200 บรรทัดแรก
...آنچه گذشت
خدایان تو رو برگزیدن
به سلامتی آیوار بیاستخوان !شاهِ جدید کتگات
شاه آیوار - رولو -
کجا میتونیم بریم؟
آیوار حتماً تا آخر دنیا هم دنبالمون میاد
براتون پیشِ پادشاه اثلولف
پادرمیونی میکنم
اما ازتون میخواد که براش بجنگید
بیاید انجامش بدیم بیاید بریم انگلستان
اُسقف کلیسای مقدس باید مُجرد باشه
نمیتونم رابطهمون رو تصدیق کنم
!اون به ما دروغ گفت
اگه این سرزمین خدایانـه
پس اونا کجا رفتن؟
اونا از دست فلوکی عصبانیان !که ما رو آورده اینجا
فقط میخوایم که ما رو به ملاقات پدرتون ببرید
پدرِ من، فوت کرده
.:: ترجمه و زیرنویس: هادی ::. :: Hadi Es ::
وایکینگها فصل پنجم قسمت دوازده
بهم گفته بودن که اون مُرده
که توی یورک کشته شده
بنظر میرسه که پسرهای رگنار باهمدیگه وارد جنگ شدن
هیگموند رو هم مجبور کردن که درکنار اونا بجنگه
اون درمیان کافرها زندگی کرده
بنظرت اون تغییر کرده؟
اون رو بیارید اینجا
!اُسقف هیگموند رو بیارید اینجا
بانوی من
سرورم
بلندشو، اُسقف هیگموند
شما در اسارت به سر میبردی
بله، من در جنگ بزرگ بین پسرهای رگنار جنگیدم
یکی از پسرها به اسم آیوار، بیاستخوان پیروز میدان شد
من آیوار رو میشناسم
اون با رگنار لاثبروک به اینجا اومد
وقتی که یه پسر بچه بودم باهاش بازی کردم
و با این حال، تو با پسرهایی که شکست خوردن برگشتی؟
بله
چرا؟
سرورم؟
چرا اونا به اینجا اومدن؟
بهشون پیشنهاد دادم که تحت محافظت من خواهند بود
بهم ثابت شد که گول زدن آدمها چقدر راحته
!یه نگاه به ما بنداز
با پای خودمون مستقیم اومدیم تو تله
اُسقف هیگموند به ما خیانت کرد
نمیتونم اینو باور کنم
دیگه چجوری میخواست به خونه برگرده، هان؟
اون یه کشتی لازم داشت
یه خدمه لازم داشت
ما هم هر دوتاش رو بهش دادیم
تصورش رو بکن وقتی شاه آلفرد
سرمون رو به ساکسون ها نشون بده چقدر مشهور میشه
و بهترین بخشش هم اینه که ما سرمون رو !دودستی توی کاسه تقدیمش کردیم
هنوز نمیتونم باور کنم که اون بهمون خیانت کرده
و منم نمیتونم باور کنم لاگرثای مشهور ثابت کرد که
عشق چشمشو کور کرده
خب، عشق هیچوقت چشمتو رو کور نکرده
مگه نه، بیورن؟
اینجا جاییـه که رگنار زندانی شد و بهش خیانت شد
و حالا ما هم اینجا میمیرم
مایلم که به سلامتی اسقف هیگموند بنوشیم
تازیانهای بر وایکینگها و مرد خدا
اُسقف هیگموند
ای خدایان
چرا تصمیم گرفتید که دوباره از جونم بگذرید؟
متوجه نمیشم
این یه شوخیـه؟
زجر کشیدنِ من شما رو سرگرم و خوشحال میکنه؟
چه کار خوبی میتونم برای این آدمها انجام بدم؟
من خیلی تلاش کردم تا کاری کنم که بتونن ببینن
اما چشمهای اونا نمیبینه
چرا جوابم رو نمیدید؟
چرا مثل دفعه قبل خودتون رو بهم نشون نمیدید؟
شاید هیچوقت خودتون رو نشون ندادید
شاید هیچوقت خودتون رو نشون ندادید
!بلند شید
!تکون بخور
!تکون بخور
من میدونم که شما کی هستید
من اونقدرا هم احمق نیستم که متوجه نشم
شما چقدر میتونید برای پادشاهی من مفید باشید
اگه مایل باشید که درکنار ما
علیه ارتشهای هم وطنان خودتون بجنگید
ممکنه اینکار رو انجام بدیم
به شرطی که تو بهمون اجازه بدی
تا توی بخشی از انگلیای شرقی که شاه اکبرت بهمون داد مستقر بشیم
تمام قصد و تلاشم اینه که
وعدهها و قولهای پدربزرگم رو عملی کنم
اما شما باید اول ارزش و وفاداریتون رو نسبت به آرمانِ مون
توی جنگ به ما ثابت کنید
اون زمین قانوناً مال ماست
ما پیشنهادت رو قبول میکنیم
خوشحال شدم
این اُسقف هیگموند بود که این راه حل رو پیشنهاد داد
