Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 7

ข้อมูลรุ่น

Charmed S07E20 Imaginary Fiends 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 20 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-12-03
ดาวน์โหลด: 13
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

!اه

.آروم‌تر! تازه کریس رو خوابوندم

.اگه اینجا بودی تا کمکم کنی، شاید یه فرقی می‌کرد

.آره، انجامش می‌دم

.اول باید مطمئن بشم وایات تو پیش‌دبستانی حالش خوبه

پیش‌دبستانی؟ منظورت مدرسه جادو نیست؟

نه، منظورم پیش‌دبستانیه. هفته پیش ثبت‌نامش کردیم، یادت نیست؟

!تو که اینو بهم نگفتی

.آره. خودت گفتی نگران بودی تو جمع از جادوش استفاده کنه

اوه. خب تو چی گفتی؟

.من گفتم نگرانم که نتونه یه زندگی عادی داشته باشه

.باشه، اوکی. الان دیگه فهمیدم چی به چیه

.با این همه مسئولیت و حملات این شیاطین، یه کم حواسم پرته

این دقیقاً چه فرقی کرده؟

نمی‌دونم چرا بزرگان صلاح ندیدن

.که به جای یه جادوگر نیوزیلندی، یه جادوگر همین‌جا رو بهم بدن

.نمی‌دونم، ولی من گوشی رو می‌خوام

!نه

.نه، استفاده از گوشی ممنوعه

چرا همه گوشی‌ها این بالان؟

.من دارم تلاش می‌کنم جلوی حمله دیوها رو بگیرم

.چی؟ همه حمله‌ها متفاوت بودن

.و همه دیوها قدرت‌های متفاوتی داشتن

.یه چیزی که من متوجه شدم اینه که هر وقت تلفن زنگ می‌خوره، یه دیو حمله می‌کنه

.نه، اینطور نیست. فیبی یه کم پیش زنگ زد، و هیچی نشد

واقعاً؟

!دیگه این صدای زنگ رو بس کن

.هرچی زودتر خودمو میرسونم. مسئولیت‌هاست

!پایپر

.شاید در مورد اون قضیه تلفن حق با تو باشه

.اون پیش‌دبستانی وایات بود. نمی‌دونم چی می‌خواستن

.من بیشتر به این دیوها کار دارم

.و اینکه چی می‌خواستن و چطور میشه نابودشون کرد

منطقی نیست. چرا دیوها وقتی تلفن زنگ میخوره حمله میکنن؟

همشون دیوهای مختلفی هستن، یادت نیست؟

.آخرین نفر حتی یه جورایی شبیه آدم بود

.بهتره یه کمی ریشه مهرگیاه اضافه کنیم، اگه تغییر شکل‌دهنده باشن

آخرین حمله هم وقتی پیش‌دبستانی زنگ زد اتفاق افتاد؟

.آره، فکر کنم حق با توئه

فکر می‌کنی وایات داره این دیوها رو خلق می‌کنه؟

.این مسخره است

.اون اژدهاها رو خلق کرد

!فقط یکی! یه دونه اژدهای بدردنخور، می‌خوای تا آخر عمرش به روش بیاری؟

اوه، نه. بذار حدس بزنم. یه حمله دیو دیگه؟

.یا وایات داره شلوغ می‌کنه. یا پیج داره زیادی شلوغش می‌کنه

.وایات تو پیش‌دبستانی از بقیه کناره‌گیری کرده و فقط با خودش حرف می‌زنه

کی گفت اون فقط با خودش حرف می‌زنه؟

.من پیغام رو شنیدم

.عجیبه. نه، عجیب نیست که

.فقط به خاطر اینکه با خودش حرف می‌زنه، به این معنی نیست که داره دیو خلق می‌کنه

فقط اینکه تو خونه یه کم ساکت‌تره. خب که چی؟

.وایات تو مرحله دوم رشدشه

.باید مهارت‌های زبانیش در حال پیشرفت باشه

.اون باید با آدمای دیگه حرف بزنه، نه فقط با خودش

.خیلی متاسفم که برگشتی دانشگاه

.ولی واقعاً داره به مقاله‌م کمک می‌کنه

این هیچ ربطی به اینکه چرا وایات داره دیو خلق می‌کنه نداره، نه؟

!اون دیو خلق نمی‌کنه

.بذار ببینیم، شاید یه واکنش به پیش‌دبستانی باشه

