The Bear

The Bear

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 3

ข้อมูลรุ่น

The Bear S03E08 720p HULU WEBRip x264-GalaxyTV
ความคิดเห็นโดย Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2024-06-27
ดาวน์โหลด: 187
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫- به پیت زنگ بزن. ‫- تماس با پیت

‫تماس شما به یک پیامگیر خودکار وصل...

‫لعنتی

‫نه، نه، نه

‫به سیدنی زنگ بزن

‫تماس با سیدنی

‫تماس شما به یک...

‫پیامگیر خودکار وصل شد

‫- به کارمی زنگ بزن ‫- تماس با کارمی

‫- تماس شما به یک... ‫- چه مرگته، کارمی؟

‫هیچوقت گوشی وامونده‌تو جواب نمیدی

‫به مارکوس زنگ بزن

‫- تماس با مارکوس. ‫- زود باش، زود باش

‫- ۳۴۹۷ ‫- لعنتی. کثافت

‫به ریچی زنگ بزن

‫- تماس با ریچی ‫- لعنتی!

‫- سلام ‫- در دسترس نیست

‫چی؟

‫لطفا پیام خود را ضبط کنید

‫- وقتی پیام تمام شد... ‫- لعنت بهت!

‫یا یک را برای گزینه‌های بیشتر فشار دهید

‫خدای من. باشه. به کلیر زنگ بزن

‫- تماس با بر ‫- نه! به کلیر کوفتی زنگ بزن!

‫تماس با بر

‫به کلیر کوفتی زنگ بزن

‫- تماس با بر ‫- نه

‫خدایا. خواهش می‌کنم، لطفا

‫- هی، برو به جهنم! ‫- ببخشید. شرمنده

‫لعنت بهت، ماشین آشغال!

‫لعنتی

‫خدایا...

‫خدای من

‫به مامان زنگ بزن

‫تماس با مامان

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫باشه

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫- عزیزم. عزیزم، عزیزم! ‫- ای کثافت

‫- عزیزم، من همینجام! عزیزم! ‫- خدایا، نه، نه، نه

‫- وایستا. وایستا، آروم باش، مامان ‫- نه. خیلی عالیه!

‫- دوستت دارم. آروم باش. تو رو خدا ‫- باید نفس عمیق بکشی

‫- آروم. آروم باش! آروم ‫- عزیز دلم، باید نفس عمیق بکشی. آرومم

‫- باید نفس عمیق بکشی. ‫- دارم نفس می‌کشم

‫- فاصله بین انقباض‌هات چقدره؟ ‫- نمی‌دونم

‫لطفا خونسرد باش. دارم نفس می‌کشم، مامان

‫- نه، اینطوری نفس بکش ‫- نفس می‌کشم

‫نه. مامان، دارم نفس می‌کشم

‫چی کار می‌کنی؟

‫- اینطوری نفس بکش ‫- خدای من، مامان

‫- دارم نفس می‌کشم لعنتی! ‫- هی! هی

‫- ناتالی، سر من داد نزن ‫- خدای من

‫سه بار اینو تجربه کردم، باشه؟

‫- لطفا. نه ‫- کارمو بلدم

‫- لطفا، این کاراتو بس کن. باشه ‫- باید نفس بکشی

‫مامان، نیاز دارم بچه آروم بشه....

‫و در محیطی به نسبت عادی باشه...

‫که می‌دونم واقعا برای ‫تو یکی بیگانه و عجیبه

‫ولی بهت التماس می‌کنم ‫که برای این لحظه بسیار خاص...

‫خواهش می‌کنم، به خاطر مادر ‫وامونده خود مسیح هم که شده...

‫خونسرد باش، خدا لعنتت کنه

‫- باشه. باشه ‫- ممنونم

‫باشه

‫- چی کار می‌کنی، مامان ‫- راهنماییت می‌کنم

‫- راهنمایی؟ ‫- یه راهنمایی ساده. باید نفس بکشی، ناتالی

‫- نه، بیشتر بهم استرس میده! ‫- بله، باید نفس بکشی

‫- نه، آرومت می‌کنه ‫- خدایا. نه، آرومم نمی‌کنه!

