200 บรรทัดแรก
...آنچه در "تایتانها" گذشت
این خودشه؟
.اوه، مدت زیادی گذشته، فرزندم
،وقتی پیش ما آورده شد
احتمالا ریچل داشت از دست .پدرش مخفی میشد
.ترس زن جوان بسیار متقاعد کنننده بود
هی، نصیحت منو میخوای؟ .رابین نباش
تمام اون سالها بروس داشت کمکم میکرد؟
.داشت منو به یه سلاح تبدیل میکرد
نمیتونی چیزهایی که بهت یاد داده رو .یاد نگیری و نمیتونی کنترلشون نکنی
.وقت خوابه عوضی
چه خبره؟- .توی سعی کردی ریچل رو بکشی-
!کوری، بس کن .داری بهش آسیب میزنی
.باید برم
کوری؟- .من اینجام-
.من از سیارهای به اسم تاماران میام
درباره چیز دیگهای دوباره صحبت نمیکنیم؟
.ریچل، عزیزم، زود باش. باید بلند شی
این چیه؟- .این گاره. اون مریضه. بیا-
.داره میمیره! میتونم حسش کنم
.پدرت. اون قویتر از تو هست .اون میتونه درمانش کنه
.فرزندم
این مخلوق به زمین فرستاده شده .تا در مغز یک دختر تکوین پیدا کنه
.ترایگون
زمین اولین سیارهای خواهد بود که .اون توی تاریکیش پوششش میده
این کیه؟- .مادر ریچل-
.این یه مسئله خانوادگیه
.دوستم داره میمیره میتونی نجاتش بدی؟
.ممنونم
.بالاخره من خونهام
چه خبره؟
.این دقیقا جایی هست که خونه باید باشه
وقت بلعیدن دنیا هستش؟
.نه تا وقتی که قبلش بشکنه
!دیک، وایسا
.کالیفرنیا
!بابایی
!تاوانش رو میدی !تو دیو رو عصبانی کردی
.راه فراری نیست !هیچی نمیتونه الان تو رو نجات بده
!مامان
.هی! بیا اینجا
!مامان! نجاتم بده
سلام! اوه، خدای من !همه جارو خیس کردی
.تو هم همینطور- همش تقصیر اونه، نیست؟-
!نه- !آره-
،عزیزم، حالا که اینجایی
رنگ سبز شبدری یا انبهای؟
نمیخوای تا وقتی که بفهمیم چیه وایسی؟
.چقدر احمقم .فکر کردم میتونم کنترلت کنم
.یکم کمتر به شوخی بگیرش. جدی میگم- .بیشتر به شوخی میگیرم-
من نمیخوام اینکارهای فرق گذاشتن .بین دختر و پسر با آّی و صورتی رو انجام بدم
.به علاوه، وقتی بفهمیم چیه، قراره سرمون شلوغ بشه
.وقت نقاشی اتاق نخواهیم داشت
.میخوام کل این اتاق طی این هفته تمیز و مرتب بشه
.من آبجی میخوام- واقعا؟-
،این عالیه، رفیق
ولی بعضی وقتا ما چیزی رو که .میگیریم انتخاب نمیکنیم
.هرچی باشه رو میگیریم
!وو! مواظب باش! وو
بزار کمکت کنم. عجله برای چیه؟ .هنوز یه ماه برای رفتن وقت داریم
.آره، تا وقتی که بچم زود به دنیا نیاد
،اگر به تکون دادن وسایل سنگین ادامه بدی
.خیلی زود همینجا بچه رو روی زمین به دنیا میاری
.اینو نگو
منو روی زمین بدنیا آوردی؟
.نه، توی بیمارستان
ولی زود بدنیا اومدی .و ۹ ساعت طول کشید
،ولی طبق گفته پرستارها ،زیاد هم نیست
.و باید خودم رو خوششانس در نظر بگیرم
میدونی بابات چیکار کرد؟
اون سه ماه زودتر بهم کمک کرد که ،اتاقت رو مرتب کنم
،تا درباره چیزی نگران نباشیم
.من ایده عالیای دادم
چرا بعد از ظهر رو با نقاشی این دیوارها
و اتاق رو آماده کردن نگذرونم؟
!این ایده محشریه .پدرت یه نابغس
درسته؟
میخوای بری ببینی کیه؟- .وقت روبهرو شدن با یکی هست-
!زود باش، بریم- !وایسید منم بیام-
.سلام، حیوونا- .سلام، جانی-
!سلام- .ما داشتیم به جانی زنگ میزدیم-
خب، هدیههایی که فرستادیم رو دریافت کردید؟
.آره،لامپ خرگوشی خیلی بانمکه.
