200 บรรทัดแรก
.ببخشید
.سلام. ببخشید، ندیدمتون
.اوه، نه، نه، خواهش میکنم. هیچوقت بابت یک بوسه عذرخواهی نکنید، خانم
.مخصوصاً بوسهای مثل اون
.برونلو دی مونتالچینو نود و پنج
.عالیه. لطفا دکانتهاش کنید
.البته
!اوه، وای، چقدر خجالتآوره
.شنیدی مرده چی گفت. هیچوقت عذرخواهی نکن
.خیلی برات خوشحالم. آره، هنوز باورم نمیشه
.واقعاً، از وقتی پدربزرگم کارخونه شرابسازیشو از دست داد، همیشه میخواستم بخرمش
.فقط امیدوارم که یه جوری بدونه
.باور کن، میدونه
.جوری حرف میزنی انگار اطلاعات دست اول داری
.خب، شاید دارم
.تو خاصی، فیبی
.منم دوستت دارم
ببخشید؟ کی گفت؟
.گفتی "منم"؟ نه
من فقط دو بار "تو" گفتم. گفتم، "دوستت دارم، تو."
.مگه من اینو نگفتم؟ اوه، خدای من
.دانیل، میز سه
.ممنون
...بذار من درستش کنم. اوه، ممنون. ممنون. عجیبه که
.سلام
،پیج؟ واقعاً متاسفم که مزاحم میشم
.ولی پایپر یه جورایی مشکل برقی پیدا کرده
.یه جورایی بیشتر احتیاج داره
چرا به اداره برق زنگ نمیزنه؟
.زنگ زد، خط اشغاله
.پس اگه میتونی همین الان بیای، خیلی خوشحال میشه
.اوه، لطفاً از اون کلمه استفاده نکن
.لطفاً از اون کلمه استفاده نکن. باشه، خب، پس من باید برم
.و ما، میدونی... حرف میزنیم
.حرف میزنیم، آره
.واقعاً متاسفم. برات میارمش. اوه، ببخشید
.ببخشید
.ببخشید
.باشه. باشه
.صدفهای شکمپر، انتخاب عالیه
.خب، خدانگهدار همه
.باشه
.باشه، بیا این دیو رو نابود کنیم
.یه چیزی از ما پیشدستی کرد
.داره چیکار میکنه؟ ظاهراً داره دیو رو میخوره
.یا داره ذخیرهاش میکنه
.این چیه؟ نمیدونم
.و نمیخوامم بفهمم. بیا از اینجا بریم
!پیج، یه کاری بکن
!خط برق
.حالت خوبه؟ آره
!خوبی؟ عالی
.ناز
.هنوز باورم نمیشه مامانشو نابود کردیم
.آره، ولی نمیدونستیم مامانشه
.و تازه، مامانش میخواست ما رو بکشه. میدونم. با این حال، ببین چقدر نازه
.خیلی دوستداشتنیه
.اوه، فقط اون کار عجیب غریبشو با زبونش که میکنه نه
.نمیدونم چرا انقدر شبیه آدمیزاده. نمیدونم، ولی برای مدت طولانی اینطور نمیمونه
...باشه، وایات بالاست، پس حداقل
.در امانه
.نگران اون نباش، اون حباب محافظ خودشو داره
.اگه لازم باشه، ازش استفاده میکنه. به نظر میرسه از دوست جدیدش خوشش میاد
.اون دوست نیست. اون یه دیوه. نه، اون فقط یه بچه است
ببخشید، تو تو همون نابودیای بودی که من بودم؟
.چون ما هر سه نفرمون لازم بودیم تا مادرشو متوقف کنیم
.این به اون معنی نیست که اونم اینطور بار میاد
.اون انتخابی نداره، ژنتیکیه. نه، فکر نمیکنم
،باشه، شاید من یه کم سوگیری دارم چون من در واقع فرزندخواندهام
.ولی فکر میکنم یه چیزی تو این بحث تربیت در برابر ذات هست
.برای پیشبینی اینکه یه بچه چطور از آب درمیاد
.میدونی، همون بحث کلاسیک محیط در برابر زیستشناسی
.ولی این بچه نیست، این یه دیوه
باشه، چرا نمیری اونجا و ببینی میتونی چیز شیطانیای حس کنی؟