‫- آره. آرومت می‌کنه. نفس بکش ‫- بس کن! آرومم نمی‌کنه

‫- داری منو می‌بینی! آروم نیستم! ‫- آروم میشی

‫- نفس بکش. ‫- نه! بس کن!

‫- باشه، داری کاری می‌کنی بالا بیارم ‫- نه. نه!

‫- کاری نمی‌کنم بالا بیاری ‫- خدایا

‫- زایمان کاری می‌کنه بالا بیاری ‫- ای لعنت عیسی مسیح بهت!

‫- عزیزم، نفس بکش. بهم اعتماد کن ‫- لطفا، بس کن

‫- لطفا، بس کن! ‫- نفس بکش

‫دارم نفس می‌کشم، لعنتی

‫اگه نمی‌کشیدم زنده نبودم

‫خفه خون بگیر!

‫ولی اینطوری انجام نمی‌شد

‫اون موقع اینطوری نبود

‫خب، ما اصلا دکترهامونو نمی‌شناختیم

‫می‌دونی؟ چند تا مرد ‫بودن که یه چیزایی می‌گفتن

‫هیجانزده بودم؟

‫خیلی زیاد. نمی‌تونستم...

‫خیلی دلم بچه می‌خواست

‫می‌دونی؟ می‌خواستم...

‫یکی اونطور که می‌خوام دوستم داشته باشه

‫می‌دونی اون همه مادر آشغال تو جوئل...

‫با کالسکه‌هاشون راهرو رو بند اورده بودن

‫می‌دونی جینا بهم چی گفت؟

‫جینا بهم گفت...

‫به شکمم نگاه کرد و بهم گفت...

‫می‌دونی، دونا...

‫کلی بچه خوب چینی هست، عزیزم

‫خب، می‌تونی فکرشو بکنی؟

‫باورت میشه که چنین حرفی بهم زد؟

‫خیلی بامزه بود، خدا بیامرزدش

‫اون موقع دو ماه مونده بود ‫تا مایکل رو به دنیا بیارم

‫زنیکه عوضی

‫مامان، میشه دوباره به پیت زنگ بزنی؟

‫نه، نه، نه. زنگ زدم

‫زنگ زدم. قبل از اینکه بگی زنگ زدم

‫نه، نه. بهش زنگ زدم. ‫براش پیام گذاشتم

‫گفتم که کجاییم...

‫و من اینجام و همه چیز مرتبه، پس...

‫باشه

‫همه چی خوبه

‫- ممنونم ‫- خواهش می‌کنم

‫بهت گفتم که پیاده تا بیمارستان رفتم؟

‫- عجب. ‫- آره، آره، تا زایمان کنم

‫- پیاده تا بیمارستان رفتم ‫- عجب

‫باشه، ناتالی برزاتو؟

‫- بله ‫- آره

‫می‌تونی تایید کنی ‫که تاریخ تولدت ۱۱/۱۰/۸۸ ـه؟

‫درخواست کمک برای بخش ۱۷

‫بعد از رسیدگی به ۲۴ من میرم

‫آره. و شوهرم داره میاد

‫ایشون مامانمه، دونا

‫- سلام، سلام ‫- سلام، دونا

‫باشه، ناتالی. ‫برنامه زایمان داری؟

‫آره، طبیعی باشه

‫و ترجیح میدم از تنقیه جلوگیری بشه...

‫یا زیاد از حد موهای زائد تراشیده نشه

‫چه ناجور

‫مامان

‫چیه؟ ببخشید. واقعا حال بهم‌زنه

‫می‌خوام در حال زایمان...

‫بتونم بچرخم و جامو عوض کنم

‫و میشه نور این چراغ‌ها رو کم کنیم؟

‫- آره، میشه ‫- باشه، عالیه

‫- و موسیقی دارین؟ ‫- بله

‫باشه. فقط می‌خوام نور چراغ‌ها کم بشه...

‫و موسیقی گوش کنم، می‌دونی؟

‫- آره ‫- یه آهنگ خوب...

‫تا بچه در یه فضای خیلی ‫خوب به دنیا بیاد و...

