Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 5

ข้อมูลรุ่น

Charmed S05E18 Cat House 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 18 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-28
ดาวน์โหลด: 16
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

.بفرمایید. بفرمایید، پیشی‌های من

.برای همه هست، زیاد هم هست

.نگران نباش، شما رو هم فراموش نکردم

.می‌دونم

میو

.خب

.پس پایپر قبل از لئو نامزد کرده بود؟ آره، همین‌طوره

.خب، خوش به حالت، مرد کوچولو که اون به هم خورد

.در واقع، خوش‌شانسی برای همه‌مون بود. اون با یه جادوگر شیطانی نامزد بود

.دن یه جادوگر شیطانی بود؟ اوه، نه، قبل از دن. خیلی قبل از دن

.دو تا بانکدار، یه کوهنورد و یه روح قبل از دن

.و راستش، اون روح از همه‌شون بهتر بود

.ببین، اینا دیگه اطلاعات خواهرانه حیاتیه

چطور انتظار داری بدون همه اطلاعات، خرده‌گیر و اهل قضاوت باشم؟

.عزیزم، چی انتظار داری؟ اون موقع‌ها نمی‌شناختیش

.البته این به اون معنی نیست که تو کمتر از ما هستی

.اینو می‌دونی، درسته؟ آره، می‌دونم

.ولی باحال می‌شد

.باهاتون وقت بگذرونم، ببینم چه جوری بودید. شاید هم پرو رو ببینم

.خب، اگه حالتو بهتر می‌کنه، چیز زیادی رو با من از دست ندادی

.من تقریباً همون آدمیم که اون موقع بودم

.آره، مثلاً. نه، جدی می‌گم

.منظورم اینه که الان یه شغل دارم. و این خوبه

.ولی، می‌دونی، هنوز خونه زندگی می‌کنم، هنوز مجردم

.تنها تفاوت واقعی اینه که پنج سال بزرگ‌تر شدم

.باید کرم شب گرون‌تری استفاده کنم

.این اون چیزی نیست که اتفاق افتاد و خودت هم می‌دونی

.دقیقاً همین اتفاق افتاد. و این اولین باری هم نیست که این اتفاق میفته

.معنی این حرف چیه؟ می‌دونی چیه، فقط بی‌خیال شو، پایپر

.از پیش من نرو. لئو

.لئو. دارم با تو حرف می‌زنم

.از اینکه مسخرم می‌کنی خسته شدم، مخصوصاً جلوی دوستامون

.اوه، این حرفو قبول ندارم. من مسخرت نمی‌کنم

.تو همیشه مسخرم می‌کنی. من اینجا جون می‌کنم

.من شغلمو ول کردم، کارمو رها کردم تا تو مجبور نباشی

.و هیچ احترامی بابتش نمی‌بینم. هیچی

.من هیچ‌وقت ازت نخواستم که کارتو رها کنی

چرا که نکردی! راست میگی، نکردم؟ کردم؟

.آره، برو سراغ اون‌ها برای حمایت، مثل همیشه

اوه، چی؟ پس حالا با اون‌ها هم مشکل داری؟

.نه، من با تو مشکل دارم

.لئو، جرأت نکنی دوباره از پیش من بری

.جدی می‌گم

.سلام. بیا

.چی؟ کجا میریم؟ می‌بینی، بیا بریم

.اینقدر لفتش نده؟ نمی‌خوام باهاش حرف بزنم

.خانم، فقط برو تو

.چی شده؟ ما اینجا می‌مونیم

.تا وقتی که این قضیه رو حل کنیم. قضیه اینه

.چی رو حل کنید؟ این بین خود ماست، به شما دو تا ربطی نداره

.می‌دونی چیه، من نمی‌دونم مشکل چیه

...ولی داره روی قدرت پایپر تأثیر می‌ذاره. و اگه قدرتش از کنترل خارج بشه

.پس مشکل ما هم هست

.تازه، ما شما رو دوست داریم و می‌خوایم کمک کنیم. همین

ما حلش می‌کنیم. واقعاً؟

قبل از اینکه دیو بعدی حمله کنه؟

.این چیه؟ دکتر برنسون

.اون یه مشاور ازدواجه که من برای ستونم ازش کمک می‌گرفتم