.و خیلی به اتاق بچه میاد
.اون داشت میشکوندش. من نجاتش دادم- .البته که اینطوره، دیک-
جانی... پس، جایزهای که برات خریدم رو گرفتی؟
!آره- .اون عاشقشه. یه لحظه هم ولش نمیکنه-
باشه، خب، اسمشو چی بذاریم؟
...گار ریزهمیزه؟ گار کوچولو؟ یا اینکه- .نه، اسمش گراولی هست-
.این... آره. خلاقانس
همه چی توی کالج اوکیه؟
.آره! همهچی عالیه
چهار هفتهاس اینجاییم و ریچل ...هنوز اخراج نشده، پس
...اوه، آره، و گار نرفته کلاس. پس
.کارتون عالیه .بهتون افتخار میکنم
،هی،آم، میدونم که شاید یکم زود باشه
.ولی شیکاگو خیلی داره سرد میشه
شاید بتونیم برای جشن شکرگزاری بیایم شمارو ببینیم؟
!آره- .آره! خوب میشه-
یکیتون باید اتاق رو با
.جانی و گراولی سهیم بشید
،و یه بچه جدید قراره تمام شب جیغجیغ کنه
.ولی خوشحال میشیم شما هم باشید
،خب، یا اونموقع میایم یا کریسمس
پس میتونید انتخاب کنید که میخواید .گار کدوم تعطیلات رو خراب کنه
.کاملا به شما بستگی داره
.هردوتاش رو انتخاب میکنیم- .دلمون براتون تنگ میشه-
.ما هم همینطور، مرد- !ولی بیشتر برای جانی. خداحافظ، جانی-
!خداحافظ
!خداحافظ
.خیلی بزرگ شدن
.میدونم .هنوزم نگران ریچلم. فکر کنم
.اون حالش خوبه. اون حالش عالیه .اون انجامش داد
.آره. فکر کنم هممون انجامش دادیم
.آره
.بابا؟ یکی داره از ورودی میاد داخل
هی، دادا. چه خبرا؟
جیسون؟- پنج سال گذشته. تغییر کردم؟-
.باید بخاطر مدل موهام باشه
اینجا چیکار میکنی؟
.موضوع بتمنه
.توی دردسر افتاده
:مترجم آرمان
(قسمت یازدهم (پایانی "دیک گریسون"
...چیزی میخوای؟ قهوه یا- .نه، خوبم-
.این خیلی باحاله، مرد
میدونستم تو اینجا زندگی میکنی، ...خانواده داری، ولی این
.خوش بحالت، مرد
جیسون، چه اتفاقی افتاد؟- .آه، من احمق بودم. کاملا مشکل من بود-
رایدلر و یسریهای دیگه داشتن از یه .طلافروشی توی شب سرقت میکردن
من و بتمن یکیشون رو گرفتیم، مجبور .شدن بیان داخل
میتونستیم راحت بگیریمشون
.ولی من خواستم خودنمایی کنم .سورپرایزشون کردم
.مستقیم رفتم سراغش .فکر کردم میتونم تنهایی بگیرمش
میدونی رایدلر هیچوقت تفنگ استفاده نمیکرد؟
.خب، حالا میکنه .گلوله به مهره پنجم ستون فقراتم خورد
.هنوزم اونجاس
.خدای من
.متاسفم
.گاتهام وضعش بدتر شده، مرد
.راه و روشش بدتر شده
کمسیر گوردون مرده- چی؟-
سه روز پیش. تقصیر جوکر بود .و خیلی بد بود
.نزدیک یک هفته زنده نگهش داشته بود
.از کارایی که میکرد عکس میگرفت