‫می‌دونی دیگه

‫باشه، پس مسکن نزنیم؟

‫- نه ‫- باشه

‫- ناتالی. ناتالی ‫- مامان. نه. بس کن

‫چی؟ ببخشید

‫- عقل کوفتی‌تو از دست دادی؟ ‫- خدای من

‫- شروع نکن، مامان. ‫- عقل کوفتی‌تو از دست دادی؟

‫چرا نمی‌خوای ببینی ‫تحمل درد رو دارم یا نه؟

‫- نمی‌دونم قراره چی بشه ‫- من می‌دونم چی میشه

‫- واقعا؟ جدی میگی؟ ‫- آره. آره

‫- سه بار این کار رو کردم ‫- ببخشید، آره

‫و چهار ساعت کوفتی داشتیم...

‫به همین حرفهات گوش می‌کردیم

‫باشه. میشه همه چی رو بررسی کنی؟

‫- من فرصت نکردم. مرسی ‫- آره. شما دو تا آب می‌خواین؟

‫بله. خیلی خوب میشه چون این قهوه...

‫راستش، میشه قهوه رو ببری؟

‫چون، جدی میگم، سرد شده

‫- آب رو ترجیح میدم. ممنونم ‫- مرسی

‫- بله. آب خیلی خوبه ‫- الان برمی‌گردم

‫- ممنونم. ‫- مرسی

‫- ممنونم. مهربونن. ‫- آره

‫- خیلی دوست‌داشتنین ‫- آره، بامزه و جوونن

‫- باشه، میشه بس کنی؟ ‫- خب، نه

‫ولی تو...

‫ممنونم. خیلی کمکم می‌کنی

‫- ممنونم ‫- آره. خواهش می‌کنم

‫دستت درد نکنه

‫- بله. ممنونم، مادر ‫- خواهش می‌کنم

‫فقط سعی دارم کمک کنم

‫آره

‫- مامان؟ ‫- چیه؟

‫نمی‌خوام کرخت باشم

‫اینقدر بده؟

‫عزیزم، می‌دونی چیه؟

‫ناتالی، هر کاری می‌خوای بکن

‫فقط به عنوان کسی که ‫این تجربه رو داشته بهت میگم...

‫که تمام این مدت مثل ‫چی باید درد بکشی

‫باشه

‫ولی هر کاری می‌خوای بکن، عزیز دلم

‫- مراقبت هستم. جدی میگم. ‫- ممنونم. مرسی

‫یه جا خوندم خوب میشه اگه...

‫- کنترل تمام بدنت رو داشته باشی... ‫- شکی نیست

‫و مسکن‌ها گاهی کار رو ‫به سزارین می‌کشونن...

‫- و من... ‫- می‌دونی؟ هر کاری می‌خوای بکن

‫ولی اگه بد بشه...

‫و تصمیم بگیرم که این کار رو بکنم ‫بهشون میگم که...

‫- آره، آره ‫- بهشون میگم مسکن بزنن و...

‫- آره. آره، هر چی تو بخوای ‫- باشه

‫- ممنونم ‫- خواهش

‫می‌دونی چیه؟

‫- چیه؟ ‫- لپت لک شده

‫میشه پاکش کنم؟ ‫نمی‌خوام از دستم عصبانی بشی

‫- پرخاشگر منفعل نباش ‫- نیستم

‫هر بار که می‌خوام یه کاری بکنم، میگی بس کن

‫- میشه این لک رو از روی لپت پاک کنم؟ ‫- باشه. باشه. اجازه داری

‫- الان. نمی‌دونم ‫- فقط...

‫شاید لک قهوه‌س. نمی‌دونم

‫- باشه، ممنونم. مرسی ‫- پاک شد

‫خواهش می‌کنم

‫خدایا

‫ای کاش می‌تونستم ‫قولنج پشتمو بشکنم

‫- پیر نشو ‫- خوبی؟

‫- آره، آره. خوبم ‫- می‌خوای یه کم...

‫نه، نه، نه. نگران نباش

More Farsi Persian subtitles for The Bear

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left