200 บรรทัดแรก
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
آه، اوه
من که باهاش حال میکنم
میترسونتم ولی خوشم میاد
الان تکون خورد؟
یعنی، به نظر خیلی طبیعی میاد
بهتره بریم باهاش عکس بگیریم
آره، بیا همینکارو کنیم!
خیلیخب، زامبی
هی!
- آه - هی، هی، هی
- دست نزنین - خیلی نازه
بگذریم، خیلی نازه
ببین، بهترین تندیسگر شهر ساختتش...
دست نزنین
دست نمیزنیم، و ببخشید
نیازی نیست اینطوری باهامون حرف بزنی
من هرجور که دوست دارم میتونم حرف بزنم
من مدیر اینجام
تو مدیر نیستی
صبر کن، اسمت واسـه؟
اسمم سمـه
اتیکت اسمت بر عکسه
این اسلحه رو ببین
بببین، اگه نمیخواین بخرینش
نمیخواین بخرینش، بهش دست نزنین
خیلی گرونه، شکل کامله
بروگ از "غرش ژوراسیک"ـه
خب، میخواین بخرینش
الن، نه
اوه نه، نمیخوام بخرمش
مسخرهست
اوه، خدای من
فقط اومدیم اینجا بریم دستشویی
نه!
نه، همینطوری، فقط نه؟
سرویس بهداشتی واسه مشتریهاست
اوه آره، دیگه حرفی باهات ندارم
بریم یه مدیر واقعی رو پیدا کنیم
- بریم، سارا - آره
مدیر منم!
و منم شاهدخت لیام
آره
سلام!
سلام!
یه نفر میتونه اینجا رو دستبرد بزنه
و کسی متوجه هم نمیشه
- منظورت مثل اون یاروئه؟ - آهای، های!
خدایا، حس میکنم تو "منطقه گرگ و میش"ام
میشه لطفا برم تو دستشویی بانوان؟
آهای!
اوه آره، ببخشید اون پشته
بهشون گفتم فقط واسه مشتریهاست!
اوه حالا هرچی، واس
آره، درکل قضیهش چیه؟
سم واسه یه روز مدیر بود
بفرما،
یه شخصیت برا خودت بخر
هی، اون چیه؟
اون؟
اوه اون، اون رو باید دید تا فهمید
اوه پسر، چه پوستر قشنگی
آره
بخاطر ظرافتشون
کتابهای کمیک باید دست نخورده بمونن
تا یه روز کسی بخرتش
و ارزشش رو از دست نده
آه نه، مگه خوابش رو ببینی
چی میگی، این "غرش ژوراسیکه"
انگار روغن مقدس کل کتابهای کمیکه
دایناسورهای مجهز، جنگ سالارها
زامبی، کماندو، بمب هستهای، همه چی داره
یه کتاب نیست؟
نه، نه، اون "مرگ ژوراسیکه"
داری به یه چیزه کاملا متفاوت فکر میکنی
اوه
نه، ولی یه فیلمه درسته؟
تا حالا اسمش رو نشنیدم
میشه آب دهنت رو پاک کنی؟
من دوست دختر انیمهایت که نیستم
اصلا اینطوری تونستی مخ بزنی؟
یه بار آره
بریم براش
نه، نمیتونی اینکارو بکنی
اون کاری از چیم من تیمه، داداش
اوه جدی؟
صفحه اول، تو صحراست
شرط میبندم اینجا دایناسورها رو نگه داشتن
سرهنگ سندرز، قربان
چی شده؟
ژنرال میخوان تو اتاق جنگ ببیننتون
سرکار، به نظر وقت واسه حرف زدن دارم؟
جزئیات مَرد، جزئیات
روسها، قربان
حدودا یه ساعت دیگه میرسن اینجا
عالیه، درست چیزیه که نیاز دارم
خرسها بیان در خونهام بپلکن
دسترسی رد شد
لعنت
دسترسی رد شد
بیا، بذارین من بازش کنم سرهنگ
دسترسی قبول شد
یادداشت کن
که این کوفتی رو درست کنن، فهمیدی؟
حتما، دریافت شد قربان
ژنرال
آه، فکر کردم جلسه توضیحاتی رو از دست دادی
الان تو میزان آمادگی دفاعی سطح 3 قرار داریم
باورم نمیشه به این سرعت اینقدر پیشرفت کرده
اومم، و هنوز داره بزرگتر میشه
رهبرشون ارتباط برقرار نکرده؟
نه، ممکنه فکر کنیم اون مُرده
نه، اون مخفی شده
اگه باهوش باشه
یه ویروس شایع به این بزرگی؟
باورش رو سخت میکنه
خب، پس از طریق هوا حمله میکنیم
حاضری این ریسک رو کنی؟
حتی با اینکه بدونی کشورهای اطراف ممکنه تلافی کنن؟
این یه جنگ پیچیدگیهاست
سناریویی در کار نیست، هیچی، در حال حاضر راه حل خوبی رو ارائه نمیکنه
فکر میکنی
اگه از شر اون آدمخوارها خلاص بشیم
اون کشورهای اطراف ازمون تشکر نمیکنن؟
بسوزونش
و اگه این کشور آلوده بتونه...
