200 บรรทัดแรก
آنچه گذشت
بابا! از کی تا حالا داریاینجا زندگی میکنی؟
ازسه هفته پیش. تا وقت که بتونم برای خودم خونه بگیرم
همیشه به پدرم نزدیکتر بودم
تا به مادرم
ولی وقتی اون مادرم رو ترک کرد و ناپدید شد
بدون هیچ خبری
بابام اینجا پیش ماست.
سلام غریبه
اون بوسه. فکر کردم
یه لحظهی مشترک بین ما بود
اشتباه میکردم؟ من و تو.... هم تیمی هستیم
من همیشه سر کار هوات رو دارم
ولی از این به بعد رابطهی ما فقط همینه
میخوام یه لحظه برم بیرون. میخوام برای یه کاری به مالی هیگز کمک کنم
حالا دیگه داری چاپلوسی دختر رئیس رو میکنی؟
نه اصلا هم این طوری نیست
ستوان کاراگاه پایپر لینچ بخش هالیوود
شهردار از من خواسته شخصا
رهبری ارتباط بین تیمهارو به عهده بگیرم
ومطمئم شم که
به ادارههای فدرال اطلاعات لازم رو میدیم
لینچ توی بخش هالیوود خیلی معروفه
لینج اومده که آمار بگیره
من نیومدم اینجا که بهتون بگم چکار کنین
فقط میخوام طرز فکرتون رو درمورد کارهایی که تیم سوات (عملیات ویژه) میتونه انجام بده
آمادگی جسمانی خیلی مهمه تمرین کردن هم همین طور
همینه که ما رو زنده نگه میداره
شاید بشه استفادههای بهتری از این پلیسهای عالی کرد
توی محل وقوع جرم قبل از اینکه با پلیس تماس بگیرن
هی! صبحونه آمادهست
زودباشین دیگه! هردوتون!
عجب زورگویی هستی!
دی
زودباش بابا
وافل سرد میشه!
ماشین شوی رو خوب آماده کرده بودیم
اون قدر که این آخر هفته رتبهی اول رو به دست بیاره
اگه به خاطراون کلاهک گاز لعنتی نبود
خیلی حیف شد
خیلی هم خوشگل شده چون من رنگ قالپاقها رو برق انداختم
آره... بیا. اینو برات آماده کردم
ممنون. ولی هنوز هیچی مثل اصلیش نمیشه
داورها به این چیزها دقت می کنن
حتی اگر نکنن رقبا حتما
گزارشمون رو میدن
فکرمیکردم اونها رفقات هستن
آره ولی همه میخوایم ببریم
میتونی اینترنتی بخریش. ۳۹ دلار و ۹۹ سنت بدی
بگی برای با تحویل سریع بفرستن
نه بابا اونها هم اصل نیستن که فقط سرمون رو کلاه میذارن
من هیچ وقتی چیزی رو که با چشمای
خودم ندیدم از آدمی که نمیشناسم نمیخرم
هی، اعتماد فقط رو در رو به وجود میاد
من که نباید این رو بهت یادآوری کنم پسرم
ای وای
مامانت زود اومده
الان منو تیکه تیکه میکنه
سلام مامان
سلام بذار برات صبحونه درست کنم
آره من میرم اون طرف که تو بشینی
هووم. نه نه
اومدم که فقط یه سری ویتامین و مکمل غذایی بهت بدم
باید همهشون رو بخوری
دستورالعملش روی جلدشه
این پسر خودش بلده بخونه
نمیخواد مثل بچه باهاش رفتار کنی
تنها بچهای که پشت این میز نشسته تویی دانیل
تو حتی برنامهای که برای سرزدنهامون ریخته بودیم رو
رعایت نکردی البته که رعایت کردم
ومنم فقط یه لحظه از دیدن
تو هم خوشحال شدم
مامان. لازم نبود اینطوری بهش بپری
حق با توه
نمیدونستم که اول باید زنگ بزنم بعد بیام اینجا
تا مجبور نشم با اون چشم تو چشم بشم
فکر کردم این مشکل رو حل کردیم
حالا یه دقیقه بیا بگیر بشین
کار کردن روی اون ماشین لعنتی
به علاوهی جا و غذا
این مرد اصلاتغییر نکرده
با احسسات مردم بازی میکنه تابه اهداف خودش برسه
مامان داره تلاش میکنه واسه خودش خونه پیدا کنه
فقط از اونی که فکر میکرد کمی سختتره
ولی تو میای نمایشگاه ماشین درسته؟
من رفقاش رو همون موقع که جوون بودن هم دوست نداشتم
ماروین و اون یارو تیبرد
اون دوتا همیشه تلاش میکردن از هم جلو بزنن
احمقهای پیر و اسباب بازیهاشون
مامان کمی دارچین ریختم توی وافلها
بخور ببینچه مزهای شده. باشه؟
یکی با خودم میبرم
نذار اون پیرمرد گولت بزنه
باشه؟
چشم.حتما
ممکنه مهربون به نظر برسه ولی همهش دروغه
اون مرد مثل ماهی لیز میخوره
بیا مامان
خیلی ممنون خدافظ دریل
اووم خدافظ
هووم
ای وای
چقدر ازش بدش میاد
اون هم کمی حق داره دی
گذشته ها گذشته اصلا مگه چند سال پیش بود؟
من ۱۴ سالم بود
خواهرم وینی تقریبا هم سن تو بود
بعد ازاینکه تو رفتی بهش سر میزدی؟ بعضی وقتا
ولی دی، اون هر چی باشه بابامه
عاشقش بودم. فقط برای مدت کوتاهی ازش خوشم نمیاومد
ولی تو همه چی رو فراموش کردی
همه چیزو نه
ولی مامانم فراموش نکرده و مطمئنم که وینی هم فراموشش نشده
وینی از همون موقع دیگه ندیدش
مردم پیر میشن حتی ممکنه بمیرن
نمیشه که همهی عمرت کینه به دل داشته باشی
فکر کردم من قراره به تو درس زندگر بدم
فقط...
