200 บรรทัดแรก
- آنچه در هارتلند گذشت
- ۱۰ یا ۱۲ ساله که ندیدمت
- و حالا یهو بیخبر پیدات شده؟
- اینجا چیکار میکنی؟
- میخوام پسرم بدونه پدرش کیه
- محل برگزاری عروسیمون کنسل شد
- واسه همین مزرعه تفریحی رو به "شین" پیشنهاد دادیم
- این یعنی مامانم و ناپدریم مجبورن بیان اینجا
- گوشت گاو هارتلند قرار نیست از بازار حذف بشه
- خب، راستش فروش خیلی بالایی هم نداره
- خوراک کنسروی هم این مشکل رو حل نمیکنه
- دوچرخهم رو فروختم. - چیکار کردی؟
- میخواستم اون گردنبند رو پس بگیرم
- بهم نگفته بودی که مدلِ عکسِ "جسیکا" شدی
- چون نشدم
- میدونی چیزی به اسم ایمیل هم وجود داره، مگه نه؟
- آره، ولی اونوقت دیگه چه بهانهای واسه دیدنت داشتم؟
(صدای زنگ گوشی)
(شیهه اسب)
(شیهه اسب)
- سلام همسایه. - سلام
- از دیدنت خوشحالم، نیتن
- این زیبای خفته کیه؟
- اسمش "پودر"ـه
- چند سالی توی دشت به حال خودش رها شده بود
- واسه همین... فرستادمش پیش یکی از دوستام تا دوباره رو فرم بیاد
- میخوای ازش کار بکشی؟ - برنامهمون همینه
- اومدیم اولین سواریِ امتحانی رو انجام بدیم
- میخوای باهامون بیای؟ - حتماً
- ما هم آمادهی یه کم تمرینیم
- بسیار خب
- باید بگم که من
- اصلاً انتظار نداشتم شما رو توی این جلسه ببینم
- خب، پسر تیم امروز میرسه، واسه همین "لو" به جاش توی جلسه نشسته
- آره، در واقع دارم بیشتر وارد کارهای تجاری میشم
- اوه، خوشحالم میبینم بالاخره به توصیهم عمل کردی
- در مورد طرح جانشینی
(با خنده): آره
- اولین، اه... اولین وظیفهم به عنوان عضوی از تیم
- رسیدگی به ایدهی خوراک کنسرویه
- عالیه
- خب، مطمئنم که از پتانسیلِ... خبر داری
- ما انجامش نمیدیم
- فرد، ما گوشت گاو ارگانیک پرورش میدیم
- ایدهی اضافه کردن مواد نگهدارنده و ریختنش توی قوطی
- اصلاً با برند ما همخوانی نداره
- امم، متأسفم که اینطوری فکر میکنی. - ولی اشکالی نداره
- ما ایدههای دیگهای داریم که پتانسیل خیلی بالایی دارن
(صدای پیام گوشی) - ببخشید، باید اینو چک کنم
- لعنتی. اه... من باید برم، باید
- فوراً به این موضوع رسیدگی کنم. - اوه
- هی، ولی قبلش، من... یه خبرهایی دارم
- که... خب شاید زیاد از شنیدنش خوشحال نشید
- اه، قرارداد انحصاریِ ما وقتِ تمدیدش رسیده
- و با اینکه هنوز دلم میخواد گوشت هارتلند
- بخشی از خانوادهی محصولات "گارلند" باقی بمونه
- قراره... بررسیِ برندهای دیگه رو هم شروع کنیم
- چی؟
- بحث اینه که مشتریهای ما حق دارن انتخابهای بیشتری داشته باشن
- مثل گوشت "پرایس"؟ نکنه اونه که نشسته زیر پات؟
- من اجازه ندارم دربارهی برندهای دیگهای که داریم بررسی میکنیم صحبت کنم
- بعد از این همه وفاداری که بهت نشون دادیم، اینطوری جوابمون رو میدی؟
- خیلی خب، بیاید... بیاید آروم باشیم
- ما همهمون آدمهای منطقیای هستیم که مدت زیادی با هم کار کردیم
- مدت طولانیای با هم بودیم
- حالا، آیا قراردادی با یه تولیدکنندهی گوشت دیگه امضا کردید؟
- اه، نه. یعنی لزوماً نه. - عالیه
- پس لطفاً دست نگه دارید تا بتونیم چند تا ایده بهتون پیشنهاد بدیم
- شاید نظرتون رو عوض کردیم. (صدای پیام گوشی)
- اه... باشه. اه
- آره، به دستیارم میگم
- تماس بگیره و یه جلسه هماهنگ کنه
- باشه
(شیهه اسب) - داری چیکار میکنی؟
- اوه! - دورش بزن
- دارم سعیم رو میکنم
- نیتن
- محکم بچسب
- آروم، آروم، آروم باش
- هی، هی، هی، هی
(شیهه اسب)
- آروم باش
- خودشه. - بیا دیگه
- آروم، آروم
- ممنون بابت کمکت
- چی شد؟
- آخ، وقتی سعی کردم سرعتش رو کم کنم، رم کرد
- فکر کنم باید برش گردونم پیش دوستم تا آموزشهاش رو کامل کنه
- این دوستت... روشهای آموزشیش
- یه کم قدیمی نیست؟
- فکر کنم همینطوره
