A Family Affair

A Family Affair

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ข้อมูลรุ่น

A Family Affair 2024 NF WEBRip
ความคิดเห็นโดย Highbury
🆔 علــیرضــا نــورزاده & Highbury | FilmKio.Com 🆔

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-06-28
ดาวน์โหลด: 272
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫ ‫

‫حالتون چطوره، بچه‌ها؟ ‫برای اولین ضیافت ما، شان ایوانز هستم...

‫و شما برنامه آتیشی‌ها رو تماشا می‌کنین

‫و امروز کریس کول اومده پیش ما

‫هنرپیشه‌ای که به خاطر ابرقهرمان ‫دوست‌داشتنیش، ایکاروس راش می‌شناسینش

‫فیلم هزارتوی ایکاروس راش توی راهه ‫و امسال می‌تونه بهترین سالش بشه

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫کاملا مشخصه تقصیر من نیست

‫به موقع رفتم، جدی میگم

‫هر آدم معمولی اینو درک می‌کنه

‫اونم درک می‌کنه. ‫همه درک می‌کنن

‫مشکلی نداره. تو می‌تونی جلوتر بری

‫یه درس ـه. یه چیزی رو ‫دارم یاد می‌گیرم

‫یاد می‌گیرم که اگه به تو راه بدم، ‫سریعتر می‌رسم اونجا

‫کارمای خوب یعنی همین

‫خدای من!

‫حالا دیگه کنترلمو از دست میدم

‫مرسی که اومدی

‫مرسی که برنامه‌هاتو عوض کردی

‫البته

‫می‌دونی که همیشه کنارتم

‫خیلی متاسفم که با شروع فیلم ‫سرم خیلی شلوغ شده بود

‫خب، نگران نباش، کریس. ‫خب، من دوست‌دختر گیری نیستم

‫می‌دونم مشکلی نداریم

‫باشه، بسیار خب

‫بگذریم، یه کم فکر کردم، اشلی ‫کجا تمام این زندگیه؟

‫این زن شگفت‌انگیز کجاست ‫که خیلی سپاسگزارم تونستم بشناسمش و...

‫فکر کنم وقتشه یه گام بزرگ برداریم

‫میشه منوی ویژه رو بهتون بگم؟

‫- بله، لطفا. با جزییات زیاد. ‫- نه

‫اگه مشکلی نداره، امروز خیلی گرسنمه

‫- یه لحظه منو ببخش ‫- باشه

‫حتما. ما...

‫پیام از کریس کول

‫بخونش

‫کدوم گوری هستی؟

‫برام مهم نیست حتی اگه ‫مجبوری یه عضو حیاتی رو بفروشی.

‫همین الان تن لشتو بیار اینجا وگرنه اخراجی!

‫خدای من!

‫چیزی که داریم خیلی خاصه...

‫- و حیرت‌انگیز و... ‫- سلام

‫می‌دونی...

‫اون آدم مشهوری که الان ‫داره با عصبانیت نگاه‌م می‌کنه رو می‌بینی...

‫انگار می‌خواد منو بکشه، اون رییسمه

‫و واقعا باید اینو...

‫وای! وای!

‫به شدت شادم

‫باید برم اونجا وگرنه منو می‌کشه. ‫این بار واقعی

‫میشه...

‫قبل از اینکه بره پاپاراتزی میارم

‫ممنونم

‫- خدای من، اون بردلی کوپر ـه؟ ‫- کجا؟

‫نه، یه آدم عادیه

‫میشه یه لیوان آب بدی، لطفا؟

‫- حتما. ‫- ممنونم

‫عزیز دلم، تو و من، عالی هستیم

‫و چون خیلی با هم خوبیم ‫و حس می‌کنم دو طرفه‌ست...

‫به طرفی میریم که چندان ‫براش مجهز نیستیم.

‫ها؟

‫قراره در این فیلم حسابی غرق بشم. ‫اینطوری کار می‌کنم

‫آها

‫پس فکر کنم بهتر میشه اگه...

‫اگه یه ذره پامونو از ‫روی پدال گاز برداریم

‫صبر کن، چی؟

‫الان گفتی باید گام بعدی رو برداریم

‫- گفتم، یه گام ‫- گفتی یه گام بزرگ

‫- می‌دونم ‫- گفتی

‫و اون گام بزرگ، یه گام به عقبه...

