APB

APB

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

APB S01E05 Above and Beyond 1080p AMZN WEBRip DD 5 1 HEVC x265
ความคิดเห็นโดย peyman_1986
sync by WEB-DL translator_._MR.HR_._Sponsor_._ No sponsor

แท็ก

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
เผยแพร่เมื่อ: 2018-10-08
ดาวน์โหลด: 29
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫یه میلیاردره یتیم...

‫اسمم گیدیون ریورسه.

‫من یک امپراتوری ساختم که ‫راکت، کامپیوتر، ربات...

‫با درآمد بیش از 100میلیارد دلار.

‫میدونی چجوری اینکارو کردم؟

‫من یک مهندسم.

‫...غم دیده ام...

‫- پول! ‫- نه!

‫دوستم تیر خورد!

‫کدوم گوری بودین؟

‫...با بزرگترین چالش های مهندسی زمان خودش

‫درگیر میشه...

‫من میخوام عدالت در حق ‫الیوت جیمز سالی اجرا بشه.

‫منطقه 13 رو بهم بدین تا اداره کنم.

‫یک غیرنظامی نمیتونه یه ‫منطقه پلیس رو بدست بگیره.

‫چرا میتونن، با یه انتصاب ‫ویژه از این کمیته.

‫...تا نیروی پلیس رو متحول کنه...

‫تکنولوژی پرونده ها رو حل ‫نمیکنه، پلیسا میکنند.

‫تو با تکنولوژی من آشنا نیستی.

‫وای.

‫...و نجات یه شهر.

‫شما بچه ها همکاران من هستید.

‫ما قراره جهان را تغییر بدهیم.

‫ نه، اول برام یه شام درست کن،

‫ بعد استراحت میکنیم.

‫آره، همین الان ردیفش میکنم .

‫آهان.

‫باشه. خیلی دوست دارم.

‫باشه، خداحافظ.

‫دفتر شهردار از من خواست

‫تا یه بررسی جامع از تمام ‫پرونده های تو انجام بدم.

‫باید بگویم، تا دلت بخواد ‫اینجا مشکل میبینم.

‫نه. کاغذ رو بررسی کن. ‫منظورت تا دلت بخواد موفقیته؟

‫- جنایت در سراسر منطقه پایین اومده. ‫- درسته.

‫- هشت درصد کمتر شده. ‫- خب، هر کسی می تواند

‫با شکستن قوانین اعداد خوب درست کنند.

‫شکستن قوانین؟ ما چطوری...؟ چی؟

‫تو حتی با یه وکیل مشورت نکردی

‫قبل از اینکه با پهباد به یکی شلیک کنی؟

‫یا قبل از اینکه یه سیستم ‫نظارتی عجیب غریب درست کنی

‫سیستم نظارتی؟

‫ما داریم کارها رو بهتر انجام میدیم.

‫ما داریم شهر رو امن تر میکنیم.

‫امن تر. آه.

‫پس اون قضیه انفجار بزرگ در وسط

‫شهر هفته گذشته چی بود؟

‫به اون میگی امن تر؟

‫طریقه دیدت به قضایا مهمه.

‫- هممم. ‫- نگاه کن،

‫ما هر دومون میدونیم که این بیشتر مربوط

‫به اینه که همسر سابقت اینجا ‫کار میکنه پس به هر کار من

‫که انجام بدم گیر میدین.

‫ازدواج من هیچ ربطی به این قضیه نداره.

‫این بخاطر بی توجهی ‫آشکارت به قانون است.

‫اوه، و، آقای ریوس،

‫پنجشنبه در دفتر شهردار میبینمت.

‫ما مشخص میکنیم که کدوم پرونده ها مشکل دارن.

‫من پیشنهاد میکنم آماده بیای.

‫اوه، همین الان واردش شدی.

‫من فقط... آه، من...

‫این یه...

‫آنها جدی جدی میخوان بزارن آدم بدا برن

‫به خاطر سیاست؟

‫تو شهردار رو خجالت زده کردی ‫وقتی منطقه رو بدست گرفتی.

‫اون میخواد ازت انتقام بگیره.

‫من مدت زیادی اینجام، و دارم بهت میگم

‫تنها یک راه خروج از وضعیت ‫هایی شبیه به این وجود دارد.