.ازش یه لطف خواستم و امروز ساعت ۱ منتظرتونه

.چی؟ اون بقیه وقت‌هاشو کنسل کرد

.تا شما کل روز رو داشته باشید و با هم صحبت کنید

.وای، این مسخره‌ست

انتظار داری بریم پیش یه آدم فانی و دلمون رو خالی کنیم؟

.چیزی که تو لازم داری یه دکتر فانیه، لئو

.مشکلات شما زناشویی‌ان، نه ماوراء طبیعی

.خب، می‌دونی، اگه لازمه با کنایه حرف بزنید

.نمی‌دونم

نظرت چیه؟

.فکر می‌کنم ممکنه ایده خوبی باشه

.هرچند نمی‌دونم

.واقعاً چقدر می‌تونیم تو یه روز پیش ببریم

.پس از جادو استفاده کن

.یه طلسم اجرا کن. نگران عواقبش نباش

.شما از قبل اونا رو دارید. به وفور

کی وایات رو نگه داره؟ شما دو تا که مشغول نیستید؟

.من قبلاً اونو هماهنگ کردم. امروز روز تعطیلی دارله

.بهش نگفتی چرا، گفتی؟ نه، بهش نگفتم چرا

.چیزی برای خجالت نیست

.شما این همه سختی کشیدید

.جای تعجبه که تا اینجا بدون کمک حرفه‌ای دوام آوردید

.جای تعجبه که همه‌مون دوام آوردیم

.این کارو باید برای خودتون انجام بدید

.و بچه‌تون

.بیا، پیشی، پیشی، پیشی

.گرفتمت

.وقت بدیه؟ نه

.نه، اصلاً. نصیحت‌های من امروز کلاً بی‌فایده‌ست

.فکر کردم قرار ناهار داشتی

.داشتم. فقط حواسم پرت بود. همش داشتم به پایپر و لئو فکر می‌کردم

.می‌دونم، منم همین‌طور

.این خیلی نگران‌کننده‌ست. اون‌ها همیشه خیلی محکم به نظر می‌رسیدن

.تا همین اواخر. یه جورایی ترسناکه. آره. حلش می‌کنن

.آره، اگه تو می‌گی. عجیبه

.قبلاً ندیده بودم اینجوری دعوا کنن

شوخی می‌کنی؟ پایپر چند بار لئو رو منفجر کرده؟

واقعاً منفجرش کرده؟

.آره، ولی پایپر رو که می‌شناسی، منظوری ازش نداشت

.ببین، پِیج، نگران نباش. اون‌ها همدیگه رو خیلی دوست دارن

.و خیلی بدتر از این رو هم پشت سر گذاشتن

.اگه تو می‌گی. تو اون‌ها رو بهتر از من می‌شناسی

هی

پایپر، تو هنوز تو خونه چیکار می‌کنی؟

.من پایپر نیستم. من یه آدم بی‌گناهم

.یکی افتاده دنبالم. یه جادوگر خبیث

چیه؟ این کیه؟

.وقت توضیح دادن ندارم

.باید با خواهرات بیای خونه

.و لئو. من نیاز به شفا دارم

.من... من نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

ضدعفونی‌کننده کجاست؟ مگه قبلاً تو حموم پرو نگهداری نمی‌شد؟

نه، تو آشپزخونه‌ست. چی شده؟

.عجله کن، لطفاً

.قبل از اینکه منو بکشه

دکتر برنسون. بله. سلام، شما لئو هستید؟

.بله، و پایپر. از آشناییتون خوشبختم

.منم از آشنایی هر دوتون خوشبختم. سلام

.بفرمایید تو و راحت باشید

.ببخشید

.خب

فیبی خیلی از شما برام گفته. اوه، واقعاً؟ مثلاً چی؟

.اوه، منظورم این نیست که چرا اینجایید

.فقط اینکه اون شما رو خیلی دوست داره

خب، پس چی شما رو اینجا آورده؟

.خب، فکر کنم این اواخر خیلی با هم دعوا می‌کنیم

این تو ازدواجتون غیرمعموله؟

.نه. بله

.ما تازه بچه دار شدیم

.درسته. بچه

سر اون با هم دعوا می‌کردید؟

.هرگز. نه

شاید بهتر باشه از اول شروع کنیم، آره؟

چرا در مورد بچگیتون بهم نمی‌گید؟

به خاطر خدا. پایپر، داری چیکار می‌کنی؟

.تو نمی‌تونی درمانگر رو متوقف کنی، وقتمون محدوده

