Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 3

ข้อมูลรุ่น

Charmed S03E05 Sight Unseen 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 5 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-17
ดาวน์โหลด: 10
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

ابی، شاید بهتره یه نوشیدنی دیگه برای شان بیاری.

باشه، ولی این بیشتر از حد مجاز کلوبه.

آره، مشکلی نیست. من براش تاکسی می‌گیرم بره خونه.

پرو هنوز زنگ نزده؟ نه.

به اون بنده خدا نگاه کن.

فکر می‌کنی پیچوندش؟

عمدی نه. فقط فکر می‌کنم از وقتی از اون زمان پیوریتن‌ها برگشتیم...

اون فقط افتاده دنبال دیوها.

فکر می‌کنی؟ منظورت اینه که فقط در مورد همینا حرف می‌زنه؟

آره. خب، چطوری اینو بهش توضیح بدیم؟

ابی، بهتره یه دوبل بهش بدی.

من زنگ می‌زنم به پرو.

خب، صحبت از بی‌علاقگی شد...

لئو داره گرمت می‌کنه؟

نه.

عزیزم، هنوز می‌ترسی که دارن تماشات می‌کنن؟

خب، مگه چی باید فکر کنم؟

دو بار آخر درست وسط کار اونا اونو غیب کردن.

خب، اون چی می‌گه؟ قسم می‌خوره که تماشامون نمی‌کنن.

ولی اون یه مرده، هرچیزی می‌گه.

حرف من اینه که فکر می‌کنم دارن تماشا می‌کنن.

و وقتی فکر می‌کنم، نمی‌تونم... نمی‌تونم تمرکز کنم.

خب، حداقل تو گزینه تمرکز کردن رو داری.

اگه من و کول به این رقص معاشقه‌آمیز ادامه بدیم...

باید شروع کنم به تمرکز روی خودم.

سلام. پرو.

هی، کجایی؟

هی، دارم از سر کار برمی‌گردم خونه. هیچ وقت حدس نمی‌زنی...

چی تو اینترنت پیدا کردم. مایکاه رو یادته؟

اون خوش‌تیپ قرن هفدهمی؟ آره، سخته فراموش کردنش.

باشه، بسه دیگه درباره گذشته، از حال بهش بگو.

من اجدادش رو پیدا کردم و یه تاریخچه کامل از روستایی که رفته بودیم رو پیدا کردم.

فکر می‌کنم ممکنه یه سرنخ بهمون بده.

برای پیدا کردن هویت دیوی که ترایاد فرستاد تا ما رو بکشه.

پرو، عزیزم، چیزی رو فراموش نکردی؟

عکاسی من که فرداست.

نه، منظورم یه چیز دیگه بود.

مثل قرار ملاقاتت؟

اوه، اوه، شان، اوه...

باشه، فقط بهش یه نوشیدنی بده.

اگه بیشتر بهش بدیم، باید بفرستیمش انجمن الکلی‌های گمنام.

چقدره اونجاست؟ حدود یه ساعت و ۳۲۷ تا بادوم زمینی.

باشه، خب چیکار کنم؟

پشیمانی خوبه و حضور داشتن بهتره.

پایپر، من نصف راه شهرم.

به علاوه، باید برم خونه و همه این چیزای دیوها رو چک کنم.

خب، نمی‌تونه صبر کنه؟ چی، فکر می‌کنی ترایاد صبر می‌کنه؟

باید قبل از اینکه اونا ما رو بگیرن، ما اونا رو بگیریم.

فقط بهش بگو سر کار گیر کرده بودم و جبران می‌کنم براش.

باشه پس.

حالش خوبه؟ فکر کنم.

شان، سلام. یه مشکل کوچیک پیش اومده.

خواهرم گاهی اوقات سر کار گیر می‌کنه و اون یه جورایی...

فقط رو یه چیز تمرکز می‌کنه. مشکلی نیست.

می‌فهمم. بهش بگو فقط یه زنگ به من بزنه.

مشکلی نیست. خوب باهاش کنار اومد.

اون سه تا نوشیدنی خورده.

پس کی تمرکز روی یه چیز تبدیل به وسواس کامل می‌شه؟

وقتی شروع کنی به فراموش کردن پسرهایی مثل شان.

بیا، عزیزم.

بهتری؟

آره، فکر کنم بیشتر شوکه شده بودم تا اینکه آسیب دیده باشم، می‌دونی.

خیلی سریع اتفاق افتاد.

عجیبه که بدونی یه نفر...