،وقتی هم که بروس فهمید اون کجاست .خیلی دیر شده بود
.هیچوقت اونجوری ندیده بودمش
.میخواد جوکر رو بکشه
.اون هیچوقت اینکار رو نمیکنه
.بروس خط قرمزهایی داره که هیچوقت ازشون رد نمیشه- .چیزها عوض شدن، دیک-
،اول، آلفرد مرد، بعدشم این ،حالا هم کمیسر گوردون
.انگار یچیزی درونش جرقه زد
.هرچی که اون رو پایدار نگه میداشت رفته
پس چرا اومدی اینجا و به من میگی؟
.چون تو رابین واقعی هستی، مرد
.باشه؟ تو همیشه بودی. .نه من
حقیقت اینه که، اون بعد از رفتن تو .اون آدم سابق نشد
.آلفرد اینو گفت
.باربارا اینو گفت .حتی شنیدم سوپرمن هم یبار گفت
،حتی نمیخوام باورش کنم .ولی حقیقت داره
.تو تنها کسی بودی که اون به حرفش گوش میداد
شاید تنها کسی که اون بعد از مرگ .والدینش بهش اهمیت میداد
باید برگردی به گاتهام و متقاعدش کنی .اینکار رو نکنه
.نمیتونم .من قسم خوردم هیچوقت برنگردم
.به علاوه، من چندساله با بروس حرف نزدم
...دیک، همهچیزی که درباره تونی زوکو بود
.ببین، تو میدونی اون داره چیکار میکنه
،اگر این کار رو بکنه .هیچ راه برگشتی نیست
.اون تنها قهرمانی هست که گاتهام داره
.تنها قهرمان با یکم حس عدالتجویی
،اگر اون بد بشه .شهر به فنا میره
...رفیق
.تو تنها کسی هستی که میتونی نجاتش بدی
،اگر بروس بخواد کاری رو بکنه .انجامش میده
.هردومون اینو میدونیم
اون مثل یه خفاش لباس پوشید تا با .جرم و جنایت مبارزه کنه .این براش کار میکنه
ولی این، این تفکر که من تنها کسی هستم .که میتونم نجاتش بدم چرته
پس، کی؟- چی؟-
.جیم گوردون مرده .آلفرد مرده .باربارا گم شده
.سال پیش با سوپرمن به مشکل خورد
.اون تنهاس- .اون همیشه تنهاس-
.نه تا وقتی تو هستی
حالت چجوری میشه اگه حتی سعی نکنی؟
.بروس وین مسئولیت من نیست
.متاسفم
...ببین
،بعد از بدنیا اومدن بچه .اگر اون هنوز کارشو نکرده بود، من میرم
.باشه
(صدای قطار بخاره دیگه انتظار نداشته باشید تایپش کنم)
حسش میکنی؟
.گراولی میخواد باهات بیاد
بره کجا، عسلکم؟- .به شهر گاتهام-
!واو. گوش وایساده بود
.ولی گراولی دوست توئه- .از تو محافظت میکنه-
ببین، عزیزم، میدونم رابطهات با بروس .خیلی پیچیده هستش
،و میدونم آخرین باری که همدیگه رو دیدید ...تو چیزهایی گفتی
.ولی اون نجاتت داد، دیک
چی میشه اگر تو تنها کسی رو زمین باشی که میتونه نجاتش بده؟
.عزیزم. این مزخرفه- ولی اگر اینطور باشه چی؟-
!سلام
No comments yet. Be the first to leave one.