.باشه
.هیچی، نه خوب نه بد
.دقیقاً حرف منم همینه. یه تیکه گِل برای شکل دادن
.آره، در مورد اون مطمئن نیستم
با این حال، سوال اینه که ما باهاش چیکار کنیم؟
.خب، دیو رو نابود کردید؟ آره و نه
.خب، خبر خوب اینه که دیوی که دنبالمون فرستادید، در واقع رفته
.و خبر بد اینه که هر چی که اونو خورد، اینو برامون گذاشت
.فکر کنم ازت خوشش میاد. برام مهم نیست. نابودش کن
.کریس. جدی میگم. الان
نه، ما یه بچه رو نابود نمیکنیم. چت شده؟
.نگرانم که این ممکنه شیطانی باشه که به وایات آسیب میرسونه
مسخره نباش. چی؟ من مسخرهام؟
.یه دیو توی پارک بازی هست
.من برمیدارم
.هی، اگه جیسونه، بهش بگو تو حمامم
داری ازش فرار میکنی؟
.یه جورایی. یه جورایی دیشب بهش گفتم دوستش دارم
اوه، و این بده؟
نه، جز اینکه گفتم، "منم دوستت دارم."
.انگار اون اول گفته بود "دوستت دارم" که نگفته بود
پس صبر کن، تو قبل از اینکه اون بهت بگه دوستت داره، بهش گفتی که اون دوستت داره؟
.آره، این خوب نیست. آره
.شانس بیارم اگه الان برای همیشه نره هنگکنگ
.واقعاً فکر میکردم قدرت همدلیمو کنترل کرده بودم
اونو ول کن. چیکار میخوای بکنی؟ من باید چیکار کنم؟
.یعنی، به یه پسر میگی دوستش داری، بعدش در میره
...کارشونه دیگه. راجع به بچه
.منظورم بچه بود. یه کاری باید بکنیم
.سریع
.صدات نمیاد، دَرِل. بلندتر حرف بزن
.میدونم هیچوقت قبلاً نخواستم، ولی الان میخوام
.برای این یکی کمک لازم دارم
قضیه جادوییه؟ خیلی خب، چی شده؟
.این کلهخراب یه عده رو گروگان گرفته
.منتها من میشناسمش. اون به هیچکس آسیب نمیرسونه
.ولی وقتم داره تموم میشه تا آرومش کنم
.یگان ویژه آمادهست که بره تو
.نمیخوام از دستش بدم، پِیج
.باشه. باشه
.دارم میام. باشه
.دندون رو جیگر بذار
وایات کجاست؟ کجاست؟
.ببین، ببین. وایسا، گوش کن
.وایات کجاست؟ اونهاش
.ببین، ببین، ببین
.وایات کجاست؟ وایات کجاست؟ اونهاش
.خیلی خب. پرت کردن حواسش چاره کار نیست
.وایات؟ اهریمن بد. اهریمن خیلی بد
.هی، اون جیسون بود؟ نه، اون دلیل وجود من بود
.چی؟ اون دَرِل بود
.داشتم فکر میکردم چرا آژانس کاریابی بهم زنگ نزد
.و الان فهمیدم چرا. باید آزاد میبودم تا بهش کمک کنم
که چی کار کنی؟
خب، برای نجات یه بیگناه. غیر از این دیگه چرا باید زنگ میزد؟
...و از اون مهمتر
دیگه چرا من باید تلفن رو جواب میدادم؟
چون بهش نزدیکتر بودی؟
.نه. چون دلیل وجود منه. اگه کمک خواستی بهم زنگ بزن
.چی؟ همینطوری میخوای بذاری بره؟ خودت میتونی امتحان کنی جلوشو بگیری
.میدونی، باید برم با جیسون حرف بزنم
.و با اونم همینطور. وایسا، صبر کن
کجا داری میری؟ نگران نیستی اینجا یه اهریمن هست؟
.کریس، این یه بچه است، باشه؟ آروم باش
.و تو هم، اگه چیزی خواستی بهم زنگ بزن
.منم دوستت دارم. نکن
ببخشید. و با این مشکلی نداری؟
اینکه اینو بندازن گردنت؟
