200 บรรทัดแรก
A.R.N.A & M.P.R present کاری از مهدی پوررشیدی و احمد آرنا
سلام عزیز دل
مربی! اینجاس
اوه
خداروشکر
زیمن، دنی
مثله فرشته های زیباس
صبح بخیر عزیز
خوبی؟
اوه، نمیخواستم از اتوبوس جا بمونم به خاطر همین اینجا خوابیدم
ببخشید دارم بالا میارم. ببخشید
اوه..اوه خدای من
واسا. دارم چیکار میکنم؟ اینجا که اتاق منه
اووی! بیرون
سلام به تو
سلام صبح بخیر
من... من برات قهوه گرفتم
اوه ممنون - اره -
خیلی وقته بیدار شدی؟
امم... یکی دو ساعتی هست
میدونی؟فک کنم کلا سه ساعت بشه
دیشب خیلی باحال بود
ا.ه اره.پنج ستارس و درجه یک
امم.باید بری؟ - اره -
ولی میدونی، نیاز نیست عجله کنی
گفتم که دیر تخلیه میکنیم
اوه. چه با ملاحظهای تو
خب پس برو. میتونی بری
منم میخوابم
و بعدشم به حساب تو یه صبحونه تپل سفارش میدم
چه حرکت خفنی. اره
هی، من همیشه در خدمتم
خیلی خب. میبینمت، فک کنم البته
مربی
هی مربی
مربی - بله؟ -
چیزی فکرتو درگیر کرده؟ - نه، چرا؟ -
پنج ساعت سوار اتوبوس بودیم یه کلمه هم حرف نزدی
و یه رکورد محسوب میشه تو طول پنج ساعت
خیلی خب ببین. میخوام به چیزیو بهت بگم
ولی بعدش دیگه اصلا نمیخوام دوباره دربارش حرف بزنم باشه؟
خیلی خب - جدی گفتم -
نمیخوام دربارش جک بسازی
نمیخوام قیافه حق به جانب به خودت بگیری
میفهمی که چی میگم؟باشه - باشه-
امم
...دیشب من
با سَسی دوست ربکا خوابیدم
میخوای دربارش حرف بزنی؟ - مشتاقم اره. فورا -
اینجایی
من فکر میکردم این اتاق جن زدس
نه حلش کردیم
الان وقت خوبیه؟
اره.میتونی بیای تو. اون چیزی نمیشنوه چون از این چیزا تو گوششه
مطمئنی؟
گِیل. فکر میکنی خانواده سلطنتی مثل مارمولکن نه؟
22سال. خیلی جوونه که
به چی گوش میده؟
همیشه پادکستایی در مورد قتل اینا
دیشب دیوونه کننده بود
دقیقا اره. خیلی در هم و برهم بود
من واقعا میتونستم یه سطل قهوه بخورم
تا این خماری رو بپرونه
میخوای وقتی کارت تموم شد بریم بیرون؟
امروز نه نمی تونم .سرم شلوغه
دروغ میگه
خیلی خب. باید ازت بخوام که بری چون
الانه که برسه به همسترینگ پام
و منم کلی سر و صدا کنم
و خوشم نمیاد کسی صدامو بشنوه
خوبه. باشه. میبینمت حالا باشه؟
باشه
چون میدونی اینجورم نیست که قبلا انجامش نداده باشم خب؟
و ببین نمیخوام ادمایی که رابطه ی یه شبه دارن رو
قضاوت کنم خب؟
میدونی، اگه تو دنبال عشق و حالی خب برو عشق و حالت رو بکن
این چیزیه که من میگم
مربی، حال کردی؟
او،بیخیال مربی. من خوشم نمیاد اینجور چیزا رو تعریف کنم
مربی تو حال کردی؟
و اونم حال کرد؟
امم. اره این حرکتت داره حالمو بهم میزنه
خیلی خب پس مشکل چیه؟
میدونی شاید من با این قضیه کنار نیومدم که
من با یه درگیری ذهنی رفتم به
کارائوکی توی لیورپول
که میدونی با زنی بخوابم که تازه دیدمش
و یه جایی این وسط مسطا هم طلق گرفتم
خب. این با عقل جور در میاد - خیلی هم قشنگه -
از وقتی که بچه بودم
دلم میخواست با رفقام دور یه میز بشینیم و
دربارع روابط زناشویی حرف بزنیم
خب. یه سوال دیگه دارم از همتون. من باید به ربکا بگم یا نه؟
نه - اوه حالا بیخیال. چرا که نه؟
منظورم اینه که این قلبمو میشکونه اگه
بفهمم اون داره یه چیزی رو ازم پنهون میکنه
چی شده؟ جلسه دارین؟
اره. یه سری مشکلات زنانس
دوست دارم دیدگاه تو رو هم بدونم - نه -
تد. میتونم باهات رو راست باشم؟
اره. بریز بیرون خودتو
به نظر میاد که هی میخوای از خودت عیب و ایراد بگیری ،چرا؟
چه کار اشتباهی مگه انجام دادی؟
درست میگه
وقتشه که اینجوری کنی
چی، قیچی؟
