200 บรรทัดแรก
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
:.: رسانه ماموت مووی غرب :.:
ببین، ببین ، رفتن اون سمت
قوها دارن میرن
میخواین کمی اینجا وایسیم
بابا نمیشه بریم خونه رو ببینیم
نگران نباش هنوز زوده
وقت داریم
همون خونه است اونجا نه عزیزم
نمیتونی از اینجا ببینیش
.::. غوطه ور .::.
عالی شد
بابا میشه کمکم کنی
...خوبه
این آهنگی که گذاشتی خوبه
کاست گیر کرده خوبه ، دوستش نداری؟
نه زیاد این آهنگ دوست داشتنیه
خونه چطوره
حدس میزنم خوب باشه
نباید خیلی بد باشه
ممکنه نیاز باشه درستش کنیم
ولی باید خوب باشه
آخرین باری که اونجا بودم روی یه میخ زنگ زده پا گذاشتم
و تقریباً یخ زدیم تا بمیریم
تو همیشه یخ میزنی
...اما خاطراتم
مربوط به اوقات خوبه
بیا اینجا غذا بخوریم بابا
کسی اطراف نیست تنها هستیم، روز خوبیه
کلاو
برات آبجو آوردم
همه چیز قبلا متفاوت بود
کلاو
یعنی پدرم اینجا بزرگ شده پدرم اینجا به مدرسه رفته
با پسرای ماهیگیر
کشاورزا
ماپوچه ها اینجا رو خراب کرده ان
مردم توی ترس زندگی میکنن
حیف که دیگه کسی نمیاد اینجا
خیلی خب
قبل از ناهار، چیزهای خوشمزه برای میان وعده آوردم
خودت رو بپوشون واقعا بابا
اگه اذیتت میکنه نگاه نکن
آره اذیتم میکنه پس خودتو بپوشون
اینقدر قدیمی نباش بابا
ممکنه کسی ببینتت
کی کسی این اطراف نیست
آه لعنتی
چه بلایی سر اونا آمده
روشن شو لعنتی
هی
هی عوضی
هی
بابا چیه عزیزم
چی شده هیچی ، خودت رو بپوشون
لطفا خودت رو بپوشون اتفاقی افتاده بابا
نه عشقم برو لباس بپوش باشه
اما چرا
نگران به نظر میرسی بابا مشکل چیه
مشکلی نیست عزیزم
هیچی، واقعا من مستقیم به تو نگاه میکنم
چند نفر اونجا هستن که قابل اعتماد بنظر نمیرسن
نمیخوام تو رو ببینن
لطفا خودت رو بپوشون پیرهن من رو بپوش
بابا
اونا از ما کمک میخوان
نه نه
مطمئنی جدی نه
بابا کمک میخوان نه عشقم، شوخی می کنن
دارن غرق میشن
دارم بهت میگم دیدمشون
غرق نمیشن. شوخی می کنن این یه شوخیه
بابا این چه جور شوخیه پیرهن رو بپوش
برای کمک دست تکون میدن پیرهن رو بپوش
بابا چیه
بابا چیه
میشه بگی چرا کمک نمیکنیم اونا عجیب هستن
قایق رو نگه دار
نه قایق رو نگه دار بابا
چرا کمک نمیکنی برو لباس بپوش لعنتی
اونا به کمک نیاز دارن
اونا کمک نمیخوان اونا خوبن
دست تکون میدن نق نزن، برو لباس بپوش لطفا
کمک میخوای نه ممنون
من فکر کردم کمک میخوای
مراقب باش یه جوری به نظر میرسه
فقط کثیف تره
خیلی کثیف تر
هی چیه
موقع خواب متوجه نشدی موقع عبور از دریاچه متوجه شدی
ما چند نفر رو اونجا دیدیم که به نوعی داشتن غرق میشدن
اونا درخواست کمک کردن و بابا فقط با عجله از کنارشون رد شد و حتی توقف نکرد
اونا داشتن غرق میشدن آره
یعنی قایق وسط دریاچه بود
تا حلا باید غرق شده باشن
عجیبه
باید بریم کمکشون دارن میمیرن
اونا کنار ساحل بودن، درسته نه اونا وسط بودن
احتمالا دارن غرق میشن
قایق باقی نمیمونه
احتمالا مرده ان
حتما، بعد از این همه مدت اونا باید مرده باشن
عجله کن دارم میشاشم لطفا
کلیدها رو آوردی
البته من مثل تو نیستم و من چطوری هستم