.خب، اونا که زیاد نگران به نظر نمییان. خب، باید نگران باشن
.باید بفهمم اینجا با چه موجودی سروکار داریم
.هی، هستش؟ نه
.یعنی، آره هست، ولی گفت مزاحمش نشن
.آره، ولی اون که نمیتونه منظور من باشه
اتفاقاً منظور دقیقاً شمایید. ببخشید. دعوا کردید؟
.نه، ولی الان قراره دعوا کنیم
.گوش کن، جَس
ببخشید. فیبی، داری چی کار میکنی؟
.نمیدونستم جلسه داری
.آره، به خاطر همین در بسته بود
.واقعاً؟ چون به من گفته بودن در مخصوصاً برای من بسته است
.نمیدونستم ایتالیایی حرف میزنی. بیرون
چطور نمیدونستم ایتالیایی بلدی؟
.برای این اومدی اینجا که اینو بپرسی؟ نه
.نه، البته که نه. فقط میخواستم راجع به دیشب حرف بزنم
باشه، خیلی خب، ولی میتونیم بعداً در موردش حرف بزنیم؟
.الان وسط یه جلسه خیلی مهم هستم
.البته، آره. بابتش متاسفم
خب، امشب چطوره؟ امشب؟
.امشب نمیشه
.دارم میرم رُم
.وایسا، چی؟ میخواستم بهت بگم
.فقط... همین الان پیش اومد
واقعاً؟ کی؟
.درست بعد از اینکه بهت گفتم دوستت دارم؟ اوه، بابا بیخیال
.شنیده بودم پسرا وقتی کلمه "دوستت دارم" رو میشنون فرار میکنن
.ولی تا ایتالیا؟ این دیگه باید یه رکورد جدید باشه
میشه صدات رو بیاری پایین، لطفاً؟
.ربطی به اون نداره
.این مزخرفه. جفتمون میدونیم تو واقعاً چه حسی بهم داری
.تنها تفاوت اینه که من تنها کسی هستم که ازش نمیترسه
.«اهریمنهای خشن با قدرت ماوراء طبیعی و پنجههای سمی
.مانتیکورها با جیغهای زیر ارتباط برقرار میکنن
و معمولاً دستهجمعی سفر میکنن.»
.چه خوب. خب، میگم از شر این وروجک خلاص شیم
.قبل از اینکه دستهاش بیان دنبالش
باشه، خیلی خب. پیشنهاد میکنی باهاش چی کار کنیم؟ زنگ بزنیم به خدمات اجتماعی؟
.نه، پیشنهاد میکنم نابودش کنی
.کریس، من یه مادرم. نمیتونم همینطوری راه بیفتم بچهها رو نابود کنم
.مهم نیست چقدر شیطانی باشن
.قضیه این نیست که الان چقدر شیطانیه، قضیه اینه که قراره چقدر شیطانی بشه
.دیگه نباید بهش به چشم یه بچه کوچولو نگاه کنی
.و شروع کنی بهش به چشم یه ماشین کشتار غیرقابل توقف نگاه کنی
...چون اون همینه. اینو میفهمم، ولی هنوز
"ولی هنوز" هیچی! تو قراره از بیگناهان محافظت کنی، درسته؟
.خب، به همه بیگناهان آیندهای فکر کن که میتونی نجات بدی
با نابود کردنش همین الان. مگه فکر میکنی من نمیدونم؟
.تا سر حد مرگ میترسم از کاری که ممکنه با وایات بکنه
.ولی حتی نمیتونم جداشون کنم
.پایپر، یه کاری هست که میتونی بکنی و خودتم میدونی
.و بهتره زود این کارو بکنی قبل از اینکه مانتیکورهای دیگه سر و کلهشون پیدا بشه
.هیچ معجون نابودکنندهای شناخته شده نیست
.واقعاً نمیتونم
.باشه
.خب، اگه به حرف من گوش نمیکنی، شاید به حرف لئو گوش بدی
.باشه، حرکت کنین. حرکت کنین، حرکت کنین
.ما در موقعیتیم، ستوان. موقعیت شلیک خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.