اره. تا انقد احساس مسئولیت نکنی
واو
همتون هدفتون همین بود. خیلی خوب بود
بذار بگم که میخوام واستون کُت ساتن بگیرم که
پشتش نوشته باشه
"گروه مشکلات شخصیِ تد"
اسم مزخرفیه. باید یه اسم بهتر بذاریم
بذار فکر کنم. اوه فهمیدم. جنگاوران هوش عاطفی چطوره؟
شوالیه های حمایت کننده؟
امم. نه. شبیه اسم برند یه بیضه بنده
امم. پسران با افتخار چطوره؟
نظرتون درباره "سگ های الماسی " چیه؟
افرین نیت. سگ های الماسی خودشه
ووهوو
سلام روی! اگه کارت زود تموم شد خبرم کن. شاید بتونیم بریم چیزی بخوریم "زود باش روی"
فکر کردم تو باید تو منچستر باشی
با وستهم بازی داشتیم و اومدیم اینجا
اره. بیا تو. چطوری؟
اره خب خوبم
ده تا لمس توپ داشتم و دوتا دریبل کامل داشتم
و دقیقه 89 هم گذاشتن یه ضربه آزاد بزنم
گل زدم. یکمی هم راست کردم
اه.پس فک کردی که آلت راست شدتو برداری بیای اینجا هان؟
نه.نه. من فقط خواستم حرف بزنیم
میدونی. همه چیز خیلی زو اتفاق افتاد وقتی که لاسو بیرونم کرد
اوه. بیخیال. لاسو بیرونت نکرد. منچستر سیتی خواست که برگردی
نه.نه. لاسو میتونست جلوشو بگیره ولی نگرفت. اره
...اه.مم - میذاری حرفمو تموم کنم اره؟
با خیلی از دخترا رفتم سر قرار خب؟
ولی تو، تو جیمی رو همونجور بزرگ دیدی
همونجوری که جیمی بزرگ بود
تو منو بافرهنگ کردی. منو بردی نمایشها و از اینجور چیزا
تو از همشون بدت میومد
اره. چون گیج کننده بود
اونا این همه احساسات به خرج میدادن
و باعث میشدن تو احساس بشی
و بعدشم وقتی میخوای بلند تشویقشون کنی و در طول
اجرا باهاشون بلند حرف بزنی ناراحت میشن
عجیبه این
این بهم یاد دادی که سد راه خودم نشم
پس... ممنون بابت اینا
خواهش میکنم جیمی
میدونی، این اولین باره که اومدی تو این خونه
و واسم ایموجی های سکسی نفرستادی
مثل بادمجون یا اونی که آب میپاشه
یا این سنجاب کوچولو
سنجاب کوچولو. هیچ وقت نفهمیدم یعنی چی
خب.اون آجیل رو نگه میداره نه؟
اره - اره -
درسته اره
خیلی خب
میخوای با هم مشروب بخوریم؟
اا..نه
...مگه اینکه منظورت از شراب
پس اینجوری به سکس میرسی؟
بدون تلاش برای سکس؟
بغضی وقتا اینجوری دقیقا جواب میده
هیچ وقت اینو نمیدونستم
صبح بخیر رئیس
حالا امروز فقط بیسکوییت گیرت نمیاد
همچنین واست یه بسته شکلات ترافلی هم اوردم
اوه لعنتی. با من اینکارو نکن
باید یکی از اون ترافل ها رو برداری و
اینجوری بذاری بین بیسکوییت
یه ساندویچ صبحونه کوچولو میشه
اره. خودشه. درسته
اره. اممم
بله و هی
ممنونم ازت که اون شب تو لیورپول کنارم بودی
اوه،کاری نکردم تد - نه، نه. واقعا میگم -
تو فقط یه کوپن زندگی داری خانم جوان. من پشتتم
منو مثل یه نوع سگ شخصی ببین
لازم نیست با بهمن و برف سر و کله بزنی
تا با بوربن استعارهای دورم به خودت کمک کنی
به صورت استعارهای گفتم خب؟
خیلی خب حالا
اوه ! در واقع تد - ام-
،اگه میخوای با من باشی
من امروز با دوتا از سهام دار های باشگاه قرار دارم
خواهران میلک
آدمای به شدت مزخرفی هستن
و خیلی احمقن ولی با این حال خفه خون نمیگیرن
لطفا باهام بیا
انجام شده فرض کن
عالیه.میتونم فقط تو رو معرفی کنم
بعد تنهاتون میذارم تا هی غیبت کنین و منم میرم به کارام میرسم
چقدر تو باشگاه سهام دارن؟
2.9%
من رُندش میکنم به دو
و بعدش بهشون میگم شیر 2درصد
اوه خدایا.اونا عاشقت میشن
باحال میشه. خیلی خب. من دیگه میرم میبینمت
بر اساس تجربه من همیشه تایید محصول بهتر اثر میذاره
اگه واقعا به محصول اطمینان داشته باشین
No comments yet. Be the first to leave one.