Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

Charmed S02E05 720p BluRay FLAC2 0 x264-NTb
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-16
ดาวน์โหลด: 10
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

ممنون از همگی که اینجا بودید. شب خوبی داشته باشید.

و با احتیاط رانندگی کنید. اوه، این موج گرما رو باورم نمیشه!

ساعت ۲ صبحه. چطور ممکنه اینقدر گرم باشه وقتی خورشید نیست؟

گل گفتی! گروه کرنبریز داره اجرا می‌کنه

یه کنسرت خیریه برای حقوق حیوانات، شنبه اینجا.

و اینجا مثل کوره میشه.

فیبی، تو همش داری طوری رفتار می‌کنی که انگار تو "دفترچه خاطرات کفش قرمز" هستی.

و من باید یه اسپری دورکننده مرد بزنم.

دست خودم نیست. خیلی خب، ملت

برید کنار. اینجا چیزی برای دیدن نیست. برید دیگه.

عجب! باید با شلنگ آب پاشید روت؟

تقصیر من نیست. من الان تو یه حالت خیلی هیجان‌زده‌ام.

البته با آب پاشیدن روی من مشکلی ندارم.

احساس می‌کنم دارم می‌سوزم. پیشونیم رو لمس کن.

فیبی، تو تب داری. می‌دونم، چی بگم.

یه اتفاقی داره برام می‌افته، پایپر... یه چیز خیلی عجیب.

عزیزم، فکر کنم باید دکتر رو خبر کنی.

ولی حالم بد نیست. من فقط... حس می‌کنم...

حس گرما می‌کنم، برانگیخته‌ام.

من یه خواب می‌بینم، پایپر.

این خواب سکسی.

اینطور نیست که قبلاً خواب سکس ندیده باشم، دیده‌ام، می‌دونی.

ولی این... این فرق داره.

این حس واقعی داره... یه پنت‌هاوس شیک، لانه عشق، شمع، ملحفه‌های ساتن.

اوکی، فهمیدم چی میگی.

اما هر شب با یه مرد متفاوته که بهم می‌گه من غیرقابل مقاومتم.

و بعد ما...

خب، بذار اینطور بگم که می‌تونستیم مدال طلا بگیریم

تو المپیک هیو هفنر. و این چیز بدیه؟

نه، این یه چیز خوبیه. یه چیز خیلی خوبیه تا وقتی که می‌کشَمشون.

خوابت اینطوری تموم میشه؟ تو اون یارو رو می‌کشی؟

هر شب، پایپر. بهت گفتم، یه مشکلی دارم.

هیچ مشکلی نداری. این یه خوابه، یه استعاره

برای سرخوردگی جنسی شدید.

باور کن، من باید بدونم.

آه، خوبه، داریم مردها رو رمزگشایی می‌کنیم. پرو، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

بهت می‌گم چی کار نمی‌کنم. من شمع روشن نمی‌کنم.

ماساژ پشت نمی‌گیرم، و یه حمام حباب داغ دونفره آماده نمی‌کنم.

اوضاع با آلن خوب پیش نرفت؟

خب، ببین، نکته همینجاست، من واقعاً مطمئن نیستم.

یعنی، قرار سوم، یه شب داغ.

شام عاشقانه، و اون منو پیاده می‌کنه بدون حتی یه بوسه شب بخیر.

من یه کم گیجم.

خب، این لزوماً یه رد کردن رسمی نیست.

یعنی، وقتی می‌گن "بهت زنگ می‌زنم"، این بوسه مرگه.

شاید فقط استرس گرفته. آره.

یا شاید فقط علاقه‌ای نداره.

منظورم اینه که من همه سیگنال‌ها رو دادم که اون جلو بیاد.

و اون فرار کرد. مردها همینطوری فرار نمی‌کنن وقتی بهشون می‌دی

همه سیگنال‌ها رو، درسته؟ پس قضیه چیه؟

باشه، برای من دیگه کافیه در مورد مردها حرف زدن.

باید برم خونه و یه دوش آب سرد طولانی بگیرم.

و امیدوارم یه خواب راحت داشته باشم.

خوابای خوب ببینی. کسی رو نکشی‌ها!

نپرس.

باورم نمی‌شه داریم این کارو می‌کنیم.

تو باید زیباترین زنی باشی که تا حالا دیده‌ام.

یا دارم خواب می‌بینم یا دارم عاشق می‌شم.

آه، رفیق، من قطعاً دارم عاشق می‌شم.

کل زندگیم کجا بودی؟

تو غیرقابل مقاومتی.

آلن، سلام. سلام. رفیق، گرمه، نه؟

روز بدی برای خراب شدن کولر. آره، روز بدیه. گوش کن، آلن.

هی، دیویس، می‌شه آسانسور رو نگه داری؟ ممنون.