بعضی مردم هیچوقت با درد کنار نمیان
امروز بازرسی بیشتر داریم
دیگه از این به بعد همینه
چطوری یه ستوان که عضو گروه عملیات ویژه نیست
دفتر کار خودش رو توی ساختمون سوات گیر میاره؟
تازه اسمش رو هم روی در زدن
سلام
لینج به عنوان مهمون شهردار اینجاست که مشاوره بده و بازرسی کنه
توی سلسله مراتب فرماندهی نیست
اون حق نداره ونمیتونه به هیچ کدوم از ماها
دستور بده. باشه؟
خوب نظر افراطی من رو هم بشنوید
چرا بهش یه فرصت کوچیک ندیم؟
شاید اون تغییراتی که میخواد اعمال کنه
واقعا به نفعمون باشه. چون که هر دوتون زن هستید داری ازش طرفداری میکنی؟
استریت. اون قدر که فکر میکنی هم بامزه نیستی ها!
بعضی وقتا بامزه تره
همیشه نه. ولی بعضی وقتا.
هی.شما دیگه آتیش بیار معرکه نشین
وقتی دارین تمرین میکنین نذارین لینچ تمرکزتون رو به هم بزنه
ما برنده میشیم چون تمرین میکنیم امروز هم مثل هر روزه. بیاین بریم.
میبینی چطوری لینچ از همین الان داره بینمون تفرقه میندازه؟
فقط اگه بهش اجازه بدیم میتونه بینمون تفرقه بندازه دیک
هی لوکا. چیه؟
تو یه کلاهک کاز
شوی ۶۴ کارنکرده اصل سراغ نداری؟
برای ایمپالای بابات؟ آره
باید اون قطعه رو آنلاین سفارش بدی.
باور کن اینو قبلا بهش گفتم
ولی قبول نمیکنه
حتما باید ساخت اصلیش باشه
در این مورد خیلی وسواسیه آره
خوب قابل درکه
بذار به چند نفر زنگ بزنم.
ممنون مرد
هی، دلمون برات توی میدون مبارزه تنگ شده
آره. ولی خیلی بهش عادت نکنید
زودتر از اونی که فکر کنی از لیست آسیب دیدهها میام بیرون
آفرین
حرفه اي ترين مرجع زيرنويس فارسي
مترجم : الهام ناصری
دیوید ۲۴ به دیوید ۲۰
موقعیت ۲ آماده ایم
تیمها هر چند وقت یک بار تمرین میکنن
همیشه برای همین همیشه آمادهایم
وسرتون هم شلوغه
دیوید ۲۰ با فرماندهی آر صحبت میکنه
موقعیتهای یک و دو آماده ایم
فرماندهی آر به دیوید ۲۰ وارد شین.
تیم دی. منتظر باشید
شروع کنید شروع کنید
سه دو یک
چراغها
الان میتونیم اونها رو ببینیم
ما پلیس هستیم پلیس لسانجلس
اسلحههاتون رو بذارین زمین
بیاین جلو که ببینیمتون دستاتون رو نشون بدین
بیاین جلو که ببینیمتون همین الان!
بیاین بریم. عجله کنید.
تکون بخورید
برین داخل
پلیس تکون نخورید
دستاتون رو بذارین پشت سرتون. برگردید
حتی فکرش هم نکن
گرفتیشون؟
آره.
دیوید ۲۰ با فرماندهی آر صحبت میکنه کد چهار
مضنونها رو گرفتیم. گروگانها رو هم نجات دادیم
فرماندهی آر به دیوید ۲۰ پایان عملیات
بلند شین
حالت خوبه استیونز؟
آره فقط به غرورم برخورده
کارتون خوب بود
موفق شدید
کار تیمی دقیق فرمانده. خیلی ممنون
تنها چیزی که کم داشت آدم بد واقعی بود
مامان من قبلنا به این میگفت
طبل توخالی البته توی موقعیت متفاوت
منظورت چیه ستوان
میشه وقتی برگشتیم به مقر اصلی میشه لطفا به گروهبان هارلسون
بگین بیاد منو ببینه؟
میخوام نظر مثبتم در مورد گروه رو به خودشون هم بگم
No comments yet. Be the first to leave one.