‫منظورت یه ربات قاتله؟

‫بهم بگو که یه ربات قاتله. ‫تا بسازمش.

‫نه. منظورم اینه که، ما یه پیروزی میخوایم.

‫چیزی که اینقد بزرگ باشه ‫که ای.اس.ای و شهردار

‫نتونن بهمون ضربه سیاسی بزنن ‫و علیه ما استفاده کنن.

‫آره، اون هیچی نداره.

‫به نظر دیوونه میاد. منظورم اینه، ‫یه آدمی مثل اون به چی فکر میکنه؟

‫یو، گیدئون، ما به کمکت نیاز داریم.

‫پسر، اگر من هر دفعه که اینو ‫میشنوم یه دلار گیرم بیاد،

‫من یه میلی... آه، درسته. ‫همین الانش هم یه میلیاردرم.

‫یه پرونده دیشب داشتیم.

‫- یه عجیب و غریبش. ‫- آره.

‫چند تا دیوونه دیشب به عابر ‫بانک شلیک کردند طرفای ساعت 8.

‫زنگ خطر خاموش شد، ما رفتیم اونجا.

‫اون فقط ایستاده بود،

‫منتظر، تفنگ بر روی زمین، دست ها بالا.

‫خب، اینو اشتباه متوجه نشو.

‫بنظر از اون پرونده هایی میاد ‫که به کمک من نیاز نداری.

‫- فکر کنم اون اینکارو کرد. ‫- بله، ما گرفتیمش.

‫موضوع اینه که، اون میگه که سعی ‫داشته توجه ما رو جلب کنه،

‫چون اون باید با تو حرف بزنه.

‫اون بیش تر از 50 بار زنگ زده،

‫اما همه آنها به ‫منطقه 21 اعزام شدند.

‫آنها اونو نادیده گرفتن. ‫اونم به اینجا زنگ زد

‫یه گروه هم همینطور، اما میز بهش وصل نمیشه.

‫فک کنم اون فک کرده که خلاف کردن

‫در منطقه 13 تنها راهه.

‫آقای ریوس.

‫ممنونم که اومدی.

‫سلام.

‫آقای ریوس، شما الهام ‫بخش من بوده این.

‫آه.

‫ام...

‫الهام بخش برای شلیک به عابربانک؟

‫آره، من، آه... من متاسفم بخاطر اون. ‫من فقط، ام...

‫- من فقط نمیدونستم چیکار کنم. ‫- باشه.

‫پس دقیقا چرا میخواستی باهام حرف بزنی؟

‫خب، این دختر منه، مایا.

‫او یه دانش آموز در ‫دانشگاه شیکاگو بود.

‫و در سال گذشته، او شروع کرد ‫به آزمایش کردن مواد مخدر.

‫و ما سعی کردیم که مداخله کنیم،

‫اما... اون یه سکته مغزی کرد.

‫او جان سالم به در برد،

‫اما او فقط، ام...

‫داره یاد میگیره که چطوری دوباره صحبت کنه.

‫خیلی متاسفم. ام آه...

‫من هنوز هم نمی فهمم، هر چند. چرا...

‫من فقط حس کردم که باید کاری کنیم.

‫خب؟

‫اون وقتی اوردز کرد که یه ‫مواد به اسم های تون کشید.

‫این یه هروئین ترکیبیه ‫و مت آمفتامین است.

‫پزشکان گفتند که این ترکیب خاص

‫همیشه باعث اوردز ‫های تصادفی میشه.

‫آره، درسته.

‫این ماده باعث میشه بچه ها ‫سرحال بمونن و بیشتر کار کنن.

‫بسیاری از مخدر ها از دور خارج ‫شدن، به زانو درشون آورده،

‫- اما هیچ کس نمیدونه کی اونو میسازه. ‫- و این چیزیه که من میخوام بفهمم.

‫من میخوام جلوی کسی رو بگیرم ‫که این مواد رو به دخترم داد

‫قبل از اینکه به بچه یه نفر دیگه آسیب بزنه.

‫و بعد من دیدم که تو برای دوستت چیکار کردی،

‫و چگونه قاتل رو پیدا کردی.

‫من به M.I.T هم رفتم .

‫کلاس '90.

‫نمیدونم. فقط حدس میزنم، ام...