که بنظر من خیلی هم هوشمندانهست
پس، تا زمانی که ما با همدیگه دوست و متحد هستیم
میتونید هر طور که مایلید از عمارت سلطنتی من استفاده کنید
خدمتکاران من خدمتکاران شما هم هستن
آشپزخانهها و سرداب های من در اختیار شماست
ما علیه شما جنگیدیم
و حالا درکنار یکدیگر خواهیم جنگید
میدونم که اگه پدربزرگم شاه اکبرت هم اینجا بود، موافقت میکرد
چونکه میدونم چقدر شاه رگنار رو دوست داشت
میتونم بهشون اعتماد کنم؟
شما میتونید به لاگرثا اعتماد کنید
اعلیحضرت، یه مسئله کوچیک دیگه هم هست
بله؟
مایلم منصب اُسقفیم رو بهم برگردونید
میخوام یه بار دیگه اُسقف هیگموند شربورن بشم
سرورم، از اونجایی که ما فکر میکردیم شما مُردید
پادشاه مجبور شدن
جایگزینی برای مقام اُسقفی منصوب کنن
و شما چه کسی رو منصوب کردید؟
دوستِ بزرگوارتون لُرد کاثرد
لُرد کاثرد کشیش نیست
اما ایشون حامی رژیم ما هستن
برای همین !مستحق ترفیع بودن
!و با این حال من نمُردم
پس میتونید انتصابشون رو باطل کنید
از بعضی جهات، ای کاش میتونستم
لُرد کاثرد الانشم اشتهای خودش رو نسبت به
جنگیدن برای قدرت کشیشی نشون داده
اما متأسفانه من هنوز به اندازه کافی قدرت ندارم
که ایشون رو برکنار کنم اونم مخصوصاً بخاطر شما
چرا مخصوصاً؟
تا الان دیگه همه با خبر شدن
که شما در نبرد علیه کافرها کشته نشدید
بلکه بهشون ملحق شدید
چاره دیگهای نداشتم
بزرگترین مدافع مسیحیت
نه به نام پروردگارمون بلکه به نام خدایان کافرها جنگیده
من همونی هستم ...که همیشه بودم
جنگجوی مسیح روی زمین
و برای او میجنگم
برای هرجا و هرکسی که خودش انتخاب کنه
من حرفت رو باور میکنم
اما، افسوس که تعداد زیادی هستن که باور نمیکنن
و شما باید خودتون رو به اونا ثابت کنید
قبل از اینکه دوباره شما رو شاهزادهی کلیسای مقدسمون کنم
!مردمِ من !مردم عزیز من
من این زن رو به عنوان همسر جدیدم انتخاب کردم
اسمش فریدیسـه و به زودی همهی شما اونو به عنوان
!ملکهی جدید کتگات خواهید شناخت
همهی اینا مربوط به پادشاهیـه
اون زن میگیره وارث بدنیا میاره
و بعدش، از نظر اون کتگات برای همیشه مال اون خواهد بود
نقشه خوبیه
فقط یه مشکل کوچولو داره
چه مشکلی؟
اون نمیتونه بچهدار بشه
اون بی استخوانه
آره
باشد که خدایان به خوشبختی شما لبخند بزنن
فکر کنم وقت خوابت باشه هیتسرک
میدونی چیه؟
!تو به خدایان بی احترامی میکنی
چی؟
!خدایان منو دوست دارن خودت که اینو میدونی
من تو رو میخوام
نه
اینکارو نکن
خودت میدونی که نمیتونم
تو میتونی هرکاری انجام بدی
بهم اعتماد کن
...فریدیس
آیوار
آیوار، گوش کن چی میگم
برای من تو یه خدایی
برتر از همهی انسانها
برتر از بقیهی دیگه
خدایان تو رو خلق کردن
آیوار
آیوار
همونطوری که دوستت دارم دوستم داشت باش
اونوقت بچهی تو رو بدنیا میارم
بچهت رو بدنیا میارم
خدایان هیچوقت از انسانها بچهدار نشدن
تو اشتباه میکنی
اودین از ریند صاحب یک پسر شد
اون پسر اسمش والا بود
کسی که هود رو بخاطر انتقام گرفتن از قتل بالدور کشت
تو یه خدا هستی
یه خدا
تنها کاری که باید بکنی اینه که باور داشته باشی
با خون تو برات یه بچه بدنیا میارم
یه پسر
...و اون هم یه خدا خواهد بود
مثل تو
و اون مظهرِ عشق من
همیشه در کنارت خواهد بود
در زمان صلح و جنگ
و در زمان خیانت
جنابِ هیگموند
برادر مسیحی
بیا همدیگه رو بغل کنیم و از خداوند بخاطر برگشتت تشکر کنیم
جناب کاثرد
...چقدر عجیبه که شما رو روی همچین
سکوی مقدسی میبینم
No comments yet. Be the first to leave one.