Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 7

ข้อมูลรุ่น

Charmed S07E22 Something Wicca This Way Goes 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 22 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-12-03
ดาวน์โหลด: 17
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

از کجا بدونیم زانکو اینجا منتظر ما نیست؟

.مدرسه جادو از اون محافظت شده

!لیو

...با این حال، حالا که زانکو کتاب سایه‌ها رو داره

نمیتونه از همه قدرت‌هاش استفاده کنه، نه بدون قدرت‌های ما. لیو؟

.ولی می‌تونه ازش استفاده کنه تا قدرت‌های ما رو به دست بیاره. قبلاً هم این کارو کردن

.تا وقتی اینجا باشیم، در امانیم

چی شده؟ پسرا چطورن؟

.خوابن، چرا؟ زانکو کتاب سایه‌ها رو گرفته

چی؟ چطور؟

.همین که بفهمیم، بهت خبر میدیم

...اون ما رو از پا درآورد. چطور میشه توضیح داد

.قدرت‌های ما به کتاب گره خورده، احساساتمون هم به قدرت‌هامون

.با آسیب‌پذیر کردن ما... اون کتاب رو هم آسیب‌پذیر کرد

.اون ما رو یکم بهتر از اونی که فکر می‌کردیم می‌شناخت

اون واقعاً دنبال چیه؟

.چیزی که همیشه دنبالشه. قدرت

.نکسس

.خوبه که برگشتیم

.باشه، بفرما

چقدر نزدیکیم؟

.اگه می‌تونستیم از قدرت‌هامون برای باز کردنش استفاده کنیم، خیلی نزدیک‌تر بودیم

.نکسس این رو یه تهدید می‌بینه، همه ما رو نابود می‌کنه

.یادت باشه، نه خوبه نه بد

.فقط قدرتی خالص و دست‌نخورده‌ست

.از اون نوعی که خواهران چَرمْد خیلی وقته پنهانش کردن

.حالا نوبت منه که بازی کنم

.اولین حرکتت چی خواهد بود؟ منظورم اینه که وقتی به دستش بیاری

.اوه، نمیدونم

...البته، به کتاب سایه‌ها دسترسی کامل پیدا می‌کنم، که یعنی

.قدرت مطلق رو خواهم داشت

.امیدوارم حوصله‌ام سر نره

.نکسس، سرورم

.عقب برو

.انجام شد

استاد. دستوراتتون چیه؟

چی شد؟

!خواهران... با یه طلسم از من خارجش کردن

!از مدرسه جادو؟ محاله

!اونجا هیچی غیرممکن نیست

!کجا میری؟ کتاب سایه‌ها

!تا راهی برای متوقف کردنشون پیدا کنم

.فکر کنم جواب داد

...از کجا میدونی؟ اگه اون قبلاً وارد نکسس شده بود

تا الان اینجا می‌شتافت. خوب شد اون طلسم یادت موند...

.نمیتونیم همینجوری هی طلسمش کنیم

.بالاخره یه راهی برای دور زدنش پیدا می‌کنه

.ما باید قبل از اون کتاب رو پس بگیریم

.خب، ایده‌ای داری؟ نه، امیدوار بودم تو داشته باشی

من؟ چرا من؟

.چون تو تنها کسی هستی که هنوز اینجا اعتماد به نفس داری

.این فقط به خاطر اینه که من بازیگر خوبی‌ام

...امیدوارم بتونی کتاب رو گول بزنی. مگر اینکه اعتماد به نفسمون رو برگردونیم

و سریع، ممکنه نذاره پسش بگیریم...

