The Runners

The Runners

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

The Runners 2020 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
The Runners 2020 1080p WEBRip 1400MB DD2 0 x264-GalaxyRG
The Runners 2020 1080p WEBRip 2 0 YTS [YIFY]
The Runners 2020 720p WEBRip YTS [YIFY]
The Runners 2020 HDRip XviD AC3-EVO
The Runners 2020 720p WEB-DL H264 AAC-EVO
The Runners 2020 1080p WEB-DL H264 AAC-EVO
The Runners 2020 720p WEB-DL x264 800MB - MkvHub Com
The Runners 2020 720p WEB-DL 575MB nItRo
The Runners 2020 720p WEBRip x264
ความคิดเห็นโดย QDVD
【 تورج پاکاری Stef@n : مترجم】 ➨ WwW.QDVDCover.Co مرجع فروش کاور فیلم و سریال ✦ ✦ Telegram ➨ @QNDvD به روزترين مرجع فروش فيلم و زيرنويس در ايران ✦

แท็ก

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
TS
YTS
mkv
1080
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
เผยแพร่เมื่อ: 2020-09-05
ดาวน์โหลด: 38
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫مامان ببین!

‫معرکه‌ست، زویی!

‫چرا اتفاقات بد واسه آدمای خوب میوفته؟

‫مامان میشه تو راه که میریم خونه ‫بستنی بگیریم؟

‫نه، خانوم خانوما ‫یه‌راست میریم واسه خواب

‫خواهش؟

‫خواهش؟

‫تا حالا کاری کردین ‫که واقعا به یکی صدمه زده باشه؟

‫شاید قلب یکی رو شکسته باشین

‫یا کاری کرده باشین که ‫حس کردین کاملا غیر قابل بخششه

‫فکر کردی از سر من زیادی‌ای، ها جنده؟ ‫نشونت میدم

‫خب، سوال اینه که چرا خدا ‫جلوی وقوع اون اتفاقات بد رو نمیگیره؟

‫یعنی اون خداست دیگه، درسته؟

‫بخاطر اینه که، خدا بهمون اختیار داده

‫بهمون حق انتخاب داده که ‫یا عشق بورزیم یا به بقیه آسیب بزنیم

‫ببینین ما در دنیایی زندگی میکنیم، ‫که مردم با انتخاب گناه به جای ناجی درهم شکسته شدن

‫و طرز زندگی‌ای با گناه، ‫بدون توبه کردن، همیشه به مرگ ختم میشه

‫در نهایت، انتخابش با خودتونه

‫امروز صبح چیزه خوبی تو صندوق پستی نیومده؟

‫آه نه، تو نامه‌ای به دستت نرسیده؟

‫‌‍

‫ها

‫هی، زویی!

‫بله؟

‫مدرسه چطوره؟

‫خوبه

‫میخوای قضیه رو سختش کنی، ها؟

‫پس قضیه‌ای هست که ‫بخوای درموردش حرف بزنی؟

‫آره! گفتی قراره برام پنکیک درست کنی!

‫با تو نبودم، کوتر!

‫خب، نه با منی نه میبینم ‫چیزی داری برام میپزی

‫مگه زن نداری؟

‫نمیتونم الان برم خونه، دوست پسر زنم تو شهره ‫و اونم خیلی ازم خوشش نمیاد

‫کوتر، اون هیچوقت قرار نیست ازت خوشش بیاد، خب؟ ‫حالا یه پیراهن تنت کن

‫- چی داری میگی! من اهل ورزشم! ‫- من برات درست میکنم، کوتر

‫خیلی ممنون، عزیز جان ‫حالا اینقدر سخت بود؟

‫زویی، چیزی هست که بخوای ‫درموردش حرف بزنی یا نه؟

‫نه، ولی هی ممنون که ‫ازم سوال کردی

‫چرا داری مدرسه رو میپیچونی، زویی؟

‫رایان، آروم باش!

‫آروم باشی در کار نیست

‫قبلا من و داداشت ‫کلاس خانوم رایت رو میپیچوندیم

‫کوتر بیخیال مَرد، خفه شو

‫دیدی؟ ‫اونقدرام چیزه خاصی نیست رایان، کی اهمیت میده آخه؟

‫من اهمیت میدم، خب؟ ‫کل روز رو کار میکنم که خرجت رو بدم

‫میخوام بدونم داری چیکار میکنی

‫میخوای چی رو بدونی؟ ‫فکر میکنی دارم موادی چیزی مصرف میکنم؟

‫حالا مصرف میکنی؟

‫اوه خدای من! نه، نه، مواد نمیزنم ‫مشروب نمیخورم

‫و بدون شک با غریبه‌ها هم سکس نمیکنم

‫‌

‫خوشحال شدی؟

‫رایان، میشه یه روز ‫برادر عادی‌ای باشی؟

‫مامان اگه بود در این باره چی میگفت؟

‫زویی ببین، وظیفه منه که...

