200 บรรทัดแรก
« آنچه گذشت... »
مخاطبها...
میخوان ببینن که حتی یه آدم خوب
مثل تو هم گاهی ممکنه
- تحت فشار قرار بگیره - آره، متوجهم
چرا نمیتونی تکون بخوری؟
یکی باتری هستهایم رو دُزدید
پیشنهادت چیـه؟
با هم بریم، با ردیاب من سلحشورت رو پیدا میکنیم، کله رو پس میگیریم و میبریمش پیش انجمن برادری
در ازای کمکم، شما هم پنج یا شیشتا از شوالیههاتون رو در اختیارم میذارید تا بتونم پدرم رو نجات بدم
میدونید، من تابحال به عمرم کار تبلیغاتی
انجام ندادم
نمیدونم کسی زنده مونده یا نه
من
لوسی!
ما کجاییم؟
ما تو بهترین جای دنیاییم
ما تو یه پناهگاهایم
« اخبار منظومه »
« والتتک تقدیم میکند... »
عه
سلام عرض شد
بله، خودم هستم. کوپر هاوارد
ستارهی تئاتر و سینما
اما امروز نیومدم تا درمورد فیلم اخیرم صحبت کنم
بلکه اومدم تا یک مکانِ پهناور و شگفتانگیز رو بهتون معرفی کنم
از آفریدههای خداوند متعال هم نیست، بلکه به دستِ نیروی انسانی ساخته شده
یک «کملات» تموم عیار توی عصر هستهای
حالا، نظرتون چیه چراغها رو روشن کنیم؟
آها، بهتر شد
هماکنون، صدای من رو از داخل پناهگاه نمونهی ۹۶جیکیو۱۱۶۴
تماماً قابل سکونت میشنوید
چقدر زیباست
عجب نوایی داره
پوشش سربیِ ۹۰ سانتیمتریِ پناهگاه چهارم رو مشاهده میفرمایید
به قدری قدرتمنده که نه تشعشعات ازش رد میشن
و نه کمونیستها
تک به تکِ این پناهگاههای زیرزمینی،
دارای تمامی امکانات مدرنی هستن که احیاناً شما
از جمهوریِ محشرمون انتظار دارید
خب، این راهرو به خیابون «سیکامور» معروفه
جاییکه شما بعد از گذروندنِ یه شب فوقالعاده در کنار عزیزانتون،
میتونید با دونه به دونهی ۲۰۰ نفر از همسایههاتون خداحافظی کنید
با خونوادهی «هاثورن» آشنا بشید
اینها صرفاً یه خونوادهی معمولی آمریکایی نیستن
نخیر، لوید و کاساندرا، هردو دانشمندن
تخصصشون مطالعهی اثر تشعشعات بر دیانای انسانهاست
درسته
کار و زندگیمون، همینجا توی پناهگاه چهارمه
جامعهای رو هدایت میکنیم که کاملاً توسط دانشمندان اداره میشه
صبر کنید ببینم، گفتید «اینجا زندگی میکنید»؟
خب، هنوز که هیچ حادثۀ هستهایی رخ نداده، درسته؟
بله، هنوز نه
اما ما و یک گروه داوطلب ۸۰ نفره
یک آزمایش پنج ساله رو در پناهگاه ۴ مدیریت میکنیم
تا به همهی دنیا نشون بدیم
مهم نیست چه چیزی در انتظارمونه،
در هر صورت، آمریکا آمادهست
پنج سالِ تموم
خب، شاید من توی فیلمها نقش قهرمان داستان رو بازی کرده باشم، اما...
توی زندگی واقعی، شما قهرمان اصلی هستید
حالا شما هم میتونید قهرمان باشید
« همین حالا تماس بگیرید! » « پناهگاه ۲۱۳-۲۵ »
با خریدنِ مکانی در پناهگاه والتتک
چون اگه فردا اتفاق بدی بیفته،
دنیا به آمریکاییهایی مثل شما نیاز داره
تا بتونه آیندهی بهتری بسازه
کات
برداشت خوبی بود. راضی بودید؟
راضی هستید، رفقا؟
خیلیخب. کارم تموم شد گری، درسته؟
- بله، آقا - چطوری بودیم؟
- خیلی استرس داشتیم - حرف نداشتید
خیلی از دیدنتون خوشحال شدم. ممنون که تشریف آوردید
خیلی ممنونم. از آشنایی باهاتون خوشحال شدم
امروز کارتون عالی بود، آقای هاوارد
ممنون. ممنون، آقا
«باد اسکینز» هستم. سرپرست عملیاتهای کالیفرنیای جنوبیمون
بعد از ده سال خدمت توی وستتک،
برای سه ماهِ سوم به والتتک اومدم
وستتک؟
یه پیمانکار دفاعیه
آها، فهمیدم
شما زره قدرت تی۴۵ رو ساختید
اولین محصولمون بود
رونماییش رو نظارت کردم
خب، نواقص طراحی مسخره بود
- اما حرف نداشتن - من زره تی۴۵ رو
وقتیکه تقریباً توی ایالت بزرگ آلاسکا به کمونیستها باختیم، پوشیده بودم
نواقص طراحیتون به قیمت جون هزاران مرد و زن بیگناه تموم شد
بله، همیشه مدیریت تولید نقطه ضعفم به حساب میاومده
توی بخش منابع انسانی و تحقیق و توسعه عملکرد بهتری دارم
یعنی سرپرستی اصلاح روند کاری و مدیریت جدول زمانی
تمرکزم روی مقیاسه
اکثراً فکر میکنن مقیاس یعنی افزایش سهم بازار جهانی،
این طرز فکر بستهست، حرف من فرای این چیزهاست
آخرین سلاح برای نابودی رقباتون چیه؟
نه فروش بیشتره و نه جلو زدن ازشون
مسئله زمانه
زمان...
