200 บรรทัดแรก
«استودیو»
«جنگ»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
آره، الان وارد شدم
امروز صبح یه میلیون حرومزاده میخواستن بیان اینجا
مینیسریال واترلو از نتفلیکس امروز فیلمبرداریش شروع میشه
درسته. یادم ننداز
صحنههامونو به اون دهاتیهای کوفتی اجاره میدیم
تازه، کریس همسورث این هفته توی شهره...
و میخواد باهات مارتینی بخوره ولی اصلا وقت نداری
وای نه، واقعا؟
باشه، ببین. هر جای خالی که باز شد بلافاصله با کریس همسورث پرش کن
عاشق طرفم. باشه؟
هی، با فیلم چشمک به کجا رسیدیم؟ ردیف شد؟
تقریبا. پارکر میخواد قبل از جمع و جور کردن قضیه با مت دیداری داشته باشه
بهت گفتم اینطوری میشه. مت میخواد این کار رو بکنه
امروز صبح خودش بهم گفت صبر ندارم پارکر فین رو ببینم
پس به پارکر بگو که میتونیم معامله رو جوش بدیم، چند تا سند رو امضا کنیم
تازه، پارکر هنوزم نگرانه این فیلم زیادی شبیه فیلم لبخند باشه
نمیخواد دوباره کارگردان یه فیلم دقیقا مثل لبخند باشه
آره، نگران اونش نباش
با مت حرف میزنه و آرومش میکنه
و یه فیلم معرکه میسازیم
باور کن که درست میشه
کویین، اینقدر مسخره بازی درنیار. مت اصلا فیلمنامه اوون رو خونده یا نه؟
مت الان سرش خیلی شلوغه
ولی اولین چیزی که امروز صبح بهش میگم همینه
ماههاست که داری همینو میگی
با تو پیش رفتیم چون گفتی نفوذ زیادی توی استودیو داری
میتونی کاری کنی فیلم ساخته بشه یا نه؟
قطعا میتونم کاری کنم یه فیلم ساخته بشه. ببخشید
میشه یه لحظه گوشی رو نگه داری؟
سلام، خیلی ببخشید. الان چی شد؟
خانم، پارکینگ پر شد. باید ازتون بخوام ماشین رو در گاراژ انتهای خیابون پارک کنین
ولی ساعت 8:45 شده، چطور از الان پره؟
خب، برای تولید یه فیلم دو طبقه رو این هفته از دست دادیم
باشه، سرکار اندرسون، درسته؟
امکانش هست که یه جای همیشگی درست کنار دفترم داشته باشم؟
چون پنج ساله اینجا کار میکنم، پس...
خب، بخش اداری میتونه بهتون کمک کنه تا جایگاه اختصاصی بگیرین
فعلا باید انتهای خیابون پارک کنین
باشه. میدونی، من سیایی هستم
معناش میشه تهیهکننده هنری که گمونم دوزار هم نمیارزه
هی، هنوز پشت گوشیم. در پیدا کردن جای پارک موفق باشی
و کاری کن فیلم کوفتی اوون کلاین ساخته بشه!
لعنت بر کون پاره من
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
- هی، میشه یه کم بهم آب بدی؟ - حتما
ممنونم
ببین کی تصمیم گرفته بیاد سر کار
واقعا دو دقیقه از نُه گذشته
میدونم. شوخی میکنم. ولی جدی میگم، ساعت نُه شروع میکنیم، میدونی؟
البته. آره. هی، فرصت کردی فیلمنامهای که برات فرستادم رو بخونی؟
کدوم یکی بود؟
همون کشت و کشتار کم هزینه که اوون کلاین نوشته تا خودش کارگردانیش کنه
به نظرم خیلی با استعداد و باهوشه
آره، نه. راستش خوندنش جالب بود
ولی سل هم داره یه فیلم کشت و کشتار کم هزینه میسازه...
