200 บรรทัดแรก
«مادام وب»
به نظرت نزدیک شدیم؟
پیدا کردنشون خیلی سخته
تاحالا کسی یه زندهش رو گیر نیاورده
من قبول کردم ازت محافظت کنم
چون فکر میکردم به پیدا کردن عنکبوته نزدیکی
ارزش صبر کردن رو داره
با توجه به نمونههای مرده
...پپتید های داخل زهر این عنکبوت
خلاصه بگم اونها ساختار سلولیشون رو به شدت تقویت میکنـن
اون عنکبوت
مثل لاس آرانیاس
قدرت و استقامت ابرانسانی میبخشه
لاس آرانیاس؟
آدمهای عنکبوتی افسانهای
که میرن بالای درخت
و با زهر سیاه خودشون آدمهای شرور رو مجازات میکنـن؟
من دوست دارم تحقیقاتم رو با علم پیش ببرم
نه با افسانه، آقای سیمز
این قدرتها اینجا دارن حیف میشن
این عنکبوتهای کوچیک پتانسیل این رو دارن
که صدها بیماری رو درمان کنـن
...میتونـن
حالت خوبه؟ - نه -
داره تمام تلاشـش رو میکنه تا من نتونم کار کنم
ولی من بهش این اجازه رو نمیدم
اون هم وقتی اینقدر نزدیک شدم
شاید بهتر باشه استراحت کنی
وقت ندارم
بابت چتر
ممنونم
پیداش کردم
عنکبوته رو پیدا کردم
خدای من
زیبا نیست؟ - واو -
باورنکردنیه، نه؟
یه موجود کوچیک با این همه قدرت
چی کار میکنی؟
...من
نمیفهمـم
من سالهاست دنبال این عنکبوتم
این کار رو نکن... میتونیم جون خیلیها رو نجات بدیم
من علاقهای به کمک به بقیه ندارم
وقتی خانوادهم داشت از گرسنگی میمرد کسی به من کمک نکرد
راه من مثل تو واضح و هموار نبود
انتخابهامون یکی نبوده
داری تصمیم اشتباهی میگیری
عنکبوت رو بده به من - نه -
داری تصمیم اشتباهی میگیری
اون رو بده به من - نه -
اون رو بده به من - نه -
میتونی راهت رو بکشی و از اینجا بری
نه
سفر سختی خواهد داشت
اما اون قویه
وقتی برای سوالهاش به جواب نیاز داشته باشه، برمیگرده
و وقتی برگرده
من اینجا کنارش خواهم بود
یالا
واو
برو - خیلیخب -
واحد 10-2 هستم با یه مجروح خانم 42ساله
کد سه
کسی، نبضش رفت
دارم فرایند احیا رو شروع میکنم
بن، اون پشت داری چی کار میکنی؟
میخوای جامون رو عوض کنیم؟ من میتونم رانندگی کنم
زیر دست من بود، نمیمرد
یالا
اون پشت اوضاع چهطوره؟
آخرین باری که سوار ماشین بودم و راننده اینطوری میروند
داشت بهم تیراندازی میشد
حالا نمیخواد دلت برای دوران خدمتـت توی ارتش تنگ بشه
فکر نمیکردم از برگشتنم
به کوئینز اینقدر خوشحال بشم
چیه، تاحالا توی کوئینز بهت تیراندازی نشده؟
نباید الان مدرسه باشی؟
کدوم خری به آمبولانس بیلاخ نشون میده؟
خدای من
از دست این بچهها
مجبورم میکنـن برم داخل - نه -
تو قراره توی حیاطپشتی با ما کباب درست کنی
بن، خودم میدونم چه خبره
واقعا؟ از کجا میدونی؟
شرط میبندم تاحالا تو مراسم سیسمونی نبودی
آره، چون حواسم هست که گیرم نندازن
شانس آوردم قبل از این که برگردید، پیداتون کردم
زنده میمونه
کی؟
مجروحتون
پسر کوچولوش میخواد ازتون تشکر کنه
میدونی چیه
همه زحمات رو آقای بن پارکر کشید
