200 บรรทัดแรก
الان دیگه همه چی رو دیجیتال ضبط میکنن، میدونی که
آره، منم مجهز هستم
چیزای خوبیه
اوه، اینو دوست دارم
چه لنزی استفاده کردی؟ بیست و چهار اف هشت
سرعت شاتر چقدر؟ یک صد و بیست و پنج
باشه، نور کناری رو بردار. بذار سایه اونجا بازی کنه
عالیه. پس این یعنی من کار رو گرفتم؟
بر اساس نمونه کارهات، بله
بر اساس رزومهات، نه
پس از عکاسی فاصله گرفتی، مگه نه؟
آقای کُرسو، من شغل عوض کردم و این رو پنهان نمیکنم
اما با کمال احترام، اگه از کارم خوشتون میاد، همین باید کافی باشه
منظورم اینه که شما من رو استخدام میکنید نه رزومهام رو
یه شانس میخوای؟
یه عکس بهتر از مگی مورفی برام بگیر
اون قراره تو شماره روز سنت پاتریک ما چاپ بشه
چیزی شبیه بدشانسترین زن تو سانفرانسیسکو بودن
و ایرلندی هم هست
اون پایین تو بخش نویسندگی به این میگن کنایه
آدرس پشتشه. تا سه ماه پیش...
اون مثل یه قدیس بود، به بیخونهها کمک میکرد، داوطلبانه کار میکرد، کارهای خیریه
بعدش، یهو همه چی براش بد شد
خیلی بد
اون چیزی که تو کارات داری رو میخوام، پرو
هنری، پرمعنا، تأثیرگذار
میخوام مگی درونی رو تو عکست ببینم
و میخوام تا ساعت ۵ امروز ببینمش
وگرنه دیگه زحمت برگشتن رو نکش
ممنونم
من دارم چیکار میکنم؟ این من نیستم، این...
چرا هست. همش تقصیر منه
تصادف ماشین
آتیشسوزی. مرگ برادرم
من به کسایی که دوستشون دارم آسیب میزنم
به کسایی که دوستشون دارم آسیب میزنم
باید جلوش رو بگیرم
باید تموم شه
من لایق زندگی نیستم
این همون چیزیه که واقعاً هستم
نفرین شده
من نفرین شدم
هی، اون بالا رو نگاه کن!
اوه خدای من، داره میپره!
مگی؟
مگی، نه!
مگی
وایسا، نکن
تو از کجا اومدی؟ منو از کجا میشناسی؟
مهم نیست. فقط از لبه فاصله بگیر و دست منو بگیر
از من دور شو
مگی، خواهش میکنم، من میتونم کمکت کنم
هیچکس نمیتونه کمکم کنه
مگی، این راهش نیست
تنها چیزی که میخواستم این بود که به مردم کمک کنم
حالا تنها کاری که میکنم اینه که بهشون آسیب میزنم
مگی!
ولم کن. خواهش میکنم
دیگه نمیتونم بیشتر از این نگه دارم
نه
بیارش این طرف
صبر کن. صبر کن
از بدشانسی ما...
فقط ثابت بمونید، خانم
هی
فکر کردم تو باشگاه موجودیبرداری داشتی
دارم
پس اینجا چیکار میکنی؟
دارم سعی میکنم بفهمم چی به دن بگم
در مورد چی، عزیزم؟
لئو
آه، اون. واقعاً که براش نامه جدایی نمینویسی، نه؟
نه، البته که نه. اون بیشتر از اینا رو لیاقت داره، خیلی بیشتر. اما...
فقط سخته. منظورم اینه، نمیخوام اذیتش کنم
دن آدم عالیایه و واقعاً با من خوب بوده
و ما هیچوقت مشکل بزرگ خاصی نداشتیم
نه، منظورم اینه، تنها مشکل بزرگ اینه که تو واقعاً لئو رو دوست داری
و اونم تو رو دوست داره
و اون جاودانگی رو به خاطر تو فدا کرد
میدونم، که خب معلومه برای ما خوبه. اما اخیراً، یه کم بیقرار به نظر میاد
داری بازم زیادی فکر میکنی
سعی نکن آینده رو پیشبینی کنی، باشه؟ این کار منه
فقط به حرف دلت گوش کن، عزیزم. چیزای خوب پیش میاد
من بدون تو چیکار میکردم؟
اوه، بیشک تا ابد زجر میکشیدی
ممنونم. باشه، من میرم باشگاه
دوستت دارم. منم دوستت دارم
خانم مورفی؟ من نمیتونم برم تو
واقعاً چارهای نداری
منو دارن دستگیر میکنن؟
نه، اما یه سری مدارک هست که باید شروع کنیم
اون تو اسلحه هست؟
اینجا کلانتریه
ممکنه شلیک بشن. از این جور چیزا دور و بر من اتفاق میفته
و من نمیخوام کسی آسیب ببینه
من بیشتر نگران اینم که تو به خودت آسیب بزنی
بیا
هیچی اتفاق نمیفته. تو نمیفهمی
بهم اعتماد کن. ما فقط اینجاییم که کمکت کنیم
شما نمیتونید کمکم کنید
هیچکس نمیتونه
یکی رو پیدا میکنیم که بتونه.
اول باید به چند تا سؤال درباره اتفاقات امروز جواب بدید.
نمیدونم چی شد.
مثل یه کابوس بد بود، ولی نبود.
صداهایی تو سرم بود.