و فکر نکنم بتونیم هر دو رو بسازیم
همون فیلم کپیبرداری شده از لبخند؟ هنوزم داریم روی اون کار میکنیم؟
آره. قطعا
کارگردانی رو اورده که واقعا ارزیابی روانیش کرده
براش یه جلسه برگزار کردیم
چرا به جاش به اون کمک نمیکنی؟
آره، حتما
چه خبر، عزیزم؟
سوسمار
- پیشنویس تازه. تازه از زیر چاپ دراومده - خوبه
سلام، سل. چطوری؟
سلام
مت، فکر کردم الان تو و من جلسه داریم
آره. کویین هم قراره از الان روی فیلم چشمک کار کنه
هی، پترا، میشه بیای اینجا و چند تا یادداشت برداری، لطفا؟
- باشه - آره، دارم میام. اومدم
آره، شرمنده
شرمنده نباش. فقط یادداشت بردار
باشه. خب، چشمک...
عاشق اون فیلمنامهم. ارواحی که قبل از کشت و کشتار چشمک میزنن؟
باحال بود
فیلمنامه واقعا عالیه. پارکر فین پیشنهادش رو داده
میخواد تو رو ببینه که گفتم مشکلی نیست
همونی نیست که کارگردان لبخند بود؟
- آره - واقعا؟ همونه؟
چرا اینطوری میگی؟
چون حس میکنم اگه قرار باشه فیلمش رو بدزدیم...
منطقیه که یه کارگردان باحال و جدید استخدام کنیم، میدونی؟
تا رنگ و رو رفته به نظر نیاد
آره، فکر نکنم حس رنگ و رو رفته داشته باشه، میدونی؟
پیشنهاد داده شده، جلسه برای این هفته گذاشته شده
ولی معرکه بود. ایده خوبیه
خب، آره، ولی شاید بد نباشه توافق نکنیم، نه؟
باید جلسات بیشتری داشته باشیم
اوون کلاین چی؟ خیلی وقته که بدجور دلش میخواد یه فیلم کشت و کشتار بسازه
راستش فکر خیلی بکریه
صبر کن ببینم. همون اوون کلاین؟ سوال بعدی. اوون کلاین کدوم خریه؟
واقعا یکی از باحالترین فیلمهای 2022 رو ساخت، پس...
- واقعا؟ - آره، به اسم صفحات خندهدار
و به جشنواره کن هم رفت
و ای 24، این کار رو نکن، ای 24 پخشش کرد. برادران سفدی ادامهشو ساختن
صبر کن. شوخی به کنار، کن، ای24 و سفدیها؟ از همهشون خوشم میاد
منم همینطور. چشمک یه فیلم ای24 نیست، باشه؟
به درد یه مشت میفروش هول نمیخوره که توی بداستادی زندگی میکنن
یه فیلم برای مردم معمولی آمریکاست که از فیلمهای باحال خوششون میاد
باشه، ولی اگه قرار باشه یه فیلم کم هزینه بسازیم...
شاید منطقی باشه که بریم یه کارگردان درست و حسابی رو بیاریم
اگه زیادی بزرگش کنی، ممکنه خطا بزنی
مت، کارگردان اصلی لبخند رو برات اوردم...
تا بیاد فیلم خودش رو دوباره برای این استودیو بسازه
اگه یه لبخند ترسناک تونست بیش از دویست میلیون به جیب بزنه...
تصور کن یه چشمک ترسناک میتونه چی کار کنه
فقط چون یه بار جواب داده معناش این نیست که دوباره هم جواب میده
باشه. یازده نسخه از فیلم سریع و خشن ساخته شده...
که ثابت میکنه نظریه تو کاملا احمقانهس، پسر
باشه، گوش کن. خیلی دوست دارم تو بهم ثابت کنی اشتباه میکنم، باشه؟
- اشتباه میکنی - خیلی خوشحال میشم
ولی به نظرم این ایدهای که الان گفتی خیلی بیخوده
- بیخود؟ - بیخود نیست
- آره. یه ذره هست. آره - بیخود نیست
خب، راستش میترسیدم که یه ذره بیخود باشه
- نیست - و گفتم بیخود نیست
- و بعد اون گفت هست - اون کودنه
- و بعدش گفتم، وای نه، بیخوده؟ - باشه، خب...
شاید بیخود باشه. راستش، نمیخوام کل این فیلم...
