194 บรรทัดแรก
ممنون
اوم
من یه مَردم، کل چیزی که میدونم همینه
آیا من به عنوان یه آدم واقعی وجود داشتم؟
بله. درسته
اوم
بوی بدی میدم؟
واقعاً بوی گند میدی
نمیگم بوی چی میدی، ولی اصلاً بوی خوبی نمیدی
خیلی تابلویه. باشه. لطفاً یه راهنمایی بکن
باشه، اوم
توی دفترت سیگار میکشی که ممنوعه
من خانم کورتوا هستم. اون همه جا سیگار میکشه
خب. اوضاع اینجا چطوره؟ سلام بابا
این جانشین منه؟
نظرت چی بود؟ خیلی کیف داد، واقعاً عالی بود
چیزی فروختی؟ آره، کلی. سایز بزرگها تموم شد
عالیه. مامان بهم گفت. همین الان یه سفارش جدید داد
دوشنبه تحویل داده میشن
واقعاً؟ تو فوقالعادهای
من دارم میرم بخوابم، عزیزانم. شما هم همین کارو بکنید
شب بخیر. ما هم بیایم؟
خوب بخوابی والری. شب بخیر رفیق
بچه مثبت باشی
بهتره درو باز بذارم. لوک
بابا
شب خوش. شب خوش
کامپیوتر. صبح بخیر رفیق
صبح شنبهست. دارم با خانوادهام صبحانه میخورم
اشکالی نداره فردا تماس بگیریم؟
ممنون. فعلاً
بعداً که از پیش پدربزرگ رد شدی، این پنکیکها رو بهش بده
ببین، همین الانم اسممون رفته تو روزنامهها. شماها هم هستید
«گزارش اختصاصی - لوک مونتورو با آهنگ "عشق اول" غوغا کرد.»
اینجا هم ایوِته. اینم ماییم. چقدر باحاله
منم اینجام
میشه چندتا روزنامه دیگه هم بگیری؟
یه ده تایی دیگه بردار
میخوای برات ببرمش؟ عالی میشه
که بتونی به مامانت نشون بدی
بلند بخونش
«ما رو منتظر نگه داشتن
اما بالاخره یه فوقستاره جدید داریم.»
«لوک مونتورو پدیده تابستون امسال خواهد بود
اون یه آهنگ جدید نوشته، یه ملودی واقعاً گیرا
"عشق اول" بهت حسی رو میده که انگار واسه اولین بار عاشق شدی.»
یه صفحه کامل. نصیب هر کسی نمیشه
مامانم اومد
به این زودی؟
سلام برسون. حتماً. ممنون بابت پنکیکها
تا فردا
یورو واسه اجرای آهنگ هیت تابستونیت تو تلویزیون ۴۰۰
یورو واسه پوشیدن لباس مبدل توی برنامه «خواننده نقابدار». باورت میشه؟ ۳۰۰۰
صبح بخیر. سلام خوشتیپ. دیروز کجا بودی؟
چیزی خوردی؟ با لاین رفتم سینما
بعدش هم رفتیم ساندویچی
دفعه بعد باید بیاریش اینجا. خیلی خوش گذشت
نه جدی. والری هم موافق بود. خیلی خوش گذشت
عالی بود
مارتین گفت از بروکسل اسبابکشی کردن
یه مرد مجرد
بچههاش هم سنوسالی ندارن
به نظر میرسه همسن تو باشه
داری کثیفکاری میکنی
سلام الیاس. سلام تام
میدونی پدربزرگ کجاست؟ فکر کنم تو آغل باشه
سلام پسرم. خب؟
هنوز خبری نیست؟
پنکیک آوردم
میتونم؟ بفرما
آمادهای؟ آره
روشنش کن
نوبت توئه. تحویل بگیر
پدربزرگ؟
بله
میدونی مداد شمعیهای مامانبزرگ کجاست؟
نه پسرم. من دیگه اون تو نمیرم
پیداشون کردم
صبح بخیر عزیزم
باید آماده شی. بدو
کِی شروع میشه؟ چی؟
ریش. ریشت؟
واسه بعضیا زودتر از بقیه در میاد
واسه من خیلی زود در اومد. واسه برادرتم همینطور
احتمالاً به ژن مادرت رفتی
میخوای امتحان کنی؟
بیا اینجا
معمولاً از اینجا شروع میشه
پشت لب
ما دلفین و کلی چیزای دیگه دیدیم
اجازه داری خودت هم برونیش؟ آره
کسی تا حالا چیزی درباره «عشق درباری» شنیده؟
