200 บรรทัดแรก
سایت بالیوود مووی تقدیم می کند
دانلود و تماشای آنلاین جدیدترین فیلم ها و سریال های هندی با ترجمه اختصاصی در سایت بالیوود مووی
صبح بخیر من الان میام
-مانجو؟ -آقا؟
-آقای کریشناداس اینجاست؟ -بله قربان اون توی دفتره
آقا
بله
-آقا اینا رو هم ببندم؟ -حتما
آقا، اطلاعاتی از آی بی اومده مبنی بر اینکه یه جنایتکار داره از طریق ساحل ما وارد میشه
فکس به زودی میرسه
آقا ما باید منطقه ساحلی رو تقویت کنیم
اگه بتونید دستوری صادر کنید، عالی میشه
بیشتر از 30 ساله که این کار رو انجام میدم
حالا بر عهده بچه هایی مثل توعه که دستور بدن؟
آقا؟
فراموش کردی
دیروز بازنشسته شدم
اونجا همه چیز آمادست قربان
بهشون بگو من میام -باشه قربان
چی شد؟ -متاسفم قربان
تا جایی که به ما مربوط میشه...
این روزیه که نمیتونیم ازش فرار کنیم
روزی که زندگی کاری رو برای دوران بازنشستگی پشت سر بذاریم
امروز آقای کریشناداس
با ما وداع میکنه
اون مثالیه برای اینکه
یه افسر واقعی چطور باید باشه
در طول زندگی کاری اش،
شاهد تحولات زیادی بوده و پرونده
های زیادی رو مورد بررسی قرار داده
اما وقتی به زندگی اون نگاه می کنیم اولین
چیزی که به ذهنمون میرسه، پرونده چارلیه…
و یه مجرم فراری به نام کوروپ
به عنوان یه مورد تصادفی رد شد
اما با مهارت های تحلیلی
تونست معمای پشتش رو حل کنه
کوروپ
دوباره اونو نشکن
داداش کی اومدی؟
خب نمیتونستم برگردم
از گوپیکریشنان شنیدم -شارادا خوبی؟
برای همین اومدم اینجا
میدونستم
پسرم با فرست کلاس میاد -خفه!
خجالت نمی کشی و بهش افتخار میکنی؟
چی میگی؟
گوپی توی پرواز، صندلی فرست کلاس رزرو کرده
چرا تو خجالت میکشی داداش؟
خب صندلی فرست کلاس کجاست؟
برای ثبت نام در مقطع کارشناسی به دانشگاه رفت
پس اون برای ثبت نام برای مدرک به دانشگاه رفته!
گوش کن. تو و پسر بزرگت،
آقای گوپیکریشنا کوروپ
توی امتحانات شکست خورده
چی؟ -چی؟
چطور میتونه با این سن کم به ارتش بپیونده؟
ارتش نیست
نیروی هوایی هنده
درضمن، خودش نمیره.
اونا تصمیم میگیرن کی رو ببرن
تو که یه ارتشی بودی بهش بگو چطوریه
اگه تو دردسر بیوفته و بندازنش زندان چی؟
ما تحقیر میشیم
عضو نیروی پلیس میشه، چرا بندازنش زندان؟
نگرانش نباش
گوپی ما رو توی لباس نیروی هوایی تصور کن!
خیلی باهوش به نظر میرسه
این تموم چیزیه که الان باید بهش فکر کنی
گوپی هنوز خونه نیست؟ -نمیدونم
شاید با مدرک تحصیلیش بیاد
نمیتونه حقه هاشو جلوی چشمای ما اجرا کنه
بالاخره اون نیروی هواییه
نیروی هوایی هند
خاطرات پیتر
دیگه حرف نزن و برو داخل اونجا بشین
نمیدونم داخل چی در انتظارمه
بگیر
هی!
سلام! -کجا میری؟
کجا میری؟
صف رو نمیبینی؟
پدرسوخته
کی گفت؟
الانم داره انگلیسیشو به رخ میکشه!
گفتم کی گفت اونو؟
تو!
کفش بدون واکس
توی اردوگاه نیروی هوایی اینطوری ایستادی!
معنی آراستگی رو میدونی؟
متاسفم قربان
همه سه تایی بشید
توی سه خط!
بیا!
توجه!