یه جور انتقال فرویدی یا همچین چیزی؟

!چرندیات

،ببین، حرف من اینه که اگه داره با خودش حرف می‌زنه

.مشکلات شاید عادی باشن، نه جادویی

مشکلات عادی مثل چی؟

.هیچ ایده‌ای ندارم

.هرچیزی می‌تونه باشه

.می‌تونم از استادم بپرسم. اون متخصص این کاره

.ولی من... زود میام

!هی، چیکار می‌کنی؟ گوشی رو بذار پایین

.باید به پیش‌دبستانی زنگ بزنم

.خب، پس از موبایلت استفاده کن

!خانم هندرسون

.هرچی زودتر تونستم، خودمو رسوندم

لئو، اینجا چیکار می‌کنی؟

در مورد وایات زنگ زدی، درسته؟

.آره، ولی گفتم جای نگرانی نیست. فکر کردم روشن گفتم

خب، من تو این منطقه بودم... حالش خوبه؟

.اون فقط داره با خودش حرف می‌زنه

.اگه همسرت ازم نخواسته بود، زحمت نمی‌کشیدم زنگ بزنم

.اون خیلی ازش مراقبت می‌کنه. اون بچه خاصیه

.همه‌شون خاصن، لئو

.درسته، ولی اون نیازهای خاصی داره

نیازهای خاص؟

.تو هرگز نگفتی وایات یه بچه با نیازهای خاصه

.نه اینطوری. اون... بااستعداده

اولین بچه‌شه؟

اینقدر واضحه؟

می‌خوای ببینیش؟

.لطفاً

.اوه، اینهاش

،اوه، چقدره که این کارو می‌کنه

با خودش حرف می‌زنه؟

.نمی‌دونم، از وقتی که اومده اینجا گهگاه اینطوریه، فکر کنم

و... این طبیعیه؟

.عادی، نه

.ولی فکر نمی‌کنم باید نگران باشی. اون فقط داره با خودش بازی می‌کنه

.خیلی از بچه‌ها این کارو می‌کنن

.من واقعاً مکالمه‌هامون رو دوست دارم، وایات

.ولی می‌دونی که من یه رازم، درسته؟ هیچ کس دیگه نمی‌تونه منو ببینه

.تو فقط عادت نداری رهاش کنی

.برای خیلی از پدر و مادرهای بار اولی پیش میاد

.پیچیده‌تره

.من هر روز اینو می‌بینم. باور کن، پیچیده نیست

.امروز صبح حالش خیلی خوب نبود

.شاید بهتره ببرمش خونه

.فقط... فقط برای اینکه خیالمون راحت باشه

.خب، باشه. اگه فکر می‌کنی اینطوری بهتره

.نمی‌تونیم زیاد حرف بزنیم، ولی نگران نباش، برمی‌گردم

.قول می‌دم

باشه رفیق، یالا، آماده‌ای؟ بریم خونه، باشه؟

.به زودی می‌بینمت، وایت. دلم می‌خواد بیشتر راجع به اون خرس تدی خاصت بشنوم

.بعداً می‌بینیمت

ویکاس؟

.داشتم نگران می‌شدم. منو ناامید کردی

!ما شکست نخوردیم. داشتیم جادوگرها رو برات سرگرم می‌کردیم، بی‌وقفه جون می‌دادیم

.ولی شما نتونستید حواسشون رو پرت نگه دارید

.پدره پسر رو برد، درست وقتی که من داشتم پیشرفت می‌کردم

چی؟

.اونو ول کن، به قدرتاش نیازی نداریم

.سر و کله زدن با خواهران جادوگر خیلی خطرناکه

فکر می‌کنی بهتر از من می‌دونی چطور این کارو انجام بدی، هوگو؟

.منظورم این نیست

داری روی این کار می‌کنی، سه هفته‌ست؟

ما همه چیز رو به خطر انداختیم. برای چی؟

.برای خودمون! تا قدرتش رو به قدرت تو اضافه کنیم، به کل مجموعه

حالا، مگه من همه چیز رو به خطر ننداختم؟

پرورش دادن شرارت توی وجود تو، هوگو

درست مثل کاری که با بقیه کردم؟

.بله، البته که کردی

.پس باید بهم اعتماد کنی

.وایت به یکی از قدرتمندترین جادوگرانی تبدیل می‌شه که تا حالا روی زمین پا گذاشته

.بهتره با ما باشه تا اینکه علیه ما باشه

.من فقط نگرانم

.نگران نباش

می‌دونم که تو این سن فقط یه فرصت کوتاه دارم