‫از این رابطه دور بشیم

‫منطقیه برات؟

‫صبر کن. تو...

‫صبر کن، داری میگی می‌خوای ‫رابطه رو تموم کنی؟

‫اشلی، تو و من هر دو می‌دونیم ‫که آینده‌ای برامون وجود داره

‫فقط آینده‌ای نیست که ‫از الان شروع بشه

‫هی. هی

‫هنوزم می‌خوام دوست باشیم

‫تو اصلا دوست داری؟

‫ولی اینا رو برمی‌دارم، چون خوشگلن

‫- پس... ‫- باشه

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫خدای من! به این آهنگ گوش کن. ‫شر داره از من می‌خونه. گوش کن

‫سعی می‌کنم، شر. سعی می‌کنم

‫راستی کجا بودی؟

‫- یا خدا. ‫- همونجا گیر کرده بودم، معطل کردم...

‫تقلا می‌کردم و همه‌ش ‫از خودم حرف درمی‌اوردم

‫و خیلی شانس اوردی که وقتی بچه بودم ‫جایزه قهرمانی رقابتهای بداهه رو بردم...

‫چون باور کن، یکی از بهترین ‫اجراهای عمرم بود

‫بازم، مجبور شدم خیلی بیشتر از ‫متنی که دیشب نوشته بودم بگم...

‫که یعنی اشلی احتمالا به خاطر تو...

‫بیشتر درد پس زدن رو حس کرده

‫به خاطر... اونم تقصیر من میندازی؟

‫- آره ‫- واقعا؟

‫گاهی بی‌لیاقتی...

‫یعنی حقته اخراج بشی

‫- پس اخراجم کن ‫- نه

‫به خاطر فیلم ـه؟

‫فکر می‌کنی متوهمم ولی اگه ‫فیلم ۳ خوب نباشه...

‫وقتی داریم فیلم ۴ رو می‌گیریم...

‫اونوقت برای ۵ و ۶ دعوتم نمی‌کنن

‫خب؟ کی اهمیت میده؟ مشکلی نداره

‫می‌دونی، وقت زیادی داری، ‫مثل یه هنرپیشه واقعی کارهای دیگه‌ای بکنی

‫نگرانم که فیلمنامه منطقی نباشه

‫چون منطقی نیست. ‫خیلی گیج‌کننده‌س

‫خب، کل فروشگاه زنجیره‌ای بابا نوئل ‫که یه گروه تروریستی شمال اروپایین

‫می‌خوان یه فیلم کریسمسی باشه

‫جان سخته که با فیلم معجزه ‫در خیابون ۳۴م قاتی شده

‫بابانوئل واقعی ربوده میشه

‫چرا باید به قطب جنوب بری...

‫قبل از اینکه با ‫گوزن انتحاری بمبگذار برخورد داشته باشی؟

‫متوجه هستی چقدر احمقانه‌س؟

‫نه، جان سخته که با فیلم معجزه ‫در خیابون ۳۴م قاتی شده...

‫یه ذره هم از فیلم سرعت داره

‫ولی فیلم سرعت همون جان سخت ‫توی یه اتوبوس بود

‫حالا از دستی داری گیج‌کننده حرف می‌زنی

‫نه، باید دوباره نوشته بشه

‫راستش یه نویسنده عالی هم ‫براش پیدا کردم

‫باشه، یه فکری دارم

‫فردا، یه نویسنده بزرگ پیدا می‌کنیم

‫تمام لیست‌ها رو خوب می‌گردم

‫ساعت ۸:۳۰ خونه‌ی من باش

‫ولی اولش، باید بری این وضع رو جمع کنی ‫و وسایلم رو از خونه اشلی برداری

‫نه. خدایا، لطفا، نه. کریس

‫وقتی به کیمی و ویتنی گوشواره دادی...

‫خیلی برام وحشتناک بود ‫که برم وسایلت رو پس بگیرم

‫حس می‌کردم دارم از مُرده دزدی می‌کنم

‫چی داری میگی؟ ‫کفش‌های جوردن امضا شده‌مو اونجا گذاشتم...