.اگه زانکو اول نکسس رو به دست بیاره، حتی تلاشی هم بی فایده‌ست

...نمیتونیم بذاریم این اتفاق بیفته. اگه موفق بشه

.هر کاری که کردیم بی‌معنی میشه و من حاضر نیستم با این قضیه کنار بیام

.خب، شاید لازم نباشه. پس تا پای جون می‌جنگیم

که برمی‌گردیم به اینکه چطور جلوش رو بگیریم؟

.باشه، بذار یه لحظه بهش فکر کنیم

ما زانکو رو همونقدر می‌شناسیم که اون ما رو می‌شناسه، درسته؟

آره، خب که چی؟

پس، تنها چیزی که زانکو بیشتر از نکسس می‌خواد چیه؟

.سرمون رو توی سینی؟ دقیقاً

.اون از ما متنفره. میخواد ما رو بکشه

خب چرا بهش یه دلیل ندیم؟

.میدونی، انقدر عصبانیش کنیم که تمرکزش از نکسس برداره و روی ما بیاد

.میتونه برامون وقت بخره تا کتاب رو پس بگیریم. شاید جواب بده

.آره... مگر اینکه اول خودش ما رو بکشه

شما بازرس شریدان هستید؟

آره، شما کی هستید؟

.مأمور کیز، امنیت ملی

.شما تماس گرفتید، درسته؟ بله، بله

.من تا فردا انتظار شما رو نداشتم

.بذارید اینطور بگم که مشتاق بودم حرف‌های شما رو بشنوم

بسیار خب. شما چی میدونید درباره اتفاقی که برای مأمورتون برودی افتاد؟

.شما بگید. اون ناپدید شد

.فکر کنم میدونم کی دلیلش رو میدونه

.همون آدمایی که میدونن چه بلایی سر سه تا پلیس دیگه اومده

.که تو هفت سال گذشته کشته یا به طرز مرموزی ناپدید شدن

.بازرسان ترودو

.رودریگز و دیویدسون

.بعدش هم پرونده‌های غیرنظامی‌ها هست

.از جمله یکی از خواهرانشون، پرو هالیول

همین؟

همین؟ شوخی می‌کنی؟ چی، بیشتر لازم داری؟

.باشه

چطور اگه بگم فکر می‌کنم اونا سعی کردن منم ناپدید کنن؟

.منو به کما بردن، سعی کردن کاری کنن که هر چی می‌دونم رو فراموش کنم

.در واقع، برودی بود که به دستور من شما رو به کما برد

.چی؟ اونا می‌دونستن که شما دنبالشون هستید

.نمی‌خواستیم تحقیقات ما رو خراب کنید

.چطور جرئت میکنید! آروم باشید، بازرس

.این قضیه بزرگ‌تر از اونیه که فکر می‌کنید، خیلی بزرگ‌تر

ضمن اینکه، من اینجا هستم، مگه نه؟

.با تفنگ آرام‌بخش برودی؟ نه

.با جواب‌ها. همونایی که دنبالشون بودید

.باشه

شما به ماوراءالطبیعه اعتقاد دارید، بازرس؟

اینکه ممکنه نیروها و قدرت‌هایی وجود داشته باشند که فراتر از توان ما هستند؟

.این همون چیزیه که هالیول‌ها توش دست دارن

.ما می‌خوایم اون رازِشون رو کامل رو کنیم

دنبال چی می‌گردی؟

.یه طلسم برگشت، که نذاره اونا منو از نکسوس دور نگه دارن

.حتی اگه پیداش هم کنی، ممکنه جواب نده

...خودت گفتی که بدون دسترسی کامل به کتاب، اون

.می‌دونم چی گفتم

.شاید یه معجون

.چرا فقط سعی نمی‌کنی نکسوس رو جذب کنی؟ از اونا بیشتر دووم بیار

.بالاخره که نمی‌تونن مدام اون رو ازت بکشن بیرون، و زمانش رو هم دقیق تنظیم کنن

...دیر یا زود، به اندازه کافی قدرت خواهی داشت

تا از محافظت مدرسه جادو عبور کنی. بعد می‌تونی بکشیشون...