.برای اینکه تغییرش بدم، اما نزدیکم

.خیلی نزدیک

پروفسور اسلوتکین؟

.الان وقت ندارم درباره موضوع مقاله‌تون صحبت کنم

.نه، نه، راجع به مقاله نیست. در واقع شخصیه

اوه؟

آره، راجع به برادرزاده‌مه. دو سالشه

.و نیمه، و الان داره یه سری مسائل رو تجربه می‌کنه

.امیدوار بودم بتونید کمکم کنید تا بفهمم چیه

دوره لجبازی دو سالگیه؟

خب، فکر کنم اولش همین‌طور شروع شد

...و حالا دیگه

خب، توی پیش‌دبستانی با خودش حرف می‌زنه

.و بعد توی خونه با هیچ‌کس حرف نمی‌زنه

...خب، شاید یه دوست خیالی داره، هرچند

.از نظر رشدی برای این کار یکم زوده

.اوه، اون برای سنش خیلی پیشرفته‌ست

و اگه یه دوست خیالی بود، لزوماً چیز بدیه؟

.فروید قبلاً فکر می‌کرد این نشونه تفکر نابالغه

.امروزه، ما می‌دونیم که بچه‌ها به دلایل زیادی دوستای خیالی درست می‌کنن

...همنشینی، حل تعارض

.گاهی هم به عنوان یه مکانیسم مقابله‌ای

.بذار اینو یادداشت کنم

.آها، و اسلوتکین، با "اِس"

قصد داشتید از من نام ببرید؟ ببخشید، چی؟

خب، هفته پیش توی کلاس درباره نظریه حک شدن لورنز صحبت کردیم

.و این هفته در ستون شما راجع بهش خوندم

فکر می‌کنم داریم محتوای هفته آینده رو بحث می‌کنیم، نه؟

.نه. نه، این واقعاً راجع به برادرزاده‌مه

.خواهش می‌کنم، هر دو می‌دونیم چرا کلاس منو برمی‌دارید

من کلاس شما رو برمی‌دارم تا ستون‌نویس بهتری بشم

.و برای اینکه رفتار انسان رو درک کنم

من سال‌هاست دارم روانشناسی مطالعه و تدریس می‌کنم، خانم هالیول

.زندگیم رو وقفش کردم

عمراً بذارم که فقط از کلاس من سوء استفاده کنید

.تا یه نقل قول برای ستونتون بدزدید

می‌خواید در مورد دوستای خیالی یاد بگیرید؟

.خودتون تحقیق کنید. مشتاقم مقاله‌تون رو در موردش بخونم

.ما نمی‌دونیم مشکل هست یا نه

.خب، همینه که منو نگران کرده

.می‌دونی، شاید گذاشتنش توی یه مدرسه عادی ایده خوبی نبود

ولی ما قبول کردیم که ایده خوبیه و وقتی این کارو کردیم

.می‌دونستیم که یه سری دست‌انداز مثل این پیش میاد

مشکل اینه که نمی‌دونیم این دست‌اندازا جادویی‌ان

.یا فقط یه بخش عادی از رشده

.کاش می‌تونستیم از خودش بپرسیم

.فکر کنم چند سال دیگه مونده تا بتونه بهت جواب بده

.خب، مخصوصاً اگه همین‌طوری با خودش حرف بزنه

.وای! دقیقاً

.باشه، من مردم مائوری رو دوست دارم

.اما... اگه دوباره نبینمشون، مشکلی ندارم

.فکر کنم یه چیزی در مورد اینکه کی داره به ما حمله می‌کنه فهمیدم

.لیو، وایت رو ببر بالا که حرفای اون شیطونو نشنوه

.رفیق، بریم بالا، وووی‌ت رو هم با خودت ببر

.همونطور که داشتم می‌گفتم... تو کتابخونه مدرسه جادو داشتم جستجو می‌کردم

.یه چیزایی در مورد شیاطین فهمیدم

خب؟

.قدرت‌های تهاجمیشون به طور سنتی با جادوی خوب مرتبطه

.فکر کردم اینا قرار بود اهریمن باشن

.آره، منم همین فکر رو می‌کردم

.ولی این نظریه رو تأیید می‌کنه که وایت داره اونارو خلق می‌کنه

!اوه، دیگه شورش دراومده

.من فقط دارم میگم

!این مسخره‌ست! نمی‌تونیم اینطوری زندگی کنیم، دیوانگیه

کجا می‌ری؟

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left