تمام اتاق‌های خونه رو گشته.

آینه‌ها رو شکسته، معلوم نیست به چی دست زده.

معلوم نیست به چی دست‌مالی کرده.

خیلی چندشه.

حداقل به نظر میاد چیزی گم نشده.

از کجا می‌دونی دیو نبوده؟

دیوها معمولاً دست‌مالی نمی‌کنن.

به علاوه، تنها دیوی که می‌شناسیم و از آینه استفاده می‌کرد کالی بود.

و ما شرشو از سر خودمون کم کردیم.

آره، با شکستن تصویرش توی آینه.

منظورم اینه که می‌دونم فرض بر اینه که مرده...

ولی گریم‌لاک‌ها هم همینطور بودن.

لطفاً اونا رو یادم ننداز. چیزی پیدا کردی؟

فقط یه مشت اثر انگشت. با نمونه‌های شما مطابقت نداره.

می‌ذارمش تو کامپیوتر ببینم اسمی پیدا می‌شه یا نه.

پیدا نمی‌شه. منظورم اینه، آهای بچه‌ها...

کتاب سایه‌ها ۱۰۱، آینه‌ها.

دروازه‌هایی که شر از طریق اونا وارد می‌شه.

ولی اثر انگشت هست.

و دیوها اصلاً معمولاً انگشت ندارن.

از نظر انسانی، ازت می‌خوام یه لیست از دشمنات جمع کنی.

از هر دشمنی که در گذشته یا حال داشتی.

قبلاً انجام شده.

بذار ببینم، آبراکساس، بارباس، یاما.

چی کار کردی، با سازمان ملل قرار می‌ذاشتی؟

اینا دیوها، جادوگرها و نیروهای شیطانی مختلفی هستن...

که تو این دو سال باهاشون روبرو شدیم.

دقیقاً منظورم این نبود.

باشه، می‌رم سراغ کتاب سایه‌ها.

و ببینم چیزی درباره آینه‌ها پیدا می‌کنم یا نه.

پرو این اواخر یه کم وسواسی شده.

فکر می‌کنی یه آدم شرور بوده؟

هر خونه دیگه ای بود، آره. ولی اینجا، هیچ وقت نمی‌دونی.

پایپر، فیبی!

چی؟ چی شده؟

اون در قفل نبود.

خب؟

از وقتی یه اهریمن سعی کرد کتاب سایه‌ها رو بدزده،

چند هفته پیش، قفلش کردم.

تو این در رو قفل می‌کنی ولی در ورودی رو نه؟

من در ورودی رو قفل می‌کنم.

منم همینطور. بیشتر وقتا. نمی‌دونم، چه فایده‌ای داره؟

چون شما سه تا زن جوون هستید.

راستش، این طرز فکرتون درباره امنیت گیجم می‌کنه.

نه سیستم دزدگیر دارید، نه قفل محکم، نه سگ.

دریل، ما سه تا جادوگریم. فکر کنم از پسش برمیایم.

با اهرم باز نشده بود.

خب، چی؟ فکر می‌کنی با یه اهریمن قفل‌بازکن طرفیم، پرو؟

از اینجا هم چیزی به نظر گم‌شده نمیاد.

فقط فکر می‌کنم مسخره‌ست که احتمال انجام شدن این کار توسط یه انسان رو نادیده بگیریم.

بله، خب، منم فکر می‌کنم مسخره‌ست فکر کنیم که سه گانه هیچ ربطی بهش نداره.

دریل، چرا نمیری اون اثر انگشت‌ها رو چک کنی؟

ما اینجا باید یه کم با هم حرف بزنیم.

باشه. شب بخیر. شب بخیر.

لئو!

پرو، شاید بهتر باشه یه لحظه یه نگاه دیگه به قضیه بندازی.

لئو!

چی؟ چیه؟ مشکل چیه؟

من باید هرچیزی که درباره سه گانه می‌دونی رو بدونم.

چی؟

سلام. سلام.

باشه، خب، این واقعاً نمی‌تونه صبر کنه.

سه گانه یه نفر رو به گذشته فرستاد.

و تقریباً تمام نسل ما رو از بین برد.

شرط می‌بندم همون اهریمنه

که چند هفته پیش اینجا پیداش کردیم.

اگه نمی‌خوای اینو جدی بگیری، مشکل خودته.

من خودم، تو یه مأموریتم.

واقعاً باید یه کاری کنیم از این حال و هوا دربیاد، نه؟

سلام.

