200 บรรทัดแรก
امشب یه سورپرایز براتون دارم. مهمان اولِ من یه مرد جوونه،
و وقتی میگم مرد جوون، منظورم واقعاً یه مرد جوونه.
اون نقش اصلی رو توی یه پایلوتِ شبکه NBC گرفته،
و اون نقش رو با یه اجرای آواز و رقص توی تست بازیگری به دست آورده،
و ما فکر کردیم اونقدر خوب این کار رو انجام داده که شاید بخواین امشب باهاش آشنا بشین.
لطفاً از Reef Hawk استقبال کنید.
Reef.
سلام منو به برادوی برسون
منو به میدون هرالد یادآوری کن
به همه رفقا بگو توی خیابان چهل و دوم
که من بهزودی اونجا خواهم بود
زمزمه کن که چطور بیقرارم
برای قاطی شدن با اون جمعیت قدیمی
سلام منو به برادوی قدیمی برسون
و بهشون بگو که بهزودی اونجا خواهم بود!
سلام منو به برادوی قدیمی برسون
و بهشون بگو که اونجا خواهم بود
آره، اونجا خواهم بود
آره، بهزودی اونجا خواهم بود
آره
حتماً.
حتماً.
Reef Hawk، در چهار دهه گذشته، ستاره سینمای محبوب آمریکا.
عجب کارنامه باورنکردنیای داشتی.
بازی در سه تا از بزرگترین فرنچایزهای تاریخ سینما،
برنده دو جایزه اسکار.
و پاییز امسال، قراره بزرگترین فیلمی که تا حالا ساختی رو بازی کنی.
پنج سال هم برای بازنگری (به زندگیت) استراحت داشتی.
یعنی، این همونیه که قراره بگی؟ «بازنگری»؟
یعنی، چطور میخوای قضیه اون پنج سال رو توجیه کنی؟
تازه، من باید واقعاً یه مصاحبهگرِ خیلی خفن باشم.
حتی وقتی دارم الکی مصاحبه میکنم، انگار،
- توش فوقالعادهام. - فوقالعاده.
ممنون. خب، قراره در مورد اون قضیه پنج سال چی بگی؟
خب، داشتم فکر میکردم که بگم…
از شش سالگی کار کردم و نیاز به استراحت داشتم،
و اینکه نیاز داشتم بفهمم وقتی از این فضا دورم، واقعاً کی هستم.
- عاشق اینم. - این جواب میده. کاملاً.
نمیگم که داشتم یه اعتیاد به هروئین رو از مردم پنهان میکردم،
و اینکه بهترین دوستان دوران دبیرستانم و وکیل روانیام
سالها کمکم کردن تا این قضیه رو بپوشونم
- تا هیچکس متوجه نشه. - این واقعاً حذفِ هوشمندانهایه.
- حذفِ قدرتمندی بود. - بدون اعتراف.
تو عالی خواهی بود، عزیزم.
- تو از پسش برمیای. - آره.
خیلی خوششانسم که شما دوتا رو دارم.
و ممنون از هر دوتون که اینجا هستین، و ممنون که کمکم میکنین.
آره عزیزم. حالا برو بیرون و برای مامان قر بده.
آره، اون دستهای جَز اینجاست.
همینه.
دو دقیقه.
خیلی خب، گوش کن. قبل از اینکه شروع کنیم، فقط باید بگم
این برای من نقطه اوجِ کارنامه کاریمه.
تو، تام کروز، دنزل،
- شما بهترین بازیگرهای تاریخ هستین. - ممنون.
خب، گوش کن، اول قراره با رکوردهای باکس آفیس شروع کنیم و…
- چی؟ - میشه… میشه لطفاً؟
نمیدونم کسی بهت گفته یا نه ولی…
- وای خدای من. اون… - وای خدای من.
- اوه نه. - داره در مورد قضیه اسکار میپرسه.
میدونم. از چهرهاش میفهمم.
وقتی میخوای منو معرفی کنی، میشه یادت نره بگی
«برنده دو جایزه اسکار» قبل از اینکه بگی Reef Hawk؟
حتماً. خودمم برنامهام همین بود.