‫تی‌شرت هیمالیایی‌مو اونجا گذاشتم

‫نسخه‌م از شجاعت دوست داشته ‫نشدن رو اونجا گذاشتم

‫چندین دست لباس زیر اونجا دارم ‫که آدم‌ها اونا رو می‌فروشن.

‫پس، خونه‌م، ساعت ۸:۳۰. ‫و یه لاته با شیر گاو بیار

‫از یه گاو واقعی

‫هنوزم چنین شیری دارن، نه؟

‫یا اونم از بین رفته؟

‫می‌دونم تکراریه، می‌دونم

‫- ببخشید، من... ‫- نه. یه چیزی وجود داره

‫- فقط کلماتش خیلی زیاده ‫- کلماتش خیلی زیاده

‫این نشون میده که ذهنت ‫بالاخره دوباره داره راه می‌افته

‫نمی‌دونم

‫هر چیزی که می‌نویسم ‫به نظرم بی‌ربط میاد

‫- حس بی‌ربطی می‌کنه؟ ‫- نه

‫من یکی که خیلی جذبش شدم

‫چون جذابی

‫می‌ترسم

‫خیلی وقته که برای خودم ‫چیزی ننوشتم و...

‫ولی درد بزرگسالی همینه، بچه

‫همگی تجربه‌ش می‌کنیم

‫زندگی بهت یورش برد

‫خودتو جمع و جور کردی. ‫اون دختر زیبا، زارا رو بزرگ کردی

‫حالا نمی‌دونی کدوم طرف باید بری

‫اشکالی نداره

‫هیجان‌انگیزه

‫می‌تونستی از خودت بپرسی، من کی بودم؟

‫قبل از اینکه برای بقیه ‫چنین آدم باشم کی بودم؟

‫چرا می‌نویسی؟

‫چرا می‌نویسم؟

‫ام...

‫برای اینکه بفهمم در مورد چیزهایی ‫که نمی‌فهمم چی فکر می‌کنم

‫خب...

‫و الان چه چیزهایی رو نمی‌فهمی؟

‫- الان؟ ‫- الان

‫تقریبا از وقتی چارلی مُرده همه چیز

‫هیچوقت در مورد چارلی ننوشتی

‫چون آسون نیست

‫و اگه می‌نوشتم، فکر نکنم ‫می‌تونستم بذارم بخونیش

‫آخه چرا؟

‫قبل از اینکه مادر شوهرت بشم ویراستارت بودم

‫آره، ولی مادر چارلی هستی...

‫قبل از اینکه ویراستارم باشی

‫قبل از اینکه مادر چارلی باشم...

‫یه زن جوان بودم که ‫یه چیزهایی رو براش خودش می‌خواست

‫می‌خواستم استیوی نیکس باشم

‫هنوزم همه چیزهایی هستیم ‫که بودیم، بچه‌جون

‫خیلی دوست دارم این حرف رو باور کنم

‫مامان؟

‫هی، مامان

‫هی، عزیزم

‫خوشگله، ها؟

‫- مامان‌بزرگ چطور بود؟ ‫- خوب بود

‫مامان، وقتی اولین کتابت رو چاپ کردی ‫همسن من بودی؟

‫ام...

‫نه ۲۹ سالم بود

‫چرا؟

‫می‌خوام بدونم زندگی من کی شروع میشه

‫۲۴ سالته، عزیزم و ‫باهوش و با استعدادی

‫وقتی سخت تلاش کنی، به نتیجه می‌رسه

‫مگه کریس تو رو نمی‌سازه ‫تا شرکتش رو بچرخونی؟

‫گاهی فکر می‌کنم فراموش می‌کنه

‫خب، نذار فراموش کنه

‫بهش بگو چی می‌خوای

‫نذار چون مشهوره به هر طرف ‫که می‌خواد تو رو بکشونه

‫از دل خودت حرف بزن

‫تو می‌تونی

‫سلام

‫خوابم نمی‌بره

‫داشتم به تمام حرفهایی که امروز ‫در مورد فیلم زدی گوش می‌کردم

‫هی، کریس

‫یادته وقتی اولش منو استخدام کردی...

‫گفتی که بهم آموزش میدی تا...

‫به نظرت می‌تونی یه کار ‫خیلی کوچیک رو برام انجام بدی؟

More Farsi Persian subtitles for A Family Affair

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left