فکر کنم برم ببینم پرو چی کار می‌کنه.

خب؟

ما داریم بی‌صبر می‌شیم، بلتزار.

انتظار نداشتیم اینقدر طول بکشه.

تو دو سال وقت داشتی (طبق زمان اونا) و موفق نشدی. من یک ماه داشتم.

یک ماه با اطلاعاتی به اندازه دو سال.

اطلاعاتی که توسط خون اهریمن‌های قبل از تو جمع‌آوری شده.

اون جوون، فیبی تقریباً تو چنگ منه.

ما برای این احضارت نکردیم. داریم یکی دیگه رو مأمور می‌کنیم.

داری جایگزینم می‌کنی؟

ما یه معامله داشتیم. من جادوگران رو به دست میارم، شما هم به من پس میدید.

این معامله به نفع توئه، نه ما.

بلتزار، بهش به چشم جایگزینی نگاه نکن. بهش به چشم کمک نگاه کن.

با این حال، اگه هرکدوم از شما گیر بیفتید، همون اصول اعمال میشه.

ما نمی‌تونیم ریسک اینو کنیم که هرکدوم از شما جادوگران رو به سمت ما هدایت کنید.

میشه بدونم کی رو می‌فرستید؟ منظورم اینه که فرستادید؟

تروکسا کارشو شروع کرده.

لئو؟ پایپر.

ما نمی‌تونیم. آره، می‌تونیم.

نه، من نمی‌تونم.

حس می‌کنم کسی داره منو نگاه می‌کنه.

پایپر، ما باید از این مرحله رد بشیم. آره.

باشه. چطوره بهشون بگی اونور رو نگاه کنن؟

اونا نگاه نمی‌کنن.

چند بار باید این بحث رو بکنیم؟

خب، از کجا می‌دونی؟ چطور می‌تونی مطمئن باشی؟

چون بهت گفتم اونا این کارو نمی‌کنن.

باشه، پس اون دو دفعه قبلی رو چطور توضیح میدی؟ بشمارشون، دو بار.

کاملاً اتفاقی بوده، بهت میگم. حالا بیا دیگه، پایپر.

ما باید از این مرحله رد بشیم.

آره، و من نیاز دارم حس کنم فقط من و تو هستیم.

و نه اینکه کل دنیا داره نگاه می‌کنه.

متاسفم. اشکالی نداره.

فکر کنم بهتره برم برای پرو یه جوابی پیدا کنم.

آره.

کول، اینجا چی کار می‌کنی؟

خوبی؟ من تازه شنیدم. چی رو شنیدی؟

درباره اتفاقی که افتاد، اون دزدی.

شماها خوبید؟

تو برای من تا اینجا اومدی؟ منظورم اینه که، برای ما؟

برای ما؟ دیدید کی بود؟

نه.

زنگ می‌زنم یه ماشین گشت بفرستن اینجا رو زیر نظر داشته باشه.

اشکالی نداره. راستش فکر کنم خودمون از پسش برمیایم.

نه، نمی‌تونید. شما نمی‌دونید با چه نوع شیطانی سر و کار دارید.

بله، خب، ما دقیقاً داشتیم درباره همین بحث می‌کردیم، مگه نه پرو؟

چیزی می‌خوای، کول؟ قهوه یا چیزی؟

فیبی، این واقعاً فکر خوبی نیست. ما یه چیز خیلی مهم داریم

که باید درباره‌ش حرف بزنیم.

اشکالی نداره. من واقعاً باید برم دیگه.

دیره. م- بهم هر وقت خواستی زنگ بزن.

آره، حتماً. ممنون.

باشه، بهتره که چیز خوبی باشه.

آره، خب، من تو اتاق زیر شیروونی بودم و وقتی بیدار شدم

یه بالشت بالای صورتم معلق بود و داشت خفه‌ام می‌کرد.

یه بالشت؟ معلق بود؟

خب، اون حتماً همون اهریمن بدنام خفه‌کننده با بالشته.

شاید کابوس بود. کابوس نبود.

و مطمئناً شوخی هم نبود. یه اهریمن دنبال منه یا ما.

می‌دونم.

باشه.

بیا بیرون، بیا بیرون هرجا که هستی.

به نظرت سه گانه چی میگه وقتی بهشون بگم

که تو جادوگران رو نجات دادی؟

که نمی‌خواستم تو زودتر بهشون برسی.

تو شانس‌هاتو داشتی، بلتزار. مال منو دوباره خراب نکن.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left