ببخشید، برای یه جلسه دیرم شده.

باشه، آلن، فقط از روی کنجکاوی، آیا اتفاقی افتاد

تو قرار دیشبمون که باعث ناراحتی تو بشه یا چیزی؟

ناراحت؟ نه، نه، اصلاً.

راستش، خیلی بهم خوش گذشت. باید دوباره انجامش بدیم.

بهت زنگ می‌زنم.

بوسه مرگ.

حالا که حرف بوسه‌های مرگباره، باید باهات حرف بزنم، پرو.

آره، حتماً، داریل. همه چی خوبه؟

می‌دونی، تو یه مردی، شاید بتونی اینو برام توضیح بدی.

چرا یه لحظه مردها همه سیگنال‌ها رو می‌فرستن

و بعدش مثل یه سوئیچ همه رو قطع می‌کنن؟

شما مردها اصلاً چی می‌خواین؟

خب، خوبه که می‌بینم در حالی که شاید رمانس مرده، جوانمردی نمرده.

خب، چی شده، موریس؟

چهار مرد کشته شدن.

تو چهار شب گذشته، از وقتی این موج گرما شروع شده.

فکر می‌کنم قتل‌ها ادامه پیدا می‌کنن.

ولی هیچ مظنونی ندارم. اوه، متاسفم اینو می‌شنوم.

ببین، من و تو یه بازی داریم که انجام می‌دیم، درسته؟

تو می‌دونی که من می‌دونم تو یه راز داری.

تو همچنین می‌دونی که من نمی‌خوام بدونم چیه.

ولی اگه به هر شکلی بتونه کمک کنه اینو متوقف کنیم...

اوه، خدای من!

چه اتفاقی براشون افتاده؟

ضربه شدید مغزی.

هرچند پزشک قانونی نمی‌تونه دقیقاً بفهمه چطور.

اون همچنین نمی‌تونه بفهمه چطور هر کدوم از مردها

همه تستوسترونشون تخلیه شده.

چیزی نیست که هر روز پیدا کنی.

ما تو این مورد کمک نیاز داریم، پرو.

همون کمکی که فکر کنم فقط تو می‌تونی فراهم کنی.

آیا قربانیان چیز مشترک دیگه ای دارن؟

اونا هر کدوم عضو یه سرویس دوست‌یابی به اسم "رمانس عالی" بودن.

من قبلاً اونجارو تحت نظر گرفتم.

ولی اونا مشتری زیادی دارن که من نمی‌تونم همشون رو زیر نظر داشته باشم.

و مظنونین احتمالی زیادی هستن که من نمیتونم ردشون رو بگیرم.

اگه این روند ادامه پیدا کنه، امشب یه نفر دیگه می‌میره.

میدونم، و نمیتونم جلوش رو بگیرم. ببینم چیکار میتونم بکنم.

نمی‌خوام آسیبی ببینی. هر چی تونستی پیدا کن، بفرستش برام.

بالادستی‌ها تو این پرونده دارن منو زیر نظر دارن.

این نمیتونه تبدیل به یه پرونده حل‌نشده دیگه بشه.

بهت میگم پایپر، چیزی که دیشب دیدم خواب نبود.

حتی یه پیشگویی هم نبود. واقعی بود. حسش کردم.

من... من خیلی داغ بودم و بعد...

و بعد کشتمش. فیبی، تو کسی رو نکشتی.

میتونستم حس کنم تنش زیر تنم بی‌اختیار میلرزید.

داری حالمو به هم می‌زنی.

فکر می‌کنی من چه حسی دارم؟ دارم باهاش زندگی می‌کنم.

هنوز مزه خونش رو حس می‌کنم. باشه.

کسی خونه‌س؟ اینجاییم.

هنوز وقت ناهار نیست. تو خونه چیکار میکنی؟

موریس اومده بود دیدن.

فیبس، خوبی؟ خیلی داغم.

۱۰۰/۵ درجه تب.

ولی نمی‌ره دکتر.

موریس چی میخواست؟ کمک.

یا خدا!

اینا اون مردان. همشون!

فیبی، داشتی خواب می‌دیدی.

همه و تک تک قربانی‌ها؟ فکر نکنم.

میتونستم اون‌ها رو با چشمای خودم ببینم.

هر لمسی رو حس کنم، هر بویی رو بو کنم. چند وقته این حس رو داری؟

چهار شب گذشته. از وقتی قتل‌ها شروع شده.

تصادفه؟ فکر نکنم.

خب، شاید قدرتات دارن بیشتر میشن.

شاید حالا میتونی تو خوابت پیشگویی بگیری.

یا شاید تو فقط از نظر روانی به اون شیطان وصل شدی.