از بمبهای اتمیش واسه تلافی استفاده کنه چی؟
میخوای اسمت به عنوان آغازگر جنگ جهانی سوم شناخته بشه، سرهنگ؟
بهتر از اینه که بذاریم روسها امر کنن...
که ما از چی به عنوان سلاح استفاده کنیم، ژنرال
هنوز تصمیمی گرفته نشده
بیا فردا ببینیم چی به چیه
اون موقع تصمیم حسابشدهای میگیریم
جدی که راه اونا رو در نظر نگرفتی، ژنرال
اونا طوری اومدن اینجا
انگار قال قضیه رو باهامون کندن
باید کمتر از یه ساعت دیگه به رئیس جمهور گزارش بدم
بهت توصیه میکنم تمرکز کنی
و حاضر باشی یه سری گزینهها رو قبول کنی
ژنرال؟
میخوای این بحث رو ادامه بدی، سرهنگ؟
بیا بحث رو ببریم به یه جای خصوصی
پایگاه توجه کنید،
پایگاه توجه کنید
روسها دارن میان
به نظر میاد مهمون داریم
تکرار میکنم، روسها دارن میان
مرکز فرماندهی، تمام
ما تو خاک خارجی کلاههامون رو نمیکنیم
با توجه به وضعیت، اهمیتی به کلاه نمیدم
افسر عملیاتیم
سرهنگ سندرز
سندرز، مثل صاحب رستورانهای زنجیرهای کیافسی
مرغهاشون خوبن
خداوکیلی؟
به نظرم یخ گفتگو رو شکستیم
بیاین درمورد سلاحهاتون حرف بزنیم
همین الان بخواب رو زمین!
رو به زمین، دستهات رو جایی بذار که تو دیدمون باشن!
واه آروم باش، ببری
تو گزارشش بده!
تو گزارشش بده!
نه، تو گزارشش بده!!
نه تو، من دفعه قبلی گزارش دادم!
سنگ، کاغذ، قیچی
سنگ، کاغذ، قیچی
- حاضرِی - شروع
لعنتی!
گزارشش بده
بهم نگاه نکن
مقر فرماندهی، اسکرات هستم، جواب بده، تمام
اسکرات، مرکز فرماندهی صدات رو واضح و بلند داره
دریافت شد، یه نفوذ کننده داریم، ناحیه جنوبی
استتار کرده، دوتا بالنوز داره
یه دوربین و داره چیزی میخوره
مظنون رو دستگیر کنین
دریافت شد، اسکرات تمام
ارتباط رو باز نگه دار
چیکار کنیم؟
دستهاش رو ببند
- دستهات رو ببر پشت سرت - اوه، چی؟
دستهات رو ببر پشت سرت
وقتی حرف بزن که بهت گفتن
شماها واقعا اینجا دوستانه رفتار میکنین
کلمه امنمون چیه؟
به نظرت این یه شوخیه؟
کم کم دارم فکر میکنم...
ممکنه یه قرار اول نیاز داشته باشیم، رفیق
اوه، اجاق رو روشن کردی، واه، واه!
نمیشه خوب رفتار کنیم؟
اوه جدی، خوشت میاد؟
زن سرخپوست
کمک میکنه...
اسمت چیه، گلدیلاکس؟
بیلی وین
مشخصات شغلت چیه؟
خب، یه روزنامهنگارم
آره دوربین واسه همینه، همینطورم دوربین شکاری
- اومم - بریم
No comments yet. Be the first to leave one.