.تو اونا رو مثل من نمی‌شناسی

.نمی‌تونی باهاشون مستقیم بجنگی، جواب نمیده

.شیاطین اینجوری می‌میرن

.اما نه این شیطان، نه این دفعه

.الان وقت کینه‌توزی شخصی نیست

.به نظرم باید روی نکسوس تمرکز کنی، نه جادوگرا

داری منو به چالش می‌کشی؟

.تو منو به عنوان مشاور آوردی. من فقط دارم به وظیفه‌ام عمل می‌کنم

...اگه ناراضی هستی، پس

.نه. نه، تو به من خوب خدمت کردی و به این کار ادامه خواهی داد

.و برای این منظور، برو به آشپزخونه

.و برام قدری گیاه آدم‌گیاه، بذرالبنج و ریشه شوکران بیار

دارم یه معجون درست می‌کنم. برای چی؟

.برای دزدیدن قدرت‌هاشون

.راه‌های دیگه‌ای هم برای دسترسی کامل به کتاب سایه‌ها هست

مگه یه طلسم اعتمادبه‌نفس تو کتاب سایه‌ها نبود؟

آره، یادته اون رو روی اون پیشخدمت رستوران کویک اجرا کردیم؟

.وای، کویک. خیلی وقت پیش بود

.شاید باید روی خودمون اجراش کنیم. یه کم اعتمادبه‌نفس لازم داریم

.ولی این کار زنکو رو عصبانی نمی‌کنه. شاید بهمون کمک کنه کتاب رو پس بگیریم

اگه به جاش... بدنمون رو باهاش عوض کنیم چی؟

.نمیشه، اون تو مدرسه جادویی خواهد بود. آهان، درسته

.یه طلسم عشق چی؟ می‌تونیم کاری کنیم عاشق یکی از ما بشه

.ببخشید، من خودم رفیقه دارم. آره، خب، من ندارم

آره، ولی تو اونقدرها هم ناامید نیستی. هستی؟

.اون شیاطین بلدن آدمو شبا گرم نگه دارن

.ولی این فقط به خاطر اینه که توپ‌های آتشین دارن

..."افکار پنهان را بشنو

تخیل را گسترش بده..."...

اگه دوباره تو رو به بانشی تبدیل کنیم و رهاش کنیم رو سرش چی؟

.خیلی جیغ‌وداد داره، برای صدام سخته

.هی، یه ایده دارم

اگه تحقیرش کنیم و تبدیلش کنیم به یه حیوون چی؟

مثل اون دفعه که همه رو توی P3 تبدیل کردیم؟

.اون طلسم نتیجه عکس داد

.آره خب، گرسنه نون و حلوا نمی‌شناسه

.فیبی، پایپر! بیاین اینجا. فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

اینا همه اینجا چیکار می‌کنن؟

.نیروی کمکی

تو می‌دونستی، نه؟ چی رو می‌دونستم؟

.درباره هالیول‌ها، که اونا واقعا کین

.نمی‌دونم چی میگی

حتی اگه کشته هم می‌شدم، بازم دهنت رو می‌بستی؟

!هی، بازرس، گوش کن... تو گوش کن به من

.من دستگیرت نمی‌کنم چون نمی‌تونم ثابت کنم که می‌دونستی

!باورم نمیشه که بهم نگفتی و گذاشتی اونا منو به کما ببرن

.هی، صبر کن! من کمک کردم پیدات کنیم، خب؟ من کسی هستم که نجاتت دادم

.باید بیای اینجا و باید بهمون کمک کنی

."ما"؟ "ما" کیه؟ امنیت داخلی

.اونا کاملاً درگیرشن. الان یه پرونده فدرالیه

مشکلی پیش اومده؟

.نه

.موریس، دیگه نمی‌تونی از این فرار کنی

.دیگه نمی‌تونی ازشون محافظت کنی

داریل، کیه؟

.واقعاً چاره‌ای ندارم

!پس بهتره بهشون هشدار ندی که داریم میایم وگرنه دستگیرت می‌کنم

اونا بودن؟

.نه، اون... شریدان بود

همه چی روبراهه؟

این مشکل من نیست، درسته؟

.اونا تنها هستن

!بفرما

.اگه میشه یکی از اون ویال‌ها رو بهم بده

از کجا می‌دونی جواب میده؟

.نمی‌دونم. ولی فرض می‌کنم اگه توی کتاب مقدس‌شون هست، باید جواب بده

.ولی اونا تو مدرسه جادویی پنهان شدن

چطوری می‌خوای اونقدر بهشون نزدیک بشی که ازش روشون استفاده کنی؟

.اونا زیاد توش نمی‌مونن

این سبک اونا نیست. داشتم چی می‌گفتم؟

این چه کوفتیه؟

.حالا! چیزی پلید در میان ماست

.در خانه‌مان جایی که او هست

حالت خوبه؟

!خب، فقط نایستید! همه‌شون رو بکشید

!کتاب

!اونا دنبال کتابن! اینو متوقف کن

.طلسم رو برگردون به جایی که افتادم

!عجله کن، برو سراغ کتاب. برو، برو، برو

چی شد؟

.نذاشت بگیرمش. باید یه طلسم اعتمادبه‌نفس اجرا می‌کردیم

.داری تجاوز می‌کنی

.شکست خوردم. منو ببخش

.در واقع، یک موفقیت کامل بود

.بالاخره، ما هنوز کتاب رو داریم

...و به عنوان یه جایزه اضافی

.حالا من یکی از قدرت‌های اونا رو دارم

درد داره؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left