نه؟ بیاید این عبارت رو تحلیل کنیم
دو کلمه «درباری» و «عشق» رو میشنویم
کسی تا حالا عاشق شده؟
شنیدم میکه عاشق هری استایلزه؟
کی اینو گفته؟ اصلاً هم خندهدار نیست
ولی این یه مثال عالی از عشق درباریِ مدرنه
چون معشوق دور از دسترسه. بله
سلام خانم کورتوا
این شاگرد جدیدتون، الکساندره
الکساندر، خیلی خوشحالم که اینجایی
عزیزانم، این همکلاسی جدیدتونه
روز اولشه، پس هوای شو داشته باشید
الکساندر، تو میتونی اونجا ته کلاس بشینی
بسیار خب، ممنون خانم
پسره جدیده تک و تنها مونده
میدونی چیه، من میرم پیشش. چی؟
باورت میشه؟ همیشه با جدیدا زود رفیق میشه
واقعاً روابط عمومیش عالیه
ببین، دارن میان اینوری
بچهها، این الکساندره. از این به بعد تو گروه ماست
الکساندر؛ والری، الیاس، متئو و لوکاس
سلام. سلام
ما قبلاً همو دیدیم. اوه
همسایه بغلی مونه. درست اونور
چرا قبلاً نگفته بودی؟ همینطوری، نگفتم دیگه
قبلاً کجا زندگی میکردی؟ بروکسل
پس فرانسوی بلدی، نه؟ آره
یه چیزی به فرانسوی بگو. اوم، بنژور (سلام)
بامزهای
خب، چرا «مخصوصاً» پاشدین اومدین اینجا؟
«مخصوصاً». خب یه کلمه عادیه دیگه
بابام اینجا یه کار جدید پیدا کرد. درسته
و مادرت؟
اون چند سال پیش فوت کرد
چقدر بد. بروکسل خیلی خطرناک نیست؟
دعوا و انفجار و اینجور چیزا اونجا زیاده
مگه اونطوری نیست؟
ظاهرش غلطاندازه ولی از همهچی میترسه
حتی میترسه تو استخر والری شیرجه بمبی بزنه
داری چی میگی واسه خودت؟
خوبی؟ پهلوم تیر میکشه
منم باهات میام
اون پسره جدیده است. برو دیگه
مطمئنی؟ آره، برو
با شکمت نفس بکش. کمک میکنه
آفرین والری
یالا الکساندر
آره الیاس، باریکالله
یالا لوکاس
یکی دیگه. بدو لوکاس. آفرین
یالا لوکاس
هی
سلام
اینجا قشنگ نیست؟
یعنی اینقدر با بقیه جاها فرق داره؟
آره، داره
اینهمه دشت و صحرا هست
توی بروکسل از این خبرا نیست
اونا توتفرنگیان؟
توتفرنگی و گیلاس
میخوای؟
آره. خب پس، بریم
سلام
چی میل دارید؟ یه جعبه گیلاس
درباره امروز چی فکر میکنی؟
خوب بود
ولی یه کم ترسناک بود
یه مدرسه جدید، اونم بدون دوستام
هنوزم میتونی آخر هفتهها ببینیشون
آره، فکر کنم
مادرت خیلی وقت پیش فوت کرد؟
آره، وقتی نُه سالم بود
اشکالی نداره
الان فقط من و بابام و خواهرم هستیم
واسم سخته که
آدمای جدید رو به زندگیم راه بدم
ولی زوئی واقعاً دختر خوبیه
آره، زوئی دخترِ گلیه
متوجه شدی متئو و زوئی بدجور عاشق هم شدن؟
تو تا حالا عاشق شدی؟ آره
چه حسی داره؟
بهترین حس دنیاست
تو نشدی؟
فکر نکنم
مگه تو با والری نیستی؟ چرا، هستم
خب پس
میدونی چه حسیه
نمیدونم
به نظرت عجیب نیست که نمیدونی؟
تو با کسی هستی؟ نه. پارسال بودم
اسمش چی بود؟
دختر نبود، پسر بود
اسمش آرتوره
دیگه واقعاً باید برم. تو هم میای؟
دارم میرم پیش پدربزرگم. باشه، تا فردا
میبینمت
سلام عزیزم، اومدی بالاخره
این کوچولوی ماست. اینا هم همسایههای جدیدمونن
سلام. سلام
این مارکه. الکساندر. همکلاسی منه
آها، ایول
تو هم باید بیای
No comments yet. Be the first to leave one.