‫میخواستم کار مشابهی انجام بدم.

‫آره. من مهندسی مثل تو نیستم،

‫قطعا یه میلیاردر هم نیستم.

‫تمام چیزی که من گیرم اومد یه مشت کتک بود

‫از برخی از ساقی های خیابانی.

‫ببین، من میدونم که قراره ‫برم زندان بخاطر کار دیروزم.

‫من مشکلی با این قضیه ‫ندارم، اما من، ام، آه...

‫من ازت میخوام، لطفا، ‫فقط، فقط به خانه من برو.

‫من فایل هایی دارم. مدارکی دارم.

‫فقط لطفا، فقط یک نگاه بنداز.

‫تازه کار، تو این همه ‫موارد نقض حرکت رو نوشتی،

‫من خودم بهت یه مدال پلیس میدم.

‫نکن. تشویقش نکن، برنی.

‫بیخیال. این چه کاری بود؟

‫چی چی بود؟ من داشتم برا ‫خودمون بلیط کتاب میگرفتم.

‫تو چهارتا گرفتی، آنها ازت انتظار ‫دارند که چهارتاش رو پرکنی.

‫کاب! ریس!

‫بله

‫شما بچه ها امروز روی چی کار میکنین؟

‫آه، ما داخل ترافیکیم.

‫من یک ماموریت ویژه برای شما دارم.

‫تیم ویژه مون دارن رو چندتا سرنخ کار میکنن

‫در مورد فراری هایی که ممکنه در منطقه باشن.

‫ما رو برای چی میخوای؟

‫آدا اینجا یه راه جدید پیدا کرده.

‫بنابراین من یه چیزی برنامه ریزی کردم ‫که سوابق رو بررسی و آدما رو پیدا کنه

‫که دارن تغییر اسم میدن که از ‫مرکز اطلاعات فدرال بیرون بمونن.

‫خیلی خب.

‫خب، حالا اینا یعنی چی؟

‫فراریان احتمالی. ما یه جای ‫احتمالی در منطقه داریم،

‫رجی واکر در 51 و دامن. ‫(آدرساشون اینجوریه)

‫با توجه به سوابق ما، ‫او فقط برای هفت سال

‫گذشته وجود داشته.

‫الان اطلاعات رو به ماشینتون میفرستم.

‫اون خطرناکه؟

‫بله، احتمالش هست که یارو ‫آدم بخور یا چیزه دیگه ای؟

‫او از اف بی آی پنهان نمیشه، ‫چون اون یک فرشته است.

‫ببین، من میخوام باهاتون رو راست باشم.

‫منطقه می تواند از یکم ‫تبلیغ خوب استفاده کند.

‫شما بچه ها در یه حلقه ماهی بزرگ هستین،

‫که به شهردار چیزی رو میده که لاف بزنه

‫- و ما رو تنها بزاره. ‫- باشه.

‫اما اگر یارو به یه آدم خوار تبدیل شد،

‫من این تازه کارو میدم بهش بخوره.

‫ممنون برای اومدنت.

‫من خیلی متاسفم بخاطر هر ‫دردسری که رابرت باعثش شده.

‫او به من نگفت که چیکار میخواد بکنه.

‫اوه، اشکالی نداره.

‫همه ما دوست داریم که بعضی ‫مواقع به عابربانک شلیک کنیم.

‫این همه قضیه است؟

‫ام، فکر کنم، بله.

‫همه اینا پرینت گرفته شده بود و تنظیم ‫شده بود که اماده باشه اگه شما اومدین.

‫من مجبورم بپرسم که... شوهرتون ‫تا به حال سابقه خشونت داشته؟

‫اوه، خدا، نه. رابرت...

‫همیشه تو فکر بود، همیشه ‫چیز میز اختراع میکرد،

‫و جزئی در اطراف ‫کامپیوترش بود، و، خب...

‫و سیب خیلی از درخت دور نیافتاد.

‫اینها همه جوایز علمی مایاست.

‫ما هر دومون افتخار میکردیم. من...

‫مردی که به اون این مواد رو داد...

‫او دختر کوچک ما را شکست.

‫از موقع سکته مغزی،

‫حتی یه کلمه هم نگفته.

‫من فقط نمیدونم

More Farsi Persian subtitles for APB

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left