بگیر ازش
بگیرش
بگیرش
...آخه - مرسی -
مرسی، رفیق - ممنون -
میبرمتون پیشـش
همهتون فامیل درجه یک هستید؟ - خدای من -
من دخترخواندهش هستم
...فکر کنم بخواد
باشه، مشکلی نداره. بابا
پس تو آپارتمانتون میبینمتون
خیلیخب
بیا، رفیق
بریم مامانی رو ببینیم
خب. این برای توئه این هم برای من
خیلی ممنون
با این باید چی کار کنم؟
بذارش جیبت
و یه جا دیگه بندازش دور
مثل مقواست حتی نمیشه تاش کرد
بیخیال
جفتمون از مهمونیهای خانوادگی متنفریم
اصلا فکر کنم خودم برنامه داشته باشم
برنامه؟ تو از کی تاحالا برنامه هم داری؟
هیچوقت نمیشه رو حرفت حساب کرد
دوست دارم گزینههام رو باز نگهدارم دیگه
شاید بخوابم خونه
شاید برم موزه شاید سگم رو ببرم پیادهروی
تو که سگ نداری
شاید یکی گرفتم
لطفش رو جبران کنم
به نظر من که شیطنتهای تو از یه تولهسگ بیشتر بوده
نمیدونم چی میگی؟
من دخترخوانده نمونهای بودم
حتی بیرون از خونه میشاشیدم
...پس
با یکی آشنا شدم
عه؟ - آره -
اسم این یکی چیه؟
اوه
پس جدیه
خانم خوششانسیه، بن
ممنون
اوه
"شما شخصیت برندهای دارید"
فکر کنم اشتباهی مال تو رسیده به من
عوضی
بیا
ببینیم توی آینده تو چه خبره
اگه نخوام بدونم، چی؟
یه بیسکوییته دیگه
"...شما"
شما چی؟
ظاهرا من آیندهای ندارم - کسی -
میدونی معنیش چیه؟ - چیه؟ -
معنیش اینه که پرینترشون خراب شده
دیگه نمیتونیم از این بیسکوییتها بخوریم
تا فردا براتون آمادهش میکنیم
فقط باید پدرم حقوقش رو بگیره
بذار بیام داخل و با پدرت حرف بزنم
خیلی وقته ندیدمش
میتونیم یه کاریش بکنیم - راستش -
الان خونه نیست
فردا برمیگردم
ولی دیگه خبری از بهونه آوردن، نباشه
بهخدا جورش میکنیم
خیلیخب
ما ولگردها باید پشت هم باشیم
گرسنهایها
امیدوارم عنکبوتها ارزشـش رو داشته باشن، مامان
سه تا ماشین تصادف کردن
یه ماشین چپ کرده و سرنشینها گیر کردن
دریافت شد
داریم نیروی کمکی میفرستیم به موقعیتتون
باز نمیشه
خیلیخب، آقا از اونجا میاریمتون بیرون
فقط تکون نخورید
سلام، آقا
میشه اسمتون رو بهم بگید
رابرت
رابرت، من کسی هستم
من بهتون کمک میکنم، باشه؟
چیزیتون نمیشه
خب، الان کمربندتون رو باز میکنم
و از صندلی میافتید
و همکارم بن، کمکتون میکنه
از اون طرف بیاید بیرون
سه، دو، یک
خیلیخب، رابرت
با شماره سه حرکت میکنیم
باشه؟ بریم - باشه -
یک، دو، سه
خیلیخب. چیزیتون نمیشه، آقا
دراز بکشید و ثابت باشید الان بهتون میرسیم
کسی - بن -
کسی - بن -
اکسیژن خونت 79/55
لازم نیست، من حالم خوبه
باید تو یه بیمارستان درستحسابی معاینه بشی
نه، حق با تو بود داشتن مجبورت میکردن که بیای
بازی
حتی نزدیکش هم نگفتید
کسی
اینجا همیشه خطرناک بوده و دام مرگ مردم بوده
آیا اینها نشانههای آیندهایست که باید رخ دهد
یا آیندهای که شاید رخ دهد؟
نمیتونی هر سه تاشون رو نجات بدی
No comments yet. Be the first to leave one.