بایستید
ابرانجان!
آبرنجان رو نمیشناسید؟
بدرد نخورا!
دستا جلو
بشینید
خوبه!
آقا قهوه -آروم بایستید
مورتی؟ -آقا؟
آبرجان! -اون احمق کیه؟
بایستید!
آبرانجان
خوبه! -آقا صداتون میکنه
توجه!
آقا صداتون میکنه -بله
موضع بگیر! -آقا
توجه
بایستید
ابرانجان!
آقا؟
تو کی هستی؟ -آقا من خودمم گوپیکریشنان
من فکر نمی کنم به اینجا تعلق داشته باشی
نه آقا یعنی بله قربان
آزمون کتبی رو تموم کردم آقا. تلاش سوم
الان تست پزشکی دادم قربان -چرا اینجایی؟
تست پزشکی -نه
پرسیدم چرا توی نیروی هوایی هند؟
برای پرواز آقا
بایستید!
اینجا انجام میدی؟
آناند؟ -آقا؟
پرواز کردن رو بهش یاد بده -بله قربان
تا من بگم برو بیرون!
توجه! آبرجان
راحت بایستید!
اینجا
توجه!
آقا؟ -پرواز
پرواز آقا؟
پرواز
توجه
بایستید
اشکالی نداره قربان؟ -توجه!
بایستید
بذار پاهات پرواز کنن!
پاها
باشه قربان
برگردید به خط
نیروی هوایی هند
تعدادی از ما اینجا هستیم
پدرم ذوقی توی هنر نداره من فقط فرمان اونو اطاعت کردم
و چیزی رو که بیشتر از همه دوست داشتم، یعنی گیتار و صحنه رو ول کردم
اینطوری بود که زندگیم عوض شد
راک استار پیتر مرد!
پاره شد!
از طرفی سورجیت سینگ رو داریم که
میخواد میراث دو نسل میهن پرستی رو حفظ کنه
یه وطن پرست واقعی!
و بعد این!
نیروی هوایی رو فراموش کن!
مردم نمیدونن
حتی خودشم نمیدونه میخواد به کجا پروازکنه
با گوپیکریشنان بزرگ آشنا بشید
دانلود و تماشای آنلاین جدیدترین فیلم ها و سریال های هندی با ترجمه اختصاصی در سایت بالیوود مووی
سلام!
آبرانجان
هی پیتر! بیدار شو -چیه؟
چراغ ها رو خاموش کن و دوباره بخواب!
بیایید، پسرا! بیاید!
هی، پیتر!
ای احمق عوضی! طناب رو بگیر
پاشو!
چطور جرات کردی تو رژه بخوابی!
بیا بلند شو! -منو نزن
کی کفش رو بیاره؟ -نه
بگیرش! -میبرم قربان!
بیا! برو!
اومدی اینجا بخوابی؟
هوادار شدی
یه هوانورد همیشه باید از نظر جسمی آماده و از نظر ذهنی چابک باشه
و اینجا... پدرسوخته! -قربان! بله قربان
توی کلاس می خوابی؟ -بله قربان
از کلاس من برو بیرون!
و 20 دور، دور فرودگاه بدو!
هی! کجاست؟
هی، داری چیکار میکنی؟
ملحفه منو دیدی؟ -من حتی نمیتونم مال خودمو پیدا کنم
مال توهم؟
درود عمومی!
هی -آقا؟
چرا دیر کردی؟ -متاسفم قربان
حمام آقا -ببین آقای گوپیکریشنان پیلایی…
این یه مدرسه آموزش هوانوردیه
اینو به مدرسه تربیت حیوانات تبدیل نکن -آقا
متاسفم قربان -بیست دور اطراف فرودگاه بدو
و سر زمان مناسب برای کلاس بیا -یکی!
پیتر، مستقیم نگاه کن تفنگ رو بالاتر ببر
خوبه
-کجا میری؟ -شام قربان
شام ساعت چنده؟ -ساعت هفت آقا
الان ساعت چنده؟
7:03 آقا -چرا دیر کردی؟
تنبیه عصر آقا. 50 دور
برای سه دقیقه، سه ساعت روی زمین!
مثه خروس بشین
آقا من یه تنبیه رو کامل کردم
No comments yet. Be the first to leave one.