Sunny

Sunny

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

Sunny S01E07 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
ความคิดเห็นโดย Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-08-14
ดาวน์โหลด: 106
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫صبح‌بخیر، کیل ایتو

‫هایدکی، یه حوله بهم بده

‫ ‫

‫و در سیاست، بعد از پیدا کردن ‫راهش در خارج از کمیته...

‫یه طرح پیشنهاد برای کنار زدن فعالیت‌های ‫یاکوزا فردا به مجلس ارائه میشه

‫در حالی که عضویت در این سازمانها...

‫رو به کاهش بوده، به تازگی تلاش ‫زیادی صورت گرفته...

‫که برای همیشه نیست و نابود بشن

‫وقتی به تازگی از وکیل ایتو در این مورد ‫پرسیده شد، ایشون اینطور جواب داد

‫جرائم سازمان‌یافته که شهروندان رو ‫تهدید می‌کنه، هرگز نباید بخشیده بشه، پس...

‫- یکبار و برای همیشه باید ریشه‌کن بشه ‫- باید موهامو اصلاح می‌کردم

‫برای حموم آماده‌م، هایدکی

‫رای‌گیری در مورد این مسئله ‫اواخر این هفته انجام میشه...

‫که بخشی بزرگتر از اصلاحیه لایحه...

‫بیا روغن جدید کامیلا رو امتحان کنیم، باشه؟

‫و بعدش صبحونه می‌خورم، باشه؟

‫خیلی شیطونی کردم اگه پنکیک بخورم؟

‫ ‫

‫میرم شروع کنم به پختن پنکیک

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫خوبی؟

‫سانی، بیدار شو

‫هیچی؟

‫چرا از نو روشن نمیشه؟

‫وقتی برگردم باهاش ور میریم

‫باید بری؟

‫باید دیروز رو جبران کنم

‫البته

‫آره، واقعا متاسفم

‫خیلی معرکه‌س که اومدی

‫- واقعا متاسفم ‫- میشه بس کنی؟

‫جدی میگم. درک می‌کنم

‫نمی‌خوای که دوباره اونو بپوشی، نه؟

‫اشکالی نداره. سر کار لباس عوض می‌کنم

‫نه. مسخره نشو. کلی لباس دارم

‫بیا

‫دیگه اینو نمی‌پوشم

‫یه موقع شلوار جین یا ‫همچین چیزی نداری؟

‫چیزی نیست که اندازه تو بشه

‫دوست دارم روش اینو بپوشم

‫- سوزی، این... ‫- خدای من. میشه فقط تنت کنی؟

‫آره. عالیه، مرسی

‫اگه تنگش کنی خیلی خوب میشه. ‫کمرشو میکم

‫سانی

‫خدای من

‫حالت خوبه؟

‫بله. نه. بیا اینجا

‫چی کار کردی؟

‫باید بیدارش کنم؟

‫مطمئن نیستم فکر خوبی باشه

‫باید ببینیم خوبه یا نه، درسته؟

‫سوزی، نمی‌دونیم باهاش چی کار کردن

‫مثل اینه که آدم از یه ‫فرقه مذهبی برگرده...

‫همون شب اول که نمیری دوباره باهاش بخوابی

‫باید ببریش تا دوباره برنامه‌ریزی بشه

‫من نه. یه مستند دیدم

‫ببین، نمیگم دیگه هیچوقت روشنش نکنیم

‫ولی می‌دونی صبر کن تا من برگردم، باشه؟

‫واقعا باید کمرشو تنگ کنی

‫سانی، بیدار شو

‫خدای من

‫سانی، خوبی؟

‫سلام، سوزی. چیزی لازم داری؟

‫نه، فقط...

‫پس چرا روشنم کردی؟

‫چون نگرانت بودم

‫ولی اگه بخوای می‌تونم دوباره ‫به حالت خواب برت گردونم

‫خب، الان بیدارم

‫ولی اگه چیزی لازم نداری، ‫میرم تلویزیون تماشا کنم

‫- لطفا منو یه راهنمایی بکن ‫- راهنمایی اینه...

‫چیزی که سایگو و من درش مشترکیم

‫هیچوقت این برنامه‌ها رو نفهمیدم

‫خب، اول باید ژاپنی یاد بگیری

‫خدایا. باشه حالا

‫حالت چطوره؟

‫حس متفاوتی داری یا...

‫چرا همه‌ش می‌پرسی؟

‫یادته دیروز چه اتفاقی برات افتاد؟

‫نه، خاموش بودم. صبر کن

‫زکسی

‫الان از دست من عصبانی هستی؟

‫چرا باید از دستت عصبانی باشم؟

‫نمی‌دونم. انگار فرق کردی

‫یه تغییر حسابی اتفاق افتاده

‫ببین، می‌خوام بدونی هر کاری ‫تونستم کردم تا پیدات کنم

‫باشه؟ میگن مهمه که فرد ‫آسیب دیده حرف بزنه...

‫یه ربات خونگیم، سوزی

‫ما استرس بعد از سانحه نمی‌گیریم

‫به ظاهر که دچار علائمی پریودی شدی

‫- ببخشید؟ ‫- هیچی

‫می‌دونی که پریود هم نمیشم

‫مرسی که خبر دادی

‫گرسنمه

‫لعنتی

‫پس شما دو تا پست‌فطرت...