کلودیا، حمام ها قابل استفاده نیستن
عمو گفت اونا خرابن
و البته عموت میخواد بفروشتش
فکر نمیکنم خیلی بد به نظر برسه از نظر من خوبه
برای کمک به عمو باید زودتر بفروشیمش
ازش چی میدونی من هر روز باهاش صحبت میکنم
چیزی باقی نمونده همه چیز رو گرفتن
این یه کُه لعنتیه
اینجا موش داره
درمورد موش نمیدونم اما باید پر عنکبوت باشه
بابا ، این رو نگو
یکیش توی موهاته کلودیا تو خیلی آزار دهنده ای
عمو برای خونه چقدر میخواد
چقدر نفرت انگیزه
تقریبا هیچی
چقدر
چند ماه که برای فروش گذاشتیمش اما کسی نیامده ببینه
ماپوچه ها دارن خونه ها و مزارع رو آتیش میزنن
علاوه براین، عکس های که اونا گذاشته ان افتضاحه
این نیست، بخواتر نبود جاده است
چطور میخوان مردم بیان اینجا
چیزی که مردم میخوان طبیعته
تنهایی
لطفا خودت رو جای اونا بذار
انجام میدم
تقصیر من نیست که عموت مشکل داره
من خیلی سخاوتمند هستم و هر ماه به اون کمک می کنم
اما من میخوام این خونه رو به قیمتی که ارزش داره بفروشم
حتی اگه بیش از 30 سال طول بکشه
هی بابا
ما نصف چیزی رو که از فروش گیرمون میاد میگیرم درسته
این خونه نصفش مال منه نصفش مال عموت
وقتی من بمیرم، تو سهمت رو می گیری
برای گذاشتن برای فروش هرکاری که دوست داری
خب وقتی سهمم رو گرفتم ارزون میفروشمش تا به عمو کمک کنم
هیچ کس همچین کاری نمیکنه
چقدر سخاوتمندانه
از حُسن های تو صدقه دادنه
چقدر سخاوتمندی
بی پناه گذاشتن اون مردم توی دریاچه
تا غرق بشن
بابا ما چقدر سخاوتمندیم
هدفت اینه که آخر هفته من رو خراب کنی
خب من رو ببخش که تنها آخر هفته ای که برای دخترات رایگان داری خراب کردم
چون این تنها آخر هفته لعنتی است که با ما بودی
چون با دوست دخترت بودی میتونی تمومش کنی
اون غیرقابل تحمله
ترسو
ترسو
سلام صبر کن، نرو تو
آروم باش
چه گُهیه
سلام
سلام
سلام
لعنتی هی
عزیزم
سلام عسلم
سلام
میتونم صدات رو بشنوم
کلودیا، توی موهام چیه چی شده
عنکبوت، نمی دونم برش دارم اوه نه، نه
برش دار لطفا
حرکت نکن برش دار
بی حرکت بمون برش دار
چیزی نیست مطمئنی
آره
چطور میتونی اینقدر عصبی باشی
من هیچوقت دوباره به این خونه لعنتی برنمیگردم
...من
میخوام توی این خونه نون تست درست کنم
... این خونه
خاطرات کودکیم رو توی خودش داره
دوران نوجوانیم
پدر و مادرم با دست خودشون ساختنش
مشکل چیه عشقم
هیچی
چیه
هیچی بابا من مشکلی ندارم
باشه
توی موهات چیزی نیست کلودیا موضوع مو نیست
من به اونای که توی دریاچه ول کردیم غرق بشن فکر میکنم
قراره بمیرن
اونا وسط دریاچه فرو میرن و ما هیچ کاری نمیکنیم
اغراق نکن ، ترا ، لطفا
اونا یه قایق با نشتی کوچیک داشتن همین
داشتن غرق میشدن محلی بودن غرق نمیشن
از این واکنش بیش از حد دست بردار
قسم میخورم اگه اتفاقی براشون بیفته به عنوان یه ترسو گزارشت میدم
ما نباید از هتل خارج میشدیم
چی گفتی ترسو
می خوای تحریکم کنی عصبی نشو
ترسو داری من رو تحریک میکنی
آروم باش داری منو تحریک میکنی
نه، اون داره منو تحریک میکنه لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.