Dead Boy Detectives

Dead Boy Detectives

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Dead Boy Detectives S01E04 WEB H264-RBB
ความคิดเห็นโดย SepSensi

แท็ก

web
webrip
x264
BRip
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
TS
เผยแพร่เมื่อ: 2024-04-29
ดาวน์โหลด: 65
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫آنچه در کاراگاهان جوان مرده گذشت...

استفاده از جادو روی گربه‌های من .یه فاجعه از طرف توئه

‫- این دیگه چه کوفتیه؟ ‫- تورو توی شهر نگه می‌داره.

‫تمام گربه‌های پورت تاونزند رو بشمر، ‫و بعد دستبند در میاد.

‫اون پسرای مرده امتحانم کردن، ‫اما دیگه اتفاق نمیفته.

‫مانتی، کلاغ مطیع شیرینم

‫صبح عالی‌ایه که ‫متنی که قولشو داده بودم رو بهت بدم.

‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

‫خونواده‌م رو نمی‌شناسم، ‫و دارم سعی می‌کنم ردشون رو بزنم.

‫وقتی بابام مرد، همچین حسی داشت.

‫مادرم روز بعد از مراسم خاکسپاری ‫منو به مدرسه‌ی شبانه روزی فرستاد

‫نامه‌ها از طرف اونه؟ مامانت؟

‫شاید هیچ‌وقت خونوادم رو پیدا نکنم.

‫شوهرخواهرم کنترلش رو از دست داد، و خونواده‌ش رو کشت

‫مرد گنده‌ای که یه سری زن رو می‌کشه؟

‫چارلز با بدرفتاری جدی روبرو بود.

‫به آقای دولین نگاه می‌کنه ‫و پدر خودش رو می‌بینه.

‫اگه چیزی اشتباه بود، می‌فهمیدم.

‫نباید اجازه بدیم ‫این دو پسر از کنترل خارج بشن

‫ما توی یه کابوس گیر افتادیم. ‫اون پسرای روح فوق‌العاده آزادمون کردن.

‫همه‌چی رو بهم بگو

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام

‫خدای من!

‫- خب، این دقیقاً چه کوفتیه؟ ‫- اجاره‌ست.

‫اشتباه من بوده. باید راجع به ‫اشکال قابل قبول پرداختی حرف می‌زدم.

‫دیدی؟ این‌طوری.

‫بیش‌تر شبیه نیکو باش

‫باید با اون همه پول خرد چیکار کنم؟

‫می‌تونی کلی آرزو کنی

‫فقط یدونه آرزو چطوره؟

‫می‌خوام اجاره‌م رو بدون نظر پرداخت کنم

‫خب، جریان چیه؟

‫ببخشید، درگیر یه سری مزخرفات ‫با رابطه‌ی سابقمم

‫واقعاً تو مخمه.

‫می‌تونم شیشه رو ببرم ‫پیش یه دستگاه پول خرد.

‫نه، مشکلی نیست

‫همون‌طور که نیکو گفت، می‌تونم کلی ‫آرزوی احمقانه کنم.

‫چی داری می‌خونی؟ اوه!

‫"پوستت مثل ماه در شب درخشانه..."

‫خب، جذابه

‫جنی، از این آدمای قلم جنسی پیدا کردی؟

‫نامه‌های جنسی؟

‫اول، برو به جهنم ‫دوم، به تو ربطی نداره

‫و سوم این‌که، اصلاً مسئله‌ی بزرگی نیست، پس فقط...

‫برید مدرسه.

‫حداقل یکیتون توی مدرسه‌ست، درسته؟

‫اه، امکان نداره.

‫من به جز اینجا قرار نیست جایی باشم

‫و منم دیگه نمیرم. ‫جنی، اون خیلی باحاله.

‫این‌که یکی نامه عاشقانه برات بفرسته ‫خیلی باحاله.

‫خب، حالا چی؟

‫قرار نیست برید تا ‫من اینو توضیح بدم،

‫حتی با این‌که خصوصیه، ‫و باید برید گمشید؟

‫هرچی. باشه.

‫از طرف یه دلباخته مخفیه، نمی‌دونم کیه

‫و اون کل داستانه.

‫یه دلباخته مخفی؟

‫جنی، این ممکنه نیمه‌ی گمشده‌ت باشه

‫خب، نیکو، جهش خیلی بزرگی از نامه‌های ناشناس ‫به عشق داشتی

‫شاید. اما به یه دلیلی داری نگهشون می‌داری، درسته؟

‫خب، اگه راهی بود که الان بفهمی ‫که اونا رو می‌فرستاده،

‫دلت می‌خواد بفهمی؟

‫نه.