یعنی، فکر کردم موضوعِ مهمیه. حتماً رفیق.
آره. یعنی، من…
من حتی هیچوقت اینو نمیگم. فقط اینکه گاهی وقتا
مردم فراموش میکنن.
کی فراموش میکنه؟
تو محبوبترین ستاره سینمای دنیایی.
من فقط افتخار میکنم که تو رو تو برنامهام دارم.
- این برات مثل آب خوردن خواهد بود. - ممنون رفیق.
سلام. چطوری؟
ما بهترین دوستهای Reef از دوران دبیرستانیم،
ولی، خب، زندگیِ خودمون رو هم داریم.
- فقط اینجاییم که ازش حمایت کنیم، آره. - اینجاییم واسه حمایت.
ولی، گوش کن، تو خیلی لعنتی جذابی.
- آره. - دیگه بسه.
نمیخوام خیلی فنبازی دربیارم. آمادهای؟
آره، بزن بریم.
بزن بریم.
- بیایین یکی ضبط کنیم. - یکی راه میندازیم. شروع میکنیم.
سه، دو، یک.
امشب دارم با کسی مصاحبه میکنم که هیچوقت فکر نمیکردم مصاحبه کنم.
دارم در مورد یه اسطوره حرف میزنم، یه آیکون، دیگه چی میشه گفت؟
Reef Hawk اومده اینجا.
خوش اومدی.
اوه، صبر کن. ببخشید، خراب کردم.
بخش اسکار رو یادم رفت. متاسفم.
بچهها، باید دوباره انجامش بدیم.
- بابتش معذرت میخوام. - نه. اوه نه.
- ما این تیکه رو کات نمیکنیم. - نه، نه، نه.
نه، ما از اول شروع نمیکنیم.
مردم توی خونه باید اینو ببینن.
همین الان بهت بگم، اگه من روزی اونقدر از همهجا بیخبر باشم
که بخوام یه شروعِ برنامه رو بهخاطر اینکه جایزهام رو نگفتی دوباره ضبط کنم،
برادر، ما مشکلات خیلی بزرگتری داریم.
مردِ من. مردِ من.
ببین، واسه همینه که دنیا عاشقتِ، رفیق.
Reef Hawk واقعی. این فوقالعادهست.
Reef Hawk، آمادهای؟
- ما که از قبل شروع کردیم. - آره، همینطوره.
- باید بریم. - خیلی خب. عزیزم، عزیزم.
میدونم که مردمینمایی با عوامل رو دوست داری،
ولی اگه از اینجا نریم، میخوریم به ترافیک وحشتناک.
مردمینمایی چیه؟
م-ر-د-م-ی.
مردمینمایی (MOPing).
این در واقع خیلی لعنتی بامزهست، رفیق.
- ممنون. - آره، باید راه بیفتیم.
خیلی خب، میتونم یه لحظه با شماها حرف بزنم؟
- حتماً. هی، بچهها. - آره.
- خیلی ممنون. - حله.
- ممنون. - خداحافظ.
کسی دید که اون پیرمرد جذاب داشت با چشمهاش منو میخورد؟
- چی؟ - خیلی جدیم.
اونقدر واضح و علنی بود که تقریباً میخوام، مثلاً، یه یادداشت اعتراضی بنویسم.
- واقعاً؟ - ولی ازش خوشم اومد.
- Reef. - Reef.
- Reef. Reef. - چیکار میکنی؟
ما اونها رو نمیشناسیم.
اونا ممکنه واقعاً برن آنلاین و بگن که من داشتم، مثلاً،
فیلم بازی میکردم یا مردمینمایی میکردم یا هر توهین دیگهای که گفتی،
و بعد مردم فکر میکنن که من اینجوریم.
- باشه. - باشه.
- پس… - «پس»؟
اون میتونه یه فاجعه لعنتی باشه.
- Reef، آروم باش، رفیق. - آره.
- رفیق، یه نفس عمیق بکش، باشه؟ - یه نفس عمیق بکش.
فقط این که…
فقط این که تو--
فقط این که این روزها همیشه زیر نظر هستی و دیده میشی.
- آره. - همه جا.