‫قبلا توی مدرسه شیطونی می‌کردین؟

‫نه بابا. خانم نوریکو که ‫واقعا خوش رفتار بود

‫اگه مراقب نباشی، می‌بازی، خانم یوکو

‫کیش

‫کیش و مات

‫خانم ساکاموتو بهترینه!

‫شانس تازه‌وارد همینه دیگه

‫ناراحت که نمیشی، نه خانم نوریکو؟

‫به خاطر قند خونمه

‫چطوره برنده با سه دست بازی مشخص بشه؟

‫می‌تونی هر چی آبنبات باختی رو پس بگیری

‫میز شماره دو!

‫باید بری ملاقات مجازی

‫ولی داریم یه بازی رو شروع می‌کنیم

‫نمیای؟

‫مطمئنم کلی آدم هست که بهشون زنگ...

‫جواب بده

‫زندان زنان کیوتو

‫تماسی رو قبول می‌کنین از طرف...

‫نوریکو ساکاموتو

‫باشه. بله

‫سوزی، از کرمی که بهت دادم استفاده نمی‌کنی

‫خوب شد فهمیدم زندان عوضت نکرده

‫خوبی؟ میشه حالا سعی کنم بیارمت بیرون؟

‫خوبم، ممنونم

‫ولی به نظرت داری چی می‌خوری؟

‫هیچی

‫برو خونه‌م

‫توی فریزر، تاکیکومی گوهان دارم

‫بلدی چطوری داشی درست کنی؟ ‫معلومه بلد نیستی

‫از کونبینی یه کم میزو بخر

‫یا شاید بتونم بدزدم

‫مربی آشپزی اینجا مثلا ‫کارش خیلی خوبه

‫اسمش رو گیر میارم

‫شاید اون صبر لازم رو داشته باشه ‫که بهت یاد بده

‫متاسفم، مادرجان، ولی باید برم

‫شاید بتونی هفته آینده بهم زنگ بزنی؟

‫به هر حال به خاطر تو زنگ نزدم

‫میشه لطفا گوشی رو بدی به سانی؟

‫خانم نوریکوست؟

‫آره

‫می‌خوام بهش سلامی بکنم. ‫تماسش رو بفرست برام

‫باشه

‫خانم نوریکو! چقدر خوشحال شدم!

‫عکس‌ها

‫عزیزم

‫پنیر!

‫نه! نه!

‫خانم نوریکو، خیلی بامزه‌ای!

‫به دی زنگ بزن

‫به دی زنگ می‌زنم

‫سلام. مامانم الان نمی‌تونه جواب بده

‫پیام بذارین

‫هی، سوزی هستم. راستش چند هفته ‫پیش تماس گرفتم...

‫چون شرایط...

‫دی، واقعا اوضاع بد بوده و...

‫دلم برات تنگ شده

‫می‌دونم دوست افتضاحی بودم ‫و حق ندارم...

‫ولی داشتم در مورد تو به ‫یکی می‌گفتم و فکر کردم...

‫چه وضعشه؟ چطوری اومدی تو؟

‫چی؟ تو بهم دسترسی دادی

‫نباید اینطوری یواشکی به کسی نزدیک بشی

‫ترسناکه

‫می‌خوای بپرسی اینجا چی کار می‌کنم؟ ‫چرا برگشتم؟

‫اخراج شدم

‫چی؟ خدای من. چی شد؟

‫بعد از اینکه دیروز زود رفتم ‫پنج دقیقه دیر رسیدم

‫میکسی

‫بیا

‫نمی‌خوام ویسکی نیم‌خورده‌تو بخورم

‫عجب. یه پرشو برات میارم

‫میل ندارم

‫خب، می‌خوای معذرت بخوای؟

‫آره. البته که متاسفم. یعنی...

‫ولی لیاقت تو رو ندارن

‫و یه کار دیگه پیدا می‌کنی. ‫هیچ نقطه‌ای توی این شهر پیدا نمیشه...

‫که یه میخونه نداشته باشه، درسته؟

‫الان سعی داری بی‌احساس باشی؟

‫نه! نه، اصلا

‫امروز صبح بهت گفتم، خیلی ‫حس بدی داشتم که دیروز ولت کردم

‫آره. سعی کردی زورم کنی تا دوباره بمونم

‫زورت کنم؟

‫هیچ می‌دونی چقدر سخت بود ‫توی اوچیبا کار گیر بیارم؟

‫چقدر به اون کار نیاز دارم؟

‫بله

‫یعنی، نه. ولی...

‫البته که نمی‌دونی

‫یعنی یه نگاه به خودت بنداز

‫آخرین باری که یه کار واقعی داشتی کی بود؟

‫می‌خواستم پیش بچه‌م باشم، عوضی

‫چون خیلی مطمئن بودم ‫مثل مامانم می‌میرم...

‫و هیچوقت فرصت نمی‌کنم پیشش باشم

‫معلوم شد حق با من بود

‫چیه؟

‫هیچی

‫فقط انتقاد کردن ازت غیرممکنه

‫با یه جور سپر غم همه جا میری ‫و هیچکس نباید تو رو زیر سوال ببره

‫هر کاری دلت می‌خواد می‌کنی

‫شوخی می‌کنی؟

‫خیلی خوشحال میشم این سپر غم رو نداشته باشم

‫چیه؟

‫گمونم همیشه همین حرفو می‌زنی، نه؟

More Farsi Persian subtitles for Sunny

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left