آره، خب، ساعت رو فراموش کن چون می‌دونی چیه؟

.ما به یه تقویم نیاز داریم. چون این ماه‌ها طول می‌کشه

.باشه، خب، اگه یادت باشه، تو اونی بودی که می‌خواستی این کارو کنی، من نمی‌خواستم

.آره، خب، لئو، ما باید این کارو کنیم، به همه دلایلی که فیبی گفت

.و خودت هم می‌دونی

.ببین، ما راهمون رو گم کردیم و باید سریع پیداش کنیم

.پس واقعاً فکر می‌کنی یه طلسم کمک می‌کنه؟ باید کمک کنه

.نه به این سرعت

.می‌خوام از این لذت ببرم

.هی

.با نیروی ارب از اینجا منتقلش کن

.خوبی؟ آره، فکر کنم

تو تو کار اوربینگ (جابجایی جادویی) حسابی راه افتادی، نه؟

.تو کی هستی؟ یکی از گذشته‌ت

.من فقط نگران بخش حافظه طلسم هستم، همین

.ببین، ما باید خاطراتمون رو واقعی کنیم، و همه چیز اطرافشون رو هم واقعی کنیم

.وگرنه هیچ وقت نمی‌تونیم از این قضیه عبور کنیم. حالا برو اونور، ما اینقدر به هم نزدیک نبودیم

.بذار حقیقت گفته بشه، بذار زندگی‌هامون آشکار بشه

.تا بتونیم خاطراتمون رو دوباره زندگی کنیم و دیگه دشمن نباشیم

.آماده‌ای؟ آره

.بوی چیزی حس می‌کنی؟ نه

.ببین، ما داشتیم فکر می‌کردیم قسمت بچگی رو رد کنیم

.و بریم سر اصل مطلب و مستقیم بریم سراغ خودمون

.اگه شما مشکلی ندارید

.اوه، حتماً. حتماً

چرا به من نمی‌گید اولین بار چطور همدیگه رو ملاقات کردید؟

کمکی نیاز دارید؟ چی می‌خوای؟ تو کی هستی؟

.اون حتماً ما رو با یه چشم به هم زدن اینجا بیرون ظاهر کرده

.حتماً همینطوره

.خب، فکر کنم متوجه شدم

.آره، قطعاً یه چیزی اینجاست، خانم هالیول

.قطعاً

پایپر؟

«خانم هالیول»؟

.باور نمی‌کنی

.اوه، بابانوئل، چقدر عوض شدی

.اون دنبال کیت می‌گرده. گربهه. درسته

.چهار پا، پشمالو. یادمه

.این تویی؟ آره. مال حدود پنج سال پیش

ببخشید. می‌دونید، پناهگاه رو امتحان کردید؟

آره، هیچی. خب، قلاده‌ش گردنش بود، درسته؟

با شماره شما روش؟

.یه قلاده خیلی خاص، راستش. به هر حال

.ممنون که گشتید. مطمئنم بعد از اون همه کار باید گرسنه باشید

کدوم کار؟

.اوه، اون فقط پایپره. اون همیشه باید مادر همه باشه

.اونو مثل مامانت ببین. من که همین کارو می‌کنم

واقعاً بامزه نیست؟

.خب، ممنون

بذار اول این آگهی‌ها رو بزنم، بعد برمی‌گردم، باشه؟

...اوه، مراقب باش. خوبی؟ مراقب باش. آره، من فقط

.عتیقه. ممنون

.مال مادربزرگه. آره

.احتمالاً بهترین باسن‌های شهر

.تو ایالت. تو تمام سرزمین

.من اول دیدمش

.تو به لئو چراغ سبز نشون دادی

.بی‌خیال اون. ما باید یه راهی برای بیرون رفتن از اینجا پیدا کنیم

.نمی‌تونیم خطر تغییر تاریخمون رو به جون بخریم

.وگرنه هیچ آینده‌ای برای برگشتن نخواهیم داشت

آره، ولی اگه جادوگر خبیث همین رو ازمون بخواد چی؟

.ما باید بریم سراغ کتاب

.دارم بهت میگم، اون تیپ تو نیست. اون مهربونه

.اوه، واقعاً؟ و من «مهربون» دوست ندارم؟ نه، فیبی، تو دوست نداری

.تو خطرناک‌ها رو دوست داری. تو پسرای بد رو دوست داری. همیشه همینطور بودی

بعضی چیزا هیچ وقت عوض نمی‌شن. ساکت می‌شی؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left