Jurassic Thunder

Jurassic Thunder

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

Jurassic Thunder 2019 WEB-DL x264-FGT English
Jurassic Thunder 2019 1080p WEBRip x264-RARBG English
Jurassic Thunder 2019 NORDiC 1080p WEB-DL H 264-RAPiDCOWS da
Jurassic Thunder 2020 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
ความคิดเห็นโดย QDVD
🔸 || تورج پاکاری Stef@n : مترجم || @QNDVD کویین دی وی دی 🔸

แท็ก

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
webrip
BRip
AC3
เผยแพร่เมื่อ: 2020-03-30
ดาวน์โหลด: 19
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند

‫‌QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند

‫آه، اوه

‫من که باهاش حال میکنم

‫میترسونتم ولی خوشم میاد

‫الان تکون خورد؟

‫یعنی، به نظر خیلی طبیعی میاد

‫بهتره بریم باهاش عکس بگیریم

‫آره، بیا همین‌کارو کنیم!

‫خیلی‌خب، زامبی

‫هی!

‫- آه ‫- هی، هی، هی

‫- دست نزنین ‫- خیلی نازه

‫بگذریم، خیلی نازه

‫ببین، بهترین تندیس‌گر شهر ساختتش...

‫دست نزنین

‫دست نمیزنیم، ‫و ببخشید

‫نیازی نیست اینطوری باهامون حرف بزنی

‫من هرجور که دوست دارم ‫میتونم حرف بزنم

‫من مدیر اینجام

‫تو مدیر نیستی

‫صبر کن، اسمت واس‌ـه؟

‫اسمم سم‌ـه

‫اتیکت اسمت بر عکسه

‫این اسلحه رو ببین

‫بببین، اگه نمیخواین بخرینش

‫نمیخواین بخرینش، ‫بهش دست نزنین

‫خیلی گرونه، ‫شکل کامله

‫بروگ از "غرش ژوراسیک"ـه

‫خب، میخواین بخرینش

‫الن، نه

‫اوه نه، نمیخوام بخرمش

‫مسخره‌ست

‫اوه، خدای من

‫فقط اومدیم اینجا بریم دستشویی

‫نه!

‫نه، همینطوری، ‫فقط نه؟

‫سرویس بهداشتی واسه مشتری‌هاست

‫اوه آره، دیگه حرفی باهات ندارم

‫بریم یه مدیر واقعی رو پیدا کنیم

‫- بریم، سارا ‫- آره

‫مدیر منم!

‫و منم شاهدخت لیام

‫آره

‫سلام!

‫سلام!

‫یه نفر میتونه اینجا رو دستبرد بزنه

‫و کسی متوجه هم نمیشه

‫- منظورت مثل اون یاروئه؟ ‫- آهای، های!

‫خدایا، حس میکنم ‫تو "منطقه گرگ و میش‌"ام

‫میشه لطفا برم تو دستشویی بانوان؟

‫آهای!

‫اوه آره، ببخشید ‫اون پشته

‫بهشون گفتم فقط واسه مشتری‌هاست!

‫اوه حالا هرچی، واس

‫آره، درکل قضیه‌ش چیه؟

‫سم واسه یه روز مدیر بود

‫بفرما،

‫یه شخصیت برا خودت بخر

‫هی، اون چیه؟

‫اون؟

‫اوه اون، ‫اون رو باید دید تا فهمید

‫اوه پسر، چه پوستر قشنگی

‫آره

‫بخاطر ظرافت‌شون

‫کتاب‌های کمیک‌ باید دست نخورده بمونن

‫تا یه روز کسی بخرتش

‫و ارزشش رو از دست نده

‫آه نه، مگه خوابش رو ببینی

‫چی میگی، این "غرش ژوراسیکه"

‫انگار روغن مقدس کل کتاب‌های کمیکه

‫دایناسورهای مجهز، ‫جنگ سالارها

‫زامبی، کماندو، بمب هسته‌ای، ‫همه چی داره

‫یه کتاب نیست؟

‫نه، نه، اون "مرگ ژوراسیکه"