تو فرکانسش یا همچین چیزی. یا شاید من قاتلم.

بیخیال بابا، شماها. اینجوری نیست که سابقه نداشته باشه.

یعنی، پایپر یه بار گرگینه شد، یادتونه؟

یه وندیگو. حالا هرچی.

ببین، اگه از نظر روانی وصل شدی.

پس شاید بتونی بری مرکز دوست‌یابی.

بعضی از نوارهای مظنونین رو لمس کنی.

ببینی میتونی یه حس غیبی بگیری.

امتحانش می‌ارزه. بعدش من اینجا میمونم و میبینم میتونم چیزی پیدا کنم.

تو کتاب سایه‌ها. ببخشید، یه لحظه.

من بهت میگم که شاید یه جور شیطان قاتل مردها باشم.

و تو میخوای من برم مرکز مجردها؟

فیبی، باید یه کاری بکنیم.

وگرنه، امشب یه نفر دیگه میمیره.

اوه، اون دخترا رو نگاه کن، عجب هیکلی دارن، ها؟

فقط کارتو بکن اسمیت، باشه؟

دارم کارمو میکنم موریس. دارم از مظنونین احتمالی عکس میگیرم.

اگه از من میپرسی، اون دو تا مظنون پتانسیل زیادی دارن.

سلام، به فاین رومنس خوش آمدید. من دارلا هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟

خواهرم پرو میخواد ثبت‌نام کنه.

من میخوام؟ آره، تو میخوای.

در حالی که من اطراف رو نگاه میکنم. باشه.

خب، پرو، امروز روز شانس توئه چون ما یه پیشنهاد ویژه داریم.

یک سال دسترسی نامحدود به کتابخانه اینترنتی و ویدئویی ما.

با ضمانت بازگشت وجه فقط با ۳۵۰۰ دلار.

۳۵۰۰ دلار؟ خب، با اون پول میتونم یه مرد بخرم!

اوه، من همیشه کلافه‌ها رو میشناسم.

تازگی‌ها با مردا مشکل داشتی، مگه نه؟

متاسفم. خیلی متاسفم. اوه، ببخشید، ندیدمتون.

مشکلی نیست. اصلا مشکلی نیست.

شما اینجا کار می‌کنید؟ اوه، نه. راستش، من تازه...

تازه ثبت‌نام کردم. واقعاً؟

آره. یعنی، فقط...

به نظر نمیاید از اون تیپ‌ها باشید.

که به کمک برای پیدا کردن قرار نیاز داشته باشید. شما هم همینطور.

اوه، من اوون هستم. اوون گرنت. فیبی.

من باید برم، باشه؟ متاسفم. ببخشید.

ولی فیبی... ببخشید!

تبریک میگم پرو، روزهای مشکل داشتن با مردا تموم شده.

امشب تو مهمونی می‌بینمت؟ باشه.

میدونی، جهت اطلاع من با مردها مشکل ندارم.

خب، الان مشکلات مالی، آره.

ولی قطعا هیچ مشکلی با مردها ندارم. ما رفتیم.

اشکالی نداره. من ندارم، واقعا.

بهش بگو. اون نداره.

پایپر؟

برگشتی.

چیزی تو کتاب پیدا کردی؟ کتاب؟

یا خیلی مشغول نگاه کردن به چیز دیگه ای بودی؟

داشتم نگاه می‌کردم. باید ببینی چی پیدا کردم.

آره، خوب فهمیدم چی پیدا کردی.

برنزه عالی، هیکل خوب.

"وقتی یه جادوگر تمام احساسات انسانی رو رها می‌کنه.

و با تاریکی پیمان میبنده تا خودش رو از دل‌شکستگی محافظت کنه.

اون تبدیل به یه ساکوبوس، یه شکارچی جنسی میشه."

بذار ببینم.

"اون به دنبال مردهای قدرتمنده که در برابر جادوش بی‌دفاع میشن.

بعد با زبون تیغ‌مانندش از تستوسترونشون تغذیه می‌کنه."

پس این هیولا یه جادوگر شیطانی و پر از شهوته؟

آره، ولی اون تو نیستی، فیبی.

چون تو با تاریکی پیمان نبستی، درسته؟

و تا اونجایی که ما میدونیم تو زبون تیغ‌مانند نداری.

اینجا یه طلسم برای جذب ساکوبوس و نابود کردنش با آتیش هست.

یه مرگ آتیشین واسه من؟ فکر نکنم.

خب، باید این موجود رو بگیریم، درسته؟

خب، چی میشه اگه من یه طلسم برای جذبش اجرا کنم و اگه معلوم شد اون تویی.

که به سمت من جذب شده، اون وقت پایپر اتاق رو منجمد میکنه.

و از اونجا ادامه میدیم. قبوله؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left