آره. آره، آره. واقعاً عجیبه.
واقعاً عجیبه.
باشه، ولی، عزیزم، تو فقط باید--
- اشکالی نداره. - آره.
ببین، این… این برای تو وضعیتِ واقعاً استرسزایی بود.
- آره. - پس فقط یه نفس عمیق بکش.
- همهچیز خوبه. - متاسفم، باشه؟
- آره. - من… داشتم احمقانه رفتار میکردم
- و سعی میکردم بامزه باشم، و… - آره.
- نه، من متاسفم. - نه، لطفاً.
- امروز خیلی اضطراب دارم. فقط… - حتماً.
- خیلی بزرگ بود. - تقصیر من بود.
- لازم نیست این کار رو بکنی. - نه، بیخیال.
- عاشقتونم بچهها. - بیا اینجا.
- تو ما رو دوست داری. - تو ما رو دوست داری.
- عاشقتونم بچهها. - ما هم دوستت داریم.
راستی، عالی بودی.
- وای، خدا. اون طرفدارته. - همهچیزهایی که نیاز داشتی رو گرفتی.
آره؟
لعنتی.
- سلام. - عزیزم، منم، Ira.
یه مشکلِ خیلی لعنتی داریم.
گند بالا اومده. واقعاً گندش دراومده.
یه کابوسِ لعنتیِ تمامعیاره.
فردا ساعت ۱۰:۳۰ صبح میام اونجا.
به دستیارم میگم به دستیارت سفارش صبحونهام رو پیامک کنه.
بهش التماس کن که برام خرابش نکنه.
چیزی روی صورتم هست؟
- آره. - هست؟
- آره. - وای خدای من. این واقعاً خجالتآوره.
- خدایا! - Ira، بهم بگو چه گندی بالا اومده.
یه ویدیو هست.
لعنت به این زندگی.
- توش چیه؟ - هیچ ایدهای ندارم.
فکر میکردم هر چیزی که لازم بود رو دفن کردی
بدون اینکه به دست مردم برسه.
وقتی پنج سال پیش پاک شدم، زندگیام رو تغییر دادم.
و خدا رو شکر که این کار رو کردی. ولی از وقتی از بازی دور بودی،
همهچیز عوض شده.
واسه ثبت در تاریخ، تو بهترینِ تاریخ هستی. بهترینِ تاریخ واقعی، عزیزم.
تو بهترین کسی بودی که تا حالا کار کرده. به خدا قسم.
بدم میاد بگم، ولی خوبه که دوباره توی این زمین لعنتی باهات برگشتم.
ما قبلاً توی این خیابونها بودیم
بتنهای لعنتی رو میشکستیم، دستهامون رو کثیف میکردیم.
هالیوود اون سوراخِ افتخارِ لعنتیِ ما بود.
این بچههای امروزی، نمیدونن ما چطوری کار میکردیم.
تو، من، Rourke، اون کوچولو Chucky Sheen،
Stephen Hawking، میدونی، اون گروه Pussy Posse اصلی؟
شما پسرها حسابی مشغولم کردین، مگه نه؟
نمیتونی این رو مثل همیشه غیبش کنی؟
نمیتونم، عزیزم. اینترنت همهچیز رو عوض کرد.
میدونم وحشتزدهای،
و ما قبلاً اینجور گندها رو با یه کیف پول تو یه روز یا دو روز جمعوجور میکردیم.
دیگه اونجوری نیست.
میتونی بهم پیام بدی یا زنگ بزنی
بیست و چهار ساعت شبانهروز، درست مثل قدیم.
به جز سهشنبهها از ساعت ۳ بعدازظهر تا حدود ۱۰ شب.
سهشنبهها چه خبره؟
کارهای شخصی. نگرانش نباش.
چی؟
حالت خوبه؟
باید اینجا باشم؟
نمیتونم منتظر بمونم تا کارت تموم شه؟
عزیزم، شدیداً محدودیت زمانی دارم.
راستی،
- من عاشق این کاغذدیواریِ گیطور هستم. - ممنون.
Xander همه آثار هنریِ خونه رو خریده.
No comments yet. Be the first to leave one.