و همه چی داشت میچرخید.
کسی هست که بخواید باهاش تماس بگیرید؟ خانواده، دوستان؟
نه، نه، نه. اونا رو از من دور نگه دارید. اونجا امنترن.
من اصلاً نباید اینجا باشم.
من اصلاً نباید زنده باشم، و اگه اون فرشته نبود...
ببخشید؟ اون همینجوری ظاهر شد.
وقتی رو پشتبوم بودم، از ناکجا ظاهر شد.
دستشو دراز کرد، و بعد وقتی داشتم سقوط میکردم، انگار...
یه چیزی سرعتمو کم کرد، انگار منو به سمت اون سایهبون هدایت کرد.
فرشته؟ بله، اون نجاتم داد.
لطفاً کمکم کنید اینجا رو بفهمم.
این زن دقیقاً چه شکلی بود؟
خب، چطور پیش رفت؟
چی؟ مصاحبه. کار رو گرفتی؟
آره، گرفتم.
پرو، حالت خوبه؟ زنی که قرار بود...
ازش عکس بگیرم، وقتی رسیدم آپارتمانش...
رو پشتبوم بود، آماده بود که بپره.
اوه خدای من. اون که... آره، در واقع پرید.
خوشبختانه تونستم با قدرتم سقوطشو متوقف کنم، ولی به سختی.
چه شانسی که بهموقع رسیدی.
آره، ولی همش دارم فکر میکنم...
اگه یه دقیقه دیرتر رسیده بودم، خیلی دیر شده بود.
ولی دیر نرسیدی. قرار بود بهموقع اونجا باشی.
قرار بود جون اون دختر رو نجات بدی، من اینو باور دارم.
الو؟ سلام پرو.
امروز صبح بیرون از آدرس ۴۱۳ ان. فرگیس اَوِنیو نبودی، بودی؟
چرا؟
یه مگی مورفی اینجا دارم.
اون ادعا میکنه امروز صبح یه فرشته نجاتش داده.
یه فرشته که طبق توصیف اون، هیچ شباهتی به دِلا ریس نداره.
ولی شبیه منه. آره، بینگو.
همه اینجا فکر میکنن اون دیوونهست. کاش میتونستم بهشون بگم که اینطور نیست.
هی، تو این فیلم چی هست؟
فقط چند تا عکس قدیمی.
دریل، مگی حالش خوبه؟ من نمیتونم چیزی بگم.
مجبوریم بفرستیمش روانپزشکی برای یه بستری اجباری ۷۲ ساعته.
خیلی متاسفم.
زن بیچاره. انگار نفرین شده یا یه همچین چیزی.
گوش کن، پرو، بهتره دور و بر اینجا آفتابی نشی.
تا اون تو رو شناسایی نکنه. خبرت میکنم، باشه؟ خداحافظ.
کجا میری؟ میرم مگی رو ببینم.
یه چیزی بهم میگه که شاید جلوشو گرفتم، ولی نجاتش ندادم.
منم باهات میام. شاید چیزی از کلاس روانشناسیم به درد بخوره.
باحاله، ممنون.
این که نمیتونه درست باشه. این همه چوب همزن؟
کی داره میشمره؟
نمیدونم. خیلی.
فکر میکنی زیادی سفارش دادی؟
نه، اونا زیادی فرستادن. بیا.
تقصیر منه.
چی؟ هیچی.
پایپر، از دستم عصبانی هستی؟
نه، مسخره نباش. چرا باید از دستت عصبانی باشم؟
نمیدونم، واسه همین دارم میپرسم.
چی شده؟
فقط...
دنِ.
بیخیال، ببخشید که پرسیدم.
و اون قراره...
وقتی بفهمه، خیلی ناراحت میشه.
تو کسی هستی که من واقعاً عاشقشم.
واقعاً؟ آره.
نه، صبر کن، ما نمیتونیم این کارو بکنیم. ولی تو الان گفتی که...
میدونم، ولی من واقعاً باید اول با دن حرف بزنم.
پس بشمار.
بشمار. بشمار.
بشمار.
برات قهوه آوردم.
ممنون. از اینجا به بعد با منه. ممنون.
باشه.
من دیدمش، میدونی؟
فرشته، اون نجاتم داد.
باورت دارم، مگی. واقعاً باور دارم.
بیا. ممنون.
متاسفم. متاسفم. من خوبم.
الان پاکش میکنم.
شاید بهتره از من دور بمونی.
آدمها آسیب میبینن.
خب، خودشه.
فکر کردی بهش چی میخوای بگی در مورد اون قضیه فرشته؟
من واقعاً نگران اون نیستم. نگران خودشم.
داشتم فکر میکردم شاید بتونم یه طلسم بنویسم.
طلسم برای چی؟ برای اینکه شانس خوب رو برگردونه تو زندگیش.
شیرینه، ولی میدونی که نمیتونی همش از قدرتت برای نجاتش استفاده کنی.
میدونم. شاید بهش کمک کنه اوضاع رو تغییر بده.
کمکش کنه ببینه که زندگی ارزش زندگی کردن رو داره.
خیلی ممنون.
باشه، میبینی؟
باشه، به کمکت نیاز دارم. چطور این کارو بکنم؟
به کمک من نیازی نداری. این ارتباط خودته.
فقط باید از ته دل باشه.
باشه. شروع میکنم.
از این لحظه به بعد دردت پاک میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.