آخرین سلاحه
- بله - پیچیده به نظر میرسه
ولی آیندهی بشریت توی یه کلمه خلاصه میشه
عه؟ چی؟
مدیریت
خیلی برات خوشحالم، باک
باد، باد اسکینزم
هی
سرکارمها
نظرت چیه بریم؟
ها؟ نمیخوام همکارهات رو ناراحت کنم
ولی نظرت چیه بریم لب استخر، دو تا پیناکولادا بزنیم تو رگ؟
یه چیزی گوش بدیم
جشن خداحافظی داریم
چی... جشن خداحافظی؟
- واسه این؟ - آره
خیلیخب. یه سر میریم
یه سلام علیکی میکنیم و...
خونهی ماست
خودم هم باورم نمیشه حاضرم
بخاطرت دست به چه کارهایی بزنم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« انقلابی در امنیت » « با ولتتک؛ به سوی آیندهای نامطمئن »
روزولت. شرمنده که نمیتونی بیای، رفیق
دارم میرم سمتِ خاک دشمن
سگ خوبی باش
برو بخواب
« کمونیستها سرزمین خود را از دست میدهند! » « اعزام سربازهای بیشتر به خاور دور »
« درخشش کوپر هاوارد در فیلم «یک مرد و سگش» »
آره، فیلم «یک مرد و سگش» عالی بود
آره، من هم دوستش داشتم
سگ واقعیم بود
خونهی قشنگی دارید، آقای هاوارد
متشکرم
الآن کوپر هاوارد بود رد شد؟
توی اون فیلمه ترکونده بود
وای، خودشه!
سلام، آقای هاوارد
مذاکرات «انکوریج» تأثیر بسزایی روی پیشفروشها داشته
باید به واشنگتن دی.سی برسونیمش
ترجیحاً قبل از انتشار نمایش سه ماههمون
آقای هاوارد. آقای هاوارد
باد اسکینزم
بله
میشه ادای پیشخدمتِ رو دربیارید؟
- نمایش رو میگم - باشه
فقط پیش دوستهای صمیمیم و خانمهای زیبا این کار رو میکنم
شما هم تقریباً جزوشون به حساب میاید
بیخیال
«من، بارثولومیو کادزورث، در همه حال آمادهی خدمت هستم»
احتمالاً...
شیفتتون که تموم شد، دوست دارید بریم توی جکوزی عشق و حال؟
نظرتون چیه؟
- نه، نــه، خیلی ممنون - نه؟
باشه
خیلیخب
ببخشید. میشه...
برگهام، سیباس
احتمالاً جزو معدود مهمونهای منی که اومدن
آره
- خب، راستش سبک و سیاقمون نیست - آره، واقعاً
گمونم دوستهای هالیوودیمون دلشون نمیخواد
کسی در حال خوش گذروندن با تاجرینِ آخرالزمان ببیندشون
روحتم خبر نداره چه خبره
شنیدی بخاطر این تبلیغات، یه فیلمی از کفم رفت؟
بله، رفتم سر فیلمبرداری
بازیگرها از اتاقکشون بیرون نیومدن
بانی لوئیس میگفت دلایلش اخلاقی بوده
بانی لوئیس؟
از بیلبورد هم بیشتر تبلیغات کرده
- آره - کمونیستهای هالیوودیِ عوضی
باور کن افراطیگری مثل سرطان
هالیوود رو درگیر کرده
حتی رفیقت، چارلی وایتنایف هم این وری شده
شوخی میکنی؟ چارلی؟
ما با همدیگه
- خدمت کردیم - جلسه میذارن
و کلی کارهای دیگه
ریدمان محضه
ولی تو، دوستِ من،
بیگدار به آب نمیزنی
توی دنیایی...
که دستِ جماعتی افتاده که توی استخرپارتی محافظ جیب به خودشون وصل میکنن
آره، احتمالاً تو راست میگی
آخه خودم هم امتحانش کردم
حق و حقوق مربوط به صدام رو
به سازندهی رباتهای چرخندهی مخصوص خانمهای خونهدار و منحرف جماعت فروختم
حدس بزن چقدر بهم دادن
ده میلیون؟
نه، بدون کسر مالیات، ۱۸۶ تا گرفتم
میتونستی بیشتر بخوای
خب، خواستم
چی گفتن؟
وکیلم متقاعدشون کرد یکی از اون رباتها بهم بدن
پیش خودشون...
چه فکری کردن آخه؟ هر دفعه که پام رو میذارم توی خونه...
یکی با صدای خودم بهم میگه: «سلام، قربان. مایلید بنشینید؟»
کیریترین حالت ممکنه
فکر میکردم مال استودیوئه
همینجوری هم بود. که بعدش «رابکو» استودیو رو میخره
No comments yet. Be the first to leave one.