191 บรรทัดแรก
سئول ، کُره جنوبي
!تولدت مبارک
!سورپرايز
!تولدت مبارک
!تولدت مبارک
!تولدت مبارک! تولدت مبارک
!تولدت مبارک
داري چيکار مي کني؟
منو ترسوندي
دست انداختن من جالبه؟
وي ) ، بفرماييد)
ممنون
وي ) هيچوقت چاق نميشه)
به خاطر اين نيست . اون ديابت داره
خيلي خُب ، فقط يه ذره
يه ذره کوچولو ، باشه؟
تو هميشه وسايل ات رو پيش خودت نگه ميداري
تو بايد بعضي وقتا بي خيال اونا بشي
...اين کارت ميگه
يه چيزي رو که گم کردي بهت بر ميگرده
...چيزي رو که گم کردي
احتمالاً پيدا ميشه
نه
...شايد
ممکنه اون يه شيء نباشه
تا حالا پيمانت رو با کسي شکستي؟
اون بر ميگرده
زياد به حرفاي (ژي-هو) گوش نکنين
اون بهم گفت که من معشوقه ام رو خواهم ديد
ولي تا الان مجرد موندم
پس زياد اهميت ندين
...من به اندازه ي تو زيبا نيستم
تا يه آقا پسر خوش تيپ مثل (وي) پيدا کنم
وقت تزريقه
هنوز از تزريق ميترسي؟
زياد طول نميکشه
تموم شد
بر ميگردم
باشه
الو
گوشي خدمتتون
پيم ) ، با تو کار دارن)
کار مهمي باهاش دارين؟
اون اينجا نيست
ببخشيد؟
چيه؟
...از بيمارستان تايلند هست
مادرت حمله ي قلبي کرده
الان برميگردي؟
، اگه به اينجا برنگشتم
حتماً اتفاقي نيافتاده
حالت خوبه ، ( پيم )؟
نمي خوام برگردم اونجا
، از وقتي که (پِلوي) مُرد
ديگه هيچوقت نمي خوام تو اون خونه زندگي کنم
من اين قدر خود خواه هستم که تمام گذشته ام رو فراموش کنم؟
!اين حرف رو نزن
، اگه من اين کار رو نميکردم
شايد ( پِلوي ) نمي مُرد
پيم ) . ما قبلاً هم در اين باره حرف زديم ، نزديم؟ )
!تقصير تو نيست
هيچ کس نمي خواست اين طوري بشه
...بيمار نمي تونه الان تکون بخوره
و همچنين نميتونه حرف بزنه
چون خونريزي مغزيش روي تمام سيستم هاي عصبيش تاثير گذاشته
ما مجبوريم صبر کنيم تا وضعيتش بهتر بشه
بعداً مي تونيم عملش کنيم
مادر
!مادر
معذرت مي خوام ، خانم
فکر مي کنم بايستي اجازه بدين بخوابه
لطفاً برين بيرون
( اوه ! ( پيم
اين آهنگ مورد علاقه ي ( پِلوي ) هست
... (پلوي)
(خانم ( پيم
...اگه با من کاري ندارين
مي تونم برم خونه؟
تو اينجا نمي خوابيدي؟
نه ، خانم
اگه دوست داشته باشي مي توني اينجا بخوابي
راحت تر هست
درسته
بهتره من برم خونه
(وي )
چيه؟
چي شده؟
حالت خوبه؟
خوبي؟
مادر
چه حسي داري؟
مادر ، چيه؟
چي مي خواستي بگي؟
معذرت ميخوام ، خانم
مي خوام بهش آمپول بزنم
اون روز چه اتفاقي براي مادر افتاد؟
چطوري اينطوري شد؟
من واقعاً نميدونم
...از زمانيکه اينجا بودي
اون چطوري بود؟
...من
من نميدونم اخيراً چش شده بود
...اون هميشه تو اتاقش بود
گريه ميکرد
...بعضي وقت ها احساس مي کردم
يه جورايي از بعضي چيزا مي ترسيد
از چي مي ترسيد؟
دکتر ، حال مادرم چطوره؟
يه دفعه اوضاعش بدتر شد
فکر مي کنم همين امشب بايد عملش کنيم
!خانم! خانم
حالتون خوبه؟
خسته اي؟
اگه دوست داشته باشي مي توني بري خونه
من اينجا مي مونم
خوبم
وضعيت مادرت الان خوبه
اون هنوز بي هوشه
خُب ، کِي به هوش مياد؟
نمي تونم بگم
بستگي به وضعيت بيمار داره
چي شده؟
!پيم! ) درو باز کن )
پيم ) ، چي شده؟ )
چي شده؟
تموم شد
دقيقاً چه اتفاقي واست افتاد؟
چرا به خودت صدمه زدي؟
چرا به من نميگي؟
من (پِلوي) رو ديدم
منظورت چيه؟
حس مي کنم اون هميشه همراه منه
متوجه نميشم
چطوري ميتوني اونو ببيني؟
پِلوي ) مُرده )
اهميت نده
من فقط ترسيدم
بهتره بري پيش دکتر
...( وي )
من خوبم
حالت چطوره؟
خوبه
خيلي وقته نديدمت
خيلي عوض شدي
جداً؟
قهوه
ممنون
( اوه ( پيم
اين (داناي) هست ، دوست من
سلام
سلام
قبل از اينکه به کُره برم ما خيلي با هم جور بوديم
بيش از ده سال ميشه که همديگرو نديديم؟
آره . بيشتر از ده سال ميگذره
مدت زيادي بود
چطوري دوباره همديگرو ديدين؟
وي ) منو خواست تا بيام خونه رو ببينم )
کار بارت چجوريه؟
...خوب ، سرم کاملاً شلوغه . من تدريس مي کنم
و پذيرش زيادي دارم
خُب ، تخصص شما چيه؟
من يه روانپزشک هستم
!(پيم )
!(پيم )
تو فکر مي کني من ديونه ام؟
!(پيم )
!به من گوش کن
!(پيم )
! ( در رو باز کن ، ( پيم
!(پيم )
!(لاکي )
!(لاکي )
!(پيم )
نتيجه اِسکن ميگه
مغز شما به نظر نرمال مياد
بهتون چند تا عکس نشون ميدم
...فقط به من بگو
چي ميبيني
باشه؟
اگه اين جوابو بدم ، يعني من ديونه هستم ، درسته؟
بايد بگم ( پروانه) ، درسته؟ اين نرمال بود
...مراجعه به روانپزشک
به اين معني نيست که شما ديوونه ايد
هرکسي ميتونه مثل شما باشه
اين ميتونه درمان بشه
وي ) خيلي نگران شماست )
اون نميخواد شما رو اينطوري ببينه
ميتوني در مورد ( پِلوي ) به من بگي؟
ما به هم قول داده بوديم که هميشه کنار هم باشيم
اون وقت چي شما رو از هم جدا کرد؟
بسيار خُب ، واسه امروز کافيه
No comments yet. Be the first to leave one.