟
. . تو اين محله
رستوران چينيِ خوب سراغ داريد ؟ . .
سِپيول " ؟ "
! فقط يه ساعت ميشه
، بايد به يه مسئله اي برسم . به مامانت چيزي نگي
متوجهي که ؟
. آره
. الان ميرسم
. نبايد تا نرفتم کارتُ بزني که
تو کي باشي ؟
. ميبينم که يه بچه داري
. حتما خيلي دلِت براش تنگ شده
. درسته
. خيلي دلم براي بچه يِ قشنگَم تنگ شده
. اين آدم هم يه بچه داشته
. اونم خيلي دلتنگِ بچه ـشه
. اما ، ديگه هرگز نميتونه بچه ـشُ ببينه
No comments yet. Be the first to leave one.