یه فیلم آشغال بشه که فقط براش هزینه هنگفتی میشه
- خب، یه شاهکار لازم داری، اونم از این نوع - آره
خب، ولی لازم نیست چنین چیزی باشه
میدونی، با اون یارو لبخند جلسه میذارم، ولی با اوون کلاین هم همینطور
به نظر میاد باحال باشه
- خیلی باحاله. عالیه - خبر خیلی خوبیه
دفتر مت رمیک. بله، یه لحظه
جانی ناکسویل ـه
برید بیرون. باید اینو جواب بدم
ناکس، ناکس، حرومزاده
خب، آره، گوشی رو نگه میدارم تا جانی بیاد
کویین، اون دیگه چه کوفتی بود؟
چی چی بود؟
اوون کلاین؟ دارم یه معامله رو جوش میدم
هفتههاس که سعی دارم پارکر فین رو جور کنم
اوون کلاین باحاله
رقابت باحالی نیست
تمام حرف مت هم همینه
مت گذاشت تو بیای توی جلسه من و تو به کلی نابودش کردی
نابودش کردم؟ کمکت کردم
از کلمه بیخود استفاده کردی. و میدونی این کلمه مت رو تحریک میکنه
وقتی من یه تهیهکننده هنری سال اولی بودم...
بیحساب و کتاب کارگردانها رو معرفی نمیکردم
خفه خون میگرفتم چون اگه نمیگرفتم یکی به سمت سرم منگنه پرت میکرد
خب، زمونه عوض شده
اگه به سمتم منگنه پرت کنی، مثل اسکات رودین جنازه میشی
اسکات رودین مُرده؟
به طور رسمی آره
باشه، خب اگه از نظر حرفهای به سلسله مراتب احترام نذاری...
احتمالا کار تو هم تموم میشه
تهدیدم میکنی؟ تهدیده؟
سعی دارم یه توصیه دوستانه کوفتی بهت بکنم
خونسرد باش، چقدر روانی هستی تو
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
آتش!
خدای من. خدای من، چقدر حس خوبی داره
خدایا. کویین، معرکه نیست؟
آبت اومد؟
- نه. - خیلی خوبه
- خوب نیست؟ - خدای من
- از گاییده شدن خسته شدم - چی؟
خدای من. باشه، ببخشید
ببخشید، به خاطر تو نیست. شرمنده
روز افتضاحی سر کار داشتم
و الان داری بهش فکر میکنی؟
بله، ببخشید. تازه وقتی از عقب منو میکنی گاهی ذهنم پرش پیدا میکنه
- سل داره اعصابم رو خورد میکنه - در مورد چی؟
گفت وقتی همسن من بوده در جلسات فقط گوش میکرده
حرف نمیزده. مسخره نیست؟ که سر کار حرف نزنم؟
خب، شاید کارت این باشه که گاهی فقط گوش کنی
خب، پس چرا ترفیع گرفتم اگه نمیتونی توی جلسات حرف بزنم؟
به خدا قسم که حس میکنه تهدیدم براش
خب، بارها گفتی که فکر میکنی از اون باهوشتری...
و کارشو میخوای
و چرا نباید کارش مال من باشه؟ چون جوونم؟
اسکندر کبیر در 20 سالگی پادشاه شد
اونکه واقعا 2000 سال پیش بوده و همه تا 28 سالگی زنده میموندن
استعدادهام داره حروم میشه
هیجانزده هستین؟ یه ذره موسو و فرانک در یه روز کاری؟
وای، چه بابای باحالی هستم
هر کاری که دلتون بخواد میتونین انجام بدین
اگه میخواین یه لیوان مشروب بخورین، میتونین بخورین
اصلا برام مهم نیست. فقط به مادرتون نگید، لطفا
این هفته یه میم خیلی خندهدار دیدم
شوارزتنگر و کارل ودرز حرکت دست شکارچی رو انجام دادن
بفرمایین. به به. ممنونم
دخترها...
مرسی
ممنونم
اسکای، چرا اون صدای بچگانه از خودت درمیاری؟
نمیدونم
آره
بلا، هی. کلاس عکاسی چطور پیش میره؟
مامانت یه عکس که گرفته بودی رو برام فرستاد. خیلی خوشگل بود
کلاس اتاق تاریک مزخرفه. دو ساعت تمام طول میکشه یه عکس چاپ بشه
آره، یه جورایی مزخرفه
با گوشیت عکس بگیر، میدونی. آسونتره
No comments yet. Be the first to leave one.