- ولی مربیِ خوبیه. - شاید اینطور باشه
- شاید "پودر" با کسی که یه کم ملایمتر برخورد کنه بهتر کنار بیاد
- اوه واقعاً؟ کسی رو سراغ داری؟
- کمک منو میخوای یا نه؟ - ها! حتماً
- اگه پیشنهاد میدی، امروز عصر میارمش اینجا
- سلام. - سلام بابا
- خوش اومدید شما دو تا. - چطوری؟
- سلام
- اوه
- ما خیلی هیجانزدهایم؛ این قراره بهترین عروسیِ تاریخ بشه
- هی، تیم
- اوه! هاها! میراندا
- طوری نگاه میکنی انگار روح دیدی
- من... نه، آخه... من انتظار نداشتم، اه
- اوه، "پل" واسه کارش احضار شد
- آمستردامه، داره روی یه معاهدهی بینالمللی مذاکره میکنه
- بعیده بتونه به موقع واسه عروسی برگرده
- ولی به هر حال، فکر کردم بهتره زودتر
- با بچهها بیام تا توی آمادهکاریها کمک کنم
- آره، خب، واقعاً غافلگیر شدم. (خنده میراندا)
- سلام
(موسیقی متن)
- و در سپیدهدم
- غرق میشی در
- یک رویا
- ای رویاپرداز
- ای رویاپرداز
- ای رویاپرداز
- امیدوارم چروک نشده باشه
- وقتی رسیدیم آویزونش میکنم
- واقعاً ازت ممنونم که قبول کردی
- عروسی اینجا برگزار بشه
- با کمال میل
- راستش ایدهی لو و ایمی بود
- ولی به نظر من که عالیه
- من و جسیکا عهدمون رو درست همینجا بستیم
- هوم؟ جالبه
- خب، ما توی پرو ازدواج کردیم
- کلی آواز و وردخونی و
- اوه. واو
- خیلی دوست داشتم اون صحنه رو میدیدم
- ها
- توی عروسیِ ما در "ماوی"، صدف حلزونی زدن
- حتماً توی ساحلِ یه ریزورتِ پنج ستاره
- برازندهی یه وکیلِ سرشناسِ بینالمللی
- باید اعتراف کنم این مزرعه
- کلی خاطره رو برام زنده میکنه
- اوه، مطمئنم همینطوره
- بذار ببینم
- فکر کنم درست همونجا بود که با من بهم زدی
- و از زندگیم رفتی بیرون
- هی، بابا، امم... یه درخواستی داشتیم
- که میخواستیم ازت بپرسیم
- بگو بشنوم. - باشه
- اه، خب امیدوار بودیم که
- بتونی توی ساختن یه آلاچیق بهم کمک کنی
- یه آلاچیق؟
- اینجا؟ - آره
- پدربزرگ و مادربزرگم توی حیاط پشتیشون یکی داشتن
- و من همیشه اونجا بازیِ "عروسبازی" میکردم
- آها
- حواست هست که تا چند روز دیگه
- واقعاً داری ازدواج میکنی؟
- چیز خیلی عجیبی نمیخوایم
- فقط یه سازهی چوبیِ ساده، ترجیحاً از چوب سدر
- با ریسههای نوری و یه سیستم صوتی
- "شین" میگه تو توی اینجور کارها واقعاً ماهری
- آره. و... میتونه یه پروژهی پدر و پسریِ باحال برامون باشه
- حتماً. حتماً
- عالیه. - ممنون
- هاها! هیچوقت از تعجب کردنم کم نمیشه
- وکلای خوشسر و زبون موقع کار اینطورین دیگه
- سلام خواهر. - سلام
- خوش برگشتی
- ممنون. - از دیدنت خوشحالم
- منم همینطور. (خندهی ایمی)
- این همون...؟ - آره دیگه
- مامان زودتر اومد
- واو
- با بابا چطور پیش میره؟
- اوه، خودت که میدونی، اه... یه جورِ عذابآوری معذبکنندهست
(هر دو میخندند)
- هی، میخوام... میخوام یه چیزی بهت نشون بدم
- باشه
- نه بابا
- این همون سگکیه که بهت دادم؟ - آره، مال خیلی وقت پیشه
- میخوای برای عروسی ببندیش؟
- نمیدونم اونقدری گاوچران هستم که بهم بیاد یا نه
- هاها! - ولی نمیدونم
- کلی خاطرات خوب برام داره
- فکر کردم برای خوششانسی با خودم بیارمش
- آخی
- هی
- خب، خیلی عالیه که میبینم بچههام دارن با هم گپ میزنن. - اومهوم؟
- ولی اگه میخوایم تا موقع عروسی
- اون آلاچیق ساخته بشه، باید دست به کار شیم
- آلاچیق، هان؟ چه شیک
- خب، بیصبرانه منتظرم موقع شام دربارهش بشنوم
- "لو" داره یه سفرهی مفصل پهن میکنه واسه خوشآمدگویی به
- تو و "کلویی" و مامانت
- عالیه. - هی
- به نظر خوش میگذره. - هاهاها
- آره، خوش میگذره. خوش میگذره
(جیغ عقاب)
- آروم برو
(پِرتپِرت و شیهه پودر)
- هی. آروم
- بیا دیگه
- اصلاً دوست نداره سرعتش رو کم کنه
No comments yet. Be the first to leave one.