‫نه.

‫نامه‌ها خوبن

‫حس خوبی بهم میدن. باشه؟

‫اما همچنین، همه‌شون تایپ شده هستن، که ترسناکه ‫از نوع قاتل سریالیش

‫ممکنه نامه‌های جدا شده از روزنامه هم باشه

‫تازه، هیچ‌وقت هیچ‌کس اون کسی که فکرمی‌کنی نیست ‫و این...

‫...ناامید کننده‌ست.

‫نه، می‌فهمم

‫داشتم راجع به یه سری خاطرات قدیمی فکرمی‌کردم،

‫و دارم متوجه می‌شم ‫که حتی نمی‌دونم کی هستم

‫حتی ممکنه بدتر از ‫چیزی باشم که فکرمی‌کردم

‫این لحظه‌ی شیرین واقعاً سنگین شد.

‫ریدم به گذشته، می‌تونی هرکی می‌خوای باشی

‫به جهنم، شاید حتی بتونی ‫کسی باشی که حساب بانکی داره

‫کاراگاه‌های جوون مرده کجان؟

‫خب، شما دوتا چه مرگتونه؟

‫اوه

‫گوه توش

‫بدون دوربین نمی‌تونم جاسوسی مردم رو کنم، نه؟

‫توی خونه‌ی اون جادوگر گذاشتمش؟

‫"چارلز، بیش‌تر مراقب باش"

‫باشه، رفیق

‫وقت زیادی رو با اون یکی گذروندی.

‫مانتی، تو

‫- وقت زیادی براش گذاشتی؟ ‫- همم؟

‫صرفاً مبادله کتابه، همین

‫تو برای درآوردن دستبند، شمردن گربه‌ها، و کل این قضیه مشتاق بودی،

‫و حالا بیش‌تر شده بیخیالی و خوندن نجوم

‫چارلز، من هیچ‌وقت بیخیال نشدم

‫حال خوبی داری و فکرمی‌کنم این عالیه

‫بیا فقط...

‫سعی کنیم یادمون نره ‫که درتلاشیم که بریم

‫به خاطر شاه گربه متاسفم

‫من همچنین... همم...

‫به خاطر تجربه‌ت توی خونه دولین،

‫و گیر کردن توی اون حلقه متاسفم

‫اگه نیاز داری که راجع به پدرت حرف بزنی...

‫نه، نه فقط... فقط آماده‌م که از این شهر خارج شم

‫همین

‫ما یه نفر به اسم دگفین داریم

‫که مستقیماً فقط با کاراگاهان جوان مرده حرف می‌زنه

‫تکون بخورید!

‫یکی رو لازم دارم که این ارواح لعنتی رو از برج فانوسم خارج کنه.

‫اه، وایسا، وایسا، اسمت...

‫- دگفینه؟ ‫- بله

‫و دهه‌هاست که دارم توی پوینت‌نوپوینت ‫برج فانوس رو تسخیر کرده بودم

‫دو روز گذشته مردم سروکله‌شون پیدا شده

‫و از بالکن می‌پرن پایین و سروصدا ایجاد می‌کنن

‫- خودشون رو می‌کشن؟ ‫- بله

‫تا اینجا دونفر. و بخش بد ماجرا اینه که،

‫حالا این ارواح اضافه رو دارم ‫که تازه مردن، غمگینن و پرسه میزنن

‫اگه می‌خواستم اطراف آدما باشم، یه فروشگاه دنی رو تسخیر می‌کردم.

‫پلیس اومده اونجا؟ ‫شهر کوچیکیه، باید بدونن

‫هیچ جسدی نیست

‫تا به آب می‌خورن، میرن

‫برای همین تا جایی که می‌دونم ‫پلیس هیچی نمی‌دونه

‫به‌هرحال آژانس شما مجهزتره

‫و می‌تونیم چندتا جون رو نجات بدیم

‫حتماً. اما مهم‌تر این‌که ‫تنهاییم رو برگردونید

‫خیلی برای ارواح غیرطبیعیه ‫که اون‌طوری جمع شن

‫یه دلیلی باید داشته باشه

‫جالبه

‫- حالا راجع به هزینه... ‫- باشه، باشه

‫می‌تونم یه تافی آب‌شور ‫و یه توپ مجیک 8 نفرین شده بهتون بدم

‫که میگه کی قراره بمیرید

‫به چه کارم میاد؟

‫همین الانشم مردم

‫کی یه اسباب بازی می‌سازه ‫که بهت بگه کی میمیری؟

‫خب، اون واقعاً باحاله

‫درسته. همچین چیزی توی کلکسیونمون نداریم

‫نشانه‌ها مثبت هستن

‫بیاید بریم سراغش

‫و یه سری روح هم نجات بدیم

‫وای، اینجا کاملاً مثل اون تبلیغات ماهی‌ایه ‫که عاشقشونم

‫خیلی آروم به نظرمی‌رسه

‫شاید اون مسئول فانوس ‫یه آدم غرغرو بود که خوشش میاد ناله کنه

‫اون حتماً داره از منظره لذت می‌بره

‫داره چیکار می‌کنه؟

‫اه، اون...

‫هی، وایسا!

‫پیداشون کردیم

‫این ارواح جدید ‫دارن از مالیخویای غیرعادی رنج می‌برن

‫به نظرمی‌رسه به دریا خیره شدن ‫و به سمت برج فانوس سرگردونن

‫ارواح خودکشی معمولاً سرگردونن، درسته؟

‫اینا منتظرن. عجیبه

‫پس اون بخش عجیبشه

‫شاید نزدیک‌بینن ‫و از برج فانوس افتادن

‫- شما بودین که تماس گرفتین؟ ‫- اوهوم

‫خیلی‌خب. چی دیدین؟

‫یه زن اون بالا بود، ‫و بعد پرید توی آب.

‫خب، شما اهل پورت تاونزند هستید؟

‫ما بالای قصابی زبان و دم اتاق اجاره کردیم

‫محل جنی. مستاجرهای هفتگی

‫- تونستین خوب اون رو ببینید؟ ‫- خیلی خوب

‫ام...

‫اواسط بیست سالگی، هیکل کوچیک، موی قرمز

‫لباس شب خوشگلی پوشیده بود.

‫برازنده بود

‫هیکل کوچیک، موی قرمز، لباس شب برازنده؟

‫انگار حرفمون رو باور نکردی

‫دوتا بچه که به نظرمی‌رسه ‫باید توی مدرسه باشن

‫یه سبک زندگی دوره‌گردی دارن، احتمالاً نشئه می‌کنن

‫دیدن که یه خانم خودش رو کشته ‫اما هیچ اثری به جا نذاشته؟

‫بیش‌تر شبیه شوخیه

‫ایناج همه‌چی خوبه؟

‫روز خوبی داشته باشی، آشا

‫شوخی نیست. ‫ما دیدیم که یه زن از اون بالا افتاد

‫دخترا، باور می‌کنم ‫که شما باور دارید یه چیزی دیدین

‫بیاید توی فروشگاه حرف بزنیم

‫براتون چای درست می‌کنم ‫و اونجا حرف می‌زنیم

‫همینجا خوبه. خیلی ممنون

‫من چای دوست دارم

‫نیکو.

‫مشکلی نیست. ‫می‌خوام کلی سوال ازش بپرسم

‫واقعاً اطلاعات خوبی می‌گیرم.

‫ابتکار عمل خوبی بود، نیکو

‫نشونه‌های یه کاراگاه عالی

‫ممنونم.

‫شنیدین که اون پلیس ‫چطور باهامون حرف می‌ژد؟

‫نمی‌دونم چرا بهشون زنگ زدی

‫برای همین سعی می‌کنیم ‫زنده‌هارو درگیر نکنیم

‫نمی‌تونم دیوونه بازیشون رو درک کنم

‫لعنتی!

‫صد و چهل و دو

‫گربه‌های کوفتی

‫خوبی، رفیق؟

‫آره

‫می‌خوام به دنبال یه چیز قابل توجه ‫اطراف پایه ساختمون فانوس رو نگاه کنم

‫چارلز، کریستال رو ببر ‫یه چیزی از اون ارواح پوزخنددار بیرون بکش

‫ما؟

‫باهم؟ تو حالت خوبه؟

‫کاملاً خوبم، ممنون

‫حالا راه بیفتین، قبل از این‌که ‫کس دیگه‌ای بمیره

‫ادوین عجیب رفتار می‌کرد، نه؟

‫چارلز

‫ادوین عجیب رفتار می‌کرد

More Farsi Persian subtitles for Dead Boy Detectives

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left