‫داری به یه چیزه کاملا متفاوت فکر میکنی

‫اوه

‫نه، ولی یه فیلمه درسته؟

‫تا حالا اسمش رو نشنیدم

‫میشه آب دهنت رو پاک کنی؟

‫من دوست دختر انیمه‌ایت که نیستم

‫اصلا اینطوری تونستی مخ بزنی؟

‫یه بار آره

‫بریم براش

‫نه، نمیتونی این‌کارو بکنی

‫اون کاری از چیم من تیمه، داداش

‫اوه جدی؟

‫صفحه اول، تو صحراست

‫شرط میبندم اینجا دایناسورها ‫رو نگه داشتن

‫سرهنگ سندرز، قربان

‫چی شده؟

‫ژنرال میخوان تو اتاق جنگ ‫ببینن‌تون

‫سرکار، به نظر وقت واسه حرف زدن دارم؟

‫جزئیات مَرد، جزئیات

‫روس‌ها، قربان

‫حدودا یه ساعت دیگه میرسن اینجا

‫عالیه، درست چیزیه که نیاز دارم

‫خرس‌ها بیان در خونه‌ام بپلکن

‫دسترسی رد شد

‫لعنت

‫دسترسی رد شد

‫بیا، بذارین من بازش کنم سرهنگ

‫دسترسی قبول شد

‫یادداشت کن

‫که این کوفتی رو درست کنن، فهمیدی؟

‫حتما، دریافت شد قربان

‫ژنرال

‫آه، فکر کردم جلسه توضیحاتی ‫رو از دست دادی

‫الان تو میزان آمادگی دفاعی ‫سطح 3 قرار داریم

‫باورم نمیشه به این سرعت ‫اینقدر پیشرفت کرده

‫اومم، و هنوز داره بزرگ‌تر میشه

‫رهبرشون ارتباط برقرار نکرده؟

‫نه، ممکنه فکر کنیم ‫اون مُرده

‫نه، اون مخفی شده

‫اگه باهوش باشه

‫یه ویروس شایع به این بزرگی؟

‫باورش رو سخت میکنه

‫خب، پس از طریق هوا حمله میکنیم

‫حاضری این ریسک رو کنی؟

‫حتی با اینکه بدونی ‫کشورهای اطراف ممکنه تلافی کنن؟

‫این یه جنگ پیچیدگی‌هاست

‫سناریویی در کار نیست، هیچی، ‫در حال حاضر راه حل خوبی رو ارائه نمیکنه

‫فکر میکنی

‫اگه از شر اون آدم‌خوارها خلاص بشیم

‫اون کشورهای اطراف ‫ازمون تشکر نمیکنن؟

‫بسوزونش

‫و اگه این کشور آلوده بتونه...

‫از بمب‌های اتمیش واسه تلافی ‫استفاده کنه چی؟

‫میخوای اسمت به عنوان آغازگر ‫جنگ جهانی سوم شناخته بشه، سرهنگ؟

‫بهتر از اینه که بذاریم ‫روس‌ها امر کنن...

‫که ما از چی به عنوان سلاح استفاده کنیم، ژنرال

‫هنوز تصمیمی گرفته نشده

‫بیا فردا ببینیم چی به چیه

‫اون موقع تصمیم حساب‌شده‌ای میگیریم

‫جدی که راه اونا رو در نظر نگرفتی، ژنرال

‫اونا طوری اومدن اینجا

‫انگار قال قضیه رو باهامون کندن

‫باید کمتر از یه ساعت دیگه ‫به رئیس جمهور گزارش بدم

‫بهت توصیه میکنم تمرکز کنی

‫و حاضر باشی یه سری گزینه‌ها ‫رو قبول کنی

‫ژنرال؟

‫میخوای این بحث رو ادامه بدی، سرهنگ؟

‫بیا بحث رو ببریم به یه جای خصوصی

‫پایگاه توجه کنید،

‫پایگاه توجه کنید

‫روس‌ها دارن میان

‫به نظر میاد مهمون داریم

‫تکرار میکنم، روس‌ها دارن میان

‫مرکز فرماندهی، تمام

‫ما تو خاک خارجی کلاه‌هامون رو نمیکنیم

‫با توجه به وضعیت، ‫اهمیتی به کلاه نمیدم

‫افسر عملیاتیم

‫سرهنگ سندرز

‫سندرز، مثل صاحب رستوران‌های زنجیره‌ای ‫کی‌اف‌سی

‫مرغ‌هاشون خوبن

‫خداوکیلی؟

‫به نظرم یخ گفتگو رو شکستیم

‫بیاین درمورد سلاح‌هاتون حرف بزنیم

‫همین الان بخواب رو زمین!

‫رو به زمین، دست‌هات رو جایی بذار ‫که تو دیدمون باشن!

‫واه آروم باش، ببری

‫تو گزارشش بده!

‫تو گزارشش بده!

‫نه، تو گزارشش بده!!

‫نه تو، من دفعه قبلی گزارش دادم!

‫سنگ، کاغذ، قیچی

‫سنگ، کاغذ، قیچی

‫- حاضرِی ‫- شروع

‫لعنتی!

‫گزارشش بده

‫بهم نگاه نکن

‫مقر فرماندهی، اسکرات هستم، ‫جواب بده، تمام

‫اسکرات، مرکز فرماندهی ‫صدات رو واضح و بلند داره

‫دریافت شد، یه نفوذ کننده داریم، ‫ناحیه جنوبی

‫استتار کرده، ‫دوتا بال‌نوز داره

‫یه دوربین و داره چیزی میخوره

‫مظنون رو دستگیر کنین

‫دریافت شد، اسکرات تمام

‫ارتباط رو باز نگه دار

‫چیکار کنیم؟

‫دست‌هاش رو ببند

‫- دست‌هات رو ببر پشت سرت ‫- اوه، چی؟

‫دست‌هات رو ببر پشت سرت

‫وقتی حرف بزن که ‫بهت گفتن

‫شماها واقعا اینجا دوستانه رفتار میکنین

‫کلمه امن‌مون چیه؟

‫به نظرت این یه شوخیه؟

‫کم کم دارم فکر میکنم...

‫ممکنه یه قرار اول نیاز داشته باشیم، رفیق

‫اوه، اجاق رو روشن کردی، ‫واه، واه!

‫نمیشه خوب رفتار کنیم؟

‫اوه جدی، خوشت میاد؟

‫زن سرخ‌پوست

‫کمک میکنه...

‫اسمت چیه، گلدیلاکس؟ ‫

‫بیلی وین

‫مشخصات شغلت چیه؟

‫خب، یه روزنامه‌نگارم

‫آره دوربین واسه همینه، ‫همینطورم دوربین شکاری

‫- اومم ‫- بریم

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left