‫نه نیست، رایان! ‫من وظیفه تو نیستم

‫تو بابا نیستی و بدون شک هم مامان نیستی، ‫پس خفه خون بگیر!

‫من تقریباً 18 سالمه، نیازی ندارم همش بهم گیر بدی ‫بهم بگی کارهام همش اشتباهن

‫اینطوری نمیکنم، زویی! ‫هی!

‫هی، پسر ‫اصلا نگرانش نباش

‫موقع بزرگ شدن ما هم اینطوری میکردیم ‫حالا وضع‌مون رو ببین

‫دقیقا منم نگران همینم، مَرد

‫باهاش چیکار کنم آخه

‫رایان استیونز؟

‫پارسال دوست، امسال آشنا

‫کشیش دیو، شرمنده ‫خودم سرم رو انداختم پایین اومدم داخل

‫میدونم، از دوربین‌ها حواسم بود

‫یادت رفته کدوم روز هفته ‫روز کلیساست، پسر؟

‫نه قربان. من فقط، ‫اخیراً خیلی ذهنم درگیره

‫کلی چیزهای متفاوت ‫یا یه مسئله بزرگ؟

‫چیزی نیست. ‫نگرانش نباشین

‫هوم. تقریبا یه دهه‌ست ‫اینجا ندیدمت

‫و میخوای تظاهر کنم که ‫تو اومدی اینجا مثلا...

‫به دیوار زل بزنی؟

‫میدونی چیه، نمیخواستم بیای پایین ‫پس اگه میخوای میتونی...

‫خب، یه جورایی کارم همینه. ‫شغلم همینه

‫پس، بیخیال. ‫قضیه چیه؟

‫قضیه خواهرمه، زویی

‫زویی. وای

‫حتما بزرگ شده؟ ‫چند سالشه، 16؟

‫17

‫17

‫پسر دارم پیر میشما

‫من که نمیخواستم حرفی بزنم

‫هنوزم یه فرشته کوچولوئه؟

‫عمراً بابا

‫هی، حواست به حرف زدنت باشه، خب؟

‫ببخشید

‫اگه یه موقع بیاریش کلیسا، میدونی...

‫توهین نباشه، جناب کشیش ‫اگه بهش پولم بدم پا نمیذاره اینجا

‫آخ درد داشت. ‫خب قضیه چیه؟

‫خب، قضیه اینه که اصلا نمیدونم ‫دارم تو بزرگ کردن یه دختر نوجوون چیکار میکنم

‫اصلا به حرفم گوش نمیده. خب؟

‫و هر دفعه که میخوایم حرف بزنیم ‫دعوامون میشه و...

‫امروز صبح از مدرسه‌اش یه نامه به دستم رسید ‫که نوشته بود اون داره...

‫دو یا سه روز هفته مدرسه رو میپیچونه ‫و واقعا ممکنه بخاطرش بیوفتم زندان

‫خب، پس بندازش بیرون. ‫از شرش خلاص شو

‫نمیتونم اینکارو کنم

‫خوبه. ‫پس هنوز امیدی هست

‫دخترهای نوجوون

‫یکی از با ارزش‌ترین هدیه‌ها ‫و بدترین مجازات‌های خدا باهم

‫ولی ببین، قضیه اینه

‫اون ازت میخواد به حرفش گوش کنی

‫نیاز داره بدونه که تو اهمیت میدی ‫و در اعماق وجودش...

‫دنبال راهنمایی و انضباطه

‫همین دیگه، ‫واسه همین دیگه نیومدم کلیسا

‫هوم؟

‫زیادی دروغ میگی

‫هی

‫و مهم نیست چقدر تو رو از خودش برونه ‫باید ایستادگی کنی

‫و باید براش بجنگی

‫دیگه کی قراره اینکارو کنه، ها؟ ‫درسته؟ درسته؟

‫و بعد یه روز تو چشم‌هاش نگاه میکنی...

‫و یهو میفهمی که ‫اون دیگه بزرگِ بزرگ شده

‫و دیگه نیازی بهت نداره

‫و تو اون لحظه میدونی ‫دیگه اشکال نداره...

‫که ولش کنی

‫ولی تا اون موقع...

‫به نظر خوبه؟

‫عمراً نه. ‫به نظر وحشتناک میاد

‫دوبار گفتی. ‫حواست باشه!

‫دیگه چندبار باید اخطار بدی ‫تا دست از سرم برداری؟

‫خیلی! ‫خیلی، پسر

‫رایان

‫آم، رایان

‫فقط ادامه بده

‫مامان و بابات اگه بودن ‫بهت افتخار میکردن

‫‌

‫یه چیزی رو بهم بگو، واسه حماسه‌ای که ‫قراره اتفاق بیوفته آماده‌ای؟

‫من آماده به دنیا اومدم!

‫پس قراره بریم به پارتی ‫یا قراره همینطوری...

‫چیه؟ چیه؟ ‫کاری کردم مگه؟

‫نه. نه. کار بدی نکردی ‫کاری نکردی

‫چیه؟ مشکل چیه؟

‫هیچی. فقط...

‫قول میدی بهم نخندی؟

‫قول میدم

‫قبلا کسی منو نبوسیده

‫خب، واسه همه‌چی ‫یه دفعه اولی هست

‫صبر کن، صبر کن. ‫تو واقعا ازم خوشت میاد، درسته؟

‫معلومه!

‫میخوام همین الان از زبون خودت بشنوم

‫واقعا ازت خوشم میاد

‫چی میخوای، رایان؟

‫داری میای خونه؟

‫با مایکل دارم میرم به یه پارتی

‫نه، فکر نکنم. ‫باید بیای خونه

‫رایان، من میرم به پارتی

‫نه، نمیری زویی. ‫تا نیم ساعت دیگه اینجا باش. شنیدی؟

‫رایان، من دیگه هیچوقت واسه هیچی ‫دیگه ازت درخواست نمیکنم

‫نه. تا نیم ساعت دیگه اینجا باش

‫خدایا! فقط منتظرم فارغ‌‌التحصیل بشم! ‫ازت متنفرم!

‫پس، به گمونم باید ببرمت خونه

‫منم ازت خوشم میاد

‫بیا بریم به پارتی!

‫زویی...

‫زویی صبر کن!

‫هی! ‫آهنگ رو قطع کن

‫عوضی!

‫چطور تونستی اینکارو کنی؟ ‫ازم سوءاستفاده کردی

‫مایکل! ‫مایکل، صبر کن!

‫چته تو؟

‫چه مرگته، زویی؟

‫الان جلوی کل مدرسه بهم سیلی زدی

‫نه. نه، باید برم. ‫باید برم

‫مایکل، وایسا! ‫باید منو ببری خونه

‫همه‌چی روبراهه؟

‫آره. آره ‫همه‌چی رواله

‫مایکل، صبر کن!

‫تو خوبی؟

‫نه، نه والا

‫ببین، اگه میخوای میتونم برسونمت

‫نه، طوری نیست. ‫برادرم میاد دنبالم. خیلی عصبانی میشه

‫باشه. پس بر میگردم داخل

‫یالا، رایان

‫یالا کوتر! پاشو! ‫دیر کردیم!

‫دونالد ترامپ. چی؟

‫یالا زویی، پاشو

‫هی، باید درمورد دیشب حرف بزنیم

‫هی، زویی؟

‫سلام، زویی‌ام. ‫پیغام بذارید

‫الو؟

‫هی، زویی کجاست؟

‫ها؟ کیه؟

‫پیش توئه؟

‫نمیدونم چی داری میگی. ‫کی هستی تو؟

‫برادرشم، پسر. ‫دیشب نیومد خونه. کجاست؟

‫نمیدونم. رفتیم به یه ‫پارتی ولی من زود رفتم

‫بهم بگو با کی رفت خونه

‫والا نمیدونم، پسر

‫بهتره بهم دروغ نگفته باشی، بچه

‫باشه. ‫باید برم. خدافظ

‫حاضری؟

‫یه دقیقه صبر کن

‫نه، یالا مَرد. ‫باید بریم

‫آره، میدونم کوتر. ‫میدونم

‫شاید بعداً بتونی درگیر ‫صفحه فیسبوک زویی بشی

‫فقط آروم باش مَرد

‫سلام، رایان استیونز هستم. ‫بابت خواهرم زنگ زدم، زویی؟

More Farsi Persian subtitles for The Runners

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left