200 บรรทัดแรก
اميلي؟
بهت گفته بودم بدون کلاه ايمنيت تخته اسکيت بازي نکن
دارم بهت ميگم الان داره ديرم ميشه
زنه ازم ميخواد که جاي حموم رو عوض کنم
!اميلي
!اميلي
!وايسا
نه، اون قرار نيست با برنامه ها موافقت کنه
حتي پولش هم براش اهميت نداره
اين زن يه کابوس وحشتناکه
!اميلي
اوه، عزيزم
معذرت ميخوام ماماني
اشکالي نداره عزيرم
همه چي رو به راهه
حال شما خوبه؟
آره، فکر کنم
شايدم نه
کلير، اوضاع رو به راهه؟- آره خوبه-
همه چي خوبه
فکر کنم بايد اميلي رو يه کمي ديرتر بيارم
نه ماماني، من ميخوام الان برم
مطمئني؟
ميتونم ببرمت
نه، من ميخوام برم مدرسه
!يالا اميلي
بايد ببريمت داخل
آره
من احتمالا بايد به ارباب رجوع شما زنگ بزنم
و بهشون اطلاع بدم که چه اتفاقي افتاده
که پيمانکارشون وقتي ميخواسته
از دروازه ها خارج بشه تصادف کرده؟
احتمالا فکر جالبي نيست
خب، کس ديگه اي هست که بخواين بهش خبر بدم؟
همسرتون؟ دوست دخترتون؟
در واقع هيچکدوم
... در حقيقت
... اين شايد
نزديک ترين برخورديه که با يه زن در طول سال داشتم
خب، من مطمئنم که مسئله زمانه
اميدوارم
نميدونم چطوري بيشتر از اين ميتونم منتظر باشم
خب ، متاسفم شما بايد يه کمي بيشتر منتظر باشيد
... براي اينکه من
ازدواج کردم
خب، خوب خوباشو هميشه زود ميبرن
با مزس
من فکر نميکردم تو از اين آدما باشي که به راحتي بندو به آب بدي
شوهرت کجاست؟
خارج شهره
واسه چه مدت؟
به اندازه کافي
من يه جورايي با آشپزخونه حال ميکنم
دروازش کاملا ترسناکه
آره
فکر کنم نکتش همينجاست
مسئول بخش توسعه فرانک باکلي گفت
که اگه پاي مسائل امنيتي در ميون بياد
از هيچ هزينه اي چشم پوشي نخواهد شد
... دروازه ها با دست تو انگلستان آهنگري شدن
دوازده فوت بلندي دارن و از يازده تن فولاد درست شدن
اونا اصلا قابل نفوذ نيستن
تکليف مردمي که ميخوان بيان بيرون چي ميشه؟
به دروازه ها خوش اومديد- سلام-
اسمتون لطفا؟- نيک مونوهان-
اوه، رئيس
ما ... اوه، منتظر شما بوديم
اينم بسته خوش آمد گويي شماست
مسير ها به سمت خونه، کليد ها ، و هر چيزي که شما نياز داشته باشيد
من ادي بارنز مامور امنيتي
دروازه اصلي هستم
ادي
بله قربان
اين کارت هويت منه
به خاطر آينده نگري، تو بايد اونو
قبل از اينکه کليداي خونه رو به من بدي ببيني
البته، اشتباه از من بود
سلام
من سارا هستم، چيزي که شوهرم ميگه منظورش اينه که " تشکر ميکنم"
آره
واسه يه مامور پليس خوبه که دوسش داشته باشن
اوه، من نميدونستم اونا اين همه فروشگاه کوچيک هم دارن
اينجا بيشتر از يه جا براي زندگيه مامان
اون تکيه کلامشونه
گرفتم
به نظر شهر کوچيک و قشنگي ميرسه
واو، آدرسو درست اومديم؟
خيلي عظيمه، اوه، عزيزم
اينجا رو نگاه کن
تو مطمئني اين مال ماست؟
!نگاه کن ، ببين
... نيک
!آشپزخونه رو ببين
!يه استخر
! و اينم يه جکوزي
!چارلي
بيا اينجا
اوضاع اينجا خيلي بهتر ميشه
بهت قول ميدم
خيلي قشنگه
بيا
... اوه، خداي
!نيک
!نيک، اين باورنکردنيه
ميتونيم قبل از اينکه بريم مدرسه شنا کنيم؟ يالا بابايي
!آه
چقدر ميتونست بد باشه؟
نه نقاشي ديواري، نه ردياب آهني
هان؟
همه چيتونو آوردين؟
مثل اين ميمونه که انگار بچه هاي بيشتري دارن ميرن اتحاديه پيچک تا اينکه برن يه مدرسه ايالتي
ميبينمت پدر- دوست دارم-
ذهنتو باز نگه ميداري؟
آره- باشه؟-
باشه، خيلي خب
خوش بگذره
بعدا ميبينمتون
همه چي رو فراموش کن بچسب به معجون
براي جلوگيري از حفظ سلامتيمون خيلي خوبه
سياه و آبي
!صبح به خير قربان
صبح به خير
اوه، رئيس ، مارکوس جردن هستم
مارکوس، بله
من لي هستم- سلام لي-
بقيه کجان؟
اوه، رئيس قديمي دوست داشت اول صبح رو با تعداد کمي از ما شروع کنه
... اوه، و رئيس قديمي الان
بازنشست شده
تو مکزيکو
نميتونست تند قدم برداره؟
عجب بند و بساطي اينجا راه انداختين
بله قربان
ما تمام محيط 24/7 رو به وسيله
اشعه مادون قرمز با حساسيت 200 به وسيله دوربين هاي کنترل کننده متحرک تحت نظر داريم
که توسط گيرنده هاي حساسي که حدود پونزده کيلومتر به هم پيوسته زير زمين نصب شدن
يه افزونه 50 ترابايتي که براي عمليات پليس خط کشي شده
و همين طور جريان اطلاعات و ذخيرشون
يه عالمه ماشين پليس درست و حسابي
گياهان پيوندي، سعي ميکنيم هميشه سبز بمونن
واو
جرم پس اينجا اصلا نبايد وجود خارجي داشته باشه
ميشه گفت
ما تصوير سه تا دوربين رو ديروز تو بخش چهار از دست داديم
ولي بيشتر اوقات دليلش خرابکاريه
پس تکنيسين ميخواد بره يه نگاهي بهش بندازه
اوه، قبل از اينکه دوربين مشکل پيدا کنه
يه چيز جالبي رو گرفته به نظرم
اين واقعا همچين جالب هم نيست
در حقيقت اون اينجاست
هممم
راننده حالش خوبه؟
آره، خوبه، راهشو کشيد رفت
در حقيقت با اطمينان نميتونيم بگيم
اومم، اون رفت تو خونه رادکليف ها
ولي دوربين قبل از اينکه اون بياد بيرون از کار افتاد
وسيله نقليه به اسم يه پيمانکار ثبت شده
به نام مارک وودبوري از فرانکلين
و ، اوه، اون رفته
ولي هيچ مدرکي وجود نداره که نشون بده اون دروازه ها رو ترک کرده
خيلي خب، با اداره پليس فرانکلين تماس بگيرين
ببينين ميتونن رد اين شخص رو بگيرن
قربان
سلام
من کلير رادکليف هستم
خواهش ميکنم بهم بگين که خرچنگ دوست دارين بخورين
ببخشيد که اينجا بهم ريختس، اوه، قهوه ميخورين؟
اوه ... چايي بهتره
يا ... هر چي گيرتون اومد
نه، فکر کنم يه کمي اينجا هست
خودتونو ناراحت نکنيد
... نه، ميدونين، تو يکي از ايناست فکر کنم
معذرت ميخوام
... اسباب اساسيه يه خورده- دست پاچه کنندن؟-
يه تغيير بزرگ بعضي وقتا سخت به نظر ميرسه
ميدونين چيه، شما بايد برين پگ رو ببينين
اون يه دکتره تو خيابون اصلي
اون يه کم کلي گراست
... ولي واسه هر چيزي گياهان دارويي داره
حتي واسه استرس
بله
خب پس، شوهر شما هم تو يکي از اون جعبه هاست؟
...اوه، در حقيقت، اون رفت
امروز صبح زود رفت سر کار
ميدونيد، روز اول کار و از اين حرفا
اوه، اميدوارم به اندازه کافي کار باشه که مشغول نگهش داره
نخونده بودم که اون تو شيکاگو يه کاراگاه بوده؟
آره، در واقع قتل
قتل؟ جدي؟
آره، ميدونم اين کار براش
يه جور تعديل و تنظيمه
ولي من ... من اميدوارم اين مکان باعث بشه يه کمي آروم بشه
اون خيلي خودشو درگير ميکنه
خب، من تصور ميکنم تمام کاراگاههاي خوب
حداقل يه خورده اينطوري هستن
بله
ولي متاسفانه، اون زيادي اينطوريه
هيچکس تونسته يه زمينه واحد
از داستانهاي فلانري اوکانر بدست بياره؟
برت، بزار با تو شروع کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.