The Studio

The Studio

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

The Studio 2025 S01E05 The War 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 265-FLUX
ความคิดเห็นโดย Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2025-04-16
ดาวน์โหลด: 140
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫«استودیو»

‫«جنگ»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫آره، الان وارد شدم

‫امروز صبح یه میلیون حرومزاده ‫می‌خواستن بیان اینجا

‫مینی‌سریال واترلو از نتفلیکس ‫امروز فیلمبرداریش شروع میشه

‫درسته. یادم ننداز

‫صحنه‌هامونو به اون دهاتی‌های ‫کوفتی اجاره میدیم

‫تازه، کریس همسورث این هفته ‫توی شهره...

‫و می‌خواد باهات مارتینی بخوره ‫ولی اصلا وقت نداری

‫وای نه، واقعا؟

‫باشه، ببین. هر جای خالی که باز شد ‫بلافاصله با کریس همسورث پرش کن

‫عاشق طرفم. باشه؟

‫هی، با فیلم چشمک به کجا رسیدیم؟ ‫ردیف شد؟

‫تقریبا. پارکر می‌خواد قبل از جمع و جور کردن ‫قضیه با مت دیداری داشته باشه

‫بهت گفتم اینطوری میشه. ‫مت می‌خواد این کار رو بکنه

‫امروز صبح خودش بهم گفت ‫صبر ندارم پارکر فین رو ببینم

‫پس به پارکر بگو که می‌تونیم معامله ‫رو جوش بدیم، چند تا سند رو امضا کنیم

‫تازه، پارکر هنوزم نگرانه این ‫فیلم زیادی شبیه فیلم لبخند باشه

‫نمی‌خواد دوباره کارگردان ‫یه فیلم دقیقا مثل لبخند باشه

‫آره، نگران اونش نباش

‫با مت حرف می‌زنه و آرومش می‌کنه

‫و یه فیلم معرکه می‌سازیم

‫باور کن که درست میشه

‫کویین، اینقدر مسخره بازی درنیار. ‫مت اصلا فیلمنامه اوون رو خونده یا نه؟

‫مت الان سرش خیلی شلوغه

‫ولی اولین چیزی که امروز ‫صبح بهش میگم همینه

‫ماه‌هاست که داری همینو میگی

‫با تو پیش رفتیم چون گفتی ‫نفوذ زیادی توی استودیو داری

‫می‌تونی کاری کنی فیلم ‫ساخته بشه یا نه؟

‫قطعا می‌تونم کاری کنم یه فیلم ‫ساخته بشه. ببخشید

‫میشه یه لحظه گوشی رو نگه داری؟

‫سلام، خیلی ببخشید. الان چی شد؟

‫خانم، پارکینگ پر شد. باید ازتون بخوام ‫ماشین رو در گاراژ انتهای خیابون پارک کنین

‫ولی ساعت 8:45 شده، چطور از الان پره؟

‫خب، برای تولید یه فیلم دو طبقه ‫رو این هفته از دست دادیم

‫باشه، سرکار اندرسون، درسته؟

‫امکانش هست که یه جای همیشگی ‫درست کنار دفترم داشته باشم؟

‫چون پنج ساله اینجا کار می‌کنم، پس...

‫خب، بخش اداری می‌تونه بهتون ‫کمک کنه تا جایگاه اختصاصی بگیرین

‫فعلا باید انتهای خیابون پارک کنین

‫باشه. می‌دونی، من سی‌ایی هستم

‫معناش میشه تهیه‌کننده هنری ‫که گمونم دوزار هم نمی‌ارزه

‫هی، هنوز پشت گوشیم. ‫در پیدا کردن جای پارک موفق باشی

‫و کاری کن فیلم کوفتی ‫اوون کلاین ساخته بشه!

‫لعنت بر کون پاره من

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫- هی، میشه یه کم بهم آب بدی؟ ‫- حتما

‫ممنونم

‫ببین کی تصمیم گرفته بیاد سر کار

‫واقعا دو دقیقه از نُه گذشته

‫می‌دونم. شوخی می‌کنم. ولی جدی میگم، ‫ساعت نُه شروع می‌کنیم، می‌دونی؟

‫البته. آره. هی، فرصت کردی فیلمنامه‌ای ‫که برات فرستادم رو بخونی؟

‫کدوم یکی بود؟

‫همون کشت و کشتار کم هزینه ‫که اوون کلاین نوشته تا خودش کارگردانیش کنه

‫به نظرم خیلی با استعداد و باهوشه

‫آره، نه. راستش خوندنش جالب بود

‫ولی سل هم داره یه ‫فیلم کشت و کشتار کم هزینه می‌سازه...

‫و فکر نکنم بتونیم هر دو رو بسازیم

‫همون فیلم کپی‌برداری شده از لبخند؟ ‫هنوزم داریم روی اون کار می‌کنیم؟

‫آره. قطعا

‫کارگردانی رو اورده که ‫واقعا ارزیابی روانیش کرده

‫براش یه جلسه برگزار کردیم

‫چرا به جاش به اون کمک نمی‌کنی؟

‫آره، حتما

‫چه خبر، عزیزم؟

‫سوسمار

‫- پیش‌نویس تازه. تازه از زیر چاپ دراومده ‫- خوبه

‫سلام، سل. چطوری؟

‫سلام

‫مت، فکر کردم الان تو ‫و من جلسه داریم

‫آره. کویین هم قراره از الان ‫روی فیلم چشمک کار کنه

‫هی، پترا، میشه بیای اینجا ‫و چند تا یادداشت برداری، لطفا؟

‫- باشه ‫- آره، دارم میام. اومدم

‫آره، شرمنده

‫شرمنده نباش. فقط یادداشت بردار

‫باشه. خب، چشمک...

‫عاشق اون فیلمنامه‌م. ارواحی که قبل از ‫کشت و کشتار چشمک می‌زنن؟

‫باحال بود

‫فیلمنامه واقعا عالیه. ‫پارکر فین پیشنهادش رو داده

‫می‌خواد تو رو ببینه که ‫گفتم مشکلی نیست

‫همونی نیست که کارگردان لبخند بود؟

‫- آره ‫- واقعا؟ همونه؟

‫چرا اینطوری میگی؟

‫چون حس می‌کنم اگه قرار باشه ‫فیلمش رو بدزدیم...

‫منطقیه که یه کارگردان باحال ‫و جدید استخدام کنیم، می‌دونی؟

‫تا رنگ و رو رفته به نظر نیاد

‫آره، فکر نکنم حس رنگ و رو رفته ‫داشته باشه، می‌دونی؟

‫پیشنهاد داده شده، جلسه برای ‫این هفته گذاشته شده

‫ولی معرکه بود. ایده خوبیه

‫خب، آره، ولی شاید بد نباشه ‫توافق نکنیم، نه؟

‫باید جلسات بیشتری داشته باشیم

‫اوون کلاین چی؟ خیلی وقته که ‫بدجور دلش می‌خواد یه فیلم کشت و کشتار بسازه

‫راستش فکر خیلی بکریه

‫صبر کن ببینم. همون اوون کلاین؟ ‫سوال بعدی. اوون کلاین کدوم خریه؟

‫واقعا یکی از باحال‌ترین ‫فیلم‌های 2022 رو ساخت، پس...

‫- واقعا؟ ‫- آره، به اسم صفحات خنده‌دار

‫و به جشنواره کن هم رفت

‫و ای 24، این کار رو نکن، ای 24 پخشش کرد. ‫برادران سفدی ادامه‌شو ساختن

‫صبر کن. شوخی به کنار، کن، ای24 و سفدی‌ها؟ ‫از همه‌شون خوشم میاد

‫منم همینطور. چشمک یه فیلم ای24 نیست، باشه؟

‫به درد یه مشت می‌فروش هول نمی‌خوره ‫که توی بداستادی زندگی می‌کنن

‫یه فیلم برای مردم معمولی آمریکاست ‫که از فیلم‌های باحال خوششون میاد

‫باشه، ولی اگه قرار باشه ‫یه فیلم کم هزینه بسازیم...

‫شاید منطقی باشه که بریم ‫یه کارگردان درست و حسابی رو بیاریم

‫اگه زیادی بزرگش کنی، ممکنه خطا بزنی

‫مت، کارگردان اصلی لبخند رو برات اوردم...

‫تا بیاد فیلم خودش رو ‫دوباره برای این استودیو بسازه

‫اگه یه لبخند ترسناک تونست ‫بیش از دویست میلیون به جیب بزنه...

‫تصور کن یه چشمک ترسناک می‌تونه چی کار کنه

‫فقط چون یه بار جواب داده ‫معناش این نیست که دوباره هم جواب میده

‫باشه. یازده نسخه از ‫فیلم سریع و خشن ساخته شده...

‫که ثابت می‌کنه نظریه تو ‫کاملا احمقانه‌س، پسر

‫باشه، گوش کن. خیلی دوست دارم ‫تو بهم ثابت کنی اشتباه می‌کنم، باشه؟

‫- اشتباه می‌کنی ‫- خیلی خوشحال میشم

‫ولی به نظرم این ایده‌ای که ‫الان گفتی خیلی بیخوده

‫- بیخود؟ ‫- بیخود نیست

‫- آره. یه ذره هست. آره ‫- بیخود نیست

‫خب، راستش می‌ترسیدم که ‫یه ذره بیخود باشه

‫- نیست ‫- و گفتم بیخود نیست

‫- و بعد اون گفت هست ‫- اون کودنه

‫- و بعدش گفتم، وای نه، بیخوده؟ ‫- باشه، خب...

‫شاید بیخود باشه. ‫راستش، نمی‌خوام کل این فیلم...

‫یه فیلم آشغال بشه که ‫فقط براش هزینه هنگفتی میشه

‫- خب، یه شاهکار لازم داری، اونم از این نوع ‫- آره

‫خب، ولی لازم نیست چنین چیزی باشه

‫می‌دونی، با اون یارو لبخند جلسه میذارم، ‫ولی با اوون کلاین هم همینطور

‫به نظر میاد باحال باشه

‫- خیلی باحاله. عالیه ‫- خبر خیلی خوبیه

‫دفتر مت رمیک. بله، یه لحظه

‫جانی ناکسویل ـه

‫برید بیرون. باید اینو جواب بدم

‫ناکس، ناکس، حرومزاده

‫خب، آره، گوشی رو نگه میدارم تا جانی بیاد

‫کویین، اون دیگه چه کوفتی بود؟

‫چی چی بود؟

‫اوون کلاین؟ دارم یه معامله رو جوش میدم

‫هفته‌هاس که سعی دارم ‫پارکر فین رو جور کنم

‫اوون کلاین باحاله

‫رقابت باحالی نیست

‫تمام حرف مت هم همینه

‫مت گذاشت تو بیای توی جلسه من ‫و تو به کلی نابودش کردی

‫نابودش کردم؟ کمکت کردم

‫از کلمه بیخود استفاده کردی. ‫و می‌دونی این کلمه مت رو تحریک می‌کنه

‫وقتی من یه تهیه‌کننده هنری ‫سال اولی بودم...

‫بی‌حساب و کتاب کارگردان‌ها ‫رو معرفی نمی‌کردم

‫خفه خون می‌گرفتم چون اگه نمی‌گرفتم ‫یکی به سمت سرم منگنه پرت می‌کرد

‫خب، زمونه عوض شده

‫اگه به سمتم منگنه پرت کنی، ‫مثل اسکات رودین جنازه میشی

‫اسکات رودین مُرده؟

‫به طور رسمی آره

‫باشه، خب اگه از نظر حرفه‌ای ‫به سلسله مراتب احترام نذاری...

‫احتمالا کار تو هم تموم میشه

‫تهدیدم می‌کنی؟ تهدیده؟

‫سعی دارم یه توصیه دوستانه ‫کوفتی بهت بکنم

‫خونسرد باش، چقدر روانی هستی تو

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫آتش!

‫خدای من. خدای من، چقدر ‫حس خوبی داره

‫خدایا. کویین، معرکه نیست؟

‫آبت اومد؟

‫- نه. ‫- خیلی خوبه

‫- خوب نیست؟ ‫- خدای من

‫- از گاییده شدن خسته شدم ‫- چی؟

‫خدای من. باشه، ببخشید

‫ببخشید، به خاطر تو نیست. شرمنده

‫روز افتضاحی سر کار داشتم

‫و الان داری بهش فکر می‌کنی؟

‫بله، ببخشید. تازه وقتی از عقب منو می‌کنی ‫گاهی ذهنم پرش پیدا می‌کنه

‫- سل داره اعصابم رو خورد می‌کنه ‫- در مورد چی؟

‫گفت وقتی همسن من بوده ‫در جلسات فقط گوش می‌کرده

‫حرف نمی‌زده. مسخره نیست؟ ‫که سر کار حرف نزنم؟

‫خب، شاید کارت این باشه که ‫گاهی فقط گوش کنی

‫خب، پس چرا ترفیع گرفتم ‫اگه نمی‌تونی توی جلسات حرف بزنم؟

‫به خدا قسم که حس می‌کنه تهدیدم براش

‫خب، بارها گفتی که ‫فکر می‌کنی از اون باهوشتری...

‫و کارشو می‌خوای

‫و چرا نباید کارش مال من باشه؟ ‫چون جوونم؟

‫اسکندر کبیر در 20 سالگی پادشاه شد

‫اونکه واقعا 2000 سال پیش بوده ‫و همه تا 28 سالگی زنده می‌موندن

‫استعدادهام داره حروم میشه

‫هیجانزده هستین؟ ‫یه ذره موسو و فرانک در یه روز کاری؟

‫وای، چه بابای باحالی هستم

‫هر کاری که دلتون بخواد می‌تونین انجام بدین

‫اگه می‌خواین یه لیوان مشروب ‫بخورین، می‌تونین بخورین

‫اصلا برام مهم نیست. ‫فقط به مادرتون نگید، لطفا

‫این هفته یه میم خیلی خنده‌دار دیدم

‫شوارزتنگر و کارل ودرز حرکت ‫دست شکارچی رو انجام دادن

‫بفرمایین. به به. ممنونم

‫دخترها...

‫مرسی

‫ممنونم

‫اسکای، چرا اون صدای ‫بچگانه از خودت درمیاری؟

‫نمی‌دونم

‫آره

‫بلا، هی. کلاس عکاسی ‫چطور پیش میره؟

‫مامانت یه عکس که گرفته ‫بودی رو برام فرستاد. خیلی خوشگل بود

‫کلاس اتاق تاریک مزخرفه. دو ساعت تمام ‫طول می‌کشه یه عکس چاپ بشه

‫آره، یه جورایی مزخرفه

‫با گوشیت عکس